مقدمه :

مردم برای تامین سرپناه و بیان احساسات خود نیاز به خانه دارند . زیرا خانه فضایی مانوس فراهم   می کند تا افراد به راحتی در آن زندگی کنند . مردم می خواهند قلمرویی داشته باشند که صرفا مختص آنها باشد . و ایده آل این است که خانه با طبیعت اطراف خود یا طبیعت مصنوع پیرامون خویش هماهنگ باشد.  خانه بخش کوچکی از دنیای بزرگ است اما برای مردمی که در آن زندگی  می کنند خانه می تواند تمام دنیای آنها باشد. خانه کار ، ماشین ، پوشاک ، کلکسیون ، کارهای هنری فضای خواب و استراحت آنها را در خود جای می دهد.

اقلیم استان مازندران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موقعیت و وسعت :

استان مازندران از شمال به دریای مازندران، از جنوب به استان های تهران، سمنان و قزوین ، از غرب به استان گیلان و از شرق به استان گلستان محدود است.قسمت جنوبی مازندران کوهستانی و شمال آن جلگه ای و ساحلی است. مساحت آن 3/24091 کیلومتر مربع و 46/1 درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است.

جغرافیای طبیعی

استان مازندران به دلیل همجواری با دریای خزر، منطقه ای با رطوبت زیاد بوده و این رطوبت به دلیل ارتفاعات البرز در جنوب آن بارندگی های نسبتاً زیاد منطقه را موجب می گردد.

استان مازندران به سبب برخورداری از شرایط مناسب اقلیمی واجد رودخانه های دائمی فراوانی است. میزان آبدهی رودها در تمام طول سال یکسان نبوده و دوره کم شدن دبی رودخانه ها معمولاً از اواخر فروردین شروع و تا مرداد ماه ادامه می یابد. کلاً بیش از 20 رودخانه بزرگ و کوچک در استان مازندران جاری است که پس از جریان یافتن از ارتفاعات البرز گذشتن از جلگه مازندران وارد دریای خزر می شوند.

 

ناهمواری ها :

سلسله جبال البرز همچون سدی رفیع مازندران را به دو قسمت جلگه ای و کوهستانی تقسیم نموده و آن را از قسمت داخلی ایران جدا می سازد. قسمتی از البرز غربی و تمام البرز مرکزی و بخشی از البرز شرقی در محدوده این استان قرار دارد و شیب زمین از منطقه کوهستانی به سوی جلگه و دریا کاهش می یابدو سلسله جبال البرز دارای رشته کوه های فرعی است که از جنوب به شمال و یا به موازات دریا کشیده شده است. از مرتفع ترین قلل مازندران می توان ( بادله کوه) ( کوه چنگی ) و ( کوه سفید ) را در شهرستان ساری نام برد. مرتفع ترین قللی که به موازات دریا کشیده شده عبارتند از ( تخت سلیمان ) با بیش از 4000 متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب شرقی شهرستان تنکابن و ( قله شور ) ( کلارآباد ) و ( سیاه سنگ ) در شهرستان نوشهر .

آب و هوا :

آب و هوای مازندران با توجه به وجود دریا، کوه و جنگل به دو نوع معتدل مرطوب و کوهستانی تقسیم می شود. آب و هوای معتدل و مرطوب : وجود دریای مازندران و رشته کوه های البرز و نزدیکی این دو مظهر طبیعت به یکدیگر در نواحی جلگه ای تا کوهپایه های شمالی البرز، آب و هوای معتدل و مرطوب را به وجود آورده است، تابستان های آن به ویژه در سواحل دریا، گرم و مرطوب است. زمستان های این نواحی معتدل و مرطوب و به ندرت یخ بندان می شود.
آب و هوای کوهستانی شامل آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای سرد کوهستانی است. دوری از دریا و افزایش تدریجی ارتفاع در اراضی جلگه ای، تغییرات خاصی را در آب و هوای این استان پدید آورده است. به طوری که در ارتفاعات 1800 تا 3000 متری ، آب و هوای معتدل کوهستانی با زمستانی های سرد و یخ بندان طولانی و تابستان های کوتاه و معتدل وجود دارد.در ارتفاعات بالای 3000 متر که دمای هوا به شدت پایین می آید، دارای زمستانی هاس سرد همراه با یخ بندان طولانی و تابستان ها کوتاه و خشک است. در این نواحی هوا غالبا" برفی است و در ارتفاعات مهم چون تخت سلیمان و دماوند یخچال های کوهستانی و طبیعی ایجاد شده است. میانگین میزان ریزش باران در این استان کمتر از گیلان است.
منابع آب :

دریای مازنداران بزرگ ترین دریاچه جهان این دریا با وسعتی حدود 438000 کیلومتر مربع ، بزرگترین دریاچه جهان به شمار می رود. و در بین کشورهای ایران، روسیه ، ترکمنستان ، قزاقستان و آذربایجان واقع شده است. سطح آب این دریاچه در اعصار گذشته بالاتر از سطح دریاهای آزاد بوده است.087/0 از آب رودخانه های ولگاو اورال در روسیه 07/ 0 رودخانه های سواحلی غربی و 5/0 رودخانه سواحلی جنوبی در ایران به این دریا می ریزد . حجم آب دریای مازندران 79319 کیلومتر مکعب است. این دریاچه یکی از میدان های وسیع و غنی نفتی جهان است.

- توده هوای آرکتیکی قاره ای (cA ) با منشا اسکاندیناوی که بعد از عبور از روی اروپا و از دست دادن رطوبت مجددا از دریای سیاه کسب رطوبت کرده واز طریق ترکیه وارد نوار شمالی کشور می شود .

 

آب و هوای استان مازندران
استان مازندران را بر اساس خصوصیات دما و بارش و توپوگرافی منطقه می توان به دو نوع آب و هوای معتدل خزری و آب و هوای کوهستانی تقسیم کرد . آب و هوای کوهستانی خود بر دو نوع معتدل کوهستانی و سرد کوهستانی می باشد .

1- آب و هوای معتدل خزری :
این نوع اقلیم جلگه های غربی و مرکزی استان تا کوهپایه های شمالی البرز را شامل می شود . در این نواحی به دلیل کمی فاصله کوهستان و دریا رطوبت تجمع می یابد که بعنوان پیامد آن می توان بارش های قابل ملاحظه و دمای معتدل را ذکر کرد .
میانگین بارندگی سالیانه در نوار ساحلی استان برابر با 977 میلیمتر است. توزیع مکانی آن از غرب به شرق با کاهش همراه است در حالیکه توزیع زمانی آن وضعیتی کمابیش منظم دارد ( حداکثر بارندگی در پائیز و حداقل آن در بهار اتفاق می افتد ) .
در بررسی پارامتر درجه حرارت نیز مشاهده می شود که به دلیل رطوبت نسبی بالا و زیاد بودن تعداد روزهای پوشیده از ابر ، دمای هوا معتدل و دامنه دمایی محدود می باشد که این وضعیت منجر به تابستانهای گرم و مرطوب و زمستانهای معتدل با یخبندانهای اتفاقی می گردد .

2- الف) آب و هوای معتدل کوهستانی :
با افزایش تدریجی ارتفاع از اراضی جلگه ای به سوی دامنه های شمالی ارتفاعات البرز و فاصله از دریا ، تغییرات خاصی در آب و هوای استان پدیدار می گردد. در نوار ارتفاعی 1500 تا 3000 متر ، شرایط آب و هوایی کوهستانی حاکم است که از ویژگیهای آن می توان کاهش میزان بارندگی سالیانه وهمچنین کاهش متوسط درجه حرارت ماهانه را ذکر کرد . علاوه بر آن زمستانهای سرد همراه با یخبندانهای طولانی و تابستانهای کوتاه نیز از دیگر مشخصات این اقلیم است .

2- ب) آب و هوای سرد کوهستانی :
در نوار ارتفاعی بالاتر از 3000 متر که شامل قلل کوهستانهای دامنه شمالی البرز می شود ، دمای هوا به شدت کاهش یافته و یخبندانهای طولانی ایجاد می شود . در این مناطق ریزش ها غالبا به صورت برف است که در دوره طولانی سرد سال روی هم انباشته شده و تا اواسط دوره کوتاه گرم سال نیز دوام دارند . در همین مناطق و در قله کوههای دماوند ، علم کوه و تخته سلیمان شرایط ایجاد یخچالهای کوهستانی و انباشت دائمی برف فراهم شده است .
 

توده هواهای موثر بر آب و هوای مازندران
موقعیت جغرافیایی ویژه استان مازندران بعنوان یکی از استانهای ساحلی دریای خزرسبب شده است که در طول سال از اثرات آب و هوایی همسایگانی چون سرزمین پهناور سیبری ، دریای مدیترانه و دریای خزر و فلات مرکزی ایران بهره مند شود . در طول فصول مختلف سال توده های هوای متعددی وارد استان میشوند که عمده ترین آنها به قرار زیر میباشد :

الف) دوره سرد سال :
- توده هوای قطبی قاره ای (cP) که ورود آن به استان از طریق گسترش زبانه سیستم پرفشار سیبری بر روی شمال شرق کشور می باشد . این توده هوا سرد و خشک بوده و با عبور از روی دریای خزر ضمن جذب رطوبت و گرما ناپایدار گشته و سبب بارشهای قابل توجه بویژه در فصل پاییز ( بدلیل اختلاف زیاد دمای آب با دمای هوا ) در استان می شود . شدت این بارندگی بدلیل طولانی بودن مسیر حرکت توده هوا بر روی دریا در غرب استان بیشتر از سایر قسمتهای استان میباشد .
- توده هوای قطبی دریایی تعدیل یافته (mP ) با منشا اقیانوس اطلس که بعد عبور از روی جنوب اروپای شرقی از طریق دریای سیاه به شرق دریای مدیترانه وارد و سپس از طریق ترکیه از سمت شمال غرب وارد ایران می شود .

ب) دوره گرم سال :
- توده هوای حاره ای دریایی تعدیل یافته (mT ) با منشا آزورس (جزیره آزورس در اقیانوس اطلس ) که بعد از عبور از روی دریای مدیترانه و جنوب اروپا ، به شمال کشور وارد میشود و گاهی نیز از طریق شمال آفریقا و عربستان ، نواحی جنوب و مرکز ایران را مورد تهاجم قرار میدهد و به شمال نیز نفوذمی کند جبهه های حاصل از این توده هوا هنگام رسیدن به دریای خزر از این دریا رطوبت کسب کرده و سبب بارندگی در سواحل جنوبی آن میشوند . بعلاوه در اوج روزهای گرم هنگامی که جت استریم جنب حاره به شمال دریای خزر نقل مکان می کند توده هوای حاره ای قاره ای (cT ) که در مرکز ایران تشکیل می شود و بسیار گرم و خشک می باشد شمال کشور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد .
 

اقلیم استان مازندران
1- بر اساس طبقه بندی هانسن ( Hansen ) این استان در مدار معتدله گرم قرار گرفته است .
2- به روش ضریب اعتدال ( Temoenatenus Index ) این استان بسیار معتدل و فوق معتدل است .(منظور از ضریب اعتدال بدست آوردن دوری یا نزدیکی یک منطقه به منطقه معتدله است )
3- بر اساس طبقه بندی دومارتن ( De Martounne ) نواحی غربی مازندران بسیار مرطوب ، نواحی مرکزی مازندران مرطوب و نواحی شرقی مازندران مدیترانه ای و نواحی کوهستانی مازندران نیمه مرطوب می باشد .
4- بر اساس طبقه بندی دکتر کریمی ، نواحی غربی و مرکزی دارای اقلیمی مرطوب با تابستان گرم و زمستان کمی سرد ، نواحی شرقی نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد و نواحی کوهستانی مازندران دارای اقلیم مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسیار سرد می باشد.

 

عوامل مؤثر بر اقلیم استان مازندران :

الف-خصوصیات آب و هوایی:

 

استان مازندران را بر اساس خصوصیات دما و بارش و توپوگرافی منطقه میتوان به دو نوع آب و هوای معتدل خزری و آب و هوای کوهستانی تقسیم کرد .آب و هوای کوهستانی خود بر دو نوع معتدل کوهستانی و سرد کوهستانی می باشد.1- آب و هوای معتدل خزری : این نوع اقلیم جلگه های غربی و مرکزی استان تا کوهپایه های شمال البرز را شامل میشود . در این نواحی بدلیل کمی فاصله کوهستان و دریا ،رطوبت تجمع می یابد ،که بعنوان پیامد آن میتوان بارشهای قابل ملاحظه و دمای معتدل را ذکر کرد.

در بررسی پارامتر درجه نیز مشاهده می شود که بدلیل رطوبت نسبی بالا و زیاد بودن تعداد روزهای پوشیده از ابر،دمای هوا،معتدل و دامنه دمایی محدود می باشد که این وضعیت منجر به تابستانهای گرم و مرطوب و زمستانهای معتدل می گردد. زمینهای ساحل هیچگاه یخ نمیبندد و سرمای سخت بواسطه رطوبت زیاد تعدیل می گردد. در بعضی از ایام زمستان درجه حرارت بواسطه ی وزش هوای گرم جنوب غربی افزایش مییابد . در تابستان آسمان کناره دریای خزر تقریباً همیشه صاف و بی ابر است ولی روزها معمولاً در ارتفاعات و قله کوهها ابرهای متراکم دیده می شود که شبها پراکنده می شود.

الف) آب و هوای معتدل کوهستانی : با افزایش تدریجی ارتفاع از اراضی جلگه های دامنه های شمالی ارتفاعات البرز و فاصله دریا ، تغییرات خاصی در آب و هوای استان پدیدار می گردد . در نوار ارتفاعی 1500 تا 3000 متر ،شرایط آب وهوایی کوهستانی حاکم است که از ویژگیهای آن می توان کا هش میزان بارندگی سالیانه و همچنین کاهش متوسط درجه حرارت را ذکر کرد . علاوه بر آن زمستانهای سرد همراه با یخبندانهای طولانی و تابستانهای کوتاه نیز از دیگر مشخصات این اقلیم است.ب) آب وهوای سرد کوهستانی : در نوار بالاتر از 3000 متر که شامل قلل کوهستانهای دامنه شمالی البرز می شود . دمای هوا به شدت کاهش یافته و یخبندان های طولانی ایجاد می شود . در این مناطق ریزش ها غالباً به صورت برف است که در دوره طولانی سرد سال روی هم انباشته می شود وتا اواسط دوره کوتاه و گرم سال نیز دوام دارند. در همین مناطق و در قله کوه های دماوند ، علم کوه و تخت سلیمان شرایط ایجاد یخچالهای کوهستانی و انباشت دائمی برف فراهم شده است . باتوجه به آنچه که ذکر شد ، آب وهوای کناره دریای خزر و بخصوص استان مازندران ، گرمسیر و مرطوب و رطوبت در حدی که هوای آن را در تابستان به استثناء دامنه های ارتفاعات و در برخی واقع تحمل ناپذیر میسازد ولی در مقابل زمستان و بهار آن ملایم است .

ب-توده های هوایی مؤثر بر آب وهوای استان مازندران :

 

موقعیت جغرافیایی ویژه استان مازندران بعنوان یکی از استان های ساحلی دریای خزر سبب شده که در طول سال از اثرات آب وهوایی همسایگانی چون سرزمین پهناور سیبری ،دریای مدیترانه ،دریای خزر و فلات مرکزی ایران بهره مند شود . در طول فصول مختلف سال توده های هوای متعددی دارد که عمده ترین آنها به قرار زیر میباشد :الف- دوره سرد سال : توده های قطبی قاری (CP) که در ورود آن به استان از طریق گسترش زبانه سیستم پر فشار سیبری بر شمال شرق کشور می باشد. این توده هوا ، سرد و خشک بوده و با عبور از روی دریای خزر ضمن جذب رطوبت و گرما ، ناپایدار گشته و سبب بارش های قابل توجه بویژه در فصل پائیز (بدلیل اختلاف زیاد دمای آب با دمای هوا) در استان می شود . شدت این بارندگی بدلیل طولانی بودن مسیر حرکت توده ها بر روی دریا در غرب استان بیشتر از سایر قسمت های استان می باشد .توده هوای قطبی دریایی تعدیل یافته (mp) : با منشأ اقیانوس اطلس که بعد از عبور از روی اروپای شرقی از طریق دریای مدیترانه دارد و پس از طریق ترکیه از سمت شمال غرب وارد ایران میشود .توده های آرکیتکی قاره (CA):با منشأ اسکاندیناوی که بعد از عبور از روی اروپا و از دست دادن رطوبت مجدداً از دریای سیاه کسب رطوبت کرده و از طریق ترکیه وارد نوار شمالی می شود.ب- دوره گرم سال :

توده هوای حاره هی دریایی تعدیل یافته (MT):با منشأ آزروس (جزیره آزورس در اقیانوس اطلس) که با عبور از روی دریای مدیترانه و جنوب اروپا ، به شمال کشور وارد می شود و گاهی از طریق شمال آفریقا و عربستان ، نواحی جنوب و مرکز ایران را مورد تهاجم قرار می دهد و به شمال نیز نفوذ می کند .جبهه های حاصل از این توده هوا هنگام رسیدن به دریای خزر از این دریا کسب رطوبت کرده و سبب بارندگی در سواحل جنوبی آن می شود . بعلاوه در اوج روزهای گرم هنگامی که جت استریم به شمال دریای خزر نقل مکان می کند توده هوای حارهای قارهای (CT) که در مرکز ایران تشکیل می شود و بسیار گرم است شمال کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.

ج- ناهماریها:

یکی از عوامل اصلی اقلیم و بوم استان مازندران وجود ناهمواریهای تاثیرگذار این استان است پستی فوقالعاده سواحل و وجود مناطق کوهستانی خصوصاً رشته کوه البرز که همانطور که گفته شد مانع خروج رطوبت دریای خزر از مناطق شمالی و ورود آن به بخشهای مرکزی کشور میشود ، موجب به وجود آمدن این وضع منحصر به فرد اقلیمی شدهاند .الف- بخش جلگهای : قسمت جلگهای استان مازندران که قسمت اصلی این استان است ، سرزمینی پست است به طول 120 کیلومتر و عرض 20-30 کیلومتر که از رسوبات و آبرفت رودخانههای مهمی مانند رودخانه هراز (از لار سرچشمه میگیرد و از وسط شهر آمل گذشته و به دریای خزر منتهی میگردد)، رودخانه تجن ( از کوه نیزآباد سرچشمه میگیرد ، ورودیهای کوچک شلی ، پرور، کاردکلا، بارک و گلخواران به آن پیوسته و در جهت شمال جریان مییابد و در 8 کیلومتری ساری از کوهستان خارج میشود ، سپس به طرف شرق منحرف شده و در خزرآباد به دریای خزر میریزد ؛ طول این رودخانه 120 کیلومتر است) ، رودخانه بابلرود (از سلسله جبال البرز سرچشمه میگیرد و از زیر پل محمدحسن خان عبور کرده و در بابلسر به دریای مازندران میریزد) و رودخانه تالار رود (از ارتفاعات سوادکوه واقع در جنوب شهرستان قائم شهر سرچشمه میگیرد و در بخش مرکزی از کوهستان خارج ، و پس از مشروب نمودن روستاهای اطراف به دریای خزر میریزد) به وجود آمده که بسیار حاصلخیز هستند و مرکز کشت برنج و باغات و مرکبات است . ب- بخش کوهستانی :رشته های متعدد سلسله جبال البزر در جنوب مازندران واقع است و تشکیل قوس عظیمی را میدهد که از غرب به شرق کشیده شده و شهرهای این استان را از مرکز ایران جدا میسازد ، مهمترین ارتفاعات آن عبارتند از :

1- چندین رشته فرعی از سلسله جبال البرز که جهت آن از جنوب به شمال و متمایل به غرب است در استان مازندران قرار دارد که مرتفع ترین قلل آن سفیدکوه ، بادلهکوه ، داراب کوه و کوه جنگلی در جنوب دهستان چهاردانگه و نیز قلم چلم کوه واقع بین دره زارم رود و گرماب رود میباشد .

2-خط الرأس جبال البرز در 60 کیلومتری شهرستان تنکابن موازی با ساحل کشیده شده است ، مرتفعترین قله آن تخت سلیمان با ارتفاع بیش از 4000 متر میباشد . این قله در جنوب شرقی شهرستان تنکابن واقع شده است . شعب متعدد دیگری از سلسله جبال البرز نیز در این شهرستان وجود دارد که شیب آنها به سمت دریا بوده و به تدریج که به دریا نزدیکتر میشود جنگلهای آن انبوهتر میشود .

3- در شهرستان نوشهر نیز سه رشته کوه از سلسله جبال البرز کشیده شده است :

الف- رشته اول موازی با ساحل دریا که در مرتفعترین قلل آن قله شور و قله کلارآباد در جنوب صلاحالدینکلا قرار دارد .

ب- رشته دوم تقریباً موازی با رشته اول ، ولی مرتفعتر از آن است . قلل مرتفع آن شاهکوه ، قرقرکوه و سیاهسنگ میباشند .

ج- رشته سوم از دوه رشته اول و دوم مرتفعتر و خط الرأس آن حد طبیعی مازندران و شهرستان تهران میباشد . مرتفعترین قله آن تخت سلیمان در جنوب کلاردشت و کندوان میباشد .

د- پوشش گیاهی استان مازندران :

به طور کلی در ایران چهار ناحیه رویشی وجود دارد به نامهای : 1- ناحیه ایران و توران 2- ناحیه خلیج عمان 3- ناحیه سند و سوزان 4- ناحیه هیرکانی ، که ناحیه هیرکانی همان جنگلهای پهن برگ متعدل یا جنگلهای مازندران است که در پایان عصر یخبندان و در پایان دوره زمین شناسی شکل گرفته است .

امروزه پوشش گیاهی استان مازندران نسبت به قدیم از نظر نوع گیاهان تغییر چشمگیری نداشته است ، بلکه از نظر تعداد درختان کمتر شده است که دلیل اصلی آن ساکن شدن انسان در جنگلها است ، زیرا انسانها از ترس جنگها به جنگلها پناه برده و برای امرار معاش مجبور به کشاورزی و دامداری بودند که موجب از بین رفتن تعداد گونههای جنگلی شده است و عامل دیگر که در کم شدن پوشش گیاهی تاثیرگذار بود سودجویانی بودند که برای تهیه چوب و زغال از درختان جنگلی استفاده میکردند . ولی امروزه پوشش گیاهی استان مازندران معمولاً به صورت تنک مشاهده میشود اما در نقاطی که جنگل نشینان حضور دارند و زندگی پراکندهای دارند و همچنین در نقاطی که زندگی به طور معمول نیست حالت طبیعی به خود گرفته است .

مساحت جنگلهای شمال 1454000 هکتار و طول آن حدود 800 کیلومتر از مرز آذربایجان در آستارا تا جنگلهای گُلی داغ گلستان میباشد و عرض آن در پهنترین قسمت در قائمشهر به 75 کیلومتر و باریکترین قسمت آن در روستایی در اطراف نوشهر به 20 کیلومتر میرسد .

طبق برآورد سازمان جنگلبانی 48% جنگلهای شمال انبوه ، 5/36% مخروبه و 5/15% آن در اثر عوامل مختلف نابود گشته که سازمان مزبور احیای آن را اقتصادی نمیداند ، یک میلیون هکتار از جنگلهای شمال دست نخورده بوده و 9/5% جنگلها به علت شیب زیاد و صخرهای بودن آن قابل بهرهبرداری نمیباشد . حجم درختان جنگل شمال حدود 381 میلیون متر مکعب میباشد .

از لحاظ رویشی این منطقه دارای انواع نختلف گیاهان علفی و جنگلی است که بسته به موقعیت مکانی به فرمهای مختلف درمیآیند . گونههای درختی این منطقه شامل :

بلندمازو و ممرز (در ارتفاعات میانبند)، آزاد (در ارتفاعات متوسط) ، انجیلی(در ارتفاعات خیلی کم ) ، توسکا(در درههای مرطوب و کنارههای جویبارها) ،شمشاد که درختان آن همیشه سبزند (در ارتفاعات میانبند)، ملج(که در حال از بین رفتن است)، زبان گنجشک ، لیلکی، گردو ، افرا، راش، شاهبلوط، نارون، اوجا، نمدار، زربین، داغداغان، شیردار و ... که در بین جوامع جنگلی خزر جامعه راش نیرومندترین درخت جنگلی بوده و زیباترین و غنیترین جنگلهای ایران را تشکیل میدهد . این جنگل انبوه در هر هکتار 800 متر مربع چوب دارد و از لحاظ میزان چوب و ارزش اقتصادی دارای اهمیت فراوان است .

-باد :

بادها تاثیر به سزایی در ریزشهای جوی و گرما وسرمای محلی دارند پس بادها میتوانند بر روی اقلیم و بوم منطقهای اثرگذار باشند . برای مثال در موضوع مورد بحث ما ، حدمتوسط گرمای سالانه در جلکه خزری درحدود 17 درجه سانتیگراد میباشد .اگر اختلاف گرما از نقطهای به نقطه دیگر در طول سواحل خزر مشاهده میشود نه به علت اختلاف در عرض جغرافیایی است چونکه تمامی سواحل ایرانی دریای خزر تقریباً در اطراف مدار 37 درجه عرض جغرافیایی قرار دارد بلکه بیشتر معلول عوامل مانند اختلاف ارتفاع ئ بادهای محلی مخصوصاً جریانات هوایی کوهستان میباشد .

بادهای غربی عموماً گرم و بارانزا و بادهای شرقی و شمال شرقی باعث برودت و سرما میگردد . همچنین رژیم بادها رد قسمت غربی کناره جنوبی دریای خزر بدین قسم است که در زمستان و پاییز جریانهای شمال غربی و در تابستان و بهار جریانهای شمال شرقی غلبه دارد ولی در قسمت شرقی کنارههای دریای خزر در زمستان غلبه با جریانهای شمال شرقی و در تابستان این غلبه با جریانهای غربی است .

تفاوت گرمای تابستان و زمستان از 16 تا 30 درجه است با اینکه حداقل مطلق به 10 درجه زیر صفر میرسد . معمولاً سرمای شدید در سال از 2 الی 3 روز تجاوز نمیکند و این طور نیست که محصولات کشاورزی صدمه برساند .

و-بارش :

وضع ریزش بارش در سواحل دریای خزر متغیر بوده میزان بارندگی از باختر به خاور کاهش مییابد چنانچه درانزلیmm 1379 (حداکثر بارندگی سواحل دریای خزر ) ، نوشهرmm 982 آشورادهmm 392 میباشد . میانگین بارندگی سالیانه در نوار ساحلی استان mm977 میباشد . توزیع مکانی از غرب به شرق با کاهش همراه است در حالیکه توزیع زمانی آن وضعیت کم و بیش منظم دارد (حداکثر بارندگی در پاییز و حداقل آن در بهار اتفاق میافتد )علاوه بر آن در خود سواحل هم مقدار باران در جلگهها و دامنههای کوهستان تفاوت میکند به طوری که ممکن است باران در جلگه از 50% تا 60% دامنههای مجاز تجاوز کند .در هر حال مقدار بارش این استان کمتر از گیلان میباشد

-         پلان اقلیم معتدل

کشیدگی پلان در این مناطق در طول محور شرقی غربی لازم به نظر می آید. فرم ساختمان در این مناطق آزادی زیادی دارد. زیرا تابش آفتاب حتی در دیوارهای شرقی و غربی کمتر از سایر مناطق است.

 

 

شکل 2

 

 

-         ویژگی معماری منطقه ی معتدل

1- به علت نزدیکی به دریا و رطوبت بالا, ساختمان ها در ارتفاع ساخته می شوند.

2- جهت حفاظت از باران , احداث ایوان راه حل مناسبی است.

3- بهتر است ساختمان ها با مصالحی با ظرفیت حرارتی پایین احداث گردد.

4- برای بهره گیری از کوران طبیعی, پلان گسترده مناسب می باشد.

5- بدلیل بارندگی زیاد, سقف ها شیبدار در نظر گرفته می شود.

 

                  شکل 5

 

 

-         استفاده از نا همواریهای روی زمین  ، ساختمان،  گیاهان برای بهره گیری

 از سایه در تابستان

 

 

 

 

 

 

 

شکل 6

درختان بلند در سمت جنوب خانه جهت سایه اندازی روی سقف و دیوار مناسب می باشد

 

شکل7

       درختان همیشه سبز در سمت غرب و شمال غربی مانعی در مقابل باد می باشد.

     در سمت غرب خانه از گیاهان انبوه استفاده کنید تا مانعی مقابل افتاب بعد از ظهر باشد.               

       

              شکل 8

   داربست سایه بانی روی دیوار سایه میاندازد و مانع از انعکاس نور از سطح زمین به دیوار می شود

-          استفاده از ناهمواریهای روی زمین ، ساختمان،  گیاهان برای بهره گیری از نسیم تابستان

  

شکل 9

               کاشت درخت میتواند جهت باد را به سوی خانه هدایت کند.                     

 

شکل 10

با سد کردن مسیر باداختلاف فشار هوا بین جلو و پشت ساختمان کم شده و تهویه خوبی صورت

 نمی گیرد.             

 

شکل11

   راهروهای باریک موجب افزایش سرعت باد شده و محل مناسبی برای ایوان یا سکو می باشد. 

-         استفاده ازناهمواری های روی زمین, ساختمان های مجاور و گیاهان جهت بهره گیری

   ازنسیم تابستان:

شکل 12

بوته های کاشته شده در پایین پنجره از شدت باد         قرار گیری مناسب ساختمان       

     می کاهد و باد را به سمت پایین منحرف می کند.            در جهت باد.

                                                                      

 

   

                                                                                          

 

 

 

شکل 13

فاصله ی زیاد درخت از ساختمان موجب     فاصله ی مناسب درخت مانند چتر عمل کرده                        

انحراف بیش از حد باد می گردد.                              و جریان هوا را به داخل هدایت می کند.                      

                                                        

                                             

 

 

 

 

 

 

                     

-         استفاده ازناهمواری های روی زمین, ساختمان های مجاور و گیاهان جهت بهره گیری از نسیم تابستان:

   

شکل 14

      

 

 

 

-          شکل و نحوه قرار گیری ساختمان به منطور کاهش طلاطم باد  زمستان

 

شکل 15

  بام  بدون پنجره به ارامی باد را از خود عبور می دهد.

            

    

شکل 16

      ایجاد خاکریز میزان اتلاف انرزی را از طریق هدایت و جابجایی کاهش می دهد.  

                                                                                                     

                                                                                              

 

شکل17

فشردگی فرم پلان اولین قاعده در کم کردن سطح تماس با جریان باد است  جهت قرار گیری نیز به همین اندازه مهم است.

 

-         استفاده از فضای زیر بام شیبداربه عنوان حائل بین هوای داخل و خارج:

             

شکل 18

    برآمدگی لبه ی بام برای تهویه و خنک نگه داشتن فضای زیر شیروانی.

 

 

-         استفاده از فضای زیر بام شیبداربه عنوان حائل بین هوای داخل و خارج:

 

شکل 19

در زمستان اتاق زیر بام به عنوان یک فضای حائل بین گرمای داخل و سرمای خارج عمل می کند.

 

-         منابع حرارتی را در مرکز ساختمان قرار دهید .    

 

شکل 20

با قرار دادن وسلیل گرمایی در مرکز خانه حرارت در تمام خانه تامین می گردد 

   

شکل 21

       صفحات براق فلزی حرارت را به داخل اتاق منعکس کرده و جریان هدایتی حرارت

    را از طریق دیوار کاهش می دهد.

 

-          استفاده از مواد با ظرفیت حرارتی زیاد جهت ذخیره حرارت خورشید           

 

شکل 22

 

شکل 23

       استفاده از مواد با ظرفیت حرارتی زیاد جهت ذخیره حرارت خورشید 

         

 

شکل 24

   دریافت غیر مستقیم       

 

شکل 25

دریافت غیر مستقیم       

 

 

شکل 26

    دریافت دور و ذخیره سازی 

-         استفاده از باد شکن در قسمت ورودی :

             

شکل 27

دیوار جانبی عمودی با شکستن باد به انحراف آن کمک کرده تا در ورودی مزاحمت ایجاد نگردد.

 

 

 

-         استفاده از عایق حرارتی جهت مقاومت در برابر جریان حرارت

      استفاده از عایق سفت در نقاطی که اتلاف حرارت بیشتر است                                        

شکل 28

   عایق پاشیده شده یا پشم شیشه     

   

شکل 29

     استفاده از عایق سفت در نقاطی که اتلاف حرارت بیشتر است.         

-         تامین سایه برای دیوارهایی که رو به افتاب تابستانی هستند

 

شکل 30

 

شکل 31

   سایه بان منفذ دار مطلوب است زیرا هوای گرم از زیر ان خارج می شود.  

 

 

-          استفاده از مواد منعکس کننده حرارت بر روی سطوح مقابل افتاب تابستان

 

شکل 32

 در تابستان که زاویه تابش خورشید زیاد است بیشترین بلر حرارتی روی بام و دیوارهای شرقی و غربی خواهد بود  و دیوار جنوبی مقدار کمی حرارت کسب می کنذ در زمستان که زاویه تابش خورشید کم است بام فقط حدود یک دوم دیوار جنوبی حرارت کسب می کند و دیوارهای شمالی و شرقی و غربی حرارت بسیار کمی جذب می کنند  بنا بر این رنگ تیره برای دیوار جنوبی با کسب حرارت بیشتر مناسب می باشد .

 

 

شکل 33

       استفاده از گیاهات در کنار دیوارهای خارجی ساختمان

-         داربست برای رشد گیاهان رونده          

 

شکل 34

      داربست متحرک اجازه دسترسی به دیوار را برای رنگ زدن می دهد .     

کاشت گیاهان برگ ریز در سمت شمالی و جنوبی ساختمان مناسب است پیچک و

گیاهان رونده جهت کنترل نور خورشید بر روی نمای غربی  ساختمان مناسب است.

 

-         استفاده از دیوار و بام دو جداره جهت تهویه در داخل پوسته ساختمان

فضای خالی بین بام و عایق حرارتی        

 

شکل 35

 

-         پنجره سقفی برای جذب انرژی خورشیدی

شیوه صحیح پنجره ی سقفی : استفاده از گنبد دو جداره مانع از اطلاف انرژی حرارتی می گردد.

فراخ کردن دریجه موجب افزایش ناحیه ورود پرتوهای خورشید می گردد گنبد  دو جداره هدایت گرما را محدود می کند.

 

شکل 36

     اطراف قاب پنجره را عایق کاری کنید.                         ارتفاع جدار را کم کنید .      

-         اتلاف حرارت بواسطه تابش و هدایت             

 

شکل 37

تک جداره بودن گنبد شیشه ای موجب اتلاف انرژی می گردد.

 

 

 

-         بازشوها در جهتی نصب شوند که نسیم تابستانی به راحتی وارد گردد          

 

شکل 38

با وجودی که سرعت جریان هوا بسیار زیاد می باشد ولی قسمت زیادی از اتاق    

 تهویه نمی شود .     

 

شکل39

      با تغییر خروجی جریان هوای اتاق بهتر تهویه می شود .

       

شکل 40

  تغییر موقعیت پنجره ورودی از وسط دیوار موجب انحراف مسیر جریان هوای داخلی

 می گردد         

-         جهت هدایت بادهای تابستانی در داخل ساختمان از دیوار الحاقی، پیش آمدگی                               و کرکره استفاده گردد.

 

            

شکل 41

 

                دریچه ی چوبی متحرک که تهویه طبیعی را افزایش می دهد.

                                                 

شکل 42

 دیوار عمودی که می تواند هدایت کننده ی جریان هوا به سمت پنجره باشد.

-         ستفاده از پیش امدگی و کرکره و دیوارهای الحاقی جهت هدایت بادهای تابستانی

 

                شکل 43

         سایه بانی که جدا از ساختمان قرار دارد              سایه بان متصل موجب انحراف

        جریان باد را اصلاح می کند.                           جریان باد به سوی بالا میگردد.

 

-           کرکره جهت کنترل جریان تهویه هوا

 

        کرکره می تواند از جنس چوب و شیشه یا فلز باشد

 

 

شکل 44

                                                                       

  

شکل 45

   کنترل باران از دیگر مزایای پنجره کرکره ای است همچنین جهت کنترل انرزی خورشیدی می توان از شیشه های کدر و یا جاذب گرما استفاده کرد.

 

 

-         هوا کش های سقفی جهت تهویه عمودی هوا

وجود فشار منفی یا مکش در روی لبه بام محل خوبی برای نصب هواکشهای سقفی است .

 

شکل 46

 

شکل47

 

 

-         دیوار دو جداره جهت کنترل حرارت داخلی و مطلوب ساخت آن

 

شکل 48

            راه های مختلف تبادل حرارتی از طریق دیوار های دو جداره

-         ستانداردهای فضای سبز

 تعیین سطح و سرانه کاربری فضای سبز در ایران، تاکنون عمدتاً براساس استانداردهای مورد استفاده در کشورهای دیگر بوده است.تعیین سرانه فضای سبز تا حد زیادی بستگی به خصوصیات بیوکلیماتیک منطقه و شهر دارد، بر این مبنا باید گفت سرانه فضای سبز در یک شهر کویری و یا یک شهر بزرگ مانند تهران نمی‌تواند شرایطی همانند با یک شهر ساحلی در استان مازندران داشته باشد. با وجود این، اطلاع از استانداردهای فضای سبز می تواند به عنوان هدایتگر فعالیتها و خط مشی‌ها به شمار آید. براساس مطالعات و بررسیهای وزارت مسکن و شهرسازی، سرانه متعارف و قابل قبول فضاهای سبز شهری در شهرهای ایران بین 7 تا 12 مترمربع برای هر نفر است که در مقایسه با شاخص تعیین شده از سوی محیط زیست سازمان ملل متحد (20 تا 25 مترمربع برای هر نفر)، رقم کمتری است. با وجود این، در شهرهای مختلف کشور نیز این رقم، با توجه به ویژگیهای متفاوت جغرافیایی و اقلیمی آنها، با اختلافاتی همراه است که میزان آنرا طرحهای مصوب هر یک از شهرها تعیین میکنند.

شکل 82

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در مجموع آنچه از دیدگاه محیط اجتماعی در ارتباط با فضای سبز شهری اهمیت دارد، میزان فضای سبز عمومی است، یعنی فضای سبزی که رفت و آمد عموم مردم در آنها بدون مانع باشد، یا به تعبیر دیگر فضای سبز اجتماعی.‌ بنابراین مفهوم سرانه فضای سبز تنها میتواند برای آن نوع فضای سبز به کار رود که برای گذران اوقات فراغت، بازی و تفریح مهیا شده است. نکته‌ای که درخصوص فضای سبز از اهمیت بالایی برخوردار است، مکان‌یابی آن میباشد. جین‌جکوب، منتقد شهرسازی معاصر معتقد است که پارک باید در جایی باشد که زندگی در آن موج میزند، جایی که در آن، فرهنگ و فعالیتهای بازرگانی و مسکونی است. تعدادی از بخشهای شهری، دارای چنین نقاط کانونی ارزشمندی از زندگی هستند که برای ایجاد پارکهای محلی یا میادین عمومی، مناسب به نظر میرسند. بر این اساس مکان‌یابی فضای سبز باید از اصولی چون «مرکزیت، سلسله مراتب و دسترسی» تبعیت کند :

مرکزیت فضای سبز به این مفهوم است که فضای سبز حتی‌المقدور در مرکز محله، ناحیه و یا منطقه شهری مکانیابی شود. همچنین فضاهای سبز در مقیاسهای متفاوت اعم از پارکهای محله‌ای، منطقه‌ای و امثال آنها، باید با ساختار کالبدی متناظر خود انطباق داشته باشد، به عنوان مثال پارک منطقه‌ای در محدوده منطقه پیشنهاد شود.

یکی از معیارهای دیگری که در مکان‌یابی فضای سبز باید به آن توجه شود، معیار « دسترسی»

است. به این مفهوم که پارکهای شهری باید از چهار جهت به شبکه ارتباطی دسترسی داشته باشند تا بدین طریق هم جمعیت بیشتری از آن استفاده کند و هم امکان نظارت اجتماعی و امنیت پارک افزایش یابد. بدین‌ترتیب امکان بهره‌برداری دیداری از جلوه‌های زیبای پارک برای رهگذران از چهار جهت فراهم می شود.

-         بررسی نمونه ها

نمونه داخلی

                                      

 

شکل 85

         

شکل 86

             پروژه ی مسکونی کیش 

2- نمونه خارجی

 

شکل 87

       نمونه ای از یک مجموعه مسکونی در چین

 

                شکل 88

           نمونه ای دیگر از یک مجموعه مسکونی در چین

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری:

کنترل جریان هوا :

محل استقرار ساختمان بایستی بنحوی باشد که از جریان باد مزاحم مصون بوده و بالعکس باد های مطلوب را بداخل عرصه های زندگی هدایت نماید.

 

کنترل نور:

جهت گیری  ساختمان بایستی بگونه ای باشد که نور ساختمان را به نحو مطلوب فراهم آورد.به طوری که امکان تامین نور و تابش را در زمستان فراهم نموده و از تابش مستقیم در تابستان ممانعت نماید.در این رابطه علاوه بر جهت گیری ساختمان نقش پیش آمدگی ها حایز اهمیت بسزایی است که بایستی مورد توجه قرار گیرند.

 

دید خوب:

نحوه طراحی و جهت گیری ساختمان بایستی بنحوی باشد که ارتباط با طبیعت کاملا حفظ شده و امکان داشتن دید به محوطه باز (کوه .فضای سبز... )میسر باشد.

 

 

 

 

 

 

ضوابط و مقررات کلی احداث مجتمع های مسکونی:

1- به منظور ایجاد امنیت و آسایش ساکنین مجموعه ها در هنگام تهیه طرح محوطه سازی نسبت به جدا سازی حریم مجموعه های مسکونی  از عرصه های مجاور  و طراحی ورودی  مجموعه هماهنگ  با محیط شهری  وکاربری های گوناگون اقدام گردد.

2-ورودی مجموعه باید قابل کنترل بوده و در صورتی که فاصله دورترین دسترسی پیاده بر ورودی کمتر از 250 متر باشد تنها از یک ورودی   استفاده گردد. همچنین پیش بینی یک ورودی اضطراری به منظور استفاده  از ان  جهت رفت امد ساکنین ماشین های امداد رسانی  در مواقع اضطراری  نیز هنگام بسته بودن  ورودی اصلی ضروری است.

 3-در طراحی مجموعه و معابر ان حتی المقدور  مسیر های پیاده  و سواره از هم تفکیک شوند .

4- راهکار مناسب جهت دفع اب باران  وجمع اوری ابهای سطحی  محوطه و دفع بهداشتی فاضلاب پیشبینی گردد.

5-به منظور امکان اداره مناسب  مجتمع های مسکونی لازم است مکانی برای مدیریت  وخدمات مجموعه  در نظر گرفته شود . حداقل فضای اختصاصی یافته  برای این منظور در مجتمع های دارای کمتر از 200 واحد مسکونی 60 متر مربع  وبیش از ان 100 متر مربع  میباشد  موقعیت  این مکان  حتی المکان در مجتمع  و یا نزدیک ورودی اصلی باشد.

6- لازم است در طرح سایت مجموعه های مسکونی سالن چند منظوره ای  جهت مطالعه و انجام تکالیف مدرسه بچه ها ، کلاس های جنبی آموزشی، مراسم و اجتماعات لازم ( جشن ، مهمانی ، عزاداری و ... ) و سایر فعالیتهای عمومی پیش بینی گردد . حداقل این فضا برای مجتمع های دارای 100 تا 200 واحد مسکونی 100 مترمربع می باشد و درصورت افزایش واحدهای مسکونی به ازای هر واحد اضافه 5/. متر مربع به فضای فوث افزوده می گردد. موقعیت استقرار این فضا در مجموعه به گونه ای باشد که ضمن دسترسی مناسب برای ساکنین ، مستقل بوده و در مواقع برگزاری مراسم مزاحمتی را برای بلوکهای همجوار ایجاد ننماید . این بنا می تواند همجوار با مکان مدیریت مجموعه باشد .

7- ایجاد حداقل یک فضا برای بازی بچه ها با وسعت مناسب ( حداقل 2 مترمربع به ازای هر واحد مسکونی) ضروری است . موقعیت استقرار این فضا باید به گونه ای باشد که از ایمنی کافی برخوردار بوده و نیز امکان نظارت والدین بر روی آنها وجود داشته باشد .

8- تامین فضای توقف اتومبیل ( پارکینگ) برای 100 دررصد واحدهای مسکونی الزامی است . این پارکینگ  می تواند به صورت متمرکز و با در نظرگرفتن پوشش مناسب جهت محافظت در مقابل نزولات جوی و رعایت  سیمای بصری مجموعه لحاظ گردد .

9- احداث زمین های بازی و پارک کودک مشروط بر اینکه دسترسی های آن از معابر اصلی و عبوری نباشد .

10- احداث سالن های ورزشی و تفریحات سالم و کلوپ های ورزشی  مشروط بر اینکه دسترسی های آن از معابر اصلی و عبوری نباشد .

   

زیبایی پیاده رو در شهرک ها

 پیاده روها جز شریانهای  اصلی شهرک ها به شمار میروند  و به پیاده روها ی زیبا و راحت قادرند سالم ترین بخش محیط شهری  را برای  هم ساکنین  شهری قرار دهند 

امروزه در جهت  زیبا سازی  پیاده رو ها  از درختان   چمن ها   سنگفرش پیاده روها  استفاده از رنگهای مختلف  و بالاخره  تزیین پیاده رو ها  با

 پیاده رو ها معمولا در کنار مسیر های سواره طراحی نمیگردد و در این گونه شهرک ها  برای حفظ تامین  جان کودکان و.. سعی میشود پیاده روهایی  بدور از  مسیر سواره  طراحی گردد.

با طراحی خیابان به وسیله یک ارشیتکت و با سلیقه های متعدد ان ها  از حالت  یکنواختی  خیابان ها و شرایط کسل کننده انها در محیط های شهری  جلو گیری به عمل  میاید.

 

 

 

 

کاهش  تدریجی  درجه دسترسی  از پخش کننده  محلی تا  فضای  دسترسی  به چند واحد مسکونی  تاثیر  ویا حضور  وسایل نقلیه  را در محیط مسکونی کم میکنذ  و از مخاطراطی که  وسایل نقلیه  به بار میاورند  مانند صدا  خطر تصادف  برای عابر ÷یاده  و مختل کردن خلوت  و سکوت محیط  مسکونی میکاهد    تنها مشکلی که در نتیجه  رعایت کامل سلسله مراتب  دسترسی ممکن است  پیش بیاید این است  که راه ها ممکن است  در نتیجه طراحی نادرست  افزایش یابد .سطح راه ها در قطعه های مسکونی جدید در شهرهای ایران که عمدتا  با  خیابان های 12   تا  20  متری بدون

 بدون  رعایت سلسله مراتب و قلمرو شکل می گیرد خود بسیار  قابل توجه  است. 

مقررات طراحی معابر

1- حداکثر طول معابر بن بست اتومبیل رو نبایستی از 200 متر تجاوز کند .

2-برای کلیه معابر بن بست با عرض کمتر از 12 متر و طول بیشتر از 50 متر دور برگردان به ابعاد 5/1 برابر عرض معبر و حداقل 15 متر برای دورزدن الزامی است .

3- پخی ساختمان در تقاطع خیابان ها الزامی است .

4- حداقل عرض کوچه های پیاده رو نباید از 4 متر کمتر باشد .

 

مقررات دسترسی

دسترسی یعنی ارتباط یک قطعه زمین به معابر مجاور یا اتصال یک خیابان عریض تر یا هم عرض خود و اتصال صرفاَ بصورت زیر مجاز است

 

دسترسی گذرگاه ها

- دسترسی به کوچه ها فقط از کوچه و دسترسی به خیابان جمع و پحش کننده در مسافتی ما بین 50 تا 75 متر

- دسترسی به خیابان اصلی فقط از طریق خیابان های جمع و پخش کننده و دسترسی به جاده از خیابان اصلی زیرگذر ، روگذر

 

دسترسی قطعات

دسترسی قطعات زمین به خیابان ها و معابر فقط تحت شرایط زیر مجاز خواهد بود:

 

- دسترسی سواره به خیابان اصلی به عرض 30 متر به بالا برای قطعات زمین در فواصل تا 250 متری مجاز است .

- دسترسی به خیابان اصلی با عرض 24 متر برای قطعات زمین در فواصل تا 100 متری و نیز محوطه پارکینگ های عمومی ، دبیرستان ها و مراکز محله مجاز است .

 

مقررات پارکینگ

1- پیش بینی راه ورودی به پارکینگ از فضای باز ساختمان بلامانع بوده و این راه جزء فضای پارکینگ محسوب نمی گردد .

2- سطح پارکینگ اعم از زیرزمین یا در پیلوت جزء سطح تراکم بنا منظور نمی گردد .

3- مساحت برای هر واحد پارکینگ 15 متر مربع است( در فضای باز این میزان 15 مترمربع محاسبه می گردد که از سطح اشغال در طبقه همکف کسر می گردد .)

4- برای گردش 90 درجه حداقل عرض اتومبیل رو 5 متر و برای گردش گاه های 60 ، 45 ، 30 درجه 8/3 متر تعیین می گردد .

5- محدوده پارکینگ های عمومی بوسیله نرده کوتاه یا گیاهان زینتی از گذرگاه های عمومی مجزا می گردد . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه ای بر اصول طراحی سایت های مسکونی

 

 

۰    مراحل اصلی طراحی یک سایت مسکونی

 یکی از عوامل مهم و موثر در شکل و طرح هر سایت درک درست و کامل از نیازها و امیال دقیق افرادی است که طرح برای انها تهیه می شود . مسلما طبیعت طرح با توجه به عواملی چون بخش خصوصی  یا دولتی بودن توسعه ، سطوح در امدی افراد ساکن و امکان توسعه ( بر حسب استقرار در ناحیه مرکزی ، یا حاشیه شهر و یا روستایی بودن آن ) تغییر می یابد . گرچه هر سایت با توجه به خصوصیات ویژه خود نیاز به برخوردی خاص دارد ، اما می توان عناصر و اصولی کلی – به نحوی که برای تمامی موارد مشترک باشد – جستجو نمود و به بررسی اهم آنها پرداخت .

در چهار چوب فرایند مرحله ای طراحی سایت ، می توان مراحل طراحی یک سایت مسکونی را به تفصیل به صورت زیر مجددا تنظیم نمود :

-    تنظیم اهداف و سیاستهای طراحی کالبدی

-    تعیین فضاها – کاربردهای مورد نیاز در سایت

-    تعیین ابعاد فضایی

-    تصمیم گیری در مورد نسبت بین واحدهای مسکونی با ابعاد گوناگون

-    تعیین استانداردهای تراکم مسکونی

-    گونه بندی طراحی کل یک محله مسکونی

-    گونه بندی طراحی یک واحد همسایگی

-    گونه بندی طراحی یک بلوک شهری

-    گونه بندی طرح یک بن بست

-    گونه بندی نحوه اتصال ساختمانها

-    ترکیب گونه بندی معابر و گونه های بلوک شهری

 

۰      تنظیم اهداف و سیاستهای طراحی :

پایه هر قضاوتی در مورد یک طرح کالبدی ، نحوه تطابق آن طرح است با حیات ساکنین آن و در مورد یک سایت – محله مسکونی – تطابق مورد نظر مفهوم « قابل سکونت » می یابد  : یعنی قابل سکونت از تمامی جهات برای تمامی گروههای سنی ، نژادی و فرهنگی ساکن ، قابلیت سکونت در ارتباط با « استانداردهای طراحی » که – می تواند هم کمی و هم کیفی باشد – قرار می گیرند . یک « استاندارد کمی » یعنی بعنوان مثال مقدار فضایی که بر حسب هر واحد مسکونی یا بر حسب هر خانوار مورد نیاز است  . یک « استاندارد کیفی » یعنی به عنوان مثال حفظ یا ایجاد شرایط محیطی ، بصری یا زیستی مناسب چون حفظ درختان یا ایجاد فضای سبز و یا حفظ یا ایجاد منظر و دید مناسب .

۰    تعیین فضاها – کاربردهای مورد نیاز در سایت

در هر طراحی کالبدی ، در هر سطحی چون واحد همسایگی ، محله ، شهر – می بایست فضاهای مورد نیاز و ابعاد فضایی آنها مورد توجه قرار گیرند . یک سایت مسکونی معمولا متشکل است از فضای باز و بسته مسکونی ، شبکه معابر درونی ، مرکز یا مراکز تجاری و خدماتی در سطح سایت و فضای باز عمومی . مسلما بر حسب نیاز ، فضاهایی از این مجموعه کاسته ( چون مراکز تجاری – خدماتی و فضای باز عمومی ) و یا افزوده خواهند شد ( چون فضای توقف وسایل نقلیه ، ایستگاه وسایل نقلیه عمومی و غیره ) . ابعاد فضایی هر مقوله با توجه به عواملی چون اندازه جمعیت ساختمانی  سنی و جنسی جمعیت  و مقررات و استانداردهای فضایی پیشنهادی تعیین می گردند .

۰       تعیین استاندارد تراکم مسکونی – تراکم تجاری / اداری:

-    شاخص تراکم مسکونی :

تراکم معیاری کمی است که امکان مقایسه ، داوری و کنترل هرگونه توسعه ای را فراهم می آورد اما قادر به تعیین نوع استفاده از فضا نمی باشد و یکی از ارکان اصلی برنامه ریزی و طراحی  شهری در تعیین رابطه عملکردی ما بین زمین و مصارف گوناگونی که برای تملک زمین با یکدیگر در رقابت اند .

-    انواع تراکم:

-  تراکم جمعیتی کل : این شکل تراکم با استفاده از فرمول زیر محاسبه می شود:

                     نفر                       تعداد کل جمعیت ساکن =تراکم جمعیتی کل

                    هکتار                         مساحت کل ( هکتار )

-   تراکم مسکونی ناخالص : این شکل تراکم معمولا برای یک محله یا ناحیه شهری مورد استفاده قرار می گیرد و از رابطه زیرقابل محاسبه است :

واحد                   تعداد واحد مسکونی در محله یا ناحیه شهری = تراکم مسکونی ناخالص هکتار                 مساحت ناخالص محله یا ناحیه شهری ( هکتار )

-   تراکم مسکونی خالص : این شکل تراکم معولا در سطح بخشی از یک شهر ، یک سایت ، یک محله ، یک مجموعه خاص مسکونی ، یک یا تعدادی بلوک مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد و از رابطه زیر قابل محاسبه است :

  واحد                     تعداد واحد مسکونی موجود در ناحیه مورد نظر = تراکم مسکونی خالص هکتار                    مساحت خالص ناحیه مورد نظر ( هکتار )

 

                          

۰    اصول کلی طراحی واحدهای همسایگی :

-  عناصر اصلی طراحی واحدهای همسایگی

طرح شبکه شطرنجی

طرح سلسله مراتبی

-  گونه بندی طرح یک بلوک شهری

طرح صلیبی

طرح انگشتی

طرح خوشه ای ساده

طرح خوشه ای مخلوط

گونه بندی طرح بن بست

    کوچه های بن بست

-  گونه بندی نحوه اتصال ساختمانها

گونه بندی نحوه اتصال ساختمانهایی با طبقات کم و متوسط

الگوی مجزا ( منفصل )

الگوی نیمه مجزا ( نیمه منفصل )

الگوی متصل

 

-    تنوع طرح گونه متصل

طرح زنجیره ای

طرح پاسیو ( مدل مدیترانه ای )

۰ ترکیب گونه بندی معابر و گونه بندی طرح بلوک شهری

ترکیب شطرنجی با گونه انگشتی و خوشه ای

ترکیب طرح بن بست با ساختمانهای ردیفی

ترکیب طرح حیاط با گونه خوشه ای

۰جهت و فاصله بین ساختمانها

در رابطه با نور آفتاب و نور روز هدف به حداکثر رسانیدن مقدار نور نفوذی در واحد مسکونی می باشد . به عنوان یک قانون کلی ، طرحی که کوششی در جهت به یک خط درآوردن جلو خان ساختمانهای مسکونی در یک جهت تقریبی شمال به جنوب نماید ، مناسب تر از طرحی است که در جهت شرق به غرب قرار دارد : بدین صورت هم جلو و هم عقب ساختمانها نورمی گیرند ، یکی در صبح و دیگری در ظهر و بعد از ظهر . جهت گیری ساختمان ها برحسب نور در مکان ساختمانهای بلند مرتبه و توسعه های بالا تراکم بالا اهمیت پیدا می کند ، زیرا در این موارد بلوک های ردیفی که معمولا فقط دارای یک کریدور مرکزی بوده و هر واحد می تواند فقط یک جبهه رو به نور داشته باشد . بطور کلی ، نور روز و نور آفتاب که یک واحد دریافت می کند تحت تاثیر فضا و فاصله بین ساختمانها قرار دارد : دریافت نور کامل زمانی امکان پذیر است که یک خط دید با زاویه 25 درجه از افق وجود داشته باشد . فضای مورد نیاز بین ساختمانها به نحوی که نور روز کافی تامین گردد .

۰    فاصله محرمیت

رعایت فاصله محرمیت یکی از اصول مهم طراحی شهری می باشد . در حدود 5 / 21 متر حداقل فاصله قابل قبول برای محرمیت پنجره به پنجره است . این فاصله در مورد معابر یا فضای باز خصوصی که عابرین در سمت ساختمان مورد نظر دارای دیدی تار از پنجره های طبقات بالاتر بوده و عابرینی که معبر پیاده سمت مقابل ساختمان مورد نظر که با وجود دارا بودن دید مستقیم تر ، در حدود 14 – 13 فاصله دارند نیز قابل قبول است .

فاصله محرمیت : حداقل قابل قبول فاصله محرمیت از پنجره تا پنجره برابر21 متر است .

در صورتی که مابین ساختمانهای مسکونی هیچ فضای عبور عمومی وجود نداشته باشد ، مناسب ترین فاصله بین دو ساختمان حداقل 0 / 21 متر می باشد .

فاصله 0/ 21 متر ، که فاصله مناسب بین ساختمانها تلقی می شود ، فاصله ای است که شکل بدن انسان محو و اعمال انسانی غیر قابل تشخیص می شوند و بنابراین فاصله است که در آنمحرمیت فردی حفظ می شود .

فاصله محرمیت : فردی که در منتهی الیه فضای باز خصوصی هر قطعه قرار داشته باشد ، می بایست حداقل در فاصله 11 – 5 / 10 متری ساختمان مقابل قرار گیرد .

در صورت امکان فاصله ای برابر 18 متر از پنجره هر ساختمان تا دیوار حد فاصل قطعات می بایست در نظر گرفته شود .

فاصله محرمیت : فردی که در منتهی الیه فضای باز خصوصی هر قطعه قرار داشته باشد می تواند در فاصله مطلوب 18 متری از ساختمان مقابل قرار گیرد .

در صورتی که طول قطعات کم باشد ، ابتکارات طراحی می توانند تا حدی جایگزین کمبود فاصله گردند ، به نحوی که پنجره های طبقات فوقانی واحدها بالاتر از خط چشم در وضعیت ایستاده بوده و حصار حد فاصل قطعات درای ارتفاعی بیش از حد متوسط انسان باشد .

فاصله محرمیت : جایگزینی ابتکارات طراحی

۰   دستورالعملهای کلی طراحی معابر در محلات مسکونی

یک سایت مسکونی می بایست عاری از هرگونه ترافیک عبوری باشد  .

معبر اصلی با زیرگذر پیاده

معبر پخش کننده

معبر دسترسی

معبر پیاده و فضای باز

مدرسه

تجاری

تجزیه و تفکیک ترافیک

طرح معابر می بایست به نحوی باشد که انتخاب راهی میان بر از میان محله مسکونی را تشویق ننماید .

از طراحی معابر طولانی و مستقیم که امکان استفاده به عنوان زمین مسابقه را بدهد ، می بایست پرهیز نمود .

در یک محله مسکونی می بایست تا حد امکان تقاطع ها حذف گردند . بخصوص هنگامیکه دو معبر از یک رتبه همدیگر را قطع نمایند . به طور کلی تقاطعهای T شکل ترجیح دارند .

ما بین تقاطع ها می بایست فاصله لازم در نظر گرفته شود . یک فاصله مناسب بین تقاطعهای همجوار در حدود 45 متر پیشنهاد می شود .

۰      راههای گوناگون حل مشکل تقاطع معابر سواره هم عرض

 در صورت اجتناب ناپذیر بودن وجود تقاطع های هم عرض ، می بایست با توسل به ابتکارات طراحی از خطرات احتمالی ترافیک کاست  . راه حلهای ممکن عبارتند از :

الف – ایجاد بن بست

ب – کاهش عرض مفید یک معبر سواره و اختصاص فضای اضافی به توقف گاه و فضای سبز

ج- کاهش عرض تقاطع و اختصاص فضای اضافی به فضای سبز

د – ایجاد میدان گاه در تقاطع

ه – ایجاد تفاوت بین عرض معابر بر حسب نیازهای حرکتی و شدت حرکت

و – تفکیک جهات حرکت

۰  اصول کلی طراحی توقفگاه خودرو در محلات مسکونی

افازیش مالکیت خودروی شخصی دارای این تاثیر بر اهداف طراحی شهری بوده که تا حد امکان از تعداد خودروهای متوقفی که درسطح یک محله مسکونی پراکنده می گردند بکاهد ، گرچه ساکنین ، توقف در حاشیه معابر را در طول روز ترجیح می دهند و برای خودروهای خدماتی اینگونه توقف ها بناچار و اجباری است .

مضار توقف خودور در حاشیه معابر سواره

الف – ایجاد خطر برای کودکان

ب – ممانعت از جمع آوری زباله و نظافت خیابانها و سایر فعالیتهای خدماتی در سطح محله

ج – ایجاد آلودگی هوا در محله مسکونی

د – کاهش ظرفیت معبر سواره

ه – تحدید جریان ترافیک در ساعات اوج به میزان بیش از 50 درصد

۰   نیاز به فضای توقف در محلات مسکونی

با وجود مضار توقف خودرو در حاشیه معابر ، در صورتیکه پیش بینی توقف زیادی در حاشیه معابر می شود ، می بایست مسیر جداگانه ای برای توقف در نظر گرفته شده و تعبیه شود : فضایی به عرض 5 / 2 متر و مصالحی سبکتر از مصالح معبر اصلی و با طولی در حدود 6 متر که صرفا برای منظور مورد نظر مورد استفاده قرار گیرد .

تخصیص فضای توقف در یک محله مسکونی بر حسب نرخ مالکیت خودرو متفاوت است و تغییر می نماید . در محلاتی که ساکنین از گروه درآمدی بالاتری بوده و درنتیجه دارای نرخ مالکیت خودروی بالاتری باشند ، دو فضای توقف برای هر واحد مسکونی باضافه یک محل توقف در حاشیه معبر سواره برای ملاقات کنندگان به عنوان حداکثر نیاز به فضا در نظر گرفته می شود .

۰  راه های گوناگون برخورد با مشکل توقف خودرو در یک محله مسکونی

به منظور برخورد با مشکل توقف خودرو دریک محله مسکونی و در صورت غیر قابل اجتناب بودن آن برای کاهش خطرات ترافیکی ، راههای زیر پیشنهاد می شود :

الف – ایجاد میدانچه های خاص حرکت پیاده

ب – ایجاد مسیرهای خاص حرکت پیاده

ج – ایجاد میدانچه های خاص توقف خودرو

د – ترکیب میدانچه خاص توقف خودرو و میدانچه خاص حرکت پیاده

۰   دستورالعملهای طراحی فضاهای توقف در یک محله مسکونی

در محلات مسکونی پر تراکم با ساختمانهای تک واحدی امکان ایجاد توقف گاههای عمومی موجود می باشد . این گونه فضاها می بایست دارای شرایط زیر باشند :

الف – به خوبی زه کشی شده باشند .

ب – محفوظ باشند .

ج – دارای مکان مناسبی منشعب از معبر پخش کننده قرار داشته باشند .

د – دارای زوایای مناسب دید در تمامی جهات لازمه باشند .

۰   مکان یابی مراکز تجاری – رفاهی

خدمات تجاری به اضافه سایر خدمات مورد نیاز در سطح یک محله مسکونی معمولا مراکز محلات را تشکیل می دهند ، هر چند که به هر حال فعالیت غالب این گونه مراکز تجاری می باشد .

مناسب ترین مکان استقرار مرکز یک محله مسکونی در رابطه با توان بالقوه تجاری که خود تا حد زیادی به حوزه نفوذ مراکز موجود بستگی دارد ، تعیین می شود  . بنابراین در هنگام مکان یابی یک مرکز محله می بایست به نکات زیر توجه نمود :

الف – اندازه جمعیت محله

ب – خصوصیات سنی جمعیت محله

ج - ظرفیت خدمات موجود در محله

د – موجودی تسهیلات حمل و نقل عمومی

 

 

 

 

 

 

محتوی طرح یک شهرک

طرح جامع یک شهرک بایستی مجموعه زمین های واقع در محدوده شهر را در برگیرد.این طرح بایستی مباحث زیر  را شامل باشد:    

1- خطوط شبکه ارتباطات شامل راه های اصلی،راه های فرعی و بن بست ها.

2-تقسیم بندی مناطق شهرک از نظر نوع استفاده از زمین مورد نظر.

3-سطوح مورد استفاده مراکز عمومی و سایر موارد از این قبیل.

4-سطوح مورد استفاده مدیریت شهرک- مدارس-مساجد-تاسیسات عمومی.

راه های ارتباطی به عنوان یک عامل و در حقیقت نقش شریان های حیاتی یک شهرک را دارندو در تنظیم طرح جامع نقش اساسی را ایفا می کند.

ارتباطات در واقع در جهت بوجود آوردن حرکت و جابه جایی یک فرد ویا افراداز نقطه ای به نقطه ای دیگر مورد نیاز زندگی آدمی در شهرها است.

سایت های بهینه مسکونی

به عنوان یک قاعده در مناطقی که باد های غالب به سمت جنوب یا غرب می وزند(به عنوان مثال بسیاری از قسمت های اروپای غربی)سایت های به سمت غرب و جنوب شهرها،برای مجموعه های مسکونی مناسب ترند.این بدین معناست که خانه ها هوای تازه را از حومه ها دریافت می کننددر حالی که آلودگی شهری به شمال و شرق پراکنده میشود.بنابراین مناطق اخیر برای خانه سازی مناسب نبوده باید برای ساختن ساختمان های صنعتی در نظر گرفته شوند،با اشاره به انکه در مناطق کوهستانی و دریاچه ها جهت های گفته شده باد ممکن است متفاوت باشد به عنوان مثال، شیب های رو به آفتاب شمالی و شرقی در شمال و غرب یک شهر که در یک رده قرار گرفته می تواند مکان هایی برای ساختن خانه های مسکونی برای ساختن خانه های خصوصی باشد.

زمین های قرار گرفته در شیب های کوه

زمین های قرار گرفته در بخش پایین تر جاده های کوهستانی به شکل خاصی مناسب هستند،چون امکان دسترسی مستقیم را به خانه فراهم می آورند که در آن یک گاراژ می تواند قرار بگیردو جای قرار دادن یک باغچه آرام و ساکت یا داشتن منظره و تابش خورشید بدون مزاحمت و مانع وجود دارد.

در بخش بالایی خیابان کار به مراتب مشکل تر است و معمولا دیوار و جوی بتنی پشت خانه (برای جمع آوری آبی که از کوه سرازیر می شود و مقاوم سازی در مقابل سنگ هایی که ریزش می کنند)ضروری به نظر می رسد.

زمین هایی که نزدیک آب قرار گرفته است

به دلیل آزار و اذیت پشه ها و وضعیت مه آلود ساخت و ساز در این مناطق،توصیه نمی شود.

جهت گیری نسبت به خیابان

برای خانه های جداگانه با دیوار های جانبی،بهترین زمین معمولا در جنوب ساختمان قرار گرفته است،بنابراین تمام فضاهای کمکی و همچنین ورودی ها به طور خودکار رو به خیابان قرار می گیرند.این تمام مسایل خصوصی را حل می کند زیرا فضای اصلی زندگی و فضای خواب را در محل ساکت ،رو به آفتاب (شرق-غرب-جنوب)دور از خیابان و رو به باغچه قرار می دهد اگر قطعه زمین عرض کافی داشته باشد،می توان از پنجره های بزرگ فرانسوی ،تراس ها و بالکن ها برای ایجاد حالتی خوب استفاده نمود.

قطعات زمین معمولا باریک و عمیق هستند تا بخش رو به خیابان تا حد امکان کوچک باشد،اگر قطعه زمین در سمت شمال خیابان قرار گرفته باشد،گذشته از هزینه های اضافی دسترسی طولانی تر ساختمان باید درانتها قرار بگیردتا از تابش آفتاب حیاط جلو، استفاده شود.ساختمان های زوی چنین قطعاتی از طرف خیابان می تواند چشمگیر باشد.

قطعات واقع شده بر سمت شرق خیابان های شمالی-جنوبی در مناطقی که باد غالب غربی است،بهترین حالت می باشد،زیرا باغچه ها و فضاهای نشیمن به سوی شرق قرار گرفته و از همه بیشتر محافظت می شوند. علاوه بر این احتمال این کمتر است که ساختمان های همسایه آنقدر نزدیک باشند که مانع آفتاب اندک شرق باشند.برای استفاده از آفتاب زمستان (که در آسمان جنوبی بسیار کم است)،ساختمان باید نزدیک مرز شمالی قرار گیرند،بنابراین فضای بزرگ تراس باید رو به جنوب باشد. قطعات واقع شده در غرب خیابان شمالی-جنوبی باید به شکلی طراحی شوند که مقدار آفتاب جنوبی دریافت شده را به بیشترین مقدار برساند و منظره ای بدون مانع از تراس را ارایه می دهد.ممکن است که نیاز باشد تا ساختمان در حد انتهایی زمین بنا شود.

قطعه زمین هایی که نزدیک به خانه های موجود هستند و رو به آفتاب قرار گرفته اند،دارای این مزیت می باشند که محل قرار گیری و همکف خانه های جدید می تواند به شکلی طراحی شود تا تابش خورشید در آینده تمام مدت،بدون هیچ مانعی در آن وجود داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

برای ساخت یک شهرک باید مسائل زیادی از جمله ارتباط باشهرک،راههای ارتباطی داخل شهرک و...مد نظر قرار گیرد.برای طراحی یک شهرک باید به تکنیک شهرسازی توجه زیادی داشته باشیم.

علم شهرک سازی وابستگی کاملی به علم جامعه شناسی داشته ودر حقیقت یک طراح می بایستی به علم جامعه شناسی آگاهی داشته باشد و به مجموعهای از علوم گوناگون نیاز دارد تا بتواند به کمک آنها مسائلی را که در طرح یک شهرک با آن روبرو است بررسی نماید وسپس ایده های خود را آنچنان که متناسب انسان های یک اجتماع باشد درقالب طراحی یک شهرک پیاده نماید.

ودر واقع طراح شهرک ضمن تفحص و بررسی وجمع آوری علوم مختلف جامعه و تجزیه و تحلیل آنها وبا درون نگری انسانهایی که درآن شهرک زندگی خواهند کرد وبا شم قوی و آینده نگری و پیشرفت علوم به طراحی یک شهرک می پردازد لذا چون یک طراح نمی تواند درتمامی علوم اجتماعی آگاهی داشته باشد لذا در این رابطه به کارشناسان متعددی نیاز دارد از جمله امور توریستی ،زمین شناسی....

بنابراین یک طراح پس از جمع آوری اطلاعات و آمار لازم در رابطه با طرح شهرک مورد نظروبررسی آنها وتجزیه وتحلیل وسپس ترکیب آنها  می تواند به تهیه طرح جامع ارائه پلان بنماید.و در واقع می توان گفت  که ارائه این تکنیک پس از بررسی موارد فوق امکان پذیر می گردد.ونقش اصلی یک طراح ارائه راه حل های منطقی در رابطه با مسائل موجود جامعه وتلفیق آن با تکنیک وارائه هنر جهت یک زندگی راحت مطرح می شود.

ارائه تکنیک طراحی شهرک  را در واقع به سه بخش اساسی می توان تقسیم نمود:

الف)سطوحی که در رابطه با ارتباطات(جاده ها)قرار دارند.

ب)سطوحی که در رابطه با احداث ساختمانها قرار دارند(فضای سبز،مراکز تجاری  و...)

ج)فضاهای سبز (از قبیل :پارکها –پارک کودک و...).

کلیه ی زمینهایی که در داخل یک شهرک قرار دارند شامل یکی از بخش های فوق می باشند.حال به تفکیک،سه بخش را مورد مطالعه قرار می دهیم.

 

الف)سطوح ارتباطات

این بخش شامل :جاده ها از قبیل ،پیاده،سواره،جاده های ارتباطی میدانها و سایر مواردی که در این رابطه قرار دارد می شود.

ب)سطوح ساختمان ها

این بخش شامل ساختمان های مختلفی که در شهر وجود دارد از قبیل : تجاری- مسکونی - فرهنگی- تفریحی – سرویسهای عمومی و...می شود که در این رابطه ضرائب مختلف تراکم جمعیت از قبیل تراکمهای کم وتراکم متوسط وتراکم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سطوح ساختمانها

این بخش شامل ساختمان های مختلفی که در شهر وجود دارد تجاری-صنعتی –مسکونی –فرهنگی –تفریحی-سرویس های عمومی وهتلهاو.....می شود که در این رابطه ضرائب مختلف تراکم جمعیت از قبیل تراکم های کم وتراکم متوسط وتراکم زیاد مناطق مسکونی وهمچنین ساختمان های مختلف تجاری مسکونی وسایر موارد می شود .

می بایستی موارد زیر مورد توجه قرار گیرد ازجمله موقعیت آفتاب در شهر- جهت ساختمانها و آفتابگیری آنها – فاصله بین ساختمانها وتهویه لازم جهت ساختمانهای مسکونی- فرم تفکیک زمین – تیپ ساختمانها – ارتفاع ساختمان های مسکونی وسایر ساختمانها – ساختمانهای صنایع در شهرها – مقررات مربوط به اینگونه ساختمانها......

ج- سطوح فضای سبز

شامل :پارکهای عمومی – باغ ها- زمین های ورزشی- پارکهای خارج شهر- استخرها- زمین های گلف- اسب دوانی – باغ وحش ها- کشاورزی – جنگلداری- گورستان ها.

1-ارتباطات زمینی قسمت اعظم سطوح تعیین شده برای ارتباطات را در واقع ارتباطات زمینی تشکیل می دهد عامل معمولی این شبکه ، جاده ها هستند که مراکز نزدیک ودور را به هم ارتباط می دهند . این سطوح شامل راهها وترافیک آزاد در زیر یا روی زمین می شود .

وبرای امکان استفاده حداکثر از جاده ها الزاماً می بایستی قوانین خاصی در این رابطه داشته باشیم تا حرکت وسایل نقلیه مختلف در طول جاده ها از حداکثر کارایی برخوردار باشند . و در حقیقت به وجود آوردن باند حرکت برای عبور راحت یک ردیف از وسایل نقلیه مشابه مورد نظر می باشد برروی جاده ها یک سری خطوط ثابت فرضی جهت یک برنامه تنظیم شده قبلی وبرای حداکثر استفاده از سطح اشغال شده با به کاربردن علائم ویژه ( خطوط سفید وزرد – میخ کوبی وعلامات ویژه ) تعبیه می شود

می توان جمیع افراد ویا وسایلی که از جاده ها استفاده می کنند به چهار طبقه زیر دسته بندی کرد

1-پیاده روها

2-دوچرخه سوارها .

3-وسایل نقلیه دستی از قبیل گاری ها -  درشکه ها و....

4-وسایل نقلیه موتوری

برای هر یک از چهار طبقه یک باند حرکت مخصوص ویا چند باند حرکت در نظر گرفته می شود .

1-پیاده روها

در نظر گرفتن لازم با توجه به تراکم عبور ومرور، درخت مورد نیاز وارتفاع آن ، نوع استفاده در مناطق مختلف شهری ( مسکونی – تجاری – صنعتی و .....) از موارد تعیین کننده وموثر می باشند .

2- دوچرخه سوارها

رعایت سرعت وعرض وارتفاع دوچرخه از جمله موارد مؤثرند.

مجموع ارتفاع دوچرخه سوار با دوچرخه72/1تا 90/1ارتفاع 1متر

هر پا زدن 50/5-5متر دوچرخه راحرکت می دهد.

شیبهای مناسب جهت عبور یا سهولت 14ودر جاده های خارج از شهر تا 7%میباشد.

ضمناً برای یک دوچرخه در حال حرکت مستقیم ودر قوسی از 00/1-80/0متر عرض لازم است

بنابراین عرض لازم برای عبور دوچرخه 90 سانتیمتر می باشد .

3-نوار اولیه برای وسایل نقلیه موتوری

موتورهای حمل ونقل که دارای سه چرخ یا بیشتر هستند دارای قدرت حمل بیشتر از 350 کیلو بار هستند حد اشغال را آنها عبارت است از طول 4وعرض 60/1متر

وسایل نقلیه موتوری برای حمل اشخاص به صورت زیر خلاصه می شود

1-حمل ونقل خصوصی (اتومبیل – تعداد سرنشین از 2الی6نفر).

2-حمل ونقل عمومی ( اتوبوس وغیره با بیشترین تعداد اشخاص برای حمل 20الی 120 نفر).

موتورسیکلت ،30/2 عرض 80/0 با سایدکار 40/1(عبور90/0)

موتور سه چرخه ،طول 4 عرض 60/1ارتفاع 20/2

اتومبیل سواری (اروپایی) طول 50/4-20/3،عرض 70/1-26/1،ارتفاع 70/1-30/1

کامیون ،طول 1-4با فاصله یدک کش اضافه می شود /2-1متر

یدک کش /9-5/3،ارتفاع 50/4-4متر ، عرض 50/2-70/1 متر.

طبقه بندی باندهای حرکت

1-باند حرکت ترافیک کند :برای گاریها – برای دوچرخه ها ویا وسایلی که به وسیله انسان یا اسب کشیده می شود .

2-باند حرکت برای نقلیه موتوری که باسرعت کمتری حرکت می کنند ،

3-باند حرکت برای نقلیه موتوری تندرو، که در این رابطه 3 باند منظور میشود که تقریباً هر یک 5/2 تا 3 متر عرض دارند.

باند اول برای توقف – دوم برای حرکت-سوم برای سبقت.

وقتی که حرکت سریع اهمیت زیادی در یک خیابان پیدا میکند(اتوبونها...)سعی میشود دوجهت حرکت کاملاً از هم مجزا شوند این عمل به وسیله یک سطح آن کمتر ازیک متر نباشد انجام میشود.

پارکینگ های گروهی

در ذیل چهار فرم طراحی برای یک پارکینگ گروهی در یک زمین محدود نشان داده شده است .

صد واحد پارکینگ منظور شده ، در fچناچه ملاحظه می شود در فرم

صورتی در فرم----فقط 80 پارکینگ در نظر گرفته شده است البته سیرکولاسیون ورود وخروج وزاویه پارک در پارکینگ دارای نقش اساسی است ، وهمواره علاوه بر تعداد واحدهای پارکینگ سیستم مناسب گردشی ومانور اتومبیل ها نیز باید در نظر داشت .

در شکل زیر چهار نمونه پارکینگ ورودی برای یک زمین طراحی شده است .

زاویه پارک در هر چهار طرح 90درجه بوده وفقط سیرکولاسیون پارکینگ دارای فرم های مختلفی می باشد که این سیرکولاسیون با توجه به موقعیت خیابان وهمچنین سعی در تأمین تعداد بیشتر سطوح پارک مشخص می شود .

1-مانورهای گردشی در پارکینگ های گروهی

1-یک نمونه پارکینگ گروهی دوجهته که جهت پارک اتومبیل با زاویه 90 درجه در نظر گرفته شده است .

2-پارکینگ گروهی دوجهته با دو زاویه پارک 45 درجه وابعاد واندازه های لازم برای مانورهای گردشی پارک اتومبیل

1-مانورهای گردشی در یک پارکینگ عمومی دوجهته خط کشی پارکینگها با زاویه 60 درجه طراحی شده است

2-زاویه پارک اتومبیل در این طرح 30 درجه عرض های مشخص شده برای مانورهای گردشی مناسب می باشد

پارکینگهای ورودی

برای تعیین تعداد محل پارک اتومبیل در یک ردیف ودر طول معین به طریقه زیر عمل می کنیم در این روش باتوجه به زاویه پارک تعداد پارکینگ مشخص می گردد

با استفاده از این روش وباتوجه به ابعاد زمین می توان زاویه پارک وتعداد محل پارکینگ برای اتومبیل هارا تعیین نمود .

پارکینگهای گروهی

در شکلهای زیر چند نمونه پارکینگهای گروهی بازاویه های پارک مختلف وطریقه فضای مورد نیاز نشان داده می شود .

در طرح این مجموعه ضمن در نظر گرفتن فضای مشترک گروهی در وسط واحدهای مختلف به صورتی طراحی شده هر چند واحد دارای یک فضای مشترک خصوصی تر نیز می باشد پارکینگهای مورد نیاز در فضای مشترک اصلی مجموعه قرار گرفته اند .سیستم طراحی ورودی ساختمانها در رابطه با خیابانهای اطراف وداخلی محوطه کاملاً جالب توجه است .

 

 

سطوح ساختمانها

این بخش شامل ساختمان های مختلفی که در شهر وجود دارد تجاری-صنعتی –مسکونی –فرهنگی –تفریحی-سرویس های عمومی وهتلهاو.....می شود که در این رابطه ضرائب مختلف تراکم جمعیت از قبیل تراکم های کم وتراکم متوسط وتراکم زیاد مناطق مسکونی وهمچنین ساختمان های مختلف تجاری مسکونی وسایر موارد می شود .

می بایستی موارد زیر مورد توجه قرار گیرد ازجمله موقعیت آفتاب در شهر- جهت ساختمانها و آفتابگیری آنها – فاصله بین ساختمانها وتهویه لازم جهت ساختمانهای مسکونی- فرم تفکیک زمین – تیپ ساختمانها – ارتفاع ساختمان های مسکونی وسایر ساختمانها – ساختمانهای صنایع در شهرها – مقررات مربوط به اینگونه ساختمانها......

ج- سطوح فضای سبز

شامل :پارکهای عمومی – باغ ها- زمین های ورزشی- پارکهای خارج شهر- استخرها- زمین های گلف- اسب دوانی – باغ وحش ها- کشاورزی – جنگلداری- گورستان ها.

1-ارتباطات زمینی قسمت اعظم سطوح تعیین شده برای ارتباطات را در واقع ارتباطات زمینی تشکیل می دهد عامل معمولی این شبکه ، جاده ها هستند که مراکز نزدیک ودور را به هم ارتباط می دهند . این سطوح شامل راهها وترافیک آزاد در زیر یا روی زمین می شود .

وبرای امکان استفاده حداکثر از جاده ها الزاماً می بایستی قوانین خاصی در این رابطه داشته باشیم تا حرکت وسایل نقلیه مختلف در طول جاده ها از حداکثر کارایی برخوردار باشند . و در حقیقت به وجود آوردن باند حرکت برای عبور راحت یک ردیف از وسایل نقلیه مشابه مورد نظر می باشد برروی جاده ها یک سری خطوط ثابت فرضی جهت یک برنامه تنظیم شده قبلی وبرای حداکثر استفاده از سطح اشغال شده با به کاربردن علائم ویژه ( خطوط سفید وزرد – میخ کوبی وعلامات ویژه ) تعبیه می شود

می توان جمیع افراد ویا وسایلی که از جاده ها استفاده می کنند به چهار طبقه زیر دسته بندی کرد

1-پیاده روها

2-دوچرخه سوارها .

3-وسایل نقلیه دستی از قبیل گاری ها -  درشکه ها و....

4-وسایل نقلیه موتوری

برای هر یک از چهار طبقه یک باند حرکت مخصوص ویا چند باند حرکت در نظر گرفته می شود .

1-پیاده روها

در نظر گرفتن لازم با توجه به تراکم عبور ومرور، درخت مورد نیاز وارتفاع آن ، نوع استفاده در مناطق مختلف شهری ( مسکونی – تجاری – صنعتی و .....) از موارد تعیین کننده وموثر می باشند .

2- دوچرخه سوارها

رعایت سرعت وعرض وارتفاع دوچرخه از جمله موارد مؤثرند.

مجموع ارتفاع دوچرخه سوار با دوچرخه72/1تا 90/1ارتفاع 1متر

هر پا زدن 50/5-5متر دوچرخه راحرکت می دهد.

شیبهای مناسب جهت عبور یا سهولت 14ودر جاده های خارج از شهر تا 7%میباشد.

ضمناً برای یک دوچرخه در حال حرکت مستقیم ودر قوسی از 00/1-80/0متر عرض لازم است

بنابراین عرض لازم برای عبور دوچرخه 90 سانتیمتر می باشد .

3-نوار اولیه برای وسایل نقلیه موتوری

موتورهای حمل ونقل که دارای سه چرخ یا بیشتر هستند دارای قدرت حمل بیشتر از 350 کیلو بار هستند حد اشغال را آنها عبارت است از طول 4وعرض 60/1متر

وسایل نقلیه موتوری برای حمل اشخاص به صورت زیر خلاصه می شود

1-حمل ونقل خصوصی (اتومبیل – تعداد سرنشین از 2الی6نفر).

2-حمل ونقل عمومی ( اتوبوس وغیره با بیشترین تعداد اشخاص برای حمل 20الی 120 نفر).

موتورسیکلت ،30/2 عرض 80/0 با سایدکار 40/1(عبور90/0)

موتور سه چرخه ،طول 4 عرض 60/1ارتفاع 20/2

اتومبیل سواری (اروپایی) طول 50/4-20/3،عرض 70/1-26/1،ارتفاع 70/1-30/1

کامیون ،طول 1-4با فاصله یدک کش اضافه می شود /2-1متر

یدک کش /9-5/3،ارتفاع 50/4-4متر ، عرض 50/2-70/1 متر.

طبقه بندی باندهای حرکت

1-باند حرکت ترافیک کند :برای گاریها – برای دوچرخه ها ویا وسایلی که به وسیله انسان یا اسب کشیده می شود .

2-باند حرکت برای نقلیه موتوری که باسرعت کمتری حرکت می کنند ،

3-باند حرکت برای نقلیه موتوری تندرو، که در این رابطه 3 باند منظور میشود که تقریباً هر یک 5/2 تا 3 متر عرض دارند.

باند اول برای توقف – دوم برای حرکت-سوم برای سبقت.

وقتی که حرکت سریع اهمیت زیادی در یک خیابان پیدا میکند(اتوبونها...)سعی میشود دوجهت حرکت کاملاً از هم مجزا شوند این عمل به وسیله یک سطح آن کمتر ازیک متر نباشد انجام میشود.

پارکینگ های گروهی

در ذیل چهار فرم طراحی برای یک پارکینگ گروهی در یک زمین محدود نشان داده شده است .

صد واحد پارکینگ منظور شده ، در fچناچه ملاحظه می شود در فرم

صورتی در فرم----فقط 80 پارکینگ در نظر گرفته شده است البته سیرکولاسیون ورود وخروج وزاویه پارک در پارکینگ دارای نقش اساسی است ، وهمواره علاوه بر تعداد واحدهای پارکینگ سیستم مناسب گردشی ومانور اتومبیل ها نیز باید در نظر داشت .

در شکل زیر چهار نمونه پارکینگ ورودی برای یک زمین طراحی شده است .

زاویه پارک در هر چهار طرح 90درجه بوده وفقط سیرکولاسیون پارکینگ دارای فرم های مختلفی می باشد که این سیرکولاسیون با توجه به موقعیت خیابان وهمچنین سعی در تأمین تعداد بیشتر سطوح پارک مشخص می شود .

1-مانورهای گردشی در پارکینگ های گروهی

1-یک نمونه پارکینگ گروهی دوجهته که جهت پارک اتومبیل با زاویه 90 درجه در نظر گرفته شده است .

2-پارکینگ گروهی دوجهته با دو زاویه پارک 45 درجه وابعاد واندازه های لازم برای مانورهای گردشی پارک اتومبیل

1-مانورهای گردشی در یک پارکینگ عمومی دوجهته خط کشی پارکینگها با زاویه 60 درجه طراحی شده است

2-زاویه پارک اتومبیل در این طرح 30 درجه عرض های مشخص شده برای مانورهای گردشی مناسب می باشد

پارکینگهای ورودی

برای تعیین تعداد محل پارک اتومبیل در یک ردیف ودر طول معین به طریقه زیر عمل می کنیم در این روش باتوجه به زاویه پارک تعداد پارکینگ مشخص می گردد

با استفاده از این روش وباتوجه به ابعاد زمین می توان زاویه پارک وتعداد محل پارکینگ برای اتومبیل هارا تعیین نمود .

پارکینگهای گروهی

در شکلهای زیر چند نمونه پارکینگهای گروهی بازاویه های پارک مختلف وطریقه فضای مورد نیاز نشان داده می شود .

در طرح این مجموعه ضمن در نظر گرفتن فضای مشترک گروهی در وسط واحدهای مختلف به صورتی طراحی شده هر چند واحد دارای یک فضای مشترک خصوصی تر نیز می باشد پارکینگهای مورد نیاز در فضای مشترک اصلی مجموعه قرار گرفته اند .سیستم طراحی ورودی ساختمانها در رابطه با خیابانهای اطراف وداخلی محوطه کاملاً جالب توجه است .

 

 

 

 

 

 

 

محتوی طرح جامع یک شهر

طرح جامع یک شهربایستی مجموعه زمین های واقع در محدوده شهر را در برگیرد.این طرح بایستی مباحث دیر  را شامل شود.    

1-خطوط اصلی شبکه ارتباطات از قبیل:جاده ها-راه آهن ها-در صورت نیازخطوط کشتیرانی-فرود گاه ها.

2-تقسیم بندی مناطق شهری از نظر نوع استفاده از زمین مورد نظر.

3-سطوح مورد استفاده مراکز عمومی و سایر موارد از این قبیل.

4-سطوح مورد استفاده ادارات دولتی-شهرداری ها-مدارس-مساجد-تاسیسات عمومی.

راه های ارتباطی به عنوان یک عامل و در حقیقت نقش شریان های حیاتی یک شهر را دارندو در تنظیم طرح جامع نقش اساسی را ایفا می کند.

ارتباطات در واقع در جهت بوجود آوردن حرکت و جابه جایی یک فرد ویا افراداز نقطه ای به نقطه ای دیگر مورد نیاز زندگی آدمی در شهر ها است.

سایت های بهینه مسکونی

به عنوان یک قاعده در مناطقی که باد های غالب به سمت جنوب یا غرب می وزند(به عنوان مثال بسیاری از قسمت های اروپای غربی)سایت های به سمت غرب و جنوب شهرها،برای مجموعه های مسکونی مناسب ترند.این بدین معناست که خانه ها هوای تازه را از حومه ها دریافت می کننددر حالی که آلودگی شهری به شمال و شرق پراکنده میشود.بنابراین مناطق اخیر برای خانه سازی مناسب نبوده باید برای ساختن ساختمان های صنعتی در نظر گرفته شوند،با اشاره به انکه در مناطق کوهستانی و دریاچه ها جهت های گفته شده باد ممکن است متفاوت باشد به عنوان مثال، شیب های رو به آفتاب شمالی و شرقی در شمال و غرب یک شهر که در یک رده قرار گرفته می تواند مکان هایی برای ساختن خانه های مسکونی برای ساختن خانه های خصوصی باشد.

زمین های قرار گرفته در شیب های کوه

زمین های قرار گرفته در بخش پایین تر جاده های کوهستانی به شکل خاصی مناسب هستند،چون امکان دسترسی مستقیم را به خانه فراهم می آورند که در آن یک گاراژ می تواند قرار بگیردو جای قرار دادن یک باغچه آرام و ساکت یا داشتن منظره و تابش خورشید بدون مزاحمت و مانع وجود دارد.

در بخش بالایی خیابان کار به مراتب مشکل تر است و معمولا دیوار و جوی بتنی پشت خانه (برای جمع آوری آبی که از کوه سرازیر می شود و مقاوم سازی در مقابل سنگ هایی که ریزش می کنند)ضروری به نظر می رسد.

زمین هایی که نزدیک آب قرار گرفته است

به دلیل آزار و اذیت پشه ها و وضعیت مه آلود ساخت و ساز در این مناطق،توصیه نمی شود.

جهت گیری نسبت به خیابان

برای خانه های جداگانه با دیوار های جانبی،بهترین زمین معمولا در جنوب ساختمان قرار گرفته است،بنابراین تمام فضاهای کمکی و همچنین ورودی ها به طور خودکار رو به خیابان قرار می گیرند.این تمام مسایل خصوصی را حل می کند زیرا فضای اصلی زندگی و فضای خواب را در محل ساکت ،رو به آفتاب (شرق-غرب-جنوب)دور از خیابان و رو به باغچه قرار می دهد اگر قطعه زمین عرض کافی داشته باشد،می توان از پنجره های بزرگ فرانسوی ،تراس ها و بالکن ها برای ایجاد حالتی خوب استفاده نمود.

قطعات زمین معمولا باریک و عمیق هستند تا بخش رو به خیابان تا حد امکان کوچک باشد،اگر قطعه زمین در سمت شمال خیابان قرار گرفته باشد،گذشته از هزینه های اضافی دسترسی طولانی تر ساختمان باید درانتها قرار بگیردتا از تابش آفتاب حیاط جلو، استفاده شود.ساختمان های زوی چنین قطعاتی از طرف خیابان می تواند چشمگیر باشد.

قطعات واقع شده بر سمت شرق خیابان های شمالی-جنوبی در مناطقی که باد غالب غربی است،بهترین حالت می باشد،زیرا باغچه ها و فضاهای نشیمن به سوی شرق قرار گرفته و از همه بیشتر محافظت می شوند. علاوه بر این احتمال این کمتر است که ساختمان های همسایه آنقدر نزدیک باشند که مانع آفتاب اندک شرق باشند.برای استفاده از آفتاب زمستان (که در آسمان جنوبی بسیار کم است)،ساختمان باید نزدیک مرز شمالی قرار گیرند،بنابراین فضای بزرگ تراس باید رو به جنوب باشد. قطعات واقع شده در غرب خیابان شمالی-جنوبی باید به شکلی طراحی شوند که مقدار آفتاب جنوبی دریافت شده را به بیشترین مقدار برساند و منظره ای بدون مانع از تراس را ارایه می دهد.ممکن است که نیاز باشد تا ساختمان در حد انتهایی زمین بنا شود.

قطعه زمین هایی که نزدیک به خانه های موجود هستند و رو به آفتاب قرار گرفته اند،دارای این مزیت می باشند که محل قرار گیری و همکف خانه های جدید می تواند به شکلی طراحی شود تا تابش خورشید در آینده تمام مدت،بدون هیچ مانعی در آن وجود داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع مختلف همجواری واحدهای مسکونی:

به دو نوع کلی تقسیم می شود:

1-خانه های ردیفی حیاط دار:

استقلال بیشتر،و به شکل پلان I شکل که اول به مسیر دسترسی و بعد به نحوه استقرار وموقعیتآن نسبت به بقیه منازل توجه می شود.

استقرار پشپ به پشت منازل و قرار گرفتن اضلاع بدون باز شو در طرف خیابان ،باعث افزایش فاصله نمای ساختمان واستقلال واحد هارا کاهش می دهد واز نظر جهت یابی جغرافیایی باعث محدودیت در طراحی می شود.

و هنگامی که بلوک ها در حد فاصل دو خیابان دسترسی قرار گیرند مسیر های عابر پیاده و ماشین رو پدید می آید ومنجر به تمرکز قسمت های ساختمانی  ودر نتیجه کاهش پراکندگی می گردد که به آن مدل شانه ای می گویند.

پلانL  شکل:

ایجاد یک سری ساختمان پشت یا رو به خیابان و باعث مجاورت حیاط ها می گرددو محدودیت هایی را در طراحی ایجاد می کند وگردش هوا را کمتر می کند.

پلانU  شکل:

این پلان ها برای ایجاد تراکم بالااستفاده می گردد ونور گیری مناسب صورت می گیرد.

پلان T شکل:

دارای دو حیاط که یکی به سمت خیابان ودیگری جنبه خصوصی داردونسبت به سایر طرح ها جالب است.

 

 

پلان Z شکل:

حیاط را در دو طرف دارد وحیاط های سلختمان ها در مجاورت هم قرار می گیرند.و اگر این ساختمان در حد فاصل دو خیابان قرار گیرد، فضای خصوصی نسبتآ بزرگی دارند.

پلان H شکل :

مثل پلان شکل ،با این تفاوت که دارای حیاط متقارن است و ارتباط منازل با بیرون در شرایط مناسبتر قرار می گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجتمع مسکونی شن زار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجتمع مسکونی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این نقدها متنوع بوده و موارد زیادی را شامل می شوند.. با دقت بیشتر ، به نظر می رسد که پنج نکته مهم در نقش علوم رفتاری در حرفه و آموزش طراحی محیط وجود دارد :

1_نقش مهم افراد حرفه ای ، سرمایه گذاران و استفاده کنندگان از ساختمانها و فضای سبز در فراهم آوردن اطلاعات و شرکت در تصمیم گیری ها .

2_مفهوم عملکرد در شعار « فرم از عملکرد تبعیت می کند » مفهوم ناقصی است .

3_معماران از مدل ناقصی برای درک تعریف انسان و شناخت رفتار انسان به عنوان اساس کارشان استفاده کرده اند

4_معماران درک ناقصی از رابطه محیط و رفتار انسان دارند . بنابراین ، ادعاهای اهمیت نقش طراحی در شکل دادن به تجربه های مردم در محیط ، طراحان و کارفرماهای آنها را گمراه می کند .

تمام این موارد می تواند در یک مشکل کلی خلاصه شود :

5_مبانی نظری طراحی ناکافی است .

 

 

 

رابطه طراح – کارفرما:

بعضی از موفقترین ساختمانهایی که در این قرن ساخته شده اند خانه های سفارشی بوده اند . ویژگی طراحی چنین خانه هایی رابطه کاری نزدیک بین کارفرما و طراح است (Eaton 1969) . بعلاوه «سرمایه گذار ساختمان »یعنی فرد یا گروهی که مخارج بنا را پرداخت می کند ، و «بهره بردار» ، یعنی کسی که در ساختمان ساکن خواهد شد ، یکی هستند .

در بعضی موارد خانه نمادی از شان اجتماعی کارفرماست . معمار به دلیل اینکه از نظر سلیقه هنری و معماری موافق کارفرماست انتخاب می شود . بنابراین ، برای درک طراحی این خانه ها نه تنها معمار بلکه باید کارفرما را هم شناخت .

مشتری های لوکوربوزیه به نظر می رسد که بیشتر افرادی خاص و گردآرندگان آثار هنری بوده اند (Eaton 1969) . این در تضاد کامل با مشتری های فرانک لویدرایت در اُک پارک و ریورفارست ایلینویز است ، که افراد خود ساخته ، خلاق در تولید ، و خارج از چرخه اجتماعی شیکاگو بودند . نوع مردمی که در این خانه ها زندگی می کردند از طبقات بالای جامعه خود بودند . برای درک «سازگاری» بین نیاز استفاده کننده و طراح ساختمان ، باید رابطه بین کارفرما و طراح را شناخت. همین شناخت راجع به عدم سازگاریها نیز ضرورت دارد .

مواردی در معماری داخلی ، معماری و منظر که ما امروز آنها را شکست در طراحی به حساب می آوریم، در شرایطی طراحی شده اند که یک خلاء اجتماعی و اداری بین استفاده کننده بنا و طراح وجود داشته است (Lipman 1974,Zeisel 1974 ) . « خلاء اجتماعی» تفاوت گذاری بین ارزشهای مشتریان و طراحان است که از تفاوتهای موجود در پیشینه فرهنگی ، تحصیل و درآمد حاصل می شود (Michelson , 1968 ) . « خلاء تشکیلاتی » یا اداری وقتی وجود دارد که معمار به جای استفاده کننده واقعی با سرمایه گذار ساختمان سر و کار دارد. تامین کننده مالی ساختمان اغلب نماینده ای ضعیف برای استفاده کننده اصلی است . خلاء اجتماعی هم به طور جدی بین سرمایه گذار و استفاده کننده واقعی بنا به وجود می آید.

ما طراحان نمی توانیم تمام حقایق راجع به جمعیت ها و سنت های سکونت را در دست داشته باشیم ، ولی می توانیم اطلاعات بهتری بدست آوریم . همچنین باید ارتباط بهتری با استفاده کنندگان داشته باشیم ، سئوالات را درست بپرسیم و شنوندگان خوبی باشیم . برای پرسیدن سئوالات خوب احتیاج داریم که درک درستی از ماهیت محیط ساخته شده ، ویژگیهای مردم (شامل خودمان) و روابط درونی بین آنها داشته باشیم . ولی در اغلب موارد استفاده کنندگان از بنا در دسترس ما نیستند . فرایند تصمیم گیری باید طوری باشد که این مشکل را حل کند . درک بهتری از مدلهای جایگزین فرایند طراحی و مدلهای مختلف رابطه طراح-کارفرما مورد نیاز است . ما باید ماهیت رویه عملی طراحی را درک کنیم .

 

 

فرایند ایجاد مجموعه مسکونی:

فرآیند ایجاد مجموعه مسکونی ومشارکت مردمی خود جزئی از سیستمهای بزرگتر سیاستهای کلی کشور در مورد مسکن وسیاستهای کلی نظام در مشارکت مردم در این امور می باشد .خود فرایند ایجاد مسکن از مراحل مختلفی تشکیل گشته است که نوع ومیزان مشارکت در هر مرحله در مشارکت بقیه مراحل تاثیر گذار می باشد .

1) فرایند سیاست گذاری،  2) فرایند برنامه ریزی وطراحی، 3) فرایند ساخت واجرا، 4) فرایند مدیریت ونگداری محل، 5) فرایند باز نگری طرحهای قبلی مسکن.

 

به طور کلی می توان مشارکت را در مراحل مختلف فرایند به صورت زیر بیان کرد:

1- مرحله شناخت: در این مرحله در قسمت شناخت کاربران وشناخت فرهنگ آنها وهمینطور تعیین نیازها ، مسائل ومشکلات وایده الهای آنها می توان از مشارکت مردم استفاده مرد.در نهایت در جمع بندی مرحله شناخت باید بتوان به یک مرحله کالبری رسید اجزا ویژگی آنها وروابط بین اجزامشخص باشد.

2-مرحله تعین اهداف واصول ضوابط: در مرحله تعین اهداف کلی می توان مستقیمأ با مردم مشارکت داشت وایده الهایشان را بررسی کرد.

3- مرحله تدوین راه حل : این مرحله یک مرحله تخصص برای معمار است ومی توان نیز از نظرات مردم ایده گرفت وراه حل معماری را برای  بر آورده کردن نیازها وتدوین آنها مورد بررسی قرار دارد.

4- در این مرحله به دو روش می توان از مشارکت مردم استفاده کرد :  1) به صورت مستقیم از نظرات آنها در طرح استفاده کرد ، 2) با استفاده ازشناخت به دست آمده به راه حل رسید..

 

شــــــــنا خــــــــت :

درمرحله شناخت فرآیند طراحی، موارد زیر را باید در نظر گرفت:

1- شناخت کاربران وبالاخص شناخت فرهنگ سکونتی ونیازها ومسائل ومشکلات وخواسته ها وایده الهای آنها.

2- بررسی نمونه های مشابه.

3- شناخت مسائل خاص محیطی سایت مجموعه.

4- جمع بندی شناخت وتعیین اولویت ها.

 

شناخت کاربران: اول شناخت ویژگیهای جمعیت موجود و بعد مسائل مربوط به واحد مسکونی (خانه) ودر آخر مسائل مربوط به مجموعه مسکونی (محله یا واحد همسایگی).

با بررسی وشناخت کاربران به نتایج زیر دستیابی پیدا کردیم:

1- فضاهایی که در این پروژه باید طراحی شوند عبارتند: از فضای زندگی خصوصی متعلق به فرد وخانواده، فضای نیمه خصوصی متعلق به همسایگان وفضای نیمه عمومی متعلق به مجموعه مسکونی ، که انسان برای اینکه زندگی راحت توام با اساش ، امنیت وروابط اجتماعی مناسب داشته باشد به همه آنها - نه فقط فضاهای خصوصی داخل خانه – احتیاج دارد.

2- اندازه وشماره دقیق عرصه هر چقدر که باشدپیوستگی درونی هر عرصه باید کاملأ حفظ شود و سلسله مراتب بین عرصه ها باید به موجود آیدوهر عرصه به سبب وضوح وپیوستگی فرم خود بتواند مشوق نماینده ونگاه دارنده فعالیتی باشد که اصولآبرای آن فعالیت طرح شده است.

3- خانه باید محلی برای آسایش ساکنان ودر واقع جایی باشد که تن وجان او درآن بیاساید.

4- خانه برای ساکنانش مرکز جهان است وباید به دقت ووسواس بسیار به مکان بزرگتری که بدان تعلق دارد متصل شود.معماری خیابان ادامه طبیعی ومنطقی معماری خانه است  وباید برای آن همان ضرورت ها ، همان زمینه ها، همان رابطه ها، همان احساس ها، وهمان راه حلها نیز در نظر گرفته شود.

5- واحد همسایگی اولأ باید از اشتراک ویژگیهای کالبدی همسایگی برخوردار باشد.ثانیأ می بایست ویژگی های رفتارها وروابط متقابل گروه اجتماعی همسایگی را بین اعضاء خود داشته باشد.

6- بدلیل اینکه الگوبرداری از محلات قدیمی وتعاریف جدید واحد همسایگی هیچکدام به تنهایی نیاز این طرح را بعنوان طراحی مجموعه مسکونی برآورده نمی سازند باید واحد همسایگی را برای پاسخگویی به خواست های تحقیق وبر اساس روابط همسایگی ومعنای کالبدی آن باز بینی وتعریف مجدد کنیم .

7- عوامل متلف اثر گذار بر مجموعه های مسکونی که باید در طراحی به آنها توجه شود عبارتنداز:

_ترکیب خانواده                                      _طبقه بندی اجتماعی خانواده

_مجموعه عوامل فرهنگی                          _الگوی کالبدی واحد همسایگی

_تکنولوژی وارتباطات                              _تراکم

 

8- برای طراحی محیط مناسب ساکنین باید به طبقه بندی اجتماعی خانواده ها ی ساکن در منطقه توجه کنیم . روشن است که هدف در این طرح پرداختن به طراحی برای قشر مرفه یابالای اجتماعی نیست.

9- برای اصلاح ساخت وساز مخصوصأ مسکن باید شرایط روز وروند حرکت جامعه را مورد شناسایی دقیق قراردهیم .شناخت باورهای یک قوم بسیاری از مسائل مربوط به روش زندگی مردم را برای ما روشن می کند.

10- فضاهای مجموعه باید دارای کیفیت فضایی وکالبدی بالا باشدتا مردم علاوه بر اینکه به فعالیتهای ضروری می پردازند تمایل آنها به حضور در کوچه وخیابان بیشتر شود زیرا ویژگی های محیطی (کالبدی) می توانند به نحوی (سلبی یا ایجابی) بر روابط همسایگی مؤثرباشد.

11- در طراحی محیط خانه باید توجه بیشتری جهت جلب نظر ساکنین مبذول داریم زیرا با اینکه ارتباط رودررو از نیازهای روانی درارتباط اجتماعی انسان شناخته شده ولی ارتباط غیرحضوری را می توانیم حداقل بعنوان عامل تاثیر گذار بر شدت این نیاز بدانیم .

12- تراکم  مناسب باید با توجه به روابط همسایگی مردم و دایره آشنایی تعیین شود.

13- باید با مطالعه موردی در شرایط اقتصادی ، فرهنگی واقلیمی هر منطقه ودقت در رفتارهای قشرها وجنسیت ها وسنین مختلف نیازها شناسایی وبرای روابط نیازمندبه فضا با در نظر گرفتن صرفه اقتصادی فضاهای لازم برای زندگی جمعی طراحی شوند.

 

 

 

مسیرهای پیاده رو:

برای طراحی مسیرهای پیاده رو به صورت بی خطر، راحت و امن رعایت موارد زیر لازم است:

فاصله بین ساختمانهای مسکونی و سرویس های (مانند: مغازه ها و غیره) به کوتاهترین شکل ممکن برسد. از جاده های با ترافیک سنگین کاملا جدا باشد دارای شیب مناسب باشد در مقابل باد وسیلاب ناشی از باران محافظت شده باشد، عرض آنها باید کافی باشد به طوری که افراد پیاده رو مجبور به قدم گذاشتن به مسیر سواره رو یا روی سطوح کاشته شده نباشد، و همچنین در مواقع اضطراری بتوان از وسایط نقلیه اورژانسی مانند آمبولانس استفاده کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دسترسی و مسیر گردش (سیرکولاسیون):

برای گردش و رفتن (دسترسی) مردم، ویلچرها، چرخدستی های بارکش و غیره به ساختمان ها به مسیرها و فضاهایی نیازمندیم. برای دسترسی به ساختمان یا گروهی از ساختمان ها و همچنین برای حرکت اتومبیل های شخصی، کامیون ها و وانت بار توزیع کننده کالا و غیره لازم است مسیرها و فضاهایی ساخته می‌شود. همچنین برای پارک کردن کوتاه مدت یا دراز مدت فضا لازم است. برای پارک کردن کوتاه یا دراز مدت فضا لازم است برای پاک وسایطی که دارای دو چرخ هستند مانند، موتورسیکلت دوچرخه و دوچرخه موتوردار، موپد) به فضاهای جداگانه ای احتیاج است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سطوح مشترک:

معمولا مسیرهای حرکت پیاده رو ها وسایط نقلیه موتوری را مجزا از یکدیگر می‌سازند اما در بعضی موارد(مانند کوچه های بن بستی که به خانه های مسکونی منتهی می‌شوند)ممکن است از سطوح (مسیرهای) مشترکی استفاده شود، طراحی این سطوح باید براساس نکات زیر صورت گیرد:

محل شروع سطح یا مسیر مشترک باید به واسطه ی ایجاد تفاوتی دربافت یا سطح و یا تراز آن، از مسیر ماشین رو کاملاً قابل تشخیص باشد، تعداد وسایط نقلیه ای که از مسیر مشترک استفاده می کند باید محدود باشد..

 

جاده ها یا مسیرهای سواره رو:

اندازه و خواص هندسی وسایط نقلیه، ابعاد جاده ها و محل های تقاطع، فضاهای دور زدن و پاکینگ را تعیین می کند. نیاز های ویژه صنعت و تجارت ساختمان نیز مطرح است همه انواع وسایط نقلیه از جاده های مسکونی استفاده نمی کنند آنهایی که استفاده می کنند نیاز به دسترسی به تمامی بخشهای منطقه مسکونی ندارند. علاوه بر اتومبیلهای شخصی، انتظار می رود که 3 نوع وسیله نقلیه دیگر نیز در نواحی مسکونی ظاهر شود که عبارتند از: واگن های اسباب کشی؛ خودروهای جمع کننده زباله و خودروهای آتش نشانی.

فضای لازم برای حرکت و مانور این خودروها بستگی به محیطی دارد که در آن کار می کنند در مورد اکثر جاده های اصلی، مسئولین بزرگراهها قوانینی برای حجم، ابعاد، بار و نحوه دور زدن تعین نموده اند. این مراکز، عرض جاده ها خطوط دید و سایر مشخصات جاده های شهری و روستایی را مشخص می کنند در جاده ها مسکونی، ترافیک باید سبک باشد و رعایت برخی تلرانس ها در ابعاد جاده ها (بعنوان مثال برای حفاظت از مختصات موجود) مجاز است، عرض باریک تر از mm 5500 برای جاده قابل قبول است.

ایجاد محل های پارکینگ عرض جاده ها را بیشتر می کند و به آن کفایت می بخشد در محل هایی که جاده دسترس مستقیم به بخشهای مسکونی و فضاهای پارکینگ دارد می توان از آن برای توقف برای اتفاق (موقتی) استفاده کردو در مورد جاده های که  در این وضع اتفاق نمی افتد عرض جاده عمدتا بر اساس ترافیک متحرک (خودورهای درحال حرکت) تعیین می گردد. در قسمتهای باریک می توان از توقف خودروها جلوگیری کرد مخصوصاً در جایی که خطر عابر پیاده رو وجود دارد برای رعایت حال خودروهای بزرگ تر در پیچها و گردش و مانور آنها، لازم است یک سری فواصل مجاز (فواصل اضافی) در نظر گرفته شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جاده ها:

در ایالات متحده جاده ها به صورت زیر توصیف می شوند:

بزرگراه های دسترسی محدود :

ساعت/ باند/ خودرو 1300-1000  (در سرعت زیاد)

ساعت/ باند/ خودرو 2000 (در سرعت کم)

بزرگراه های شریانی یا جاده اصلی

ساعت/ باند/ خودرو 800-600 (در جاده باز)

ساعت/ باند / خودور 500 – 400 (با علایم ترافیک- تقاطع پارکینگ)

 

 

خودرو

I

W

با قسمت پشتی طره ای (0R)

اتوبوس داخل شهری

7/13

7/2

1/3

اتوبوس شهری

2/12

6/2

0/2

اتوبوس سرویس مدرسه

04/12

4/2

9/3

آمپولانس

5/6

1/2

6/1

وانت بار

5/5

0/2

5/1

نعش کش

5/6

1/2

6/1

سواری فرودگاه

9/6

9/1

9/0

کامیون زباله جمع کن

6/8

4/2

8/1

کامیون UPS

1/7

3/2

5/2

کامیون آتش نشانی

6/9

5/2

0/3

 

ابعاد تقریبی خودروهای بزرگ: اندازه های دقیق ممکن است تغییر کند.

 

کلتورها (جمع کننده ها):

ساعت/ باند/ مسافرت 250-100

(حد اقل mm6206برای مسکونی دو باندی )

 

جاده های مخصوص:

mm6706  برای دو باند (حداقل 5486)

mm 3962 برای یک باند (حداقل 3048)

توجه: اتوبوسهای شهری به یک جاده mm6858 جهت گردش 90 درجه ای از باند راست نیاز دارند. جاده باریک با مسیرها با قسمتهایی برای سبقت گرفتن که در ایالات متحده مورد استفاده نیست، از این نوع جاده گاها در زمین شخصی استفاده می شود جاده یک باندی جهت دسترسی به ناحیه سرویس دهی دوردست (و فضای ویژه دور زدن) طرح می شود. برای مسیرهای دسترسی به خانه های شخصی عرضmm 3353 توصیه می شود. باندهای دور زدن غالباً برای جلوگیری از سنگینی ترافیک در تقاطع های کنترل شده با جهت کاهش سرعت خودروهای خروجی از بزرگراه های آزاد مورد استفاده قرار می گیرد. در طراحی جاده ها باید جریان های ترافیکی محاسبه شده و توسعه جاده های مجاور در نظر گرفته می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسیرهای ورودی به گاراژ:

نمایانگر ابعاد مربوط به مسیرهای ورود به گاراژهای شخصی و نسبت شیب جاده منتهی به مسیر شیب دار گاراژ می باشد. ابعاد توصیه شده  برای مسیرهای ورود به گاراژ عمومی یا گاراژ اتومبیل ها را نشان می دهد.

طرح کلی فضاهای پارکینگ برای خودروها ازmm 4600* 1800 تا mm6000*2400 متغیر است. پارکینگ هایی با ابعاد بزرگ در مناطقی که مقدار زیادی از اتومبیل و کامیونهای اتاقدار توقف می کنند، ساخته می شود. اگر چه پارکینگ 90 از نظر صرفه جویی در فضا بسیار اقتصادی است (خودروm 22) اما پارکینگ 45 نیز بسیار راحت تر است  (خودروm 26-23) .

فضاهای پارکینگ خودروها برای اشخاص ناتوان باید عریض تر باشد برای افرادی که به طور ناقص قادر به حرکت هستند عرض پارکینگ باید به 3700 یا 2800 میلیمتر افزایش یابد، برای استفاده کنندگان از ویلچر3100-3000  میلی متر برای پارکینگ ضروری است.

 

روشنایی:

روشنایی درون خانه این دو نقش را باید ایفا نماید: (a) داخل خانه و محتویات آن را روشن نماید؛ (b) در صورت انجام کاری مانند خواندن، انجام حرکت دقیق وظریف، بالا یا پایین رفتن از پلکان، محیط مورد نظر را باید به طور مناسب روشن نماید به طوری که مکانیسم بصری انسان بتواند با راندمان بالایی انجام انجام وظیفه کند.

وقتی که کارهای بصری visual tasks در داخل ساختمان انجام می گیرد. روشنایی عمومی ساختمان و روشنایی بویژه کار مورد نظر را می توان از تاسیسات الکتریکی مشترک تامین کرد. اگر کار خود را در محل ثابتی از ساختمان مانند روی میز کار یا میز تحریر انجام بدهیم می توانیم از چراغ های ویژه روی میز تحریر یا میز کار و یا از یک چراغی که در بالای سرمان نصب می شود انجام  استفاده کنیم که در این صورت از روشنایی عمومی ساختمان نیز بهره مند خواهیم شد در این شرایط در مصرف انرژی صرفه جویی خواهد شد، اما روشنایی کلی اتاق نبای از 200 لوکس کمتر باشد.

 

 

 

 

 

تعیین محل احداث، جهت گیری و تعیین فاصله ساختمانها:

جهت گیری نمای خارجی و فاصله میان ساختمانها را در رابطه با میزان آفتاب گیری مورد لزوم استاندارد بررسی کنید. در مورد نواحی متراکم تر (تراکم جمعیت) و پیشرفته تر در رابطه با بدست آوردن جهت گیری ایده ال برای نمای ساختمان ها باید مصالحه کرد.

 

 

 

آفتاب گیری فضاهای بیرون ساختمان:

هرجا که ممکن باشد محل ساختمانهای بزرگ را طوری انتخاب کنید که در اطراف آن ها سایه های وسیع و مداوم ایجاد نشود در غیر این صورت رشد گیاهان اطراف آن ها متوقف خواهد شد. مسئله الگوی دینامیکی و فصلی نور آفتاب و سایه باید مورد بررسی قرار گیرد.

 

جهت گیری پنجره ها:

تعیین جهت گیری، اندازه و شکل تک تک پنجره ها ممکن است نیاز به این داشته باشد که آنها را در روی نقشه و با توجه به دیاگرام های مسیر آفتاب بررسی کنیم تا بدین و سیله میزان اثر با نفوذ نور آفتاب و وسایل کنترل کننده ان را تعیین نماییم.

 

تعیین دوره ها و سنت ها :

هر شخصی دارای عقیده متفاوت با دیگران است اما این توانایی خلاق انسان است که حد قدرت اوبرای تبدیل تجربه به واقعیت مشخص می کند و آن (تجربه) را از طریق مصالح و موادی که دراختیار دارد به نمایش می گذارد بعضی از متقاضیان ساختمان و معماران آنها هنوز با افکار قرن شانزدهم زندگی می کنند، اما تعداد معدودی از این دو دسته به طرز فکر قرن بیستم پیوسته اند. اگر طرز فکر همه مطابق با زمان پیشرفت نماید یک توافق توام با شادکامی میان متقاضیان خانه و معماران حاصل خواهد شد. از سال 1500 تا زمان حال، پیشرفت علم، تکنولوژی و صنعت تغییرات بزرگی در چشم انداز، اشکال و ظاهر جامعه ما به وجود آورده است اکنون دیگر خانه به عنوان سنگر با یک پناهگاه ساده انسان در مقابل شرایط آب و هوایی نیست. بلکه یک چهارچوب زیبا برای زندگی انسان است به طوری که انسان را در آغوش طبیعت قرار داده و در عین حال او را از شرایط بد آن حفظ می کند.

 

تعیین وضعیت و جهت گیری:

اصول تعیین وضعیت خانه در روی قطعه زمین توسط دیاگرام در شکل تشریح شده است. در مورد خانه مجزا انتخاب زمین ساختمان در طرف جنوبی جاده E.W بسیار مطلوب است زیرا در این حالت قسمت ورودی و سرویس ها رو به جاده قرار می‌گیرد در حالی که اتاق های نشیمن و خواب دور از جاده قرار گرفته و به طرف آفتاب و راه باغچه خواهد بود. خانه های موجود در روی تپه ها باید رو به طرف بالای تپه باشند. . بادهای موجود در محل باید در هر وضعیتی و در رابطه با طراحی سیستم گرمایش خانه در نظر گرفته شود. قواعد مربوط به تعیین وضعیت خانه های مجزا در مورد خانه های مسکونی گروهی که به صورت جفتی یا ردیفی ساخته  می شوند نیز به کار می رود بعضی از عوامل یا فاکتورهای مورد نظر در صفحات بعدی مانند مسایل مربوط به مسیرهای دسترسی به خانه (access) که در خانه های ردیفی (تراس) خیلی مهم است، در مورد خانه های مجزا نیز تا حدودی اهمیت داردو زیرا این مسیرها برای صرفه جویی در هزینه های جاده خدمات و عمق باغچه اهمیت دارند

 

 

 

 

 

جلوگیری از موانع و کورشدن ساختمان:

هرگاه در قطعه های اطراف زمین انتخاب شده خانه سازی شده باشد لازم است وضعیت خانه مورد نظر را مطابق با وضعیت خانه های ساخته شده، تنظیم کنیم. در غیر این صورت باید شرایطی را که در آینده به وجود خواهد آمد در نظر بگیریم آرشیتکت باید موانعی را که باعث عدم آفتابگیری زمین ارتباطی و مشترک میان خانه ها می گردد از بین ببرد.

 

 

مسیرهای دسترسی:

مسیر دسترسی به خانه های مسکونی:

5 سیستم دسترسی قابل تشخیص است؛

- خانه ها و پیاده روهایی که در طول جاده در آن رفت و آمد وسایط نقلیه و افراد مجزا نشده است، بدون ترافیک کامل و پارک در خیابان.

-جاده و مسیر پیاده رو در طرفین متقابل خانه: در این حالت طرح خانه اجازه دسترسی از دو طرف به آن را می دهد. بدون اینکه لطمه ای به خصوصی بودن مسیر برسد. در این مورد لازم است محلی به غیراز جاده برای بازی بچه ها معین شود.

- مسیردسترسی ماشین رو و از متصل شدن خانه ها به یکدیگر جلوگیری کنند. توسط فاصله دسترسی (که در مورد بیشتر سرویس ها معادلm  46) است در USA این فاصله m61 است در این حالت به پارکینگ و گاراژ دقیقا طراحی شده نیاز است.

- در حالت چهارم وسایط نقلیه و افراد پیاده رو به صورت قایم از یکدیگر مجزا شده اند هزینه این حالت زیاد است و برای خانه های با تراکم زیاد که در محلی با شیب زیاد ساخته شده اند مناسب است؛

- در این حالت (حالت پنجم) مسیر دسترسی در درجه اول برای افراد پیاده طراحی می شود اما اتومبیل های شخصی و خودروهای سبک توزیع کننده کالا نیز از این مسیر استفاده می کنند؛ این حالت نیاز به طراحی دقیق دارد به طوریکه سرعت خودروها و میزان استفاده از این نوع مسیر دسترسی محدودیت پیدا کرده و یک حالت قانونی داشته باشد.

 

 

جاده های دسترسی:

جاده های دسترسی به خانه ها را می توان به 2 گروه تقسیم کرد  جاده های دسترسی عمومی: این نوع جاده خودروهای سرویس، اتومبیل های شخصی، و در صورت داشتن طرح مناسب می توانند مسیرهای دسترسی جلوی خانه یا پارکینگ میهامانان را (که گاها لازم می شود) در خود جای بدهند. طرح جاده طوری است که محل های تقاطع با انشعابهای کوچک، راننده مجبور می شود سرعت خودرو را کاهش بدهد. جاده های دسترسی فرعی: این نوع جاده طوری طراحی می شود که خودروهای کم سرعت بتوانند به ناحیه ای که حق تقدم در آن با افراد پیاده رو است وارد شوند جاده های دسترسی فرعی (یا کوچک) تا 25 خانه را سرویس می دهندو سرعت خودروها به واسطه تغییراتی در عرض، محور جاده و بافت سطح و شرایط دید (مانند به کارگیری سرعت شکن) در سطح پایینی حفظ می شود. ممکن است انتهای این نوع جاده بن بست بوده و به یک محوطه محصور قابل دور زدن (و مشترک بین عابریز، سواره و پیاده ) منتهی گردد.

 

تامین گاراژ برای ماشین:

سه روش برای پارک یا گاراژ کردن ماشین باید در نظر گرفته شود:

1 -پارک در داخل خانه ،2- قسمتی از ماشین در حیاط مجاور قرار می گیرد ، 3- گاراژ کلاً در خانه مجاور قرار دارد، دو مورد اول در طراحی خانه تاثیر دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهرک مناسب از نگاه ساکنین:

¬                      جمعیت کمتری داشته باشد.

¬                      آرامش داشته باشد.

¬                      فضای تقسیم مناسب داشته باشد .

¬                      قابل کنترل باشد.

¬                      براحتی بتوان از ورود افراد مزاحم و متکدیان جلوگیری نمود. از ورود مجرمان به شهرک جلوگیری شود.

¬                      فرهنگ ساکنین شهرک حتماً باید همگون باشد تا بتوانند نسبت به هم درک متقابل داشته باشند.

¬                      همه ساکنین به قوانین احترام بگذارند و در نظافت و کنترل فضاهای عمومی و تأسیسات همگانی کوشا باشند.

¬                      مساحت واحدها مناسب باشد.

¬                      برخی از احتیاجات اولیه در خود شهرک یا نزدیکی آن برآورده شود .

¬                      جهتگیری مناسب نسبت به باد داشته و فضاهای نشیمن پذیرایی ، خواب و آشپزخانه  و حمام در صورت امکان نور خورشید دریافت کند.

¬                      واحدها دید و منظر مناسبی داشته باشند.

 

 

نتایج به دست آمده از مطالعات:

ü              بیشتر مردم از مساحت کم آشپزخانه ها شکایت دارند و از عملکرد سیستم OPEN خیلی راضی نیستند. علت این موضوع شاید عدم تهویه مناسب آشپزخانه بعلت جایگیری نامناسب آشپزخانه در واحد مسکونی ، نداشتن حریم خصوصی مناسب حال کد بانـــوی خانه با توجه به فرهنـــگخاصدید از پذیرایی به آشپزخانه باشد. نورگیری آشپزخانه بصورت مستقیم برای اکثر مردم مهم است و تهویة مناسب نیز چنین حالتی دارد.

ü              در مورد نشیمن و پذیرایی مساحت کم این فضاها و نبود فضای نشیمن که صمیمیت روزهای گذشتة خانواده ها را در خانه های حیاط دار یک طبقه به آنها هدیه کند مشکل خیلی از خانواده هاست. در خیلی از واحدها نور مناسب برای نشیمن و پذیرایی تأمین نمی شود و تقریباً همه خواهان نورگیری مستقیم برای این فضا می باشند. ضمن اینکه نداشتن دید از پذیرایی به قسمت های خصوصی خواست اکثر مردم است.

ü              وجود خواب های با مساحت کم ناراحتی اکثر ساکنان را موجب شده و اکثراً از اینکه در حمام به خواب باز شود ناراضی بودند مگر اینکه حمام مختص همان خواب باشد. عدم تهویه مناسب و نورگیری مخصوصاً در اول صبح موضوع مهم دیگری بود که کمتر بدان پرداخته شده بود. داشتن حریم خصوصی از خواسته های اکثر مردم بود ضمن اینکه همه موافق استفاده از کمد دیواری مناسب بودند.

ü              در مورد سرویس های بهداشتی اکثراً از جدا بودن این فضا از حمام و عملکرد مستقل آن استقبال کردند ضمن اینکه تهویة مناسب هر دو فضا و نورگیری حمام برای از بین رفتن عوامل بیماریزا خواسته بیشتر مردم بود.

ü              همه وجود انباری مناسب برای قرار دادن  وسایل اضافی را مورد تأکید قرار داده اند.

ü              بالکن را برای فضاهای خواب و پذیرایی خواستارند.

ü              درصد بالایی خواستار پارکینگ مناسبند .

ü              دور بودن واحدها از هم تا حدودی مهم است.

ü              درصد بالایی از فرش خور نبودن فضاها گله دارند و خواسته اند که مساحت فضاهای مضربی از فرش ایرانی باشد.

ü              حمام کنار خوابها و سرویس بهداشتی در فضایی بین دو حریم خصوصی و عمومی با تهویة مناسب قرار گرفته باشد.

ü              جدا بودن نشیمن از پذیرایی بعلت کم شدن مساحت هر دو فضا مورد تأیید کمتر کسی قرار گرفت.

ü              نبودن فضاهای همسایگی مناسب ، عدم طراحی مناسب پلانها و نبودن حریم مناسب باعث کمتر شدن روابط همسایگی شده.

ü              فضای باز جهت بازی کودکان حلقه گمشده و مشکل این خانواده هاست.

ü              بیشتر به فضای داخل در انتخاب محل زندگی توجه دارند گرچه توجه زیادی هم به نمای ساختمان دارند.

ü              کمبود فضاهایی مانند انباری ، کمد دیواری ، هال خصوصی و کم بودن مساحت خوابها و نشیمن و پذیرایی از جمله نگرانی های ساکنان است.

 

 

موارد مورد استفاده و رعایت شده در طرح از پیشنهادات بالا به شرح زیر است :

1 – فضای تقسیم مناسب.

2 – جهت گیری مناسب نسبت به باد و نور خورشید .

3 – دید و منظر مناسب واحد ها .

4 – محل تجمع عمومی مناسب و نیز محل مناسب برای برگزاری مراسمات ویژه .

5 – محل مناسب برای بازی کودکان .

6 – قابل کنترل بودن مجموعه .

7 –  حفظ حریم خصوصی و عمومی در واحد ها .

 

 

 

 

 

 

مقررات اساسی شهرسازی

 

8-1   ضوابط شهر سازی و برنامه فیزیکی

-    6 هکتار از مساحت زمین به پارک محله ای اختصاص می یابد.

-    تراکتم ساختمانی مجاز بین 100 تا 135 درصد مساحت باقیمانده (5/25 هکتار) است.

-    حداکثر سطح اشغال برای 100 درصد تراکم 60 درصد است و با کاهش هر 5 درصد از سطح اشغال می توان 10 درصد به تراکم اضافه کرد.

-   

مساحت کل زمین * تراکم

75

تعداد واحد مجاز، براساس ضوابط انبوه سازی، از فرمول

(تعداد واحد مجاز =                         ) به دست می آید، که در آن مساحت زمین بر حسب متر مربع است؛ 75 عبارت است از مساحت واحد مسکنونی مطابق الگوی مصرف بدون مشاعات بر حسب متر مربع؛ و تراکم عبارت است از نسبت مساحت زیر بنا(بدون زیر زمین) به مساحت زمین.

255000 * 35/1

100

مثال: مساحت کل زمین، با حذف 6 هکتار برای فضای سبز، 5/25 هکتار؛ و تراکم انتخابی 35/1 در مقابل سطح اشتغال 5/42 درصد است:

           واحد 3442 =  

-    کل مجموعه به واحدهای سرمایه گذاری حدود 200 واحدی برای واگذاری به سرمایه گذاری مختلف تقسیم می شود.

-    واحدهای مسکونی با مساحتهای 100، 120 و 150 متر مربع طوری در مجموعه باید توزیع شوند که متوسط آنها در هر واحد سرمایه گذاری از 75 متر مربع بیشتر نباشد و در کل مجموعه تنوع مناسب وجود داشته باشد.

-    تعداد پارکینگ لازم 70 درصد تعداد واحدهای مسکونی با مساحت 25 متر مربع برای هر پارکینگ در محوطه باز در نظر گرفته شود.

-    فضای آموزشی کامل دخترانه و پسرانه شامل مهد کودک، کودکستان، دبستان، راهنمایی ودبیرستان (کلاسها، مدیریت، خدمات جنبی و سالن ورزش) متناسب با جمعیت مجموعه و طبق ضوابط سازمان نوسازی و تجهیز مدارس در نظر گرفته شود.

-    فضای تجاری براساس طرح تفصیلی اراضی همجوار (حدود 5500 متر مربع در همکف و متناسباً در زیر زمین) طراحی شود این مساحت جزء سطح اشتغال و تراکم محسوب می شود.

-    فضای مذهبی در حد نیاز پیش بینی و طراحی شود. مساحت فضای مذهبی جزء تراکم محسوب نمی شود.

 

8-2      ضوابط و مقررا ت معماری در ساخت و ساز شهرک ها

ایجاد شهرک در محلهای مناسب

1-  داخل محدوده 5 ساله شهری

2-   داخل محدوده 25 ساله شهری

3-   حریم شهرها (خارج از محدوده 25 ساله)

آماده سازی زمین از قبیل خاک برداری- مسطح کردن تپه ها- جاده سازی- انتقال نیروی برق- لوله گذاری جهت انشعاب آب- حفر محل مناسب جهت فاضلاب ها- ایجاد امکانات جهت لوله کشی گاز- نصب تیرهای چوبی یا فلزی یا بتونی جهت برق و تلفن- ایجاد پست ترانسفورماتور (ترانس هوایی یا زمینی داخل اطاقکها) ایجاد فضای سبز- محل بازی کودکان- سرویسهای عمومی و بهداشتی- مسجد- حتی الامکان سالنهای ورزشی و تربیت بدنی-

-    سپس صدور مجوز جهت ایجاد شهرک و بناهای لازم مسکونی- تفکیک قطعات بصورت ویلا یا آپارتمان و سوئیت

-    دور بودن شهرک از محلهای دامداری- کشاورزی- صنعتی از قبیل کارخانجات و غیره و یا به عبارتی عدم تغییر کاربری از موارد فوق به مسکونی

-     پرداخت عوارض ها

-     عوارض سطح شهر برای زمینهای قدیمی که سابقه ساخت و ساز نداشته باشد

-     عوارض شهرک سازی

-     عوارض نوسازی (قانون تجمیع عوارض)

-     عوارض زیر بنا

8-3     ماده 137

ب ـ به منظور هویت بخشی به سیما و کالبد شهرها و روستاهای کشور و انطباق مشخصات کلیه ساختمانهای مسکونی کشور با ویژگیهای فرهنگ معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی (بومی) و رعایت اصول و ضوابط مربوطه در نماسازی و طراحی شهری و روستائی کشور و جلوگیری از تخریب ساختمانها و نماهای با ارزش در شهرها، وزارت مسکن و شهرسازی موظف است به تدریج و حداکثر تا پایان برنامه سوم ضمن انجام مطالعه و تحقیق و با همکاری دستگاهها و مراجع ذی ربط، نسبت به تهیه، تدوین و ارائه اصول، ضوابط و مقررات نماسازی در کلیه ساخت و سازهای کشور اقدام و ضوابط مذکور را به کلیه شهرداریها و دستگاههای ذی ربط و تشکلهای مهندسی کشور ابلاغ نماید.

 

8-5      سایر تأسیسات عمومی

از قانون برنامه سوم توسعه (192) – 17/1/79

ماده 136 – به دولت اجازه داده می شود با توجه به تواناییهای شهرداریها، آن گروه از تصدیهای مربوط به دستگاههای اجرائی در رابطه با مدیریت شهری را که ضروری تشخیص می دهد، بر اساس پیشنهاد مشترک وزارت کشور و سازمان امور اداری و استخدامی کشور همراه با منابع تأمین اعتبار ذی ربط به شهرداریها واگذار کند.

ماده 161 – به منظور بازسازی سینماها و مجتمع های فرهنگی و ساخت سینماها و مجتمع های فرهنگی جدید و تالارهای نمایش در شهرهایی که بیش از پانزده هزار (15000) نفر جمعیت دارند:

الف – شهرداریها کشور می توانند رأساً یا با مشارکت اشخاص حقیقی و حقوقی برای ساخت و بازسازی سینماهای موجود از تسهیلات بانکی استفاده کنند.

ب – تأمین زمین مناسب برای ساخت سینما و مجتمع فرهنگی در شهرکهای جدید الاحداث به عهده وزارت مسکن و شهرسازی و در طرحهای توسعه شهری به عهده شهرداریها خواهد بود.

زمینهای مذکور در این بند به قیمت منطقه ای و به صورت اقساط ده ساله در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی متقاضی قرار می گیرد.

ج – به شهرداریهای شهرهای مذکور اجازه داده می شود زمینهای مناسب برای ساخت سینما و مجتمع فرهنگی را که در مالکیت شهرداری است بدون انتقال مالکیت در قالب قرارداد با دریافت حداقل سهم بابت زمین برای مدت بیست و پنج (25) سال در اختیار افراد حقیقی و حقوقی قرار دهند.

د ـ در موارد بازسازی سینماها و مجتمع های فرهنگی و یا ساخت سینماهای جدید و تالارهای نمایش شهرداریها موظفند بدون اخذ هر نوع عوارض و دریافت هزینه، پروانه ساخت صادر و در صورت هماهنگی با طرحهای جامع شهری حداکثر معادل زیربنای سالن های نمایش، مجوز ساخت تجاری و خدماتی صادر کنند. سینماها و مجتمع های فرهنگی که با استفاده از این امتیازات ساخته می شوند تا ده سال پس از بهره برداری مجاز به تغییر کاربری نیستند.

آیین نامه اجرائی این ماده بنا به پیشنهاد مشترک وزارت خانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی و کشور و سازمان برنامه و بودجه به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.

ماده 163 – با توجه به اهمیت گسترش فضاهای مذهبی و مساجد ضمن حفظ اصل ساماندهی ساخت و ساز، احیاء، تعمیر و تجهیز مساجد از طریق مشارکتهای مردمی و شوراهای شهری و روستایی دستگاههای اجرائی موضوع این ماده موظفند طی سالهای اجرای برنامه اقدامات زیر را انجام دهند:

الف ـ وزارت مسکن و شهرسازی، شهرداریها و سایر سازمانهای مسؤول در زمینه طراحی و اجرای طرحهای جامع، تفصیلی و هادی شهری و روستایی موظفند طرحهای مذکور را با محوریت مساجد تهیه و اجرا کنند.

ب ـ وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداریها موظفند در کلیه شهرکهای جدید الاحداث اراضی مناسب را برای احداث مسجد و پایگاههای مقاومت بسیج پیش بینی کرده و پس از آماده سازی بدون دریافت هزینه در اختیار متقاضیان احداث مساجد و پایگاههای مقاومت بسیج قرار دهند و قیمت اراضی را در هزینه مربوط به آماده سازی اراضی منظور کنند.

هـ ـ شهرداریها و سازمان جنگلها و مراتع کشور موظفند نسبت به اشخاص فضای مناسب در پارکهای ملی و عمومی حسب مورد برای ایجاد مسجد یا نمازخانه اقدام کنند.

 

8-7     آیین نامه اجرایی ماده (161) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

(207) – 26/11/1379

هیأت وزیران در جلسه مورخ 26/11/1379

هیأت وزیران در جلسه مورخ 26/11/1379 بنا به پیشنهاد مشترک سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موضوع نامه شماره 1619/319-7445/105 مورخ 25/10/1379 سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و به استناد ماده (161) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران – مصوب 1379- آیین نامه اجرایی ماده یاد شده را به شرح زیر تصویب نمود:

ماده 1 – تعریف اصطلاحات مندرج در آین آیین نامه، به شرح زیر است:

الف ـ زمین مناسب: به زمینی گفته می شود که ضمن داشتن ابعاد مناسب برای احداث سینما، مجتمع فرهنگی، تالارهای نمایش، در نزدیکی مراکز پر تردد و مردمی، مانند مراکز خرید، بوستان های بزرگ، بر خیابانهای اصلی و دور از مراکز صنعتی و بزرگراه های شهری واقع شده باشد.

ب ـ سینما: به مکانی گفته می شود که دارای سالن با حداقل 180 صندلی باشد و با داشتن امکانات نمایش فیلم 35 و 70 میلیمتری سینمایی، دست کم سه نوبت در روز اقدام به نمایش فیلم برای عموم نماید.

ج ـ تالار نمایش: به مکانی گفته می شود که دارای صحنه، جایگاه تماشاگران (با ظرفیت حداقل 50 نفر) اتاق فرمان، تجهیزات فنی، نور، صدا و مکان های جانبی، شامل اتاق گریم، رخت کن، انبار دکور، کارگاه دکور و آرشیو لباس باشد.

د ـ مجتمع فرهنگی: به بنایی گفته می شود که علاوه بر داشتن حداقل یک سالن چند منظوره، دارای اماکنی برای ارایه خدمات علمی، فرهنگی و آموزشی باشد که نظارت بر آن فعالیت ها بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد.

هـ - حداقل سهم بابت زمین: اجاره بهای سالانه معادل زمین های موقوفه همان منطقه یا احداث یک متر مربع فضای تجاری توسط شهرداری به ازای هر 50 متر مربع واگذار شده، می باشد.

و ـ سینما و مجتمع فرهنگی و تالار نمایش مستهلک شده: به مکانی اطلاق می شود که دارای زمین مناسب بوده اما به دلیل قدمت و فرسودگی بنا به تجهیزات یا به دلایلی مانند آتش سوزی و تعطیل عمومی، قابلیت بهره برداری از ظرفیت اسمی آن موجود نباشد.

تبصره: عناوین سینما، تالار نمایش، مجتمع فرهنگی که تعاریف آنها ذکر شد، از این پس به اختصار «مجتمع» خوانده می شود.

ماده 2 : تأمین زمین مناسب برای ساخت مجتمع به صورت های زیر انجام می گیرد:

الف ـ در شهرک های جدید الاحداث، تأمین و فروش زمین مناسب توسط وزارت مسکن و شهرسازی و در طرح های توسعه و عمرانی شهری توسط شهرداری به اشخاص حقیقی و حقوقی متقاضی به قیمت منطقه ای و موقعیت مکانی در در اقساط 10 ساله خواهد بود.

ب – به شهرداری ها اجازه داده می شود، زمین های مناسب را که در مالکیت شهرداری است برای احداث مجتمع ها در قالب قرارداد و در قبال اخذ حداقل سهم بابت زمین برای مدت 25 سال بدون انتقال مالکیت در اختیار افراد حقیقی و حقوقی قرار دهند.

ماده 3 – به منظور تسهیل و حمایت از احداث و بازسازی «مجتمع ها» در صورت هماهنگی طرح با طرح های جامع شهری، شهرداری های مشمول این ماده موظفند، حداکثر معادل زیربنای سالن های نمایش، مجوز ساخت تجاری و خدماتی را بدون اخذ هر نوع عوارض و دریافت هزینه صادر نمایند. سازندگان مجتمع ها مکلفند متناسب با شرایط مندرج به شرح زیر از مجتمع های ایجاد شده، یا کاربری تعیین شده، بهره برداری نمایند.

الف ـ سازندگانی که در زمین خریداری شده از وزارت مسکن و شهرسازی یا شهرداری، مجتمع احداث کنند حداقل 10 سال از تاریخ انتقال قطعی زمین به نام آنان.

ب ـ سازندگانی که زمین متعلق به شهرداری بدون انتقال مالکیت و در قالب قرارداد به خود مورد بهره برداری سینمایی یا مجتمع فرهنگی قرار می دهند، به مدت 25 سال از آغاز بهره برداری.

ماده 4 ـ چنانچه دریافت کننده تسهیلات موضوع بند (د) ماده (161) این آیین نامه، از زمین متعلق به خود برای احداث یا بازسازی مجتمع استفاده کنند تا 10 سال از آغاز بهره برداری مجتمع حق تغییر کاربری ندارد.

ماده 5 ـ چنانچه متقاضی از زمین شهرداری برای احداث مجتمع استفاده کند و بعداً تصمیم به خریداری زمین از شهرداری بگیرد تا 10 سال پس از تاریخ انتقال قطعی زمین به نام وی، حق تغییر کاربری آن را ندارد.

ماده 6 ـ چنانچه شهرداری ها رأساً یا با مشارکت اشخاص حقیقی و حقوقی برای ساخت و بازسازی سینماهای موجود، از تسهیلات تکلیفی بانک ها در قانون بودجه سال های برنامه سوم کل کشور اقدام به ساخت مجتمع کنند، می توانند در ساعاتی که به فعالیت ها و خدمات فرهنگی و هنری اختصاص ندارد، با رعایت مقررات مربوط، آن را برای انجام مراسم و گردهمایی های فرهنگی و هنری مورد استفاده قرار دهند.

ماده 7 ـ تکمیل و اتمام «مجتمع» نیمه تمام و بازسازی «مجتمع» مستهلک شده در الویت می باشد.

ماده 8 ـ طرح های بازسازی و احداث مجتمع ها از نظر نمای بیرونی و داخلی و تجهیزات موردنیاز بر اساس ضوابطی خواهد بود که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهیه و ابلاغ می گردد.

ماده 9 ـ دولت موظف است طی سالهای برنامه سوم، شرایط لازم برای برخورداری طرحهای موضوعی این آیین نامه از تسهیلات تکلیفی را در قوانین بودجه سنواتی و آیین نامه ها و دستورالعمل های مربوط به تبصره های تسهیلات تکلیفی پیش بینی نماید.

ماده 10 -  تسهیلات این آیین نامه به متقاضیانی تعلق می گیرد که علاوه بر داشتن سایر شرایط، دست کم، 25 درصد هزینه موردنیاز طرح را تأمین نمایند.

ماده 11 – مسؤولیت تأیید طرح های احداث و بازسازی مجتمع ها از نظر استانداردها، تطابق با جمعیت شهرها، تعداد و ظرفیت بهینه هر مجتمع، به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف هستند که صرفاً طرح هایی را از این نظر مورد بررسی قرار دهند که کلیات آن قبلاً به تصویب رسیده باشد.

ماده 12 – مسؤولیت هدایت و نظارت بر اجرای این آیین نامه، به عهده کمیته ای تخصصی است که در هر استان به ریاست استاندار و معاون عمرانی وی و عضویت رؤسای شوراهای شهر به انتخاب شوراهای شهر، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس سازمان مسکن و شهرسازی و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تشکیل می شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است در ظرف مدت حداکثر دو ماه از تاریخ تصویب این آیین نامه، گزارش وضعیت مجتمع های هر استان را به تفکیک شهرها، درجه کیفی مجتمع، عمر مجتمع، مالکیت و ظرفیت هر مجتمع به انضمام پیشنهادهای خود در حداقل زمین مورد نیاز هر شهر و ظرفیت بهینه هر مجتمع تهیه و برای اقدامات بعدی در اختیار کمیته های یاد شده در استان قرار دهد.

تبصره – محل دبیرخانه کمیته تخصصی در استان ها در ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان می باشد.

 

 

 

 

                                                                                                               

1-1-8) گردش وسایل نقلیه و عا بران پیاده :

 

ترافیک پیاده وسواره دوعامل عمده در استقرارخیابانهاست.اتومبیل،کامیون و وسایل نقلیه اضطراری بایدتاحدامکان به ورودی ساختمان نزدیک باشندو راههای اصلی پیاده،باید افراد راتاحدممکن به صورت مستقیم به ساختمانها هدایت کنند. عوامل دیگر،مانندزهکشی وتاسیسات رفاهی در موقعیت خیابانها مؤثرند.

 

2-1-8) الگوی خیابانها :

 

الگوی خیابان بشدت بر هویت کلی طرح تاثیرمی گذارد وشبکه مستطیل شکل یکنواختی در دید بیننده ایجاد می نماید.

 

 

 

 

                الگوی شبکه ای یا دارای مسیر مستقیم

مأخذ:کلانتری,ایرج,راهنمای طراحی معماری ساختمانهای بلند مسکونی

 

 

 

 

 

 

الگوهاباخطوط منحنی بی قائده،حالت غیر رسمی دارند, بنابراین برای مناطق مسکونی مناسب ترند.دراین حالت،به رهگذری که ازکنار خیابان می گذرد،تصاویرگوناگونی ارائه می گرددوساختمانها دائما درچشم اندازهای مختلف مشاهده می شوند.ازطرف دیگر خیابانهای منحنی به طور طبیعی باعث کاهش سرعت اتومبیلها می گردند.خیابان منحنی ممکن است قسمتی ازطرحهای مختلف باشد.خیابان گرد مرکزی که خیابان درجه دوم از آن منشعب می شود،الگویی شعایی با کمی اختلاف است.

 

 

 

 

                     

الگوی شعاعی باکمی اختلاف

مأخذ:کلانتری,ایرج,راهنمای طراحی معماری ساختمانهای بلند مسکونی

 

 

 

 

 

 

 

ممکن است خیابانهای حلقوی در نقطه ای ازخیابان اصلی شروع شوند،درمیان زمین دور بزنندوسپس به نقطه دیگری از خیابان اصلی منتهی گردند.از این خیابان اصلی حلقوی،راههای کوتاهتری نیزمنشعب می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 خیابان حلقوی

-مأخذ:کلانتری,ایرج,راهنمای طراحی معماری ساختمانهای بلند مسکونی

 

 

 

 

 

 

 

الگوی خیابان به شکل آزاد نیز می تواند مطلوب و مناسب باشد.در این الگو،خیابانها به طوری طراحی می شوند که با عوارض زمین سازگاری داشته باشند وموقعیتهای گوناگونی برای ساختمانها به وجود اورند.

 

 

 

 

 

                                      الگوی خیابان به شکل آزاد که با عوارض زمین شکل می گیرد

مأخذ:کلانتری,ایرج,راهنمای طراحی معماری ساختمانهای بلند مسکونی

به طور کلی،طرح خیابان بندی را می توان از ترکیب الگوها به وجود آورد.درمجموع،  باید از ایجاد مسیرهای مستقیم و طولانی اجتناب کرد،زیرا این گونه راهها،محرک افزایش سرعتند. خیابانهای بن بست باید کوتاه و خیابانهای حلقوی نیز از لحاظ طول دارای محدودیتهایی باشند.

 

 

3-1-8) پیاده روها :

 

مسیرهای پیاده معمولا در کوتاهترین فاصله بین دو نقطه ایجاد می گردند.مسیرهای پیاده تا حد امکان نباید ترافیک وسائط نقلیه را قطع کنند.زمانی که شریان پر ترا فیکی از سایت می گذرد،باید بین مسیر پیاده و سواره جدایی کامل ایجاد شود. تحقق این امر،با ایجاد راههای هوایی یا زیر زمینی امکان پذیر است.

در زمان پیش بینی مسیر پیاده ،باید خلوت ساکنان در نظر گرفته شود.همچنین مسیر پیاده باید به اندازهای از ساختمان فاصله داشته باشد تا امکان کاشتن گیاه را فراهم سازد و دارای فاصله مناسب از پنجره طبقه همکف باشد. حد اقل این فاصله 3 متر و حالت مطلوب ان 6 متر یا بیشتر است. در مسیر پیاده روها باید فضا های کوچک محصوری ایجاد شودکه گردش پیاده به طرف درهای ورودی وسایر فضاها مانند : پارکینگ،محل بازی بچه ها ، محلهای نشستن و غیره را فراهم سازد.

ورودیها نسبت به قسمتهای خصوصی باید به گونه ای طراحی شوند که قابل تشخیص باشند و با تصویر کلی طرح تنا قض نداشته باشند.

 

 

4-1-8) طراحی محوطه :

محوطه باید به نحوی باساختمان تلفیق شود که به عنوان جزیی نا متناقض بامنظرکلی مطرح گردد.در طراحی محوطه وبه منظور مقابله با نور ،کاهش حجم ساختمان،فراهم اوردن  مقیاس در زمین و تعیین خطوط تقسیمات محوطه،گیاهان باید به صورت مطلوب مورد استفاده قرار گیرند.

با استفاده ازگیاهان می توان فضاهای خدماتی،ساختمان پارکینگ ومحوطه پارکینگ را پوشاند.لوازم  نصب کردنی نورپردازی وغیره وبعضی از تجهیزات مکانیکی که قابل دیدن هستند،باید در طراحی مجموعه از نظر سیمای کلی مورد توجه قرار گیرند.

ابعاد بدن انسان باید در طراحی فضاهای خارجی ومحوطه سازی بویژه در مورد علائم و تجهیزات محوطه،مورد توجه قرار گیرند.

برای علامت گذاری یک طرح،باید علائم از لحاظ اندازه،رنگ ومفاد پیام با یکدیگر تناقض نداشته و با چشم انداز طبیعی طرح هماهنگ باشند.

 

5-1-8) اشراف :

 

درون گرایی یک اصل درمعماری ایرانی است. اصولاً شکل گیری فضاهای مختلف،بویژه فضاهای مسکونی،متاثر از اعتقادات خاص ایرانیان مبنی بر احترام به زندگی خصوصی و عزت نفس است. در خانه درونگرا،تنها فضایی که از منطقه بسته بیرون می آید وبا فضای خارجی ارتباط می یابد،هشتی است.تاثیر این درون گرایی در معماری ایرانی،ورود به ساختمان به صورت غیر مستقیم است.

در عصر حاضر،شهرنشینی محدودیتهای بسیاری در زمینه طراحی و ایجاد فضاهای خصوصی و محرم به وجود اورده است.در شرایط موجود،با توجه به تغییرات و تحولات ایجاد شده در شیوه های معماری،فراهم کردن فضاهای مستقل به منظور محرمیت بیشتر با استفاده از روشهای زیر میسر است:

1.  ایجاد فاصله محرمیت به طوری که پنجره تا پنجره21 متروعابر پیاده واقع در طرف مقابل ساختمان تا پنجره14 متر فاصله داشته باشد.

  1. به کار گرفتن ابتکارات معماری،مانند:استفاده از سطوح شکسته،منحنی،زاویه دار واختلاف سطح،به منظور جلوگیری از دید از محوطه بیرون به داخل واز ورودی ساختمان به فضاهای داخلی
  2. استفاده از پیش فضاها در کنار قسمتهای اصلی ساختمان
  3. استفاده از فضاهای خصوصی تر درداخل ساختمان،نظیر نشیمن خصوصی
  4. استفاده از گیاهان متناسب با شرایط هر طرح

 

 

6-1-8) کنترل سروصدا :

 

واژه سرو صدا در مورد صداهای ناخواسته به کار می رود،بنابراین،تعریف آن جنبه ذهنی دارد. صدای مطلوب برای یک فرد ،ممکن است برای فرد دیگر نامطلوب باشد.

پدیده شهرنشینی،منابع ایجاد سروصدا،مانند:صنایع،ترافیک،هواپیما،رادیو و غیره را به سرعت افزایش داده است. همچنین فاصله بین این منابع و شنوندگان بسیارکم است. با افزایش منابع سرو صدا،مشکلات مربوط به آن افزایش می یابد وانجام اقدامات دفاعی ضرورت پیدا می کند. برای کنترل سروصدادر خصوص طراحی ساختمان ،تشخیص موارد زیر مفید است:

الف ـ صداهای خارجی

ب ـ صداهای داخلی

در برابرصداهای خارجی،راههای حفاظتی زیر می تواند مورداستفاده طراح قرارگیرد:

1.  فاصله

2. احتراض از مناطقی که در معرض مستقیم صدا قرار دارد.

3.  پوشش

4.  استفاده ازقسمتهای غیر حساس ساختمان نسبت به سروصدابه عنوان موانعی دربرابرصدا

5.  هرچه دورتر کار گذاشتن بازشوها نسبت به منبع سروصدا

6.  استفاده از عایق صوتی در جدارهای خارجی ساختمان

در برابر صداهایی که در داخل ساختمان ایجاد می شوند، طراح می تواند از روشهای زیر استفاده کند:

1.  محبوس نمودن و جدا کردن منبع صدا با استفاده از پوششهای جاذب صدا

2.  مجزا ساختن فضاهای پرسرو صدا از فضاهای آرام و قرار دادن محلهای بی تفاوت نسبت به صدا در بین آنها

3.  قرار دادن وسایل پرسرو صدا در سنگین ترین قسمت ساختمان(مثلا در زیرزمین)

4.  کاهش صداهای ضربه ای با پوشاندن سطوح با مصالحی که خاصیت ارتجاعی دارند

5.  کاهش سروصدا در فضای تولیدکننده آن با استفاده از سطوح جذب کننده صدا

6.  کاهش انتقال صداهای هوایی با درز بندی کردن و استفاده از ساختارهای عایق در برابر صدا

7.   کاهش انتقال (آوای پیکری) با ایجاد انفصال در ساختمان

 

 

7-1-8) کنترل کننده های مکانیکی:

کنترل کننده های مکانیکی ( سیستم های فعال )،روشی برای تنظیم حرارت در ساختمان است . با این روش و در شرایط نا مساعد هوای سرد ، با نوعی گرم کننده می توان کمبود حرارت را جبران کرد . همچنین در شرایط نا مساعد هوای گرم ،  با از بین بردن هر گونه حرارت اضافی ناشی از وسائل خنک کننده به خنک شدن هوا کمک کرد. وقتی که شرایط به طور روزانه بین گرما و سرمای ناراحت کننده ای تغییر نماید، جبران هر دو شرایط بحرانی با استفاده از یک سیستم قابل انعطاف گرمایش و سرمایش صورت می پذیرد. در شرایط بحرانی یعنی وقتی که زندگی انسان در خطر است ،تنظیم کننده های مکانیکی به طور قطع ضروری اند.      

هنگامی که شرایط به گو نه ای است که فقط حدود آسایش مورد نظر است و خطر بروز شرایط نا مساعد وجود ندارد ، استفاده از سیستم های مکانیکی اختیا ری است .

به عقیده د. اچ.ک.لی، حدود پیچیدگی ( تنظیم کننده های مکانیکی )تا حد زیادی یک مسئلة اجتماعی ـ اقتصادی است .به عبارت دیگر، ما قادر به ایجاد و نگهداری هر گونه شرایط خاص داخلی هستیم . اما هم انتخاب ما و هم ظرافت تنظیم کننده های مکانیکی ، به وضعیت و معیارهای اجتماعی که در آن زندگی می کنیم و امکاناتی که از نظر مالی در اختیارمان قرار می گیرد ،بستگی دارد.

 

8-1-8) حیاط خلوتها :

 

1-   حیاط خلوتهائیکه برای تامین نور اطاقهای اصلی ساختمان مانند : نشیمن ، نهار خوری . خواب و غیره پیش بینی میگرددد می بایستی دارای حد اقل مساحت 12 متر مربع با حد اقل 3 متر عرض بـــــوده و برای زمینهای کمتر از 200 متر مربع 6% مساحت زمین کافیست .

2-   حیاط خلوتهائیکه برای تامین نور آشپزخانه و یا انبار به مساحت بیشتر از 6 متر مربع پیش بینی میشــود با حد اقل عرض 2 متر بوده و برای زمینهای کمتر از 200متر مربع 3% مساحت زمین کافیست .

3-   مساحت و ابعاد حیاط خلوتهائیکه در بالا آمده برای ساختمانهای معمولی با ارتفاع حد اکثر 5 طبقـــه میباشد .

4-   در صورت پیش بینی حیاط خلوت در شمال پلاکهای شمالی حد اقل عرض لازم 3 متر خواهد بـــود برای زمینهای کمتر از 200 متر حد اقل عرض 2 متر میباشد .

5-   در مواردی که اطاقهای اصلی از دو واحد مسکونی مستقل از یک حیاط خلوت نور میگیرند فاصلـــه پنجره آنها از هم نباید کمتر از 6 متر باشد

6-   در مواردی که آشپزخانه و اطاق از دو واحد مسکونی مستقل  و یا آشپزخانه آنها از یک حیــــــــاط خلوت نور می گیرند فاصله پنجره های مقابل آنها از هم نبایستی کمتر از 4 متر باشد

7-   مفاد بند 5 و 6 جهت ساختمانهای تا 6 طبقه از کف ملاک عمل بوده و جهت ساختمانهای بیـش از 6 طبقه بایستی نور گیری اطاقها بصورت منطقی پیش بینی شده بنحوی که مورد قبول شورای معمــاری منطقه باشد

 

 

9-1-8) بالکن

 

در آپارتمانها تهیة فضا برای فعالیتهای خصوصی خارج منزل منجر به شکل گیری بالکن شده است . بالکن امکان استفاده از نور مستقیم آفتاب را به وجود می آورد و دید مناسب به مناظر اطراف را تامین می نماید علاوه بر این در زمان آتش سوزی فضایی امن است و دسترسی به هوای تازه را امکان پذیرمی سازد. موقعیت بالکن باید به نحوی انتخاب گرددکه حداکثر دید به مناظر اطراف حاصل شود . اما دید از فضای عمومی خارج و پیاده رو به بالکن حداقل باشد . موقعیت بالکن نباید دید فضای نشیمن را به خارج کاهش دهد . طراحی بالکن بایستی در مراحل اولیه طراحی و در تلفیق باکل طرح انجام پذیرد.شکل و جهت آن  باید به گو نه ای باشد که حد اقل 30در صد ساعات اولیة  هر روز بهار ، تابستان و پاییز از نور خورشید استفاده شود . بالکن حتی الامکان باید در پشت نمای اصلی  ساختمان  احداث گردد تا احساس امنیت و خلوت بیشتری ایجاد کند .در غیر این صورت می توان با اتخاذ روشهایی در طراحی آن ، اهداف فوق را تامین نمود. 

ابعاد بالکن نباید کمتر از 5/1 باشد . همچنین سطح آن در واحد یک خوابه نباید کمتر از 5/4  متر مربع باشد . حداکثر ارتفاع ساختمان  برای احداث بالکن  12 طبقه  است و در طبقات بالاتر از آن تنها در موارد خاص می توان اقدام به احداث کرد.

 

 

10-1-8) پارکینگ :

 

اتو مبیل الگو:

ابعاد اتومبیل  الگو مبنای  طراحی بسیاری از عناصر طراحی در پارکینگ ها قرار می گیرد و این ابعاد با استفاده از مشخصات اتومبیلهای متداول در هر محل تعیین می گردد . مبنای انتخاب ، فراوانی آنها در اندازه های مختلف است و معمولا در سه اندازة بزرگ ، استاندارد و کوچک تعیین می گردد .

 

هندسه پارکینگ :

یکی از مراحل مهم در طراحی کار بردی ، انتخاب هندسه پارکینگ است . ابعاد مهم ، عرض جایگاه و مدول پارکینگ می باشد.

طرا حان پارکینگ ، ابعاد مدول را مهمتر از ابعاد  راهروهای  عبوری می دانند ، زیرا راهرو تنها فضایی است که وقتی اتو مبیلها مقابل یکدیگر پارک می شوند ، به وجود می آیدراهرو جنبه تئوری دارد و متغیر است،در حالی که مدول ،یک بعد واقعی است.

اولین نکته مهم،فضای کافی برای باز شدن در اتومبیلهاست.

دومین نکته در طراحی،حرکت وسیله نقلیه به داخل جایگاه است.هر چه زاویه پارک از 90 درجه به 45 درجه نزدیکتر شود،مدول پارک را می توان کوچکتر کرد،بدون آنکه قابلیت حرکت در ورود به جایگاه تغییر کند.عرض مدول تا اندازه ای بستگی به عرض جایگاه دارد.جایگاه باریکتر احتیاج به مدول وسیعتری داردتا بتوان همان راحتی حرکت به داخل جایگاه عریض را فراهم کرد.در جایگاههایی که عریض تر از حداقل هستند،دور زدن و باز کردن در اتومبیل راحت انجام می شود. برای ایجاد راحتی بیشتر ،معمولاافزایش عرض جایگاه روش اقتصادی تری نسبت به افزایش عرض مدول است.

 

 

 

2-8) بخش دوم : امنیت سایت

 

محیط مسکونی که با هدف ایجاد فضایی قابل دفاع طراحی شده است، به وضوح به صورت فضاهای عمومی، نیمه خصوصی و خصوصی مشخص می شود، در این حالت، معین می گردد که چه کسی مجاز است در کدام فضا باشد. به این ترتیب، امکان تشخیص رفتارهای مشکوک برای افراد ساکن فراهم می شود و مأموران انتظامی نیز کنترل بهتری خواهند داشت.

ایجاد فضای قابل دفاع با استفاده از عناصر فیزیکی و طراحی های معماری متنوعی مانند:

طرح مجموعه (سایت)، واحدهای همسایگی و موقعیت آن ها، راه ها، پنجره ها، راه پله ها، درها، آسانسورها و غیره امکان پذیر است.

به طور کلی، برای ایجاد فضاهای قابل دفاع، تکنیک های طراحی درمقیاس فیزیکی کوچک وجود دارد که در فضاهای مسکونی، از امکان کج رفتاری های اجتماعی می کاهد. این تکنیک ها شامل تقسیمات فردی در طرح و ساختمان، به وجود آوردن دسترسی های محدود، فراهم کردن امکان شناخت در همسایه ها و افزایش امکان نظارت در اهالی است. دسترسی محدود، به منظور ازبین بردن امکان جرم و نفوذ بدون کنترل به داخل مجموعه است.

اگر چه هیچ حصاری غیر قابل تسخیر نیست، این گونه حصارهای فیزیکی عملکرد نسبتاً خوبی دارند. همچنین، استفاده از موانع روانشناسانه و نمادین در حالی که هیچ حصار فیزیکی وجود ندارد، جهت جلوگیری از جرم، دارای نتیجة مطلوب است و مجرمین در مقابل ساکنان و مکانیزم های کنترل، ترس بیشتری دارند.

 

 

1-2-8) انواع محافظت

 

محافظت از ساختمان به شکل های زیر صورت می پذیرد:

1- محافظت فعال             2- محافظت دفاعی

3- سسیتم های زنگ خطر و دستگاه های گیرنده  4- روش های خاص

 

محافظت فعال:

 محافظت فعال از طریق طراحی مناسب ساختمان، شامل: طرح ساختمان و مصالح به کار رفته در آن تأمین می شود. در این روشها، راه های از ورود غیر مجاز به ساختمان مورد بررسی قرار میگیرد که کنترلی از طرف ساکنان بر آن ها اعمال نمی گردد.

محافظت دفاعی: این نوع محافظت به معنی ایجاد حصار بین فضای خارج و داخل ساختمان است. حصارهای فوق مانند نرده ای امن، روش های خاص دسترسی و قفل هاست. محافظت دفاعی تقویت بخش از قسمت های ساختمان به منظور جلوگیری از ورود غیرقانونی افراد را نیز شامل می گردد.

سیستم های زنگ خطر: این روش هنگامی به کار می رود که دو روش یاد شده بی نتیجه باشد. استفاده از سیستم های زنگ خطر موجب می شود تا فرد متجاوزی که موفق به ورود به ساختمان شده است، پیدا و گرفتار گردد.

روش های خاص: روش های خاص در برخی موارد برای محافظت بیشتر در حد لازم به کار می رود، مانند سیستم های تلویزیونی مدار بسته و ...

 

محافظت فعال:

 معمولاً طراحی ساختمان با صرف کمترین هزینه، بیشترین نقش را در ایجاد امنیت داراست. طراحان باید ایجاد امنیت را یکی از اهداف طراحی قرار دهند. می توان فضاها را به نحوی طراحی کرد که فرصتی برای عمل خلاف وجود نداشته باشد و اعمال کنترل از طرف ساکنان یک محله بر کلیه فعالیت های محل امکان پذیر گردد.

چهار اصل زیر در ایجاد فضاهای امن مؤثر است:

الف) تعریف محلی فضا باعث می شود که سطوح تحت نظر ساکنان قرار گیرد و این گونه به نظر بیاید که در مالکیت آن هاست، تحقیق این امر با تقسیمات فرعی محیط مسکونی به قسمت های مختلف امکان پذیر است.

در این شرایط، ساکنان مجاور به سادگی با روش های خاص خود قادرند کنترل لازم را انجام دهند.

ب) وجود نظارت طبیعی از داخل ساختمان بر فضاهای داخلی و خارجی ساختمان

ج) شکل و ویژگی کالبدی ساختمان باید به نحوی باشد تا شرایط پنهان کاری و انجام دادن اعمال خلاف را ایجاد نکند.

د) ساختمان در مجاورت فضاهایی استقرار یابد که خود باز دارنده اعمال خلافند. به عبارت دیگر، محل استقرار ساختمان باعث تشدید ناامنی نگردد.

روش های ایجاد محدوده های خصوصی و تعیین منطقه حرکت

طراح برای کنترل حرکتهای فیزیکی، از خطوط استفاده می کند. به این ترتیب که، طراح به کمک خط می تواند توجه ناظر را به جسم یا مکان خاص، معطوف و او را هدایت کند. پرچین ها، دیوارها، لبه ها، جدول پیاده رو و حاشیه کاری ها، از جمله خطوط و محورهای بارز طرح به شمار می روند.

برای کنترل حرکت و تعریف فضاها، زبان اشاره ای وجود دارد. ممکن است مرزها با حصارهای نمادین مشخص شوند وفضاهایی را تعریف کنند که در این صورت به ساختمان های خاص مربوط می گردند.

حصارهای نمادین را می توان در انواع زیر به کار برد.

دروازه ها، مسیرهای کوتاه پله، گیاهان، تغییر بافت سطوح پیاده و نورپردازی، محدود نمودن فضای ورودی با استفاده از حصارهای فوق امکان پذیر است. موفقیت این عمل بستگی به چهار شرط زیر دارد:

1- توانایی فرد متجاوز برای استنباط نشانه ها در جهت اهداف خود

2- تونایی ساکنان فضای معین و عوامل آنها جهت برقراری کنترل و تقویت علایم رمزدار برای نظارت

3- خاصیت فضای تعریف شده برای این که مقاصد افراد مزاحم را مشخص کند. به طوری که این فضاها کمترین را برای اعمال خلاف به وجود آورند.

4- توانایی ساکنین و عوامل آن ها برای مبارزه با فرد متجاوز و اتخاذ تدابیر مؤثر

از آنجا که اکثر این ترکیبات در هدف طرح اثر می گذارند. مانع نمادین موفق، مانعی است که شرایط فوق را داشته باشد. و این امر با به کارگیری ترکیبی از نمادها میسر می گردد.

روش حصارهای نمادین در طرح هایی که فاقد فضاهای داخلی هستند، اهمیت خاصی دارد. زیرا محدود کردن فضاها با استفاده از آن ها صورت می گیرد. زمانی که هدف اعمال نفوذ و کنترل ساکنان بر محیط زندگی باشد، به کار گرفتن عناصر نمادین در طول مسیر دسترسی، راه حل مناسبی است.

 

 

 

 

 

 

1-11)  خانه شماره 57 ــ سعادت آباد

 

 

معمار : ژرژ دارش

 خانه شماره 57 ، که در سال 77 پایان کار گرفته ، یک مجتمع 12واحدی 6 طبقه شمالی است ودر هر طبقه 2واحد دارد . مساحت زمین هزار متر مربع و سطح زیر بنا 3هزار متر مربع است . آپارتمانها هر کدام حدود 197 متر مربع مساحت دارند . اما پیش از ورود به ساختمان ، وضعیت پیاده رو مقابل مجتمع ، که در تهران کم نظیر است ، نظر را به خود جلب می کند . معمار علاوه بر طراحی ساختمان ، پیاده رو را هم طراحی کرده که شامل کف سازی ، طراحی سبد زباله ، باغچه وحتی انتخاب درختان می شود . دارش می گوید : برای پیاده رو مصالحی انتخاب کردیم که جابه جا کردن آن به دلیل حفاریهای مکرر پیاده روها آسان باشد : در وسط بلوکهای سیمانی است ودر طرفین بلوکها با سطوح بتونی کادر بندی شده است . با این طراحی مسیر حرکت را مشخص تر کرده ایم . برای زباله هم فشرده ترین ظرف زباله را با کف شیب دار طراحی کردیم تا امکان شستن آن هم باشد . سطل زباله را درست کنار باغچه و هم عرض باغچه گذاشتیم که جای کمی را بگیرد و برای رهگذران مشکلی ایجاد نکند .

. در طراحی نمای یک ساختمان علاوه بر زیبایی و تناسب فردی ، باید به دنبال هماهنگی با بدنه شهری همجوار آن باشیم . با توجه به اینکه برج سفید رنگ ملک غربی بنا به هیچ وجه قابل هماهنگ شدن با یک اثر معماری واجد ارزش نیست ، تنها ملک شرقی بنا را ، که اتفاقا کار قبلی معمار است ،در نظر می گیریم . به دلیل هماهنگی و تناسب طرح و مصالح به کار گرفته در دو بنا ، انتطار هماهنگی خطوط افقی همسطح دو

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                    پیاده رو کنار مجتمع-مأخذ:مجله معمار 22   

 

 

ساختمان نیز می رود که این مهم انجام نشده است و تیر های بتونی دو ساختمان ،که به عنوان خطوط اصلی بدنه ساختمان ابراز وجود می کنند ،در امتداد هم نیستند . در طرح ساختمان با وجود محدودیتهایی از قبیل رعایت قوانین شهرداری و مسایل دیگر ، معمار به خوبی توانسته است محیطی انسانی برای زندگی خلق کند .

 

 

                                                             نمای ساختمان-مأخذ:مجله معمار 22

 

 قابل ذکر است که همه لوازم از قبیل شیر آلات و کاشی و سرامیک از محصولات درجه یک کارخانجات داخل تهیه شده است . نوآوریهای که در کمتر ساختمانی در سطح شهر دیده می شود مانند ارتباط حسی دو طرفه شخص استفاده کننده از بنا و مصالح به کار رفته در آن ، مطرح کردن حیاط خلوت به عنوان یک فضای زنده و قابل استفاده ، طراحی جزء جزء مجموعه از سوراخهای تعبیه شده در کف حیاط برای دفع آبهای سطحی و کاشتن گل ناز در بهار گرفته تا انتخاب درختان و گلهای متناسب و زیبا در باغچه حیاط و دقت و وسواس در انتخاب رنگهای مناسب برای هر فضا و حتی طراحی و ساخت چراغ پایه کوتاه مسیر ورود پیاده به حیاط و مسایل دیگری که با تفکر و نظارت شبانه روزی بر اجرای صحیح بنا به خوبی حل شده است ، ارزشهای اثر را دو چندان می کند . طبعا این معمار از طراحی در ماشین رو ، در ورودی پیاده و دیوار و صندوق پست هم غفلت نکرده است . حیاط و نحوه استقرار درها چنان انتخاب شده اند که هنگام باز بودن هر دو در هم نمی توان همه حیاط را دید . هر دو در مسقف است تا کسی که پشت در ایستاده ، یا کسی که می خواهد در را برای وارد شدن با اتومبیل باز کند خیس نشود . همین دقت برای طراحی نمای ساختمان هم ، که بسیار تمیز است ، صورت گرفته است . نمای ساختمان شماره 55 در کنار ساختمان شماره 57 ، که آن هم کار ژرژ دارش است و حدود 18 سال از عمر آن می گذرد ، به تمیزی نمای ساختمان جدید تر است . آبچکانها با دقت بسیاری ساخته شده اند و فاصله آنها با نما به اندازه ای تنظیم شده که نما را از آب باران مصون بدارد . همین کار برای دیوارها هم صورت گرفته است . آبچکان حدود 70ـ80 سانتی متر پایین تر از بالاترین نقطه دست انداز تعبیه شده است . بنابراین ، هنگام بارندگی این بخش 70ـ80 سانتی متر ، که بتونی است ، خیس می شود و یک رنگ تیره به رنگ آمیزی ساختمان اضافه می کند . برای ایجاد یکنواختی رنگ در بتون نما ، از یک رنگ ترکیبی بسیار رقیق ، که جذب بتون می شود ، استفاده شده است . نمای ساختمان ترکیبی از آجر ، بتون ، فلزو شیشه است . البته در پایین آن سنگ هم کار شده است . در بخشی از نما ، در دو طبقه پایین برای منعکس شدن فضای سبز حیاط ، و در دو طبقه بالا برای انعکاس آسمان از شیشه های رفلکس استفاده شده است . پشت در ورودی پیاده ، که با زاویه کنار در ماشین رو قرار گرفته ، یک هشتی کوچک مسقف است و بعد از آن پلکانی است که به مسیر ورود به مجتمع می رسد . این مسیر بالاتر از سطح حیاط ، در فاصله بین حیاط و شیبراه پارکینگ قرار می گیرد . در دو سوی آن هم باغچه است ، با درختهای نازک و نه چندان بلند بالا . حیاط با تمامی عناصر آن : محل صندوق پست ، محل شیر گاز ، کفسازی ، چراغها ، شیبراه پارکینگ ، حوض کوچک و باغچه های باریک اطراف حیاط طراحی شده است . دارش می گوید : با توجه به مشکل کمبود آب در سالهای اخیر در این حیاط کمتر از ساختمانهای دیگر باغچه طراحی کرده ام . به جای آن برای تلطیف بتون حیاط از سوراخهای گردی که می توان در آن گل ناز کاشت استفاده کرده ام . حوض کوچک ، که با زاویه کنار حیاط قرار گرفته ، دیدنی است . یک محل مخفی شدن برای ماهیها دارد تا بتوانند از چنگ گربه ها بگریزند  چراغهای مسیر پیاده تا رسیدن به ورودی ساختمان از بیرون، با روشن و خاموش شدن هوا به طور اتوماتیک خاموش و روشن می شوند .

 

 

 

 

                                                                                   حیاط-مأخذ:مجله معمار 22 

 بعد از عبور از شیبراهه پارکینگ ، تازه می توان برخی کولرها را دید . کولرها طبقه همکف در یک طرف، پشت دیواره ای که حیاط روی آن قرار دارد و در طرف دیگر ، پشت یک باغچه طراحی شده در کنار شیبراه پنهان اند . طراح گیاه این باغچه را پیچ امین الدوله انتخاب کرده تا عطر آن در تابستان از طریق کولر به آپارتمانها برسد . کولر های طبقات دیگر در بالکنها قرار دارند . پشت دیواره هایی که بخشی از نما هستند پنهان شده اند . هم در سایه قرار گرفته اند هم دیده نمی شوند . کولر های طبقات روی کف بالکن قرار گرفته اند . کانالها از کف به زیر سقف بالکن می روند و از آنجا تقسیم می شوند . بدین ترتیب بازدید و تعمیر آنها هم به سهولت انجام می پذیرد . در پشت بام فقط کولرهای طبقات بالا قرار دارند که همه سقف دارند . هر واحد دو کولر جداگانه برای فضاهای روز و شب ، یا بخش خواب و پذیرایی دارند . پارکینگ شباهت چندانی به پارکینگهای معمولی ندارد . کاملا روشن است ، چون در انتها از حیاط شمالی فوقانی خوش منظره ای نور فراوان می گیرد و در و دیوار و کف آن نیز کاملا طراحی شده است . ضلع جنوبی پذیرایی واحدهای همکف و اول غربی در مقابل شیبراه به صورت مثلثی طراحی شده است تا صدای خودروها را هنگام ورود به پارکینگ تقلیل دهد . کف پارکینگ از بتون با کلاف آجر ، با دقت و بسیار تمیز ساخته شده است . دیوار شمالی پارکینگ و کنار راه پله و آسانسور پوشیده از کاشی لیمویی و صورتی رنگ هستند تا فضا روشن تر شود و انعکاس حرکت ماشین در

کاشی حالت متروک معمول پارکینگها را از بین ببرد . انبارها همه در پارکینگ قرار دارند و رنگ آمیزی درها و چهار چوبها لطف و زندگی بیشتری به فضا بخشیده است .

 

 

 

 

                                                                                                 پارکینگ-مأخذ:مجله معمار 22

 

 

 

 در قسمت شمالی همکف ، حیاط شمالی چنانچه در تصویر آن مشاهده می شود ، با عرض 5/8 متر تراس بندی و باغچه سازی شده است . طراح بخش انتهایی حیاط شمالی را شیب داده و با تقلیل اختلاف سطح 5متری با قواره شمالی کوشیده است آن را از حالت زندان و حیاط خلوت برهاند . اتاق خواب واحدهای همکف دری به قسمت مسطح این حیاط دارند و می توانند از محوطه کف سازی شده برای نشستن استفاده کنند . طبقات بالایی هم ایوانهای کوچکی رو به این حیاط دارند . تاسیسات موتور خانه در پارکینگ دیدنی است . مثل شوفاژخانه های دیگر تیره و تاریک و محل اتراق حشرات موذی نیست، دارش می گوید : شوفاژ خانه تهویه طبیعی دارد درزبندی دقیقی برای دود کشها انجام داده ایم تا دوده در داخل موتور خانه تولید نشود . کوشش کرده ام لوله ها به صورت متقاطع قرار نگیرند . رنگها و منابع آب گرم و کلکتورها فضای مناسب لازم را برای بازدید و نگهداری دارند . در موتور خانه ها با محکم کردن آویزهایی از سقف کوشش کرده ایم کلکتورهای رفت و برگشت رادیاتورها را تقلیل دهیم تا لرزه گیر های لاستیکی حد فاصل پمپ برگشت و کلکتور به خوبی عمل نمایند . در این ساختمان تاسیسات آتش نشانی نمایشی نیست . درست مطابق ضوابط کار شده و مخازن آب ذخیره برای مواقعی که آب شهر قطع شود وجود دارد . هنگام بیرون آمدن از پارکینگ می توان یک بخش دیگر را هم دید ، درست کنار دیوار حد فاصل پارکینگ و حیاط جایگاهی برای باغبانی و عوض کردن گلدانها طراحی شده است . مسیر ورود پیاده به داخل ساختمان چنان طراحی شده که بر کل حیاط و شیبراه مسلط است . کف سازی مسیر با دو نوع مصالح : آجر و کمی هم سنگ گرانیت انجام شده است تا مسیر طولانی به نظر نرسد . درست در مدخل ساختمان دو جعبه گل ساخته شده که بدون زهکشی عمل می کنند . در این جعبه ها ابتدا یک ردیف آجر سفالی به صورت نری کار شده تا سوراخهای آنها در جهت افقی به هم مرتبط شوند . روی این لایه آجر ، یک لایه شن ، یک لایه ماسه و بعد خاک نباتی ریخته شده ودر مجموع 45 سانتی متر ارتفاع دارد . این مجموعه با ورق سفید و 2 لایه قیر گونی عایق کاری شده است . دو لوله پولیکای مشبک در طرفین جعبه گل به طور عمودی تعبیه شده اند که در قسمت تحتانی به آجرهای سفالی می رسد . از طریق این لوله ها آب تبخیر می شود .در عین حال سطح آب را می توان در ان دید و در هنگام سفر هم می توان آنها را پرآب کرد تا گلها خشک نشوند . در دو طرف ورودی ساختمان دو پیش آمدگی جانبی در نظر گرفته شده تا کسانی که وارد می شوند ، به پنجره های آپارتمانهای همکف دید نزدیک نداشته باشند . در دیوارهای ورودی سرامیک کار شده و برای هر عنصری ، تابلو آتش نشانی ، اعلانات در آسانسور ، رنگهای متناسب انتخاب شده است . در دیوار پاگردها مقابل در آسانسور آجر به صورت پلکانی چیده شده ، و در هر طبقه جهت آن متفاوت است . در میانه دیوار آجری این راهروها یک فرو رفتگی به اندازه 15 سانتی متر وجود دارد که راهرو را وسیع تر نشان دهد . دارش می گوید : با چیدن این آجرها در حد ارتفاع بالای در ورودی آپارتمانها بلندی سقف پاگرد کمتر احساس می شود . در داخل آپارتمان هم نعل درگاه بالای پنجره را بتون نمایان گذاشته ایم که همین نقش را بازی می کند . دیوارهای داخلی با سفال چیده شده اند ، ولی در محل نصب قرنیزها و رادیاتورها و تابلوهای نقاشی برای استحکام بیشتر رول پلاک و بستهای مربوطه چند رگ آجر فشاری چیده شده است . در بالاترین طبقه داخل آپارتمان اتاقهای خواب با یک راهرو از بخش پذیرایی کاملا جدا شده اند . در بخش خواب ، دیوار یکی از اتاقها ، که معمولا برای کودک استفاده می شود ، کوتاه است تا صدای کودک بهتر به کسانی که در پذیرایی و نشیمن هستند برسد . این اتاق نور طبیعی هم از سقف دارد . بنابراین ، در صورت نبود کودکی در خانه می تواند اتاق مناسبی برای کتابخانه و کار باشد . این دیوار کوتاه با یک فضای تو رفته از راهرو جدا می شود که برای گذاشتن میز اتو ، میز خیاطی ، یا کتابخانه مناسب است .                             

  راهرو با دو پنجره کوچک به آشپزخانه و از آنجا به داخل پذیرایی دید دارد ، یک گنجه هم برای

وسایل حمام ، روبه روی حمام وجود دارد . در بخش روز خانه ، بلافاصله بعد از در ورودی یک نشیمن است که در بالاترین طبقه یک نیم طبقه هم دارد و مشرف به ایوانی کوچک است . در اتاق پذیرایی ، که شومینه آن جلب نظر می کند ، هواکشهایی هم کار گذاشته شده تا در زمستان نیازی به باز کردن پنجره ها نباشد . شومینه نارنجی رنگ است و قسمت بالای آن با ورق فلزی ساخته شده تا حرارت دوباره به داخل منتقل شود . معمار خود شومینه را طراحی کرده . نه فقط شکل آن ، بلکه

نحوه عملکرد آن را و به همین دلیل با شومینه های معمولی تفاوت زیادی دارد . آشپزخانه این آپارتمانها شاید زیباترین بخش آن باشد . آشپزخانه اپن است ولی با نصب یک پرده جمع شونده می توان آنرا بست . کابینتها در بخشهای فرو رفته نصب شده اند تا خطر برخورد سر به تیزیهای کناره آنها نباشد . ارتفاع هم بر اساس قد متوسط زن ایرانی انتخاب شده تا برای برداشتن وسایل نیازی به گذاشتن صندلی نباشد . این اندازه در همه گنجه های اتاقها هم رعایت شده است . در آشپزخانه برای کارهایی از قبیل خردکردن سبزی و سیب زمینی جایی در نظر گرفته شده تا خانم خانه بنشیند و کار کند واز خطر گرفتن واریس در امان بماند . بالای پیشخوان هم محلی برای گذاشتن انواع اشیاء ساخته شده و در ضلع مقابل آن در فرو رفتگی دیوار هم قفسه های کوتاهی برای انواع شیشه ها وجود دارد . جالب اینکه این فرو رفتگی از از طرف دیوار راهرو

 

 

 

                                                        ورودی بخش خواب-مأخذ:مجله معمار 22

 

 

  اتاقهای خواب به شکل طاقچه ای برای گذاشتن گلدان در آمده است . پیشخوان آشپزخانه از چوب و کلاف فلزی ساخته شده و روی آن سرامیک قرمز کار شده است . چراغی اضطراری هم بالای پیشخوان نصب است که در صورت قطع برق بلافاصله روشن می شود . در یک طرف دیوار ، بین پیشخوان و دیوارهای جانبی فاصله ای گذاشته شده تا آن را به یک حجم زیبا تبدیل کند . از این فاصله در نماها نیز برای زیبایی استفاده شده است .

 

                                                                 آشپزخانه-مأخذ:مجله معمار 22

 

 

این مجتمع 12 واحدی شاید یکی از نادر مجموعه های آپارتمانی باشد که آدم در احساس در خانه بودن می کند و احساس اینکه در خانه ای ایرانی است . دارش درباره دیدگاهش نسبت به معماری مسکونی می گوید : به هر حال من تلقی خاصی از مسکن دارم ، چون معماری آن با دیگر بناها تفاوت دارد . ما باید بنایی بسازیم که آدمها بتوانند به راحتی در آن سکونت کنند ومبلمان آسان در آن بنشینند . می دانید طراحی فضای داخلی معماری مثل طراحی یک صحنه تئاتر است که بازیگران آن انسانها و وسایل خانه اند . بنابراین ، باید به نحوی طراحی و ساخته شود که بازیگران در آن خوب قرار بگیرند . نباید نقش این بازیگران را به خود متن داد . اشباه بزرگی است که بگذاریم این دو رقابت کنند . مثلا اگر در کف سازی نقوش زیادی طراحی کنیم در تقابل با مبلمان قرار می گیرد . بعضیها در آشپزخانه کاشیهای با نقش میوه انتخاب می کنند ، در حالی که در آنجا خود میوه باید بنشیند . معماری ما باآمدن زندگی به آن کامل می شود . این برای من اصل است . در این معماری اول انسان ، بعد وسایل و بعد جزییات دیگر اهمیت می یابند . آن جزییات هم به نحوی به آن اصل مربوط می شوند . مثلا ما حتی رنگها را طوری انتخاب می کنیم که انعکاس نا خوشایندی روی چهره ها نداشته باشد .

 

                                               

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پلانها-مأخذ:مجله معمار 22

 

2-11 )  مجتمع مسکونی زیتون :

محل : اصفهان، خیابان رزمندگان ـ مساحت زمین 32000 مترمربع.

مساحت زیرساخت 73800 مترمربع. تعداد آپارتمان : 509 واحد ـ تعداد کاربران : 2500 نفر.

ـ نکاتی در مورد مجتمع مسکونی زیتون :

ـ با پائین آمدن سطح نوار حاشیه‎ای سایت، دسترسی‎ها قابل کنترل گشته است.

ـ حجم‎ها در ارتفاعهای مختلفی ساخته شده است و این ارتفاع احجام با درنظر گرفتن عدم سایه افکنی روی یکدیگر تعیین گردیده است.

ـ پنجره‎ها صرفاً نورگیر نبوده، در جایی تابع نیازهای تصویر ارائه شده به هم نزدیک شده و در جایی از هم فاصله می‎گیرند.

ـ آبچکانها خطوط رنگی هستند که داخل هر تصویر بالا و پائین می‎شوند و ارزش تصویری دارند.

ـ پارکینگ اتومبیل‎ها به دلیل ناهنجاری صوتی و تصویری به زیرزمین مجموعه انتقال یافته است.

ـ طبقه همکف به افراد پیاده اختصاص دارد.

ـ در ابتدا و انتهای مسیرها نقاط ویژه‎ای تعریف شده است و از تعریف مسیر در باغهای ایرانی و برخورد آنها با کوشکها الهام گرفته شده است.

ـ مجموعه دارای چندین سرسرا به عنوان مکانهای عمومی در طبقه همکف می‎باشد که هر کدام به حیاط‏های مجاور راه دارد و در چهار گوشه هر کدام ارتباط عمودی اختصاصی برای هر یک از احجام قرار گرفته است.

ـ مجموعه دارای عمارت سردر به عنوان خوشامدگوی مجموعه می‎باشد که در اتصال مجموعه به خیابان اصلی شهری باشد.

ـ داخل کلیه آپارتمان‎ها یک اتاق کولر که رختشویخانه نیز هست و یک بالکن درنظر گرفته شده است.

ـ استفاده از شیشه‎های مات در بالکن‎ها برای جلوگیری از دید به داخل بالکن و حضور نور در داخل بالکن‎ها.

ـ استفاده از پنجره‎های کوچک در قسمت شرقی در فضاهای سرویس‎دهنده.

ـ قاب‎بندی پنجره‎ها با استفاده از سایه بانهای خارجی.

ـ تعبیه پنجره‎های شمالی در کنار دیوارهای جانبی برای افزایش نوردهی طبیعی.

ـ ایجاد یک میکروکلیماتور در حیاط‎های محصور بین احجام ساختمانها.

ـ عدم نورگیری طبیعی بعضی از فضاها مانند جعبه‎های پله و راهروهای واحدها.

ـ اشراف پنجره‎های احجام مختلف روی یکدیگر و نیز بالکن‎های اختصاصی واحدها.

ـ به حداقل رسیدن سر و صدای ترافیک شهری اطراف سایت در داخل و نیز عدم حضور خودرو در طبقة همکف که اختصاص به پیاده‎رو دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                      

                                                                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

               مأخذ تصاویر: مجله معمار 24        

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

در این فصل سعی شده است که به صورت مختصر انواع مسکن شناخته شده در سراسر دنیا معرفی و مزایا ومعایب هر کدام بیان گردد.

 

1-6) خانه های تک واحدی مستقل : 

 

 خانه در سراسر جهان پر طرفدار است ومسکن رؤیایی محسوب می شود . در هیج جای دنیا به اندازه قاره آمریکا مالکیت این گونه خانه ها آسان نیست، زیرا هزینه ساخت خانه وهمچنین قیمت زمین ارزان است واتومبیل به عنوان یک وسیله ضروری به حساب می آید .

بین سال های 1945 و 1959 ارجحیت خانه های تک واحدی مستقل وتک واحدی دوقلو نسبت به آپارتمان ها به ترتیب 85% به 15% بود .

تمایل به داشتن خانه مستفل پدیده تازهای نیست. جوامع بشری در طول قرن گذشته نوآوری های زیادی را برای تاٌ مین خانه های مستقل انجام داده اند به عنوان مثال می توان از “ shatgan”  ویا “ camel back” نام برد که در خیابان های باریک نیواورلئان ولوئیزیانا ساخته شدند هر دونوع این خانه ها عرضی برابر 65/3 تا26/4 دارند.

این محدودیت عرضی باعث می شد که اتاقها پشت سرهم صف بکشند که این طرح شباهت زیادی به آپارتمان های استیجاری نیویورک در قرن 19 داشت.

(shotgun) خانه ای یک طبقه است و وجه تسمیه آن این است که اگر مردی از در ورودی گلوله ای شلیک کند، این گلوله از تمام اتاق ها می گذرد واز انتهای خانه  خارج می شود.

(camel back) نیز شبیه به همین خانه است با این تفاوت که یک طبقه در جلو دو طبقه در عقب ویک اتاق خواب در بالا قرار دارد. ظاهراً این خانه ها در زمانی ساخته شدند که مالیات شهری بر اساس عرض بر خیابان خانه ها تعیین می شد.

 هر دو خانه ذکر شده برای طبقة متوسط جامعه متداول بودند . برای این که این خانه ها از لحاظ مالی برای عموم قابل قبول باشند آنها را به صورت خانه های مستقل دوقلو ویاحتی خانه های ردیفی نیز می ساختند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 خانه های تک واحدی مستقل

مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

 

مزایای خانه های تک واحدی :

خانه های مستقل مکمل یک زندگی خصوصی می باشند که در آنها حریم خانواده محفوظ می ماند وهمچنین آزادی واستقلال کانون خانواده نیز خدشه دار نمی شود. علاوه بر این به طرز دلپذیری واحد اجتمائی خانواده را تکمیل می کند و مکان مناسبی برای رشد فرزندان محسوب می شود.

مزایای طراحی وساخت آنها نیز بی شمار است. این خانه ها میتوانند به صورت پیش ساخته تهیه شوند و در محل سر هم شوند ویا این که در خود محل با استفاده از تکه های پیش ساخته، ساخته شوند .

تهویه مطبوع از دیگر خواص ذاتی خانه های مستقل است. به صورت تئوری ونه به صورت اجرایی امکان جهت گیری خانه بی شمار است .

 

 معایب خانه های تک واحدی :

مزایای ذکر شده در بالا برای این خانه ها از معایب آن بیشتر است  که واضح ترین آن عدم استفادة بهینه از امکانات زمین می باشد. وقتی که ساختمان در زمینی با عرض زیاد بنا شده است، منجر به اتلاف زمین شده وهم چنین هزینة زیاد ساخت تاٌسیسات زیر بنایی به شهر تحمیل می شود.

ضعف خانه های پراکنده حومه شهری در دهة 70 در دوران بحران انرژی وزمانی که قیمت نفت بسیار گران شد مشخص گردید وهمچنین عدم کارآیی آنها در مقابله با سرما وگرما معلوم شد. اگر چه با استفاده از عایق حرارتی از اتلاف انرژی تا حدی جلوگیری به عمل آمد و همچنین استفاده از اتومبیل های کوچک برای مصرف کمتر سوخت مشکل رفت و آمد را حل کرد اما آنچه در نهایت موجب تداوم حضور این خانه ها شد سقوط قیمت نفت بود.

یکی از شاخص های ذاتی خانه های مستقل موقعیت آنها نسبت به بیرون است که پنجره های اتاق های اصلی به خیابان ویا به پشت خانه های دیگر مشرف می شوند. بنابراین شگفت آور نیست اگر مالکان در مورد نحوه زندگی همسایگان خود کنجکاو باشند . عدم تحمل این مسایل سبب ایجاد نواحی مسکونی همگون می شود و گروهی از مردم که دارای درآمد یکسان و هم طبقه هستند در یک ناحیه با هم زندگی می کنند.

علی رغم تغییرات در جامعه خانه های مستقل تک خانواری محبوبیت خود را حفظ کردند و به عنوان ایده آل ترین سرپناه برای خانواده های جوان مطلوب به نظر می رسیدند،علاقه به زندگی در خانه های مستقل در حومه شهر زیاد بود که در آنها از طرفندهای طراحی مانند تقسیم کردن زمین ها به قطعات کوچک استفاده می شد تا مقیاس زمین مصرفی کوچک تر شده و با قیمت کمتری در دسترس همگان قرار گیرد.

 

2-6) خانه های حیاط مرکزی :

 

     ریشه واصل خانه های دارای حیاط مرکزی به زمان های بسیار گذشته وبه اولین خانه های شهری باز میگردد. خانه (domas) یونانی وهم چنین خانه های بزرگ رومی دارای حیاط مرکزی وایوان های ستون دار بودند. این خانه های کلاسیک درون گرا نوع دیگری از خانه های شهری بودند که توسط چهار تمدن قبل از دوران روم قدیم رشد یافته وساخته می شدند. این خانه ها در کشورهای قدیمی همانند بین النهرین، هند، مصر وچین وهم چنین جهان اسلام هنوز به چشم می خورد .

 پس از سقوط امپراطوری روم ، استفاده از خانه های دارای حیاط مرکزی با ایوان های ستون دار در اروپای غربی منسوخ شد وفقط در اسپانیا وپرتقال از آنها استفاده می شد.

خانه های دارای حیاط مرکزی به عنوان یک جایگزین مناسب برای خانه های مستقل مجدداً در اواخر دهة  20در آلمان توسط هارینگ ، مایر، لودویک میس ون درو و هیل برسیمر کشف شدند، اما مشاهده واقعی آنها تا دوران جنگ جهانی دوم محسوس نبود ولی بعد از آن حضور محسوس حیاط مرکزی در طرح های مسکونی در کشورهای اسکاندیناوی، آلمان وانگلیس به چشم می خورد.

 

 

 

                            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 خانه های حیاط مرکزی

مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

مزایای خانه های حیاط مرکزی :

این خانه ها امتیازات زیادی را نسبت به خانه های تک واحدی امروزی دارا هستند ونشان دهندة واحد اصلی اجتماع یعنی خانواده است ومرزهای آنها کاملاً برای به تصویر کشیدن مالکیت مناسب است.هر چند در دو ومورد این خانه ها بر خانه های مستقل پیشی می گیرند : اول در تاٌمین آرامش وحریم واقعی برای ساکنان خود و دوم در استفاده بهینه از زمین.

طبیعت این خانه ها به عنوان خانه هایی با چرخش درونی به گونه ای است که خانه های مجاور نمی توانند به حیاط یکدیگر اشراف داشته باشند واین موضوع آزادی واقعی ساکنان را تاٌمین می کند. حیاطهای آنها که همانند خانه های اصیل شهری است یک فضای ایده آل برای خانه بوده ومحیط مناسبی برای بچه ها می باشد .

حیاط محصور در کنترل دمای هوای اطراف خانه بسیار مؤثر است. در زمستان با دریافت اشعة گرم آفتاب و کاهش سرمای باد، دمای خانه نیز بیشتر شده و خانه گرمتر می شود و در طول یک زمستان سرد برف ها آب نشده و بر روی زمین می مانند اما برف نیز شاخص های مثبتی را با خود به همراه دارد. برف به عنوان یک عایق از گیاهان محافظت می کند و اجازه نمی دهد که زمین یخ بزند وبا انعکاس نور در روزهای تاریک زمستان اتاق های خانه را روشن می کند هر چند گرما سریع تر از سرما در برف به حرکت وجریان گرما کمک می کند.

 در تضاد با این در طول ماه های گرم تابستان این حیاط ها با درخت هایشان می توانند محیط خنک تری را فراهم سازند. درجه رطوبت زمین وهوا اثر قابل ملاحظه ای بر روی محدوده آسایش دارد. از آن جایی که تبخیر رطوبت از خاک حیاط ویا سطح پیاده رو باعث کاهش حرارت می شود، زمین وهوای اطراف آن خنک تر می شوند. این عملکرد در حیاط های محصور ملموس تر و مؤثرتر است زیرا این حیاط ها از وزش بادها ایمن هستند وچون هوای سرد سنگین تر از هوای گرم است، هوای سرد محبوس شده و نمی تواند خارج شود.

استفاده بهینه از زمین در این خانه ها هزیبه سرویس های شهری را کاهش   می دهد. امتیاز دیگرآزادی عمل در جهت دادن اتاق ها به سمت تابش خورشید وهم چنین تاٌمین دید اتاق ها به حیاط است، به نحوی که همسایگان به آن اشراف نداشته باشند.

بیشتر از هر نوع خانه دیگر در طرح این خانه ها امکان ترکیب فضاها با یکدیگر و امکان عرصه بندی فضاها ی بزرگ وجود دارد.

یک مشکل کوچک این خانه ها عدم امکان تهویه طبیعی هوا وکوران است که می تواند توسط سیستم تهویه مکانیکی حل شود. بزرگترین امتیاز این خانه ها، حیاط محصور آنها است که یک فضای بازمعین است که نه از خیابان ونه از فضای همسایگی دید دارد.

در نهایت عملکرده های اجتماعی این خانه ها نیز نباید نادیده گرفته شود زیرا آنها در محو تبعیض های موجود نیز در محلات مسکونی بسیار مؤثر بوده اند به دلیل اینکه امکان خلوت وآسایش بیشتری برای همسایه ها وجود دارد واز این جهت افراد با گروه های سنی مختلف و نژادها ومذاهب مختلف راحت تر در کنار هم زندگی  می کنند.

بررسی یک نمونه:

مشهورترین خانه حیاط مرکزی Lشکل موسوم به کینگ هوسن  (king husene ) در السینور دانمارک می باشد که توسط اوتزن (Utzen) طراحی ودر سال 1960 تکمیل شد. استفاده بهینه از زمین که خصوصیت ذاتی حیاط مرکزی است باعث شد تا یک فضای سبز همگانی بزرگ فراهم شود که دارای شاخه هایی  بود که پشت هر خانه می رسیدند، بنابراین بچه ها مجبور نبودند تا از ترافیک         خیابان گذر کنند.

طراحی این مجموعه نمونه ای از برنامه ریزی وطراحی حساس مجموعه خانه های حیاط مرکزی بوده که هرواحد پارکینگی اختصاصی دارد که از یک بن بست امن محلی قابل دسترسی بوده که این بن بست ها مانع ایجاد ترافیک سواره با سرعت بالا می شوند.  علی رغم فضای سبز وسیعی که برای این 62 خانه تهیه شده بود تراکم هنوز 25% بیشتر از مناطق سنتی با همین تعداد خانوار در خانه های مستقل بود . از آن جا که دانمارک یک کشور شمالی است، طراحان، هر خانه را با حیاط 10*10 متر مربع طوری طراحی کرده اند که در معرض حداکثر تابش نور خورشید باشد. علاوه بر این از آن جا که حیاط خصوصی از حیاط های همسایه توسط یک بال جدا می شود نه تنها آرامش بصری بلکه آرامش سمعی نیز فراهم می گردد.

این طراحی مجموعه کینگ هوسمن نمونه ای از برنامه ریزی و حساس مجموعه خانه های حیاط دار مرکزی بوده که هر واحد پارکینگی اختصاصی دارد که از یک بن بست امن محلی قابل دسترسی بوده که این بن بست ها مانع ایجاد ترافیک سواره با سرعت بالا می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                       مجموعه مسکونی با خانه های حیاط مرکزی،1960، یرن اتزون

مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن و حومه شهر

 

3-6) خانه های شهری :

 

بر خلاف خانه های حیاط مرکزی که درون گرا هستند خانه های شهری به شهرها وقلعه های قرون وسطی‌‍، زمانی که دور شهر را دیوار و برج و بارو احاطه کرده بود وقطعه زمین های مسکونی باریک  بودن باز می گردد.

از نظر مفهوم خانه های ردیفی بدون حیاط، خانه هایی هستند که به طور معمول مختص شهرهای صنعتی ویا خانه های گران قیمت سبک جورج در مناطق مسکونی لندن هستند که از نظر نوع وگونه مسکن هر دو در یک دسته بندی قرار می گیرند .

بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکای شمالی تعداد کمی خانه های ردیفی شهری ساخته شدند که اغلب  اتاق های خارج از مقیاس داشته ودارای ظاهری بودند که اگر بازسازی می شدن قابل قبول می گشتند. در نتیجه آن خانه ها مورد قبول جامعه قرار نگرفتند و فقط به عنوان خانه های مناسب افراد کم درآمد مطرح شدند، ولی بعد از این که استاندارد خانه های تک واحدی مستقل به عنوان خانه های ردیفی شهری مورد قبول قرار گرفتند آنها به عنوان خانه های شهری توسط جامعه پذیرفته شدند.

 

شباهت خانه های تک واحدی مستقل یا خانه های شهری

همانند خانه های تک واحدی مستقل، خانه شهری نیز تکمیل کننده واحد اصلی اجتماع یعنی خانواده می باشد و اگر چه از طرفین به همسایه ها چسبیده است مرز آنها را دیوار هایی تشکیل می دهد که حریم مالکیتشان می باشد. خانه های ردیفی شهری در سطح زمین قرار دارند و دسترسی از آنها به حیاط خلوط ساده است، اما این فضاهای باز تا حدودی از نظر سطح محدود تر وکوچک تر هستند. نگه داری فضا های باز کوچک تر، راحت تر است و به همین دلیل مورد پسند عده ای به خصوص افراد مسن می باشند.

به طور مرسوم نمای خانه های ردیفی شهری به طرف خیا بان است، در نتیجه با توجه به برون گرا بودنشان، بر خلاف خانه های تک واحدی که از همسایگی خود بی اطلاعند، می توان آنها را اجتماعی تر به حساب آورد. خانه های ردیفی شهری اگر چه به یکدیگر چسبیده اند ولی دو بدنه مقابل یکدیگر آن به فضای باز ارتباط دارند که امکان تهویه طبیعی را فراهم می کند اما به دلیل عرض محدود که فقط از دو طرف به فضای باز متصل است جهت گیری فضا ها نسبت به خانه های تک واحدی مستقل محدودتر می باشد.

به دلیل نحوه آرایش خانه های ردیفی شهری، که از طرفین به یکدیگر متصل هستند، انرژی لازم برای گرم کردن آنها تقریباً 55% خانه های یک طبقه ویلایی است و نسبت به واحد های مسکونی تک واحدی های مستقل 30% انرژی کمتری لازم دارند. این واقعیت یکی از دلایل مهم انتخاب این نوع واحد مسکونی برای   مجمو عه ها می باشد.

بزرگترین مزیت خانه های ردیفی شهری در استفاده بهینه از زمین و انرژی است. یکی از عوامل مهم در   پروژه های خانه سازی قیمت زمین می باشد. هر قدر قطعه زمین کوچک تر باشد تقاضا برای آن بیشتر خواهد بود. خانه های شهری دو طبقه استاندارد که عرض بر خیابان آنها یک سوم عرض خانه های تک واحدی دوقلو حومه ها  می باشد،نه تنها هزینه زمین آنها بلکه هزینه ساخت، نگه داری و تاسیسات شهری آن نیز ارزان تر است، زیرا این هزینه ها بر اساس عرض بر زمین که متصل به خیابان است محاسبه می شود. علاوه بر این هر قدر که عرض خیابان کمتر باشد به نسبت آن، طول مسیر خیابان کمتر و هزینه حمل و نقل آن کاهش  می یابد ، اما شاید مهمترین دلیل برای استفاده بهینه خانه های شهری از زمین، کاهش بی رویه زمین شهری و صرفه جویی زمین های کشاورزی است .

 

 

خانه های دو طبقه شهری-مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

 

انواع خانه های شهری :

اولین نوع خانه های شهری، خانه ای یک طبقه می باشد که به آن بانگلو (Bunglow)  نیز می گویند. نوع دوم از خانه های شهری، خانه  نیم طبقه (Split Level)می باشد. نوع سوم خانه های رشته ای است، که تعدادی خانه های به هم چسبیده را تشکل می دهد( ( linked. و نوع چهارم خانه های کم عرض شهری هستند.    

 

4-6) مجموعه مسکونی اشتراکی :

 

فکر مجموعه های مسکونی اشتراکی از دانمارک شروع شد، وپیدایش آن در حقیقت به سه عامل بستگی داشت 1. جنبش مرام ضد فرهنگی دهة شصت میلادی، که عامل افزایش تقاضا برای زندگی اجتماعی گردید، 2 . گرایش وجانب داری جامعه از مجموعه های مسکونی کم تراکم با ارتفاع کم در مقیاس های کوچک، 3 . فشارهای جدیدی که در پی تغییرات اجتماعی اقتصادی و جمعیتی بر خانواده وارد شده بود.

همانند خانه های آپارتمانی که قبلاً ساخته شده بودند، مجموعه های مسکونی اشتراکی برای ارائه خدمات روزمره بیشتری به ساکنان به وجود آمدند. این خدمات شامل دسترسی به چندین نوع خدمات عمومی، نظیر مهد کودک و غذا خوری کودکان، که وجود اولی به خصوص برای پدر و مادر های شاغل بسیار مهم و جذاب بوده،است. علاوه بر اینها مجموعه های اشتراکی باید تغییراتی را که در شکل خانواده ها، نوع زندگی جدید و نوع روابط اجتماعی به وجود آمده بود جوابگو باشند.

اولین مجموعه مسکونی اشتراکی در ابتدای دهة هفتاد میلادی ساخته شد، اما از آن تاریخ به بعد افزون بر یکصد عدد از این نوع اجتماعات به وجود آمده و بسیاری نیز در حال شکل گرفتن بود. از نظر جغرافیایی، این گونه جوامع اکثراً در شهرهای بزرگ کشور دانمارک به وجود آمدند.

بر خلاف مجموعه های مسکونی اشتراکی دانمارکی که ایده طراحی آن بر اساس خانواده قرار گرفته، مجموعه های مسکونی انگلیسی برای افراد مسن، و خانوارهای بدون بچه، مرفه طراحی شده است که ایده آن بر اساس وجود واحد مسکونی خصوصی و خدمات آسان که به صورت عمومی تاٌ مین می گردد قرار گرفته است.

مجموعه های مسکونی اشتراکی معمولاً از 12 تا 30 واحد مسکونی مستقل تشکیل شده اند. هر واحد مسکونی دارای آشپزخانه و فضای باز خصوصی است، اما هر خانوار به یک فضای باز عمومی ویک ساختمان یا خانه عمومی دسترسی دارند.

یکی از دلایل موفقیت این مجموعه ها در کشور دانمارک این است که از جمعیت با فرهنگ و هم گونی برخوردار است.

مزایا:

این گونه مجموعه های مسکونی جذابیت قابل ملاحظه ای دارند. نخست این که هر شخص همواره حق انتخاب بین زندگی خصوصی در واحد مسکونی خود و یا شرکت در فعالیت های اجتماعی در فضاهای عمومی مجموعه را دارد. دوم این که زندگی در این گونه مجموعه ها حس همکاری داوطلبانه ومسئولیت پذیری اجتماعی را به خوبی ترویج می کند. مورد دیگر این که زندگی در این مجموعه ها تجربه زندگی هماهنگ گروهی واشتراکی مبتنی بر   روش های دمکراتیک را برای همه ساکنان فراهم می سازد.  

خانه عمومی معمولاً در مرکز محله قرار دارد وسطح زیر بنای آن تابعی از اندازه جامعه ای که از  آن استفاده می کند می باشد،و دامنه ای از 5 تا 20 در صد سطح کل زیر بنای واحد های مسکونی در مجموعه را دارد. فضاهای اصلی در خانه های عمومی شامل غذا خوری و نشیمن عمومی می باشد، و بعضاً اتاقی برای بازی، اتاق تلویزیون، تعمیرگاه وانبارها را نیز شامل می گردد. گرچه استفاده از فضای غذاخوری مشترک در خانه عمومی اجباری نیست با این حال تهیه و صرف غذا به عنوان یکی از فعالیت های مشترک اصلی در مجموعه های مسکونی اشتراکی و بسیاری از واحدهای مسکونی ای که از مزایای این تسهیلات بهره مند هستند به حساب می آید، وبدین ترتیب ساکنان این مجموعه ها مجبور نیستند وقت خود را برای کار های روزمره خانه داری صرف کنند.

 صرف نظر از والدین برجسته، خانواده های معمولی که دارای دو یا سه فرزند هستند به ندرت می توانند محیطی مساعد برای برخورد های اجتماعی مناسب کودکان خود فراهم کنند، با وجوداین گونه فضاها بچه نه تنها با کودکاب دیگر، بلکه با افراد بزرگسال نیز در ارتباط اجتماعی قرار خواهند گرفت. با پیوستن به همچین مجموعه ای  خانواده ها به طور طبیعی شبکه روابط اجتماعی خود و فرزندانشان را گسترش می دهند وآنها به عضوی از یک خانواده بزرگ تبدیل می شوند.

 پرستاری و مراقبت از کودکان به صورت اشتراکی جهت به وجود آوردن محیط اجتماعی شایسته برای تربیت بهتر کودکان یکی دیگر از جاذبه های این مجموعه ها است.

 

بررسی یک نمونه :

 یکی از نخستین مجتمع های مسکونی اشتراکی که بر اساس واحد های مسکونی خصوصی پایه گذاری شده بود در نزدیکی کپنهاگ در هیل رود دانمارک ساخته شد و در سال 1927 به بهره برداری رسید. این مجموعه به وسیلة دو معمار به نام های تئوبرگ (Theoberg) و پال دیر بورگ  (palle Dryborg)طراحی شد.

این مجموعه که ساتدمن (Saettedmmen) نامیده شد 27 واحد مسکونی و یک خانه عمومی را شامل می شد. در اصل دو گونه واحد مسکونی در این مجموعه وجود داشت، خانه شهری یک طبقه و دو طبقه، اما متعاقباً بعضی از واحدها توسعه داده شدند و بقیه پس از این که صاحبان اصلیشان آنها را تخلیه کردند تبدیل به واحدهای اجاره ای کوچک تر شدند.

تعداد افراد ساکن در این مجموعه تقریباً یکصد نفر می باشد که هر یک از افراد به انضمام کودکان دارای حق راٌی در مورد تصمیماتی هستند که در مجمع عمومی توسط هیئت منتخب سرپرستی می شود.مجموعه توسط هیئت منتخب سرپرستی می شود و پروژه های مخصوص با مدیریت هیئت ویژه به انجام می رسد.

نظافت خانه عمومی به صورت هفتگی در روزهای شنبه توسط گرو هایی از ساکنان به صورت ادواری انجام می پذیرد. غذا خوری مشترک تقریباً چهل نفر عضو دارد و از روز یکشنبه تا روز جمعه برای آنها غذا تهیه می شود، و هر عضو که بالای 18 سال سن داشته باشد مجبور است که در فعالیت های خرید و آماده کردن غذا به صورت نوبتی شرکت نماید. برای مصرف انرژی در هر واحد مسکونی کنتور نصب شده و بر اساس آن هر واحد هزینه مصرف را پرداخت می کند. هزینه های مشترک به طور مساوی بین ساکنان تقسیم می شود.

خانه عمومی مجموعه شامل آشپزخانه ای مجهز، اتاق غذاخوری، اتاق تلوزیون، اتاق بازی، رختشویخانه و سونا با رختکن و دوش است. در این خانه عمومی یک گروه موسیقی به طور هفتگی برای ساکنان برنامه اجرا می کند وگروه دیگری به آنها تمرینات ورزشی می دهد. برای مراقبت از کودکان، فردی را استخدام کرده که توسط ساکنان به صورت دورهای سرپرستی می شود.

 توجه خاصی برای نگه داری از فضاهای نیمه عمومی از قبیل فضاهای نیمه باز عمومی، زمین های بازی کودکان، زمین های ورزشی، دریاچه کوچک مصنوعی که برای اسکیت در زمستان ساخته شده، حیاط آشپزخانه و یک باغ میوه به عمل می آید. حرکت اتومبیل به فضای پارکینگ نزدیک ورودی محدود می گردد و بقیه فضای داخلی مجموعه مختص پیاده است. 

 

 

  

    مجموعه مسکونی اشتراکی ساتدمن

مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

 

 

 

 

 

 

 

 

5-6) آپارتمان های بلند :

زندگی در آپارتمانهای بلند برای خانواده های مرفه آمریکایی به قبل از جنگ چهانی دوم بر می گردد. آپارتمان های مجلل اواخر دهه ی 1920و اوایل دهه ی 1930که در کنار پارک مرکزی در نیو یورک ساخته شدند مثال های خوبی می باشند.

آپارتمانها از نظرایجاد کوران در داخل با واحدهای مسکونی متفاوت بودند زیرا پنجره آنها گاهی فقط در یک جهت قرار داشت.

ساختمانهای بلند معمولاً برای گروه های مرفه جامعه مناسب می باشد، که می توانند از تسهیلات مشترک وامنیت موجود در این گونه ساختمان ها بهره ببرند، هم چنین امکان پرداخت هزینه های نگهداری آنها را تاٌمین نمایند. ساکنان این واحدها به انواع تسهیلات لوکس رفاهی مانند سیستم حرارت مرکزی، تهویه مطبوع، استخر، سونا، سالن بدن سازی دسترسی دارند، هم چنین سایر تسهیلات که هزینه آن بین ساکنان تقسیم می گردد.

 

معایب :

اتفاق نظر بر این است که آپارتمان های بلند برای خانواده های بچه درا ایده آل نیست. زیرا والدین برای عدم ایجاد مزاحمت برای سایر همسایه ها از بازی بچه ها در درون واحدهای مسکونی جلوگیری می کنند. این محدودیت کودکان را از حرکات طبیعی مورد نیازشان محروم می کند، که در نتیجه سبب به وجود آمدن رفتارهای غیر اجتماعی، گوشه گیری و تماشای بیش از حد تلوزیون در آنها خواهد شد.از آنجا که مراقبت همیشگی و نظارت دائم بر بچه بدون تماس چشمی و گوشی غیر ممکن است، بسیاری از والدین به بچه ها اجازه نمی دهند که از آسانسور، راهرو وحیاط به تنهایی استفاده کنند، این خود مشگل دیگری می باشد.

سکونت طبقات مختلف اجتماعی از نظر اقتصادی در آپارتمان ها مطلوب است، اما این موضوع عملی نیست زیرا این ساختمان ها واحد مسون

 

                                                                   نمونه واحدهای مسکونی آپارتمانی در قرن نوزدهم

                                                                         مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

 

 

مسکونی مستقلی برای زندگی گروهی خاص با در آمد های مساوی ویا سن های یکسان  می باشد.

افزایش ارتفاع ساختمان در ارتباط مستقیم با افزایش قیمت تمام شدة آن است. هر چقدر که ارتفاع ساختمان بالاتر رود وزن بیشتری را به زمین منتقل می سازد، که منجر به ساخت پی سازی و اسکلت گران تری می شود. علاوه بر این با افزایش ارتفاع، لزوم ایمن کردن ساختمان در مقابل زلزله را  گران تر می کند. سرعت زیاد باد نه تنها موجب افزایش قیمت اسکلت ساختمان شده، بلکه موجب اتلاف انرژی گرمایی نیز می گردد.

هزینه سرویس های سیستم های مکانیکی نیز با افزایش ارتفاع، بیشتر می شود. فشار آب در لوله ها معمولاً برای سرویس دهی به طبقاب بالا کافی نیست، که نیاز به پیش بینی مخزن آب در پشت بام، ویا استفاده از پمپ را ایجاب می کند. لوله های عمودی تاٌسیسات آب در هر طبقه از دیگر هزینه های ساختمان های بلند است.

از نظر جنبه های زیست محیطی شهر ی ساختمان های بلند مقبول نیستند. زیرا برای عابرین پیاده بدلیل سرعت جریان هوا(Venturi Effect) ایجاد ناراحتی می نماید وقتی باد بین ساختمان های بلند قرار می گیرد سرعت آن اضافه شده، علاوه بر این قسمتی از باد از سمت دیگر آسمان خراش به سمت زمین منحرف می شود و با برخورد با پیاده روها در برگشت تلاطم و آشفتگی در پیاده روها ایجاد می کند، و موجب آزاز عابرین پیاده می گردد.

از فاکتورهای زیست محیطی مهم تر از باد که توسط این گونه ساختمان ها ایجاد می شود سایه آنها بر روی ساختما ن های اطراف می باشد.

نکته جالب توجه این است که با وجود مشکلات همه این مشکلات باز هم ساخت آنها در شهرها ادامه دارد. طرفدارن این نوع ساخت و ساز برای توجیه پروژه های خود آنها را در زمین های گران قیمت شهری اجرا می کنند که این خود مشکلات را دو چندان می کند.

بررسی یک نمونه :

آپارتمان ساحل دریاچه درایو (51-1950) که توسط میس وندر رو طراحی شد، نقطه عطفی در طراحی آپارتمان های مسکونی بلند پس از جنگ است. این ساختمان در یکی از بهترین مناطق اجتماعی و جغرافیایی (در کنار ساحل در یاچه میشیگان ) شهر شیکاگو ساخته شده است. این ساختمان 26 طبقه شیشه ای، الهام بخش بسیاری از ساختمان های مسکو نی آمریکای شمالی و دیگر نقاط گردید.

واحدهای مسکونی این آپارتمان که به عنوان الگوی دوران مدرن به حساب می آید، در طبقات آن در دو طرف راهرو قرار گرفته اند. در این ساختمان از ابتدا آسانسورها مشکل داشتند، زیرا ساکنان برای رسیدن به طبقات بیش از اندازه معطل می شدند، به خصوص در برج شمالی که در

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                              آپارتمان های لیک شور درایو,مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

 

 

 

 

بررسی یک نمونه :

هر طبقه هشت آپارتمان سه و نیم اتاقه قرار داشت، و بر عکس در برج جنوبی در هر طبقه چهار آپارتمان شیش اتاقه بود، که فقط دو آسانسور در هر برج با سرعت 62 متر در دقیقه داشت که این برای ساختمان 26 طبقه کافی نبود زیرا در استانداردهای زندگی امروز چهار آسانسور نیاز است، که دو تای آن به 13 طبقه اول ودوتای دیگر به 13 طبقة بعدی دسترسی داشته باشند.

               

6-6) برج های مسکونی :

 

استفاده از ساختمان های بلند مرتبه به منظور ایجاد مجتمع های مسکونی برای طبقه کم درآمد نه تنها در کشور های قاره آمریکا (شمالی و جنوبی ) ناموفق بوده، بلکه در اغلب کشورهای اروپایی نیز با شکست مواجه گردیده است. علت اصلی ناموفق بودن این ساختمانها فقدان امنیت و ضعف نگه داری از خدمات جمعی آنها ناشی می گردد. زیرا داشتن امنیت و آسایش و نگهداری از خدمات جمعی در آپارتمان های بلند فقط مختص به افراد پردرآمد و متوسط نمی گردد.

اسکار نیومن در کتاب «فضای قابل دفاع» می گوید، شواهد آماری نشان می دهد که فرم فیزیکی محیط های مسکونی نقش اساسی در ارتکاب جرم باز ی می کنند. مطالعات سه سالة او در پیش گیری از جرم مخصوصاً در پروژه های مسکونی در نیویورک وجود ارتباط تنگا تنگی را میان ارتفاع ساختمان و وقوع جرم نشان می دهد. او به طور مثال به این نتیجه رسید که در ساختمان سه طبقه نرخ جرم4  در 1000 نفر در حالی که در ساختمان های13  طبقه و بلندتر این آمار، دو برابر یعنی20 در1000  نفر می شود. جالب توجه است که در درون واحد های مسکونی نرخ جرم در هر دو ساختمان سه و سیزده طبقه یکی است، این مطلب حاکی از این است که این افزایش نرخ در آپارتمان های بلند مرتبه با فضاهای عمومی نظیر آسانسورها، هال های ورودی، راه پله ها، پشت بام ها و فضاهای باز آنها ارتباط دارد.

این مشاهدات باعث شد تا نیومن نتیجه گیری نماید که فضاهای مستعد برای ارتکاب جرم و یا جنایت آنهایی هستند که کمبود نظارت عمومی را دارند.

به دلیل مشکلاتی که ساختمان های بلند به وجود آوردند ساخت آنها در اکثر نقاط دنیا متوقف شد. به عنوان مثال ریزش قسمتی از مجتمع مسکونی  22طبقة رونان پوینت (Ronan Point) در لندن موجب عقب نشینی دیگری در ساخت برج های مسکونی بلند در بریتانیای کبیر شد.

هر چند در آغاز ساختمان های بلند سمبل و نشانه تجمل بودند، و بازتاب این تفکر « باغ شهرهای عمودی» و یا «برج در پارک» بود اما از دهة هفتاد به بعد تدریجاً جذابیت خود را از دست دادند. در عوض توجه بیشتر به الگوهای دیگر طراحی مجتمع ها همانند ساختمان های با ارتفاع متوسط معطوف گردید.            

     

 

  بررسی نمونه:

مجموعه ایگو که توسط یا ماساکی طراحی شده بود سمبل غم انگیزی از شکست پروژه های مسکونی شد. این مجموعه دارای 2764  واحد مسکونی و جمعیتی معادل15000 نفر بود و هیچ تسهیلاتی مانند شیرخوارگاه، مهد کودک، مدرسه یا فضاهای تفریحی در این مجموعه وجود نداشت، فقط یک زمین بازی در نزدیک پارکینک قرار گرفته بود.

 با تراکم حدد 123 واحد مسکونی در هر هکتار ساکنان ایگو در ابتدا نگران این نبودند که کسی به زور وارد خانه آنها شود و فکر می کردند می توانند بچه های خود را آزادانه در حیاط رها کنند. اما به علت عدم وجود نظارت بر فضاهای عمومی، وردی ساختمان بر روی هر کسی باز بود و در نهایت ساکنان نسبت به جرم و خشونت های اجتماعی آسیب پذیر گشتند. ترس از جنایت موجب عقب نشینی و استفاده حداقل از فضاهای اشتراکی شد. هنگامی که صندوق های پستی، فضاهای ورودی، راه پله ها و آسانسور ها تخریب می شدند ودزدها در راهروهای پیچ در پیچ احساس امنیت می کردند، تخلیه آپارتمان ها آغاز شد. زمان تخریب در ایگو آغاز شد که غیر قابل توقف بود تا جایی که تمام 33 مجموعه ساختمان های ایگو در سال 1976 تخریب شدند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

             پروت ایگو, 1955, یاماساکی

           مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر      

 

   

7-6) آپارتمان ها با دسترسی مرکزی :

 

آپارتمان ها با دسترسی مرکزی که توسط واسیلی (Wassili) و لوک هاردت (Luck hardet) در سال 1927 میلادی در برلین طراحی شده نشان می دهد که این ایده دارای امتیازات بسیاری است. این آپارتمان چهار طبقه، دارای چهار واحد مسکونی دو خوابه در هر طبقه بوده و واحد ها به دور پله مرکزی قرار گرفته اند. فضاهای دست دوم وکمدها حد فاصل واحدها را تشکیل می دادند، علی رغم این که در طراحی اماکن دریافت نور از دو طرف برای هر واحد وجود داشت، ولی از این امتیازات به خوبی استفاده نشد و تهویه مطلوب فقط با باز کردن پنجرة حمام امکان پذیر می باشد.

تورنستورم (Thunstrom) آزمایش هایی را برای ساخت آپارتمان هایی انجام داد که به جای استفاده از دو جهت، در هر چهار جهت پنجره داشته باشند، در تلاشی خلاقانه او موفق به طراحی آپارتمانی شد که دو بلوک آپارتمانی در یک گوشه توسط هسته ارتباطی عمودی به هم متصل می شدند، در این آپارتمان ها عایق کاری حرارتی در نظر گرفته شده بود، و امکان تهویه هر واحد به راحتی مشابه خانه های تک واحدی مستقل امکان پذیر بود.

در چند کیلومتری خارج استکهلم در گوستاوبرگ(Gustavserg)  ، این معمار آپارتمان های چند طبقه بدون آسانسوری طراحی کرد که نه تنها مناسب خانواده های کم جمعیت بود، بلکه ساکنان آنها امکان نزدیکی با درختان و مناظر طبیعی اطراف خود را داشتند.

بعد از طراحی آپارتمان های گوستاوبرگ مشخص گردید که مجموعه های آپارتمانی وقتی اقتصادی هستند که بدون آسانسور باشند. و وقتی که ارتفاع آنها از چهار طبقه بیشتر باشد، به دلیل نیاز به اسانسور اقتصادی نخواهند بود.

 

 

 

                     آپارتمان ها با دسترسی مرکزی, واسیلی و لوک هاردت-مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

تفاوت بین آپارتمان ها با دسترسی مرکزی با آپارتمانها ی مرسوم:

 

با مقایسه ای بین نقشه طبقات آپارتمان های با دسترسی مرکزی، با نقشة طبقات آپارتمان های مرسوم که در راهرو دسترسی به واحد ها را تاٌمین می کند، آشکار می گردد که، دسترسی به واحدها در آپارتمان های با دسترسی مرکزی راحت تر بوده، واحدها از دو جبهه نورگیری داشته، جلوگیری از انتقال صدا به آپارتمان ها امکان پذیر بوده، وتهویه داخلی آپارتمان ها به راحتی فراهم می گردد.

در آپارتمان های با دسترسی مرکزی سطح فضای رفت و آمد عمومی در طبقات نسبت به آپارتمان هایی که راهرو دسترسی به واحد ها را تاٌمین می کند بسیار کمتر می باشد، در صورتی که سطح پله و آسانسور در هر دو حالت یکسان می باشد. در آپارتمان های مرسوم که دارای راهرو های بلند در طبقات هستند، را هروها نه تنها فضایی خصوصی نیستند بلکه حالت جمعی و عمومی دارند. دسترسی به چند واحد مسکونی از فضایی کوچک و صمیمی مسلماً بر راهرویی بلند برتری دارد.

امتیاز دیگر این آپارتمان ها این است که هر واحد دارای دو دیوار خارجی است. این موضوع در کشورهای شمالی تر که تابش آفتاب پر طرفدار است بسیار ارزشمند است به علاوه امکان نورگیری دو طرفه وتهویه بهتر را فراهم می نماید، تهویه فضاهای داخلی در ماه های تابستان یک امتیار به حساب می آید، در حالی که در آپارتمانهای با راهرو بلند این امکان وجود ندارد.

امتیاز دیگر این جهت گیری دو طرفه در آپارتمان های با دسترسی مرکزی استفادهبهتر از نور طبیعی روز در واحدهای مسکونی می باشد،که به مراتب نسبت به آپارتمان های مرسوم بهتر می باشدلازم به توضیح است که  اتاق های قابل زندگی باید از نور طبیعی روز به طور مستقیم استفاده نمایند، در حالی که فضاهایی که نور غیر مستقیم می گیرند فضا های دست دوم به حساب می آیند و قابل زندگی نیستند. 

 

 

 

                                                                   ساختمان دان ویگزکلیپان  ,1945, بکستروم و رینیوس

                                                                          مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

بررسی یک نمونه:

ساختمان دان ویگزکلیپان (Danvigsklhppan)  که توسط بکستروم و رینیوس (Backstrom & Reinius) طراحی شده از نمونه های معروف طراحی آپارتمان با دسترسی مرکزی می باشد.

این مجتمع در استکهلم بر روی صخره ای بنا شده و مشتمل بر  9  آپارتمان بتونی  8 تا 10 طبقه بود که در هر طبقة آنها چهار واحد مسکونی طراحی شده است. اغلب فضای نشیمن واحدهای مسکونی در کنار قرار گرفته واز دو طرف نور می گیرند، برای این فضا شومینه وبالکن نیز در نظر گرفته شده است.

دسترسی به واحد های مسکونی در طبقات از طریق هستة مرکزی ارتباطی عمودی با پله نیم دایره ای ویک آسانسور امکان پذیر می باشد (برای ساختمان های ده طبقه دو آسانسور در نظر گرفته شده است).     

 

8-6) مجتمع های مسکونی با ارتفاع متوسط:

 

مجتمع های مسکونی با ارتفاع متوسط یعنی چهار تا هشت طبقه جایگزین های خوب و ماندگاری برای  آپارتمان های بلند محسوب می شوند. این آپارتمان ها در اوائل قرن در بیشتر شهر ها بسیار معمول بودند. قبل از اختراع آسانسور ارتفاع ساختمان ها محدود به اندازه ای بود که هر فرد می توانست برای رسیدن به واحد مسکونی خود از پله ها بالا برود.

در آلمان مجتمع مسکونی با ارتفاع متوسط توسط میس واندرو (Miss Wandrow)  در سال 1927 در اشتودگارت طراحی شد. میس واندرو برای انعطاف پذیری این ساختمان های سه طبقه بدون آسانسور، طراحی داخلی آنها را متنوع در نظر گرفت، اما تمام اتاق های نشیمن واحد های مسکونی در این آپارتمان ها پنجره ای افقی وعریض مشرف به جنوب شرقی داشتند.

طراحان مسکن در اروپا و آمریکای شمالی در قرن بیستم برای رسیدن به این واقعیت که آپارتمان های مسکونی با ارتفاع متوسط به عنوان گونه هایی از مسکن که بهتر واقتصادی تر از آپارتمان های بلند مرتبه عمل       می کنند راهی بسیار طولانی وپر پیچ وخم را طی کرده اند. 

 

مزایا

مجتمع های مسکونی با ارتفاع متوسط که از هشت طبقه تجاوز نمی کنند به ساکنان خود امتیاز اجتماعی _ اقتصادی زیادی ارائه می دهد که برای افراد مجرد و خانواده های بچه دار بسیار مناسب می باشد. تنها آپارتمان ها با ارتفاع متوسط هستند که گروه زیادی از عهده مخارج آن بر می آیند، که این می تواند عاملی برای اختلاط اجتماعی ساکنان، در یک مجتمع گردد.

این مجتمع ها به دلیل ارتفاع محدود شان جمعیت کمتری نسبت به برج های مسکونی بلند دارند، بنا بر این احساس امنیت بیشتری را برای ساکنان خود فراهم می کنند. با توجه به شناخت آسان تر همسایه، کنترل آسان تر  می گردد و از آنجا که ارتفاع ساختمان کمتر است ، دید به فضای عمومی بهتر بوده وتسلط به فضای بیرون و فضای بازی بچه ها آسانتر می شود، جالب این که چون ارتفاع این ساختمان ها بلندتر از ارتفاع در ختان نیست، تماس چشمی کاملی با گیاهان برای ساکنان به وجود می آید.

یکی از امتیازات اقتصادی این مجتمع ها استفادة بهینه آنها از زمین، و تناسب تراکم جمعیتی آنها با تراکم شهری است. در طراحی بیشترین استفاده از زمین از یک سو، به در صد اختصاصی زمین برای کاربری مسکونی و نیز نحوه سامان دهی آنها، واز دیگر سو به درصد اختصاصی زمین برای کاربری تاٌسیسات شهری بستکی خواهد داشت. تراکم موجود در این مجتمع ها نسبت مطلوبی را برای مسیر های ارتباطی امن، کارآمد و مقرون به صرفه به وجود  می آورد. 

خطر آتش سوزی برای این ساختمان ها کمتر می باشد، زیرا اولاً تغییر فشار هوا در طبقات که نظیر دوکش در ساختمان های بلند عمل می کند در این ساختمان ها به علی ارتفاع کم به وجود نمی آید، و ثانیاً نرد بان های آتش نشانی به آسانی تا طبقه نهم را تحت پوشش قرار می دهند.

این مجتمع ها از لحاظ زیست محیطی شرایط مطلوبتری را نسبت به برج های بلند دارا می باشند آنها در مقابل باد ایمن تر بوده و سایه کمتری را بر روی زمین ها و خانه های اطراف می اندازند. خط آسمان ساختمان های بلند در مرکز شهر با ار تفاع های مختلف به صورت دنده ای به نظر می رسند، که نه تنها جلوی باد را گرفته و مسیر آن را تغییر می دهند بلکه باعث آشفتگی نامطلوب هوا در سطح زمین می شوند. بر عکس ساختمان ها با ار تفاع متوسط، کم وبیش دارای ار تفاع یکسان بوده، وامکان عبور باد از کنار آنها وجود دارد، همچنین آشفتگی هوایی در سطح زمین و اطراف آنها به وجود نمی آید.

بر خلاف ساختمان های بلند این ساختمان ها نیاز به سیستم سازهای پیچیده ای ندارند،همچنین در ساختمان های با ارتفاع متوسط نیاز به لحاظ نمودن سیستم فشاری مصنوعی، تانک آب و یا پمپ ایجاد فشار آب، سیستم خود کار آتش نشانی و آسانسور های مختلف وجود ندارد، به همین دلیل است که این ساختمان ها مقرون به صرفه    می باشند.

بررسی نمونه:

مجموعه مسکونی میدث بانکث که توسط آل سور نسون (Ole Sorensen) و شرکا در سال 1973 میلادی جایزه معمار را برده است، بیش از 1600 واحد مسکونی دارد و مالکان آن دو مؤسسه مسکن غیر انتفاعی هستند. این مجموعه دارای 1360 واحد مسکونی بوده که در ساختمان های چهار طبقه در ردیف هم قرار گرفته اند. در طبقه همکف پارکینگ رو باز واقع شده که در روی آن راه روی عریضی وجود دارد که از طریق آن دسترسی به تمام واحد ها امکان پذیر است. در سطح این راهرو واحد های مسکونی بزرگ حیاط دار L شکل در یک سمت و یک واحد تک خوابه روبروی آن قرار دارد. از این راهرو پله ها به واحد های دیگر می رسند.  

به جز واحد های یک خوابه تمام تراس های خارجی جهت مطلوبی دارند. این ساختمان بتنی نمومه ای شاخص از واحد های حیاط دار است


 

 

مجموعه مسکونی میدث بانکث , آل سور نسون-مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

که در آن حریم خصوصی فضا های باز به نحو مطلوبی تاٌمین شده است. همانند بسیار دیدیگر از مجموعه ها در دانمارک این خانه ها تسهیلات جانبی مانند مهدکودک، شیرخوارگاه، زمین بازی، سالن اجتماعات و فضای مهمان دارند.  

       

9-6) مجتمع های مسکونی جمعی :

 

در طی قرن نوزدهم تا اوائل قرن بیستم مراقبت از افراد مسن در خانواده ها به طور معمول به عهده منسوبین درجة اول آنها بود، ومعمولاً این افراد دارای فرزند زیادی بودند. در آن زمان در طبقه متوسط جامعه وجود مستخدم امری معمول بوده، وانجام امور خانه داری وتربیت فرزندان به عهده آنها واگذار می شد. به تدریج ساختار خانواده تغییر کرد تعداد فرزندان کاهش پیدا کرد، نگه داری از منسوبین امکان پذیر نبود، ویافتن خدمتکار نیز غیر ممکن گشت. خانم های خانه دار به تنهایی کلیه مسئولیت ها را از قبیل بچه داری، تهیه وپخت غذا، نظافت خانه و لباس شویی را به عهده داشتند. کار خانم ها هیچ گاه به پایان نمی رسید به پایان نمی رسید به خصوص اگر شغل بیرون نیز داشتند، بار سنگین دیدگاه زندگی جمعی بیسار لذت بخش بود.

طرفداران این مجتمع ها را بیشتر افرادی تشکیل می داند که طرفدار جنبش آزادی زنان بودند. در روسیه فیلسوف اجتمایی پطرالکسیوپچ کروپوتکین از بی ثمر بودن کارهای تکراری خانم های خانه دار در تهیه غذا های مشابه برای خانواده هایشان اظهار تاٌسف نمود، وایجاد آشپزخانه متمرکز را برای واحد های مسکونی آپارتمانی پیشنهاد کرد. همچنین پیشنهاد مشابهی توسط مورخ ورمان نویس انگلیسی ولز ارائه گردید، که او زندگی ایده آل را در «باشگاه های مسکونی » که دارای غذا خوری جمعی مرکزی بودند پیش بینی کرده بود، در این ایده آشپز خانه های خصوصی درست مثل آسیاب های خصوصی نا معقول به نظر می رسیدند.

در سوئد آلوا و میردال که جامعه شناس بودند به عنوان پیش کسوتان طرفدار زندگی جمعی مطرح شدند. میردال که خود طرفدار جنبش آزادی زنان بود، این نوع زندگی را نه تنها عامل آزادی زنان از قید خانه داری می دانست، بلکه آن را عاملی برای ورود مترادف زنان با مردان به بازار کار به حساب می آورد، مارک لیوس که معمار و شهر ساز معروفی به شمار می آمد، جزو طرفداران میردال بود وهر دو سعی در نشان دادن مزایای این نوع زندگی داشتند.  

مزایا:

زندگی جمعی برای بسیاری از خانواده ها موضوعی بسیار جذاب می باشد. مسلماً زوج جوان تازه ازدواج کردهای که هر دو شاغل هستند، از وجود خدماتی نظیر تدارک وتهیه غذا و نظافت خانه که با درخواست آنها فراهم می گردد بسیار استقبال خواهند کرد. امروزه در سالهای اول ازدواج هزینه قابل توجهی صرف خرید وسایل زندگی می شود، که این درست در همان زمانی است که در آمد زوج ها نسبتاً کم است. علاوه بر این آنها شرایط بحرانی وسختی را در این سالها برای غلبه بر مشکلات اجتماعی، احساسی وتطبیق با شایط جدید می گذرانند. لذا به دلیل تمام موضوعات ذکر شده، زندگی زوج های جوان در مجتمع های مسکونی جمعی با خدمات وسیعی که دارد امتیاز بزرگ محسوب می گردد.

 مجتمع های مسکونی جمعی برای خانواده هایی که از نظر جغرافیایی تغییر مکان داده و در شهری غریب اسکان می گزینند بسیار مناسب می باشند. زیرا زندگی در مسکنی که خدمات اولیه دارد، امکان تطابق خانواده ها با محیط جدید را از طریق  آشنایی با افراد خانواده های دیگر را در این مجتمع ها فراهم می نماید.

زندگی در این مجتمع ها بهترین وممتاز ترین نوع زندگی برای پدران و یا مادرانی که تنها شده اند می باشد. چنانچه آنها با فرزندی کوچک زندگی کنند، می توانند از تسهیلات شیر خوابگاه یا مهد کودک استفاده کرده و مطمئن خواهند بود که بهترین مراقبت و رسیدگی از آنها به عمل می آید.

افراد مسن و باز نشسته نیز می توانند از این نوع زندگی بهره مند شوند، به خصوص آنهایی که علاقه به خانه سالمندان ندارند، معمولاً در این مکان ها خدمات مشابهی در یافت می نمایند.

بیشترین زمانی که برای کارهای خانه داری صرف می گردد برای تهیه غذا، نظافت خانه و نگه داری از بچه ها است. تمام این وظایف از هر دو نقطه نظر اقتصادی وکیفی به شکل مطلوبتری در مجتمع های مسکونی جمعی به دست می آید، و اغلب نتایج اجتماعی مثبتی نیز به همراه دارد.

معایب:

در این مجتمع ها جلب رضایت ساکنین از غذا هایی که در آشپزخانه تهیه می شود کار بسیار مشکلی می باشد. بر خلاف اینکه اکثراً فکر می کردند که تهیه غذا در آشپز خانه های مرکزی مقرون به صرفه تر می باشد، ولی چون مقدار مصرف غذا در آشپزخانه های مرکزی غیر قابل پیش بینی بود و در اکثر مواقع در مصرف غذا اصراف می شود تفاوت چندانی احساس نمی شد.

 

بررسی یک نمونه:

مجتمع زوبورگ (Soborg) که در کشور دانمارک واقع شده توسط دو معمار به نام های هوف و ویندنیگ      (Hoff & Windinge) در سال 1952 در حومة کپنهاگ ساخته شد. 120 واحد مسکونی این مجتمع 5 طبقه که دارای آسانسور نیز بود، دارای یک تا پنج اتاق بودند، و پشت بام آن نه تنها به صورت باغچه بود، بلکه سالن اجتماعات، سالن های سرگرمی وکارگاه ها نیز در آنجا قرار داشت.

خدمات جمعی نظیر نگهبانی، سالن غذا خوری عمومی با آشپزخانه مرکزی، خدمات خانه داری و دو اتاق میهمان برای میهمانان ساکن در این مجتمع وجود داشت.

 

 

                                                  مجتمع مسکونی جمعی هری زوبورگ ,1952,  هوف و ویندنیگ

                                                                     مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر   

 

 

10-6) ساختمان های چند عملکردی:

 

   اکثر شهرها که از آنها به عنوان شهر های زیبا، زنده، جذاب و امن یاد می شود. درای ساکنینی هستند که یا در مرکز شهر و یا در مناطقی در نزدیک به مرکز شهر زندگی می کنند. در این مناطق به دلیل اینکه بیشترین کاربری اراضی به مسکونی اختصاص می یابد حضور دایم مردم قطعی است،این مناطق نه تنها سرشار از زندگی است بلکه امنیت آن نیز با حضور دائم مردم خود به خود تاً مین می گردد. بر خلاف این  مناطق قسمت های مرکزی شهرهایی که صرفاً کاربری اداری دارند، زندگی تنها در ساعات اداری جریان دارد و در غیر این ساعات خیابانها خلوت و نا امن می گردند . برای حل این مشکل ائده ترکیب ساختمان های اداری با ساختمان های مسکونی ارائه شد. ایدة استفاده چند منظوره از فضا های شهری فواید اجتمائی و اقتصادی بی شماری را در بر دارد که در زیر به چند مورد آن اشاره می شود.

استفادة چند منظوره از فضاها، به علت ادغام فعالیت های مختلف با هم در کاربری از زمین، تاً سیسات زیر بنایی و خدمات شهری صرفه جویی اقتصادی به همراه دارد.

از آنجا که قیمت زمین های شهری هر روز گران تر می گردد، ایجاد تعادلی بین قیمت زمین برای کار بری های مختلف نظیر تجاری، اداری ومسکونی امری منطقی به نظر می رسد.با توجه به اینکه سود حاصل از سرما یه گذاری در بخش تجاری با مسکونی اختلاف قابل ملاحظه ای دارد، ترکیب عملکرد ها با هم تعادلی در ساخت و ساز ها ایجاد می نماید.

در تعطیلات آخر هفته، تعطیلات سالیانه، عصرها بعد از تعطیل ادارات در طی هفته و در خلال شبها، خیابانها در مناطق اداری کاملاً متروکه هستند، زندگی در این مناطق از جریان می افتدو تاٌ مین امنین این مناطق مشکل می گردد اما با وجود ساختمان های چند عملکره این مشکل تا حدودی حل می کردد.

 

معایب:

بزرگترین عیب ساختمان های چند عملکردی پیشرفت قسمت های اداری تجاری به عنوان جایگزین قسمتهای مسکونی می باشد. همان اتفاقی که برای برج پرایس رایت افتاد وتمام واحد های مسکونی در این برج به واحد های ادری تغییر کاربری داد.

 

 

 

 

               برج پرایس , 1955, فرانک لوید رایت

               مأخذ:پوردیهیمی,شهرام,مسکن حومه شهر

                

 

 

 

 

                                                        

                                                       

بررسی یک نمونه:

برج پرایس (Price) در شهر بارتلس در ایالت اوکلاه ها که توسط فرانک لوید رایت طراحی و ساخته شد نمومه ای کامل از ساخت و ساز های چند عملکردی می باشد. ساخت این برج 19 طبقه در سال 1955 به اتمام رسید که در آن زمان تنها ساختمان بلند در غرب آمریکا بود، و با ایده رایت هما هنگی کامل داشت زیرا رایت معتقد بود که اسمان خراشها وقتی برای زندگی انسان ها مناسبند که به صورت مجرد در شهر قرار گیرند تا نور و هوای کافی در اطراف آن وجود داشته باشد.

در این برج ستونی از بتن مسلح که بسیار پهن و صلیبی شکل بود سقف طره ای را نگه می داشت و ساختمان را به چهار قسمت تقسیم می کرد. سه بخش از آن واحد های اداری بودند و چهارمی که در بخش جنوب غربی قرار داشت برای مسکونی در نظر گرفته شده بود. اشراف به تمام واحد ها چه مسکونی ویا اداری کنترل شده بود و دیوار های بتنی بین واحد ها عایق صوتی مناسبی را ایجاد می کردند.

واحد های مسکونی در این برج به صورت دو دبلکس بودند، در طبقة پایین اتاقهای نشیمن، نهار خوری،      آشپز خانه، توالت ودر طبقة بالا اتاقهای خواب و حمام قرار داشند. ساکنان واحدهای مسکونی از آسانسوری جدا از واحد های اداری استفاده می کردند که در داخل هال تقسیم واحد های مسکونی باز می شد. ورودی و هال انتظار آسانسور در طبقة همکف برای واحد های مسکونی به طور جدا گانه در نظر گرفته شده بود.     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-4) بخش اول: سکونت

 

 

 1-1-4) معانی واژه سکونت :

واژه سکونت به معنای اقامت کردن و سکنی گزیدن بوده و در ادبیات ما معانی آرامش و تسکین رانیز در بردارد .

معنای این واژه در لغتنامه دهخدا چنین است :

 سکونت : اقامت و آرامش ، سکون

در زمینه برداشت امروزین از این واژه ، تعریف آن به نقل از کتاب مسکن حداقل آورده می شود: 

« سکونت مفهومی گسترده تر از مسکن داشته و مجموعه ای از فعالیتهای فردی جمعی از یک سو و فعالیتهای اجتماعی ـ اقتصادی را از سوی دیگر دربر می گیرد . »

 

2-1-4) تاریخچه سکونت :

انسان با سکونت به بودن دست یافته است و نحوه سکونت چگونگی بودن را معنی کرده است . انسان جهان ماقبل صنعتی به لحاظ دگرگونیهای اندک آن جهان در طول سالیانی دراز ، آرامش یافتن را تجربه می کرد و در این آرامش بر آن بود که سکونت خویش را برای بودنی جاودانی شکل بخشد . خشتهایش را محکم برهم می نهاد و سنگهایش را استوار بر هم قرار می داد . در جهان ایستای او همه چیز لایتغیر می نمود و مسکن نیز چنین بود . مکانی بود برای هستی یافتن چندین نسل ، نسلهایی که کماکان بر سنت پدران خویش  می رفتند. حتی بی خانمانان رم و قاهره و ... نیز این تار را می تنیدند.

دگرگونیهای حادث شده از انقلاب صنعتی ، نه تنها چهارچوب کهن زیست وتولید را به هم ریخت ، بلکه جهانی را سبب گردید که شدن در آن بس شتابان است . نیروهای گسلنده این انقلاب و خیزشها و موجهای پیاپی آن نوعی دیگر از بودن را طلب می کند و به تبع آن شکلی دیگر از سکونت را .

انسان این جهان نوعی دیگر از چادر نشینی را تجربه می کند ،‌بی آنکه سازمان اجتماعی آن را شکل بخشیده باشد . اگر در روزگار چادرنشینی نخستین امکان انتخاب مکان را می داشت ، این انتخاب اکنون از اوسلب شده است . اما همانگونه که مفهوم «بودن» در نحوه سکونت چادر نشینی سخت می نمود ، امروزه نیز این مفهوم ناتوان جلوه می کند . الزامات شیوه زیست و تولید صنعتی حاکم بر آن ، تعیین کننده شکلی از سکونت می گردد که دست یابی به « بودن » در آن اگر نه هیچ که معنای بس کم رنگی می یابد و خرابه نشینی و در بیغوله مأوا گرفتن نهایتی است که در آن معنای « بودن »‌و « هستی یافتن » به هیچ می رسد .

ولی از آنجا که « بودن »‌یکی از نیازهای اولیه انسان است که سلب آن غیر ممکن است ، تلاش برای یافتن مکانی که این امر در آن تحقق یابد یکی از خواستهای اساسی و پایه ای انسان معاصر می گردد . از حرکتهایی که به نوعی آرام صورت می پذیرند تا حرکتهای بر اندازاننده که این جا وآنجا در طلب این خواست صورت می پذیرد ، می توان به این نکته دست یافت که انسان معاصر نیز بر آنست تا با سکونت گرفتن در مکانی شایسته ، بودن خویش را تجربه کند.

تجربه جهان صنعتی نشان داده است که کم بها دادن به این مسئله ، عملاً به سرگشتگی انسان منجر شده است . علی رغم موجود بودن مسکن، مسئله سکونت کماکان باقی مانده است و از آن ره «‌بودن»‌تحقق نیافته است .

آنچه از گذشته می تواند در حال وآینده تداوم پیدا کند آن بنیاد و گوهری است که درهمه زمانها معماری بر آن استوار می گردد ، و آن نحوه سکونت دادن انسان بر روی زمین است . اگر این نحوه سکونت دادن امکان خود را از دست داده باشد ، معماری ،‌که انعکاس آن است ، چه چیزی را می خواهد تداوم بخشد ؟ آنچه از گذشته تا امروز تداوم دارد فنون ساختن و بنا کردن است . اما چیزی که این فنون را هدایت می کند ، دیگر آن کیفیت سکنی گزیدن آدمی بر روی زمین نیست . پس برای آشتی با گذشته از معماری نمی توان شروع کرد ، از نحوه سکنی گزینی باید شروع کرد .

3-1-4) فلسفه سکونت :

سکونت پیش شرط لازم در تبدیل یک فضا به خانه است . هر مکانی که انسان بتواند در آن سکونت کند به نوعی خانه وی محسوب می گردد ، از مکانهای عمومی و مشترک گرفته تا خصوصی و منفرد . لذا برای اینکه بتوان از ترکیب مصالح خشک و زمین بی جان کالبدی خلق نمود که مأمن انسان و شایسته سکونت وی باشد، پیش از هر چیز نیازمند شناخت وبررسی چیستی و ماهیتی مفهوم سکونت هستیم . مفهومی که از چادرهای عشایر تا خانه های کاخ مانند، از غارهای عصر حجر تا خانه های صنعتی امروز به خانه معنا وشأنی خاص بخشیده و آن را محفلی پذیرای خانواده نموده است .

ارزشهای سکونت به معنای پناه جستن آن قدر ساده و عمیق در ضمیر ناخود آگاه ما ثبت و ضبط شده اند که بهتر و بیشتر از هر تعریف و تعبیر وصفی می توان آن را با یک یادآوری و تأویل بازیافت .

هایدگر فیلسوف آلمانی از اینکه واژه آلمانی Buven ( امروزه به معنای بنا کردن و ساختن ) دیگر به معنای عمیق « سکونت کردن » دلالت ندارد،  گلایه می کند. از نظر هایدگر ، Buven در معنای سکونت کردن ، « ویژگی اصلی وضعیت بشری » را نشان می دهد . از نظر او طرز و طریق بودن انسانها بر روی زمین سکونت کردنشان است . هایدگر طی سخنرانیش در اکتبر 1951 ، اصطلاح سکونت شاعرانه را به کار      می گیرد . او معتقد است که سکونت به شیوه امروزی فقط نمود یک رفتار آدمی در میان مجموعه ای از رفتارهای دیگر او و امری جنبی است . سکونت امروزین « تصاحب یک خانه »‌است .

او به شعر زیر از هولدرلین اشاره می کند :

« با شاسیتگی های بسیار اما به گونه ای شاعرانه است

که انسان بر روی زمین سکنی می گزیند . »

و در تفسیر آن جوهر اصلی « سکونت » را وجه شاعرانه آن می داند.

 بشلار فیلسوف فرانسوی خانه راکانونی که نقطه تمرکز افکار و رؤیاها و خاطرات ما و رهاننده ما از وجودی گسسته و نابسامان می داند و این تصویر خیالی از خانه بیش از هرچیز جوهره اصلی واژه « سکونت » را نشان    می دهد.

 

2-4) بخش دوم: مسکن

 

1-2-4) تعاریف :

مسکن به معنای مأوا ، منزل ، محل سکونت و خانه می باشد.

‌در فرهنگ فارسی معین شرح  این واژه چنین آمده است :

مسکن : محل سکونت ، جای باش ، مقام ، منزل .

« چو شد باغ روحانیون مسکنم در آنجا چرا تخته بند تنم ؟»   حافظ

این واژه امروزه با کمی تفاوت نسبت به کلمه خانه و بیشتر در معنای واحد مسکونی به کار می رود که می توان آن را اینگونه تعریف نمود :

« مکانی است که یک یا چند خانوار در آن سکونت دارند . منظور از مکان تمام یا قسمتی از هر ساختمان است که یک ورودی مستقل به معبر عمومی ( کوچه ، خیابان ، بازار ، میدان و ... ) یا معبر اختصاصی ( راهروی مشترک ، راه پله مشترک و ... ) داشته باشد .»

در مورد واژه خانه استاد پیرنیا این چنین می گوید :

« واژه خانه که امروز مصطلح است در گذشته به اتاق اتلاق می شده است . از واژه سرا به جای کلمه خانه در معنای امروز آن استفاده می شده است . در جنوب ایران اصطلاح خانه سرا به معنای سرایی با اتاق   است . »

2-2-4) مفاهیم مسکن :

از زمانی که انسان غارنشین از غارها و شکاف کوهها به پناهگاههای امن ساخته دست خویش پا نهاد مفهوم مسکن آفریده شد . از قضا در این خصوص ابتکار انسان بسیار موخر بر پرندگان و حشرات بود و ای بسا که آدمی در ساخت مسکن از پرندگان الهام گرفته باشد . گرچه شکل و عملکرد مسکن دست ساخت انسان از دوران تمدنهای نخستین تا امروز تحول بسیار یافته اما یک مفهوم درهمه این دورانها ثابت مانده که حتی پرندگان و حشرات نیز در آن مشترک اند و آن مفهوم « امنیت » است .

برابر نهادن واژه پارسی «‌خانه » با کلمه عربی «‌مسکن » تسامحی است که موجب برداشت محدود از واژه وسیع مسکن شده است . در واقع خانه بمعنای « بیت » تازی است و آن جایگاه هر چیز یا انجام کاری است . در حالی که مسکن مفهومی فراتر از آن دارد و عبارتست از خانه ای که استقرار و زیست انسان در آن همراه با سکینه ( آرامش و امنیت ) باشد . با این توصیف « پناهگاه »‌مفهوم «‌مسکن »‌رابهتر می رساند تا خانه . به این ترتیب برای تعریف مسکن باید به«‌خانه »‌یک قید کیفی افزودوآن«‌ آرامش و امنیت »‌است.

بشلار ـ فیلسوف فرانسوی ـ مهمترین حسن خانه را در این می داند که رؤیا را در خود می پروراند و محافظ رؤیا پرداز است : « خانه به ما این امکان را می دهد که در آرامش در خیالات خود غرق شویم » .

بنابراین طبق این دیدگاه، فضایی را می توان خانه نامید که علاوه بر اینکه حفاظی است برای جسم انسان، کانونی برای افکار وخاطرات و رؤیاهای او باشد ؛ بدون آن انسان موجودی پراکنده است . در پناه « خانه » صندوقچه خاطراتمان را می گشائیم و خاطره ، رؤیا و تخیل را به هم می آویزیم و همان گونه که هولدرلین در شعر خود می گوید : « شاعرانه سکونت می کنیم ».  واژه « کلبه » این مفهوم خانه را به خوبی در ذهن متداعی می نماید ، آنچنانکه حتی در نقاشیهای ساده کودکانه نیز خانه « کلبه » را به صورت کانونی منفرد در فضایی گسترده می بینیم .کانونی که نقطه تمرکز افکار و رؤیا ها وخاطرات ما و رهاننده ما از وجودی گسسته و نابسامان است .

انسان با ساختن خانه ، از فراخنای بی انتهای پیرامون خود ، در یک نقطه گرد می آید ؛ از پراکندگی و گریزندگی طبیعت به جمع شدن و تمرکز یافتن روی می آورد . او در طبعیتی که بدون حضور انسان رها شده و پراکنده و فاقد معنی است ، با حضور خود تمرکز و تجمع و معنی پدید می آورد ؛ و با بنا کردن خانه به این تمرکز و تجمع واقعیت می بخشد . با این کار ، او نه تنها درون بلکه بیرون را نیز به وجود می آورد . قبل از حضور انسان و سکنی گزیدن او بر روی زمین ، نه درون وجود دارد ،‌ نه بیرون .

بنابراین ، پدید آوردن درون در خانه امری مستقل و جدا از پدید آوردن خود خانه نیست ، بلکه خانه ، خود درون است ، ‌اما درون بدون حضور انسانی که در جایی گرد می آید و می نشیند و ساکن می شود تحقق پیدا نمی کند.

مسکن نمایشگر وضع «‌درون »‌برای ما است . بدین ترتیب ، اصل خانه در مفهوم معماری ، فضای اندرونیست. در شهر ، اگر چه منظره آزاد را بوجود آورده ایم ، ولی باز خودمان را در « بیرون » حس می کنیم.‌ به طور کلی ما در خانه خودمان تنها بوده و خلوت گزیده ایم . موقعی که ، در خانه خودمان را بروی سایرین باز کنیم ، در این صورت آن جزو اراده آزاد شخصی ما می گردد ، مردم را می پذیریم ، بهتر از آنکه این کار را، در بیرون انجام دهیم .

تعالیم امروزی خانه سازی که بر بینش بهره وری مبتنی است این تصور را ایجاد کرده است که گویا هدف از ساختن خانه یا هر بنای دیگری محافظت کردن بدن انسان در مقابل باد وباران و سرما و گرما و دشمن بوده است . و در این تبیین به توفیق معماری سنتی در سازگاری با اقلیم نیز استشهاد می شود .اما فراموش می کنند که این امور همگی الزامات خانه سازی و سازگاری آن با نیروهای طبیعی است ، نه خود خانه . خود خانه چیزی است که به نیاز انسان ، یعنی نیاز سکنی گزیدن ، پاسخ می دهد ؛ و چون انسان به ساختن آن دست زده است ،‌این الزامات بروز کرده اند . حقیقت خانه که سکنی بخشیدن است و شکل خانه که از رابطه عمدتاً‌ بصری میان انسان و واقعیت خارجی ناشی می شود ، ماهیت اساسی خانه ، وکیفیت بنا کردن آن و الزامات مصالح و ترکیب آنها امور تبعی به شمار می روند .

 

3-2-4) دید گاهها :

مقوله مسکن گسترده و پیچیده است ؛ ابعاد متنوعــی دارد و نمیتوان تعریف واحدی از آن ارائه کرد . در این زمینه تعاریف و دیدگاههای متعددی در میان اندیشمندان گذشته و حال یافت می شود که به ذکر گزیده هایی از آن در زیر می پردازیم :

تعریف اول :

« خانه جایی است که ساکنان  آن احساس ناراحتی نکنند و اندرون خانه یا جایی که زن وبچه زندگی می کنند بایست تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود .» ( پیرنیا )

تعریف دوم :

« خانه پوششی است که در تطابق با برخی از شرایط رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیده های زیستی انسان برقرار می سازد . در خانه باید یک فرد یا یک خانواده زندگی کند ، یعنی اینکه بخوابد ، راه برود ، دراز بکشد ، ببیند و فکر کند .» ( لوکوربوزیه  )

تعریف سوم :

« خانه مرکز جهان است برای ساکنانش وبرای محله اش شاخصترین بنا در تحکیم مکان .» ( مور)

تعریف چهارم :

« خانه در درجه اول یک نهاد است و نه یک سازه و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیده ای به وجود آمده است . از آنجا که احداث یک خانه پدیده ای فرهنگی است ، شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تأثیر فرهنگی است که بدان تعلق دارد . حتی در آن زمان نیز که خانه برای بشر اولیه به عنوان سرپناه مطرح بود مفهوم عملکرد تنها در فایده صرف یا فضای عملکردی محض خلاصه نمی شد . وجه سرپناهی خانه به عنوان وظیفه ضمنی ، ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه واحد اجتماعی بود» ( راپاپورت ـ خلاصه شده از کتاب شکل خانه و فرهنگ )

مسکن نیازی است که در محیط های متفاوت طبیعی و انسان ساخت معانی متفاوتی یافته است و هر جامعه به فراخور نیازها و استعداد و امکانات و محدودیتهای اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی خویش بدان شکلی خاص بخشیده است. از روزگاران کهن تا به امروز مسکن مکانی بوده است که با تأمین آن انسان به«‌بودن»‌دست یافته است و در این بودن ، هستی و زندگی را تجربه کرده است و چون هستی در حال شدن است و از آن ره انسان نیز ، نحوه نگرش به هستی ، نوع بودن و شکل سکونت را رقم می زند . از پذیرش جبری هستی به نیستی ( در جوامع اولیه که این روزگاران نیز کم نیستند ) تا این باور که از هستی به نیستی آنی از شدن است و هستی جاودانی است ، شکل های متفاوتی از مسکن را تجربه کرده ایم .

تعریف پنجم :

« از میان فضاهای پیرامونی ، خانه بلافصل ترین فضای مرتبط با آدمی است . به طور روزمره از او تأثیر می گیرد و بر او تأثیر می گذارد . اولین فضایی است که آدمی احساس تعلق فضایی را در آن تجربه می کند و مجموع حواس پنجگانه دائما سرتاسر آن را طی میکند و درمدت کوتاهی بدان خو می گیرند. خانه تنها مکانی است که اولین تجربه های بی واسطه با فضا در انزوا و جمع در آن صورت می گیرد و خلوت با خود ، با همسر و فرزندان ، با دوست و دیگران همه وهمه بی تعرض غیر در آن ممکن می گردد . »

( استخراج شده از گزارش تحقیقاتی « کاربرد اصول معماری خانه های ایرانی در طراحی مسکن معاصر»)

تعریف ششم :

در دومین اجلاس اسکان بشر ( 1996 ) که در استانبول برگزار شد مسکن مناسب چنین تعـریف شـده است : سر پناه مناسب تنها به معنای وجود یک سقف بالای سر هر شخص نیست ؛ سر پنـاه منـاسب یعنی آسایش مناسب ؛ فضای مناسب ؛ دسترسی فیزیکی و امنیت مناسب ؛ امنیت مالکیت ؛ پــایــداری و دوام سازه ای ؛ روشنایی ؛ تهویه و سیستم گرمایی مناسب ؛ زیر ساختهای اولیه مناسب از قبیـل آبرسانـــی ؛ بهداشت و آموزش ؛ دفع زباله ؛ کیفیت مناسب زیست محیطی ؛ عوامل بهداشتی مناسب؛ مکان مناسب و قابل دسترسی از نظر کار و تسهیلات اولیـه است ؛ که همه این موارد باید با توجه به استطاعت مردم تامین شود.

 

4-2-4) مسکن ـ تاریخ ـ سنت :

در عصر حجر اولویت اصلی برای انسان « سرپناهی » بود تا او را از طبیعت خشن و نا آرام ( سرما، گرما، باد ،باران ، حیوانات و ... ) مصون دارد ولی سرشت « تعالی طلب » انسان نمی توانست به این حد اکتفا نماید. او از تزئین غارها شروع کرد و تا بدانجا پیش رفت که « کالبد » این سرپناه را چون خمیر مایه ای چنان تغییر داد تا آئینه نیازها و تمایلات و فرهنگ و فکر و اعتقادش باشد .

 

5-2-4) ساکنین مسکن  :

هر خانواده معمولاً  مجموعه ای از تمایز های سنی ، جنسی ، دانشی  ، تخصصی ، عاطفی ، اجتماعی ، درآمدی و از این قبیل است . در نیم قرن گذشته در ایران تمایزات درون خانواده به شدت افزایش یافته وتجانس درونی آن دگرگون شده است . از طرف دیگر رشد شهرنشینی و افزایش طبقه متوسط به افزایش مشابهت بیرونی خانواده ها منجر شده است . عباراتی چون « طبقه متوسط » ، « گروه کم در آمد» و از این قبیل نشانه هایی از دیدگاه « متشابه نگر » ‌است .

در غرب خانواده را نهادی می دانند که از طریق آن مشروع ترین روابط عاطفی و جسمی و انتقال ثروت برقرار و میسر می شود و اعضاء آن عمدتاً شامل پدر و مادر و یک یا دو خانواده است . هر فرزند حداکثر تا سن بیست سالگی فرزند خانواده است و پس از آن بالاجبار مستقل می شود . پدر و مادر معمولاً هر دو کار می کنند و عصرها به خانه می آیند و خانه درحال تبدیل شدن به خوابگاه است .

در ایران خانواده هم از لحاظ کیفی و هم کمی متنوع تر و متعددتر است . امکان حضور فرزندان بیش از بیست سال و بستگان کهنسال ( پدر بزرگ و مادر بزرگ و ... ) در یک خانه ایرانی بسیار زیاد است . خانواده مرکز روابط اجتماعی است . هنوز نهادهای دیگری مانند انجمنها و کلوپها و از این قبیل جایگزین ویژگیها و مرکزیت اجتماعی خانواده نشده اند و سهم خانواده در تعلیم و تربیت و انتقال آداب و سنن و اعتقادات بسیار زیاد است . خانه معمولاً صبحها خالی نیست و در طول روز بیش از یک وعده غذا در آن صرف می شود و تنها محلی برای خوابیدن نیست .

امروزه روابط اقتصادی و اجتماعی ، دیگر ابعاد گسترده خانوار را پذیرا نیست . پویائی اجتماعی خانوار نیز ، خود دگرگونیهای ساختاری اجتماعی را در پی داشته و بر روند تحول جامعه اثر می گذارد .

پس ضرورتاً ، فضاهای سکونتی و کارکردهای محدود خانوار باید با شرایط و امکانات قابل دسترسی در جامعه انطباق یابد و به عبارت دیگر تأمین نیازها از امکانات تبعیت می کند . در نتیجه نیازهای مسکن باید بصورت نیازهای واقعی و عملی و قابل حصول مطرح شده و پاسخگوی نیاز خانوار، متناسب با ابعاد و کارکردهای آن و بصورت سنجیده برنامه ریزی شده و سامان یابد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ضوابط و استانداردهای ساختمان های مسکونی


تراکم کم
تراکم 100% قطعه زمین 1500 : هر 5% کاهش سطح اشغال همکف 10% به تراکم اضافه می شود. حداقل سطح اشغال همکف 20% حداکثر سطح اشغال خالص 45% بدون 20% مساحت راه پله قطعه زمین بیش از ده هزار مترمربع : تراکم 180% و 15% مساحت مختص معابر و سطح اشغال نسبت به میزان باقیمانده مساحت کل محاسبه می شود. ناخالص زیربنای یک واحد مسکونی 160 مترمربع و حداقل زیربنای ناخالص 110 متر مربع

تراکم متوسط:
تراکم 135% قطعه زمین هزار متر مربع: هر 5% کاهش سطح اشغال همکف 10% به تراکم اضافه می شود. حداقل سطح اشغال 25% حداکثر سطح اشغال خالص 45% بدون 20% مساحت راه پله قطعه زمین بیش از هفت هزار متر: تراکم 180% و 12% مساحت مختص معابر و سطح اشغال همکف نسبت میزان باقیمانده مساحت کل است. زیربنای ناخالص هر واحد 110 متر مربع و حداقل 75 متر مربع

تراکم زیاد
تراکم 240% قطعه زمین 50 مترمربع: هر 5% کاهش سطح اشغال همکف10% افزایش تراکم. حداقل سطح اشغال 30% قطعه زمین بیش از 5000 مترمربع: 150% تراکم و 10% مساحت کل قطعه مختص معابر حداکثر سطح اشغال همکف 50% زیربنای متوسط ناخالص یک واحد مسکونی 60 مترمربع و حداقل 90 مترمربع تعیین می شود.

حیاط
عرض حیات خلوت 2 متر است و مساحت 12 مترمربع که جزء زیربنا محسوب نمیشود. چنانچه عرض آن کمتر از دو متر یا مساحت کمتر از 12 متر مربع باشد. در طبقه ای که کف حیاط خلوت در آن است جزء زیربنا محسوب می شود. در واحدهای آپارتمانی بیش از 5 واحد اتاق ها (آشپزخانه، نهارخوری، نشیمن، و خواب) باید بوسیله حداقل 12 مترمربع با حداقل عرض 2 مترنورگیر داشته باشد. در ساختمانهای بیش از 5 طبقه باید اتاق ها بصورت مناسبی نور بگیرند. حداقل مساحت حیاط خلوت های تأسیساتی و نورگیر بایستی 4 متر مربع و سطح آن حیاط جزء بنا محسوب می شود. پنجره های مشرف به همسایه در حیاط خلوت ها از کف طبقه اول به بعد از 7/1 نصف شود.

پله فرار و آسانسور
در ساختمانهای دارای پیلوت و چهارطبقه روی پیلوت به آسانسور و پله فرار نیاز نیست. در ساختمانهای 5 طبقه چنانچه طبقه 4 و 5 بصورت دوبلکس باشد به آسانسور و پله فرار نیاز نیست. در ساختمانهای بیش از 5 طبقه پله فرار و آسانسور الزامی است.


پخی
میزان پخی در گذرگاه های اصلی برابر یک دهم مجموع دو عرض گذرگاه متقاطع است. میزان پخی در پلاکهای مجاور گذرگاه های با عرض ده متر و کمتر به گذرگاه های بیش از ده متر ، دو متر است. محل تقاطع خیابان فرعی به اصلی میزان پخی دو دهم عرض خیابان فرعی.

پیش آمدگی ساختمانی در گذرها
پیش آمدگی از امتدادی که برای ساختمانها معین شد، حساب خواهد شد ولواینکه بنادر این امتداد نباشد. طول پیشآمدگی هر ساختمان در هر طبقه از درصد زیربنای آن طبقه تبعیقف نماید. اگر بلوک مجاور بصورت زمین یا ساخته شده 60% بیشتر احداث نموده باشد می توان به اندازه ی 2+60% ساختمان (زیربنا) دانست و اگر پلاک مجاور کمتر از 60% بود می توان بعد از 60% با زاویه 45 درجه تا دو متر اضافه احداث نمود. کارگذاردن در و پنجره که به طرف گذر باز و در موقع باز شدن از سطح نما تجاوز نماید، ممنوع است. ریزش آب ناودان در پیاده رو ممنوع است و باید از زیر سطح پیاده رو عبور نماید. نصب لوله بخاری به دیوار خارجی مشرف به گذر یا خروج آن از دیوار ممنوع است. نصب پله جلوتر از امتداد ابنیه ممنوع است مگر در اثر تغییر تراز خیابان این عمل الزامی باشد و با موافقت شهرداری. در خیابانهای بیش از 8 متر تعداد پیش آمدگی 2/1 عرض پیاده و حداکثر 20/1 متر است و ارتفاع کمتر از 3 متر نباشد. کنسول در ارتفاع 4/2 متر مانند پیلوت از کف پیاده نباید به میزان 3/1 عرض پیاده رو و حداکثر 60 متر بیشتر شود. پیاده رو 6/1 عرض خیابان است. کنسول راه پله فقط می تواند در ارتفاع 20/2 یا 40/2 از کف باشد و حداکثر 70 سانتی متر پیش آمدگی و عرض 3 متر کنسولهای احداثی در خیابان جزو تراکم ساختمانی نیست. تراس اگر از طرفین باز باشد نصف مساحت جزو سطح طبقات محسوب می شود. تراس اگر از طرفین بسته باشد 3/2 مساحت آن جزء سطح طبقات است. تراس از کلیه جهات بوسیله دیوار یا شیشه مسدود باشد کلاً جزء سطح زیربنا است.

رعایت محدودیت ارتفاع
ساختمانهای در خیابانهای با عرض 30 متر یا بیشتر تا 30 متر ارتفاع به رعایت محدودیت نیاز ندارند. ارتفاع ساختمانهای در خیابان با عرض کمتر از 30 متر نباید از عرض خیابان تجاوز کند. در صورت تجاوز به همان میزان باید عقب نشینی کند.: دید 45 درجه ارتفاع ساختمانها با دو یا چند بر با گذرهای کمتر از 30 متر، در گذرگاه به ارتفاع پیلوت + دو طبقه مجاز است و از طبقه سوم باید به اندازه 5/3 متر از گذرگاه عقب نشینی کند. طبق ضوابط طول گذرگاهی که افزایش یافته ارتفاع را افزایش دهد و در صورت تجاوز مجدد ارتفاع بیش از 32 متر باید یازای هر طبقه 4 متر عقب نشینی کند. اگر عرض خیابان بین 12 و 30 متر بود محدودیت ارتفاع ندارد. اگر عرض خیابان بین 7 و 12 متر بود بیش از 32 متر ارتفاع بازای هر طبقه اضافه ارتفاع بایستی 4 متر عقب نشینی کند.

پارکینگ
تعداد پارکینگ مورد لزوم به تعداد 70 درصد تعداد واحدهای مجاز خواهد بود. رمپ پارکینگ در فضای باز ساختمان پیش بینی می شود و جزء سطح زیربنا نیست. حداکثر ارتفاع پارکینگ 04/2 و حداقل ارتفاع ورودی آن 80/1 متر است. پارکینگ در زیرزمین باید دارای دسترسی مستقیم به طبقات باشد. شیب رمپ 17% (حداکثر) جای پارک هر اتومبیل هر اتومبیل 5/2*5 به انضمام فضای مناسب جهت مسیر حرکت به داخل و خارج (استاندارد) حداقل عرض رمپ جهت دسترسی پارکینگ مسکونی 5/2 متر و در تجاری 5/3 متر. در پارکینگ فاصله آکس تا آکس ستون ها در همکف یا زیرزمین حداقل 5/5 متر. به ازای هر دو واحد مسکونی یک پارکینگ مورد نیاز است. در صورت گاراژی بودن پارکینگ به میزان حداقل 16 مترمربع جهت پارکینگ و برای هر پلاک دو گاراژ لازم است. در آپارتمانهای 4 واحدی دو پارکینگ لازم است (هر دو واحد یکی). بازای هر واحد اضافی یک پارکینگ مورد نیاز است و مساحت هر پارکینگ حداقل 25 مترمربع.

ضوابط ساختمانی مجتمع های مسکونی
1- سطح کل زیربنای مجموع واحدهای مسکونی حداکثر معادل 120% نسبت به سطح زمین مجاز می باشد. 2- سرانه زمین ناخالص به ازای هر واحد مسکونی حداقل معادل 100 مترمربع می باشد. 3- مساحت کوچکترین واحد مسکونی نباید از 80 مترمربع کمتر باشد. 4- حداکثر سطح اشغال مجاز در همکف معادل 35% سطح کل زمین می باشد. سطوح زیربنای نگهبانی، گلخانه، دوش و رختکن و سرویس های بهداشتی و استخر و فضای سرپوشیده تفریحی کودکان مسئول محدوده فوق نمی شود. 5- احداث محل پارک اتومبیل به تعداد معادل حداقل 75% نسبت به تعداد واحدهای مسکونی الزامی است. 6- حداقل سطح خالص پارکینگ به ازای هر اتومبیل 5/12 مترمربع می باشد. 7- حداقل عرض معابر دسترسی به محل های پارک 5/5 متر رعایت گردد. 8- مجموع سطوح تحت اشغال زیربنای ساختمانهای مسکونی در همکف به اضافه سطح اشغال مسیرهای اتومبیل رو و پارکینگ ها در شرایطی که پارکینگ ها در محوطه روباز پیش بینی می شود نباید از 60 درصد سطح کل زمین بیشتر باشد.

ضوابط و مقررات تراکم و بلندمرتبه سازی
شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در جلسه مورخ 24/10/69 به منظور بین به اهداف ـ استفاده بیشتر و بهتر از سطح زمین در شهرها برای امکان جمعیت ـ تامین فضای باز و محیط زیست بهتر در هماهنگی با مصوبه به مورخ 1/7/69 شورای اقتصاد در خصوص تقلیل سطح زیربنا واحد مسکونی با تاکید بر خط مشی های کلی ـ تشویق بلند مرتبه سازی ـ تطبیق الگوی تفکیک با مقتضیات بلند مرتبه سازی ـ استفاده از ظرفیتهای با افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی ـ انبوه سازی و بکارگیری روشهای صنعتی در ساختمان سازی تصویب نمود که کمیسیونهای ماده 5 قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری موظفند طرح های تفضیلی و ضوابط و مقررات اجرایی انها در کلیه شهرهایی که طبق سرشماری 1365 بیش از 200 هزار نفر جمعیت داشته اند با رعایت مواد زیر اصلاح نمایند. 1- نظام شبکه ارتباطی بر اساس طرح جامعه حفظ گردد و چنانچه تغییرات اساسی با شهر تصویب آن به عهده ی شورای عالی شهرسازی و معماری ایران خواهد بود. 2- تعیین مناطق مسکونی و مختلط مسکونی با تراکم بالای بلند مرتبه سازی و حداقل 6 طبقه غیر از زمین در اراضی ساخته نشده 3- تعیین مناطق مسکونی و مختلط مسکونی برای بلند مرتبه سازی تشویقی (حداقل 9 طبقه غیر از زمین) در مناطق نوسازی محلات فرسوده و قدیمی قطعات کوچک ساخته نشده برای استفاده از افزایش تراکم تشویقی لازم است قطعات کوچک در حد مساحت لازم برای بلند مرتبه سازی تجمیع شوند. 4- تعیین مناطق مسکونی (1 یا 2 خانواده) با حداکثر ارتفاع 2 طبقه غیر از زیرزمین. 5- تعیین حداکثر سطح اشغال در مناطق بلند مرتبه سازی 6- تعیین ضوابط تفکیک و تراکم ساختمانی در مناطق بلندمرتبه سازی با رعایت حداقل 1000 مترمربع مساحت و مقررات تشویقی افزایش تراکم در مقابل افزایش سطح قطعات و کاهش سطح اشغال 7- تعیین ضوابط تفکیک و تراکم ساختمانی در مناطق 1و2 خانواری 8- تعیین ضوابط مربوط به فاصله ساختمانها از معبر مجاور اضلاع زمین به منظور تأمین تهویه، نور و آفتاب کافی بر حسب شرایط اقلیمی و جلوگیری از اشراف. 9- تعیین ضوابط حداقل عرض زمین و تناسب لازم بین عرض و عمق 10- تعیین ضوابط مربوط به پارکینگ ها 11- اجرای این ضوابط و مقررات در شهرهائی که طبق سرشماری 1365 کمتر از 200هزار نفر جمعیت داشته اند اجباری نمی باشد. پیشنهادات مربوطه به اجرای این مصوبه در شهرهای مزبور پس از بررسی و پیشنهادات کمیسیون ماده 5 که لازم است تا آخر خرداد 1370 به وزارت مسکن و شهرسازی ارسال گردد و در شورایعالی مورد تصمیم را خواهد گرفت و تا آن زمان هرگونه تغییری در ضوابط تفکیک و تراکم سازی طرح های مصوب ممنوع است مگر با تصویب شورایعالی شهرسازی و معماری. 12- افزایش تذاکم متوسط جمعیتی شهر ناشی از افزایش تراکم ساختمانی حداکثر تا میزان 25% نسبت به طرح جامع تصویب شده بیشتر نباشد. 13- گزارش توجیهی افزایش تراکم موضوع بند 12 و مشتمل بر اثرات آن بر روی سرانه ها توزیع فضاهای خدماتی و شبکه عبور و مرور و تاسیسات آب و برق که قبلاً در کمیسیون ماده 5 با دعوت از نماینده وزارت نیرو و سازمانهای برنامه و بودجه و محیط زیست زمورد بررسی قرار گرفته است برای تصویب به شورایعالی و شهرسازی و معماری ارسال گردد. 14- هرگونه تغییرات دیگری در ضوابط و مقررات تفکیک و تراکم ساختمانی که منجر به افزایش تراکم جمعیتی شهر شود بدون تصویب شورای عالی شهرسازی ممنوع است.

ضوابط و مقررات نمای شهری مصوبه مورخ 28/8/69
1- کلیه سطوح نمایان ساختمانهای واقع در محدوده و حریم شهرها و شهرکها که از داخل معابر قابل مشاهده است. اعم از نمای اصلی، جانبی، شهری محسوب شده لازم است با مصالح مرغوب به طرز مناسب و زیبا و هماهنگ نماسازی شود. 2- صدور گواهی پایان کار ساختمانی مشروط به انجام نماسازی نماهای اصلی و جانبی است. 3- در کلیه شهرهای دارای طرح جامع و تفضیلی و هادی و شهرک سازی لازم است ظرف 6 ماه از این تاریخ ضوابط و مشخصات نماسازی هماهنگ تهیه شده و به تصویب مراجع تصویب کننده طرح ها برسد. 4- اصول کلی ضوابط و مقررات نمای شهری ظرف 1 ماه مشترکاً توسط وزارتهای مسکن و شهرسازی کشور تهیه و ابلاغ خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

طراحی مسکن


«و الله جعل لکم من بیوتکم سکنا ...»
وخدا برای سکونت شما منزل هایتان را قرار داد .
(قرآن کریم ، سورة نحل : آیه 80 )
با ظهور انقلاب و افزایش جمعیت شهرها ، کمبود و بحران کیفی و کمی مسکن ، سال های مدیدی موضوع اصلی تحقیقات، بررسی ها و اظهار نظرهای دست اندر کاران فرهنگی و علوم مختلف از جمله معماری و شهر سازی ، علوم اجتماعی ، اقتصادی و حتی سیاسی بوده است . این بحران در دهه های اخیر متوجه شهرهای ایران نیز گردیده و روز به روز بر شدت و توجه به آن افزوده می شود . علاوه بر افزایش تقاضا برای مسکن که عمدتا ناشی از افزایش جمعیت شهرها است ، عوامل دیگری نیز به این بحران دامن می زنند ، از جمله : تقاضا برای ارتقاء کیفی مسکن ، دگرگونی در شیوه های ساخت ابنیه ، قیمت بالای زمین های شهرها ، استاندارد اندیشیدن نسبت به ویژگی های کمی مسکن ، رسوخ و گسترش الگوهای زیست بیگانه ، رواج مد گرایی و تهییج مصرف ، و به طور خلاصه ، تمرکز بر جنبه های مادی حیات ، همه اینها موجب می گردد تا دست اندر کاران مجبور به اتخاذ تصمیماتی در جهت تامین مسکن برای در صد بالایی از جمعیت جامعه با عناوین و برنامه های خاصی مثل مسکن ارزان قیمت ، مسکن حداقل ، مسکن بهینه ، مسکن کارگری ، و مسکن برای اقشار کم در آمد گردند . نکته بارز در این گونه برخورد با مسئله در این است که غالب معیارهایی که برای ارزیابی مساکن موجود و طرح ها و همچنین تامین کمبودها و تدوین برنامه ها مورد استفاده قرار می گیرند معیارهای کمی هستند که آن هم محدود و منحصر به معیارهای اقتصادی می گردد ، و معیارهای کیفی و عمدتا معیارهای فرهنگی ، معیارهای مهجوری به شمار می روند .
برای بررسی و اظهار نظر در مورد ویژگی های هر پدیده ای در جهان روشهای گوناگونی مطرح است که عمدتا از اصول حاکم بر جهان بینی و باورهای جامعه نشات می گیرند . شاید با اندکی تسامح بتوان روش ها را در دو گروه عمده طبقه بندی کرد : گروهی که هر پدیده ، مفهوم و عنصری را در جهان به صورت انتزاعی و منفک از دیگران و تنها با توجه به کارکرد ، ارزشها و هویتی که بر آن مترتب است مورد مداقه قرار می دهد ، و گروهی که آنها را در ارتباط با سایر پدیده ها ، اجزاء ، عناصر ، مفاهیم و با کل های موجود در جهان و نهایتا با توجه به هدف غایی عالم هستی مورد توجه قرار می دهد . پایه اعتقادی گروه دوم که مورد نظر این نوشتار نیز به شمار می رود عمدتا ( و نه مطلقا) برپایه وحدتگرایی کاینات که از وحدانیت خالق سرچشمه می گیرد استوار است . در این تفکر ، هیچ پدیده ای را نمی توان به صورت منتزع و جدای از سایر اجزاء عالم وجود مورد بررسی قرار داد . به ویژه موضوعاتی که به نحوی به انسان مربوط است . چرا که هدف غایی خلقت (کمال) انسان است . این سخن به معنای آن است که در بررسی ها ، لااقل ، هدف غایی خلقت و همچنین اجزاء و کلهایی که در ارتباط مستقیم با هر شی بوده ، آن را در رسیدن به هدفش یاری می رسانند و یا باید یاری رسانند باید مورد توجه و امعان نظر قرار گیرند . توجه با این نظریات از آن جهت اهمیت دارند که انسان را به نتیجة برنامه و عملی که با الهام از هر یک از روش ها انجام می دهد اگاه نمایند . فی المثل ، تبیین این روشها هشداری است به محققین و مجریان که در صورت تمایل به تبیین مبانی نظری و اجرا و تجلی محیط اسلامی ( و از جمله مسکن مطلوب اسلامی) چاره ای جز طی طریق بر مبنای جهانبینی و تفکر اسلامی وجود نخواهد داشت . ضمن آن که نمی توان و نباید هیچ یک عناصر جامعه اسلامی ( اعم از عناصر اسلامی ، کالبد و فرهنگی ) را منفک از سایر عناصر ، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده یا این که عنصری بیگانه را بدون شناخت لازم و استحالة آن وارد این مجموعه نموده ، سایر عناصر را از آثار نا مطلوب احتمالی آن مصون نگهداشت .
به طور کلی در جهت تحصیل در جهت تحصیل مسکن مطلوب ، ابتدا به معرفی مختصات کیفی مسکن مطلوب اشاره خواهد شد ، سپس بر اساس این مختصات به اصولی اشاره خواهد شد که مجموعا این اصول را می توان مبانی طراحی مسکن مطلوب نامید ، و در نهایت مجموعة روش هایی که امکان تجلی مختصات کیفی مسکن مطلوب را در جامعه ، فراهم می آورند معرفی خواهند شد .
1 – ویژگی کیفی مسکن مطلوب
معیارهای مسکن مطلوب به این محدود نمی گردد که سرپناه و حافظ انسان در برابر شرایط نامساعد جوی و گزند حیوانات و احتمالا آسیب همنوعانش باشد . و یا قیمت کم و یا مناسبی داشته باشد ، و یا این که تامین آن برای هر کس مقدور باشد . همه اینها لازمند ، لکن کافی نبوده و همة مسائلی نیستند که در تعریف مسکن مطلوب باید به آن ها توجه شود . یکی از نکات ضروری و بسیار مهم آن است که مسکن باید محل و فضایی فراهم آورنده آرامش ، آسایش و سکینه برای ساکن خویش باشد . مسکن نه تنها باید شرایطی را داشته باشد تا خانوار ها از نظر اقتصادی توان تهیه آن را داشته باشند ، باید شرایطی را داشته باشد که بتواند به عنوان محل امن ، سکنی و ارامش انسان عمل نماید . اگر برخی عوامل مرتبط با مسکن مثل الگوی ساخت و نوع مصالح ( و حتی زمین ) ثابت و به عنوان ارزش فرض شوند و مدها بر آن حاکم باشند ، و از سویی میزان بودجة در اختیار برای تهیه باشند ، و از سویی میزان بودجة در اختیار برای تهیه مسکن نیز ثابت باشد ناچار دائما از ویژگی های کیفی و وسعت آن کاسته شده ، عنوان خانه ارزان قیمت و مسکن اقشار کم در آمد و امثال آن را به خود می گیرد . در حالی که اگر برای مسکن به صورت عام شرایط ، ویژگی ها و خصوصیاتی تدوین شود ، می توان بسته به زمان و مکان و شرایط ، تصمیم صحیح و مناسب را در طراحی و ساخت مسکن مطلوب اتخاذ نمود . چنان چه در معماری تاریخی مسکن نیز چنین بوده است و فی الواقع اصول حاکم بر مسکن خانه های وسیع با اصول شکل دهندة خانه های کوچک ثابت بوده است . حتی عده ای دامنه این وحدت اصول و معیارها را توسعه داده ، معتقدند که اصول ثابتی بر کل معماری و شهر سازی مجتمع های تاریخی مسلمین حاکم بوده است . در حالی که امروزه موضوع کاملا بر عکس شده ، آن چه که ثابت است توجه به موضوعات مادی است . با این حال برای مسکن و عوامل مربوط به مقولة سکونت دو دسته ویژگی اصلی را می توان مطرح کرد : دستة اول مشتمل بر ویژگی های اثباتی که مرئی داشتن آن توصیه می شود و دستة دوم ویژگی های سلبی هستند که حذف و یا عدم اجازه به ظهورشان ضرورت دارد . لازم به ذکر است که هر دوی این ویژگی های اثباتی و سلبی نیز به نوبة خود مشتمل بر مقولاتی جزیی تر هستند که از جمله آنها عبارتند از : صفات مسکن ( مثل امنیت و ایمنی ، خصوصیت ، آرامش و امثال آن ، امکانات مسکن ( از قبیل امکان ارتباط انسان با طبیعت ، امکان مرتفع شدن نیازهای انسانی ، و امکان دسترسی به منابع تامین کنندة نیازها ) و انتظارات از مسکن یا تاثیر مسکن بر مقولات اجتماعی ( مانند ترجیح هویت جمعی به هویت فردی ، احترام به حقوق دیگران ، کمک به وحدت جامعه و امثال آن ) به شمار می رود . البته در این نوشتار عمدتا به ویژگی های گروه اول (ویژگی های اثباتی) اشاره خواهد شد زیرا ملحوظ داشتن این ویژگی ها عمدتا به عنوان عاملی در جهت حذف ویژگی های نامطلوب عمل خواهند کرد . فی المثل توجه به هویت جمعی و هماهنگی ، به عنوان عاملی در جهت حذف پدیده و صفت نامطلوب "از خود بیگانگی" خواهد بود . نکتة دیگر این که ویژگی های مشروحه زیر ، علاوه بر ویژگی های کمی و مادی ( همچون استحکام ، قیمت مناسب و امثال آن ) هستند که برای مسکن مطلوب و مناسب زیست مطرح است .
- توجه به انسان : مهمترین موضوعی که در ارتباط با مسکن باید مورد توجه قرار گیرد ، انسان است . انسان ، به تبع طبیعت ثلاثه خویش (متشکل از بدن ، نفس و روح) نیازهای سه گانه ای نیز دارد که هر یک از این نیازها به قلمرو خاصی از حیات تعلق داشته فراهم آوردن زمینة پاسخگویی به هر کدام ، به تناسب اهمیتی که دارد ، برای ایجاد زمینة تحصیل زندگی و حیاتی طیب و سازگار با طبیعت و فطرت انسان ضرورت دارد . به نظر می رسد آنچه که در وهلة اول اهمیت دارد ، تأمین توأمان نیاز های مادی (پاسخ به کالبد)، نیاز های روانی (پاسخ به روح )انسان است . در حالی که تمرکز اصلی بسیاری تفکرات و الگوهای زیست معاصر بر جنبه های مادی حیات انسان است . این گونه نگرش به انسان و تفکیک کامل این قلمروها اشکالات عدیده ای دارد ، از جمله این که : با تفکر وحدتگرا در تضاد و تباین است ، الگویی وارداتی و غربی می باشد ، الگویی مروج مصرف و مد بوده ، ریشه ای در فرهنگ ایرانی ندارد ، و به صورت اجمال اینکه این تمرکز بر جنبه مادی حیات ، نهتنها نخواهد توانست انسان را به منزل مقصود برساند ، او را در وادی مادیت ودنیا متوقف و زمین گیر خواهد کرد .
راه صحیح آن است که قلمروهای مختلف حیات انسان ، با یک دید متعادل و هماهنگمورد توجه قرار گیرند و بدون غفلت از رعایت سلسله مراتب حیات ، که هر جنبه ای را درخدمت قلمرو مافوق خود می داند ، هدف اصلی ، تعالی معنوی و روحانی انسان و آمادگی اوبرای رسیدن به قرب الهی باشد . اصل سلسله مراتب در بسیاری شقوق دانش بشری از جملهمراتب عالم وجود مورد بحث است که از ذکر جزئیات آنها اجتناب شده ، ضمن احالۀخواننده به آن منابع ، به توضیح این مطلب بسنده می شود که صاحبنظران در این زمینهرا عقیده بر این است که اولاً هر مرتبه ای از وجود باید در جهت کمال و برای وصول بهمرتبۀ بالاتر ( از درجات نازل مادی تا مراتب عالی معنوی ) عمل کند. ثانیاً در جهتهمین تکامل است که اصولاً برای وصول به درجات بالاتر طی مراتب مادی مادون آنهاضرورت دارد ، چنان که گفته اند : و این حجاب بزرگ فطرت است که باید سالک الی اللهبه قدم معرفت آن را خرق کند و تا به این مقام نرسد حق ندارد که ایاک نعبدگوید یعنیلانطلب الا ایاک .
بنابراین مسکن می تواند در عین حالی که زیاده از حد متکبرانه ، خود نمایانه ،چشم پرکن و متمرکز بر پاسخگویی به نیازهای مادی که غالباً نیز راه افراط می پویند ،نباشد به نیازهای مادی و معنوی انسان در حد مطلوب پاسخ دهد . با این حال این وظیفۀبرنامه ریزان و طراحان است که پاسخگویی به جنبه های مختلف را هماهنگ و همراه نموده، جامعه را از تمرکز صرف بر جنبه های مادی حیات بر حذر نموده ، بالعکس مردم را بهتوجه توأم جنبه های مختلف حیات خویش ترغیب و هدایت نمایند .
ـ امنیت و ایمنی : ویژگیهای معماری مسکن مطلوب باید به گونه ای باشد که درجاتمختلف امنیت را برای ساکنین فراهم آورد . این امنیت اعم از امنیت در مقابل بلایا وسوانح طبیعی و غیر طبیعی ، امنیت در برابر تجاوز سایر آحاد جامعه ، امنیت در برابراثرات ناشی از فعالیتهای انسانی و سایر جنبه های امنیت به شمار می رود . در جهتتأمین امنیت ، منظور داشتن عوامل زیر توصیه می شوند : مکانیابی مناسب مسکن نسبت بهسایر عملکردهای شهری ، انتخاب مصالح مناسب که الزاماً مصالح گرانقیمت نیستند ،اتخاذ روشهای مناسب ساخت ، پیش بینی تمهیدات لازم برای تقلیل خسارت به هنگام وقوعسانحه و مکانیابی مناسب مسکن در ارتباط با عملکردهای مولد انواع آلاینده ها به ویژهآلودگی هوا و آلودگی صوتی .

 

ـ محرمیت : مصون بودن فضاهای داخلی مسکن از دید بیگانگان موردی است که آسایشخانواده سخت به آن وابسته است . در واقع ، مسکن به عنوان محل امن و آرامش خانوادهباید به گونۀ مناسب از مشرف قرار گرفتن در امان بماند . مورد دیگری که در این رابطهمطرح است ، ارتباطات صحیح فضاهای داخلی است به گونه ای که اولاً غریبه ها بر فضاهایداخلی تسلط نداشته باشند و ثانیاً قلمرو اعضای خانواده ( والدین و فرزندان دختر وپسر ) نیز به طریق مناسب از یگدیگر تفکیک شوند . بنابراین محرمیت مورد نظر برایمسکن مطلوب عبارت از مصون بودن فضای داخل مسکن از دید بیگانگان است . برای مثالمکانهایی از مسکن مثل حیاط یا محل اجتماع خانواده و فعالیتهای فردی باید از دید ودسترسی بیگانه در امان باشد . در حالی که اطاق های فردی ( مثل اطاق خاص والدین ) باید از دید سایر اعضاء خانواده نیز به دور باشد .
ـ آرامش : آرامش اعضاء خانواده کیفیت مهمی است که توجه به آن ضرورت بنیادینمسکن مطلوب است . انسان از جهات بسیاری به آرامش نیازمند است که این جهات ، ناشی ازقلمروهای مختلف حیات انسانی است . انسان برای عبادت نیازمند مکانی آرام است تا حضورقلب لازم برایش فراهم گردد . همچنین یکی از لوازم اصلی تفکر به عنوان فعالیت توصیهشده در فرهنگ اسلامی ، وجود فضایی آرام است . مطالعه و کسب دانش و بهره گیری ازوسایل ارتباط جمعی نیازمند آرامش است . فراهم آمدن امکان گفتگوهای خانوادگی و تحکیممبانی آن به وجود آرامش بستگی تام دارد . علاوه بر آن برای انجام بسیاری ازفعالیتهای فردی و جمعی دیگر از جمله استراحت و تماسهای رو در رو با اقوام و دوستانو همسایگان ، وجود محیطی آرام ضرورت دارد . ایجاد محیطی آرام در مسکن نیز به عواملیهمچون مکانیابی مسکن نسبت به سایر عملکردها ، مصالح مصرفی ، سلسله مراتب بین درون وبرون و ... بستگی تام دارد .
ـ خلوت : خلوت مسکن از ویژگی هایی است که به همراه سایر موارد فوق الاشاره ازضروریات یک محیط مناسب برای زیست انسان به شمار می رود . اگر ارتباط انسان با جهانهستی را به روابط چهارگانۀ ارتباط با محیطهای طبیعی و مصنوع و جامعه و « خویشتن » تقسیم کنیم ، وجود خلوت در محیط زندگی ، یکی از مهمترین ویژگیهای کیفی محیط است کهمی تواند به ایجاد زمینۀ مناسب " رابطۀ انسان با خویش " بیانجامد . علاوه بر آن ،آسایش خانواده و فراهم آمدن امکان ارتباط مناسب اعضای آن با یگدیگر و حتی با سایرنزدیکان ، نیازمند خلوت مسکن است . بنابراین می توان خلوت را ویژگی خاصی از مسکندانست که به تناسب نیاز فرد یا افراد و همچنین در رابطه با هر فعالیتی ، معنای خاصخود را خواهد داشت . برای مثال خلوت مورد نیاز برای عبادت با خلوت مورد نیاز برایبرپایی محافل دوستانه و خانوادگی و یا مطالعه متفاوت خواهند بود .
ـ امکان ارتباط با طبیعت : آن چه از بحث کلیت ( مطروحه در مقدمه ) و همچنینتأکید تعالیم اسلام بر تفکر ، تدبر و تعقل در طبیعت و عناصر طبیعی به عنوان آیاتالهی ، می توان استنتاج کرد ، توجه به طبیعت و عناصر طبیعی است . همچنین یکی ازارتباطات انسان با عالم وجود ، ارتباط انسان با طبیعت است . فراهم بودن این ارتباطکه کثرت تأکید بر لزوم آن در تعالیم اسلامی و فرهنگ ایرانی ما را از ذکر جزییات آنبی نیاز می نماید ، امر مهمی است که می تواند به عنوان یکی از معیارهای مسکن مطلوبمطرح شود . علاوه بر نیاز انسان به تماس با طبیعت ، هماهنگی محیط مصنوع و از جملهعمارت و مسکن ( به عنوان مهمترین و بیشترین اثر معماری مستحدثه توسط انسان در زمین ) با طبیعت ( محیط ، عناصر ، سیما و مناظر ، مصالح ، زیبایی های طبیعی ) ضرورتیانکارناپذیر است. بنابراین انسان از جنبه های مادی و معنوی متفاوتی به طبیعت وعناصر طبیعی و برخورداری از تماس مداوم با آنها نیازمند است . در این مقوله توجه بهچند نکته اهمیت دارد : اولاً اینکه این تماس باید در یک سلسله مراتب منطقی از واحدمسکونی از کوچه ، خیابان ، محله ، شهر و حتی خارج شهر ( طبیعت بکر ) برقرار باشد . ثانیاً عناصر طبیعی بسته به ارزشی که در برآورده نمودن نیازهای معنوی و روانی انسانبا توجه به معانی نمادینشان دارند شناسایی و دسته بندی و به مردم معرفی شوند وامکان تماس با آنها برقرار گردد . ثالثاً به نقش عناصر طبیعی در جهت پاسخگویی بهنیازهای معنوی انسان نیز توجه شده ، این نقش مهم به مردم معرفی می شود . علاوه برآن ملحوط داشتن شرایط اقلیمی و محیطی در طراحی مسکن نقشی بسیار مهم ایفا می نماید ونکتۀ مهم در این مقوله آن است که ابنیه به گونه ای طراحی شوند تا نیاز به تنظیمکننده های مصنوعی شرایط محیطی به حداقل ممکن کاهش یابد . در این صورت است که نهتنها در بلند مدت فواید زیست محیطی و حتی صرفه های اقتصادی فراوانی برای جامعهخواهد داشت ، در جهت خود کفایی و هویت ملی نیز عمل خواهد کرد . نکتۀ بعدی در ارتباطبا بهره گیری از طبیعت عبارت از شناسایی قوانین حاکم بر طبیعت و استفاده از آنها درطراحی و برنامه ریزی محیط مصنوع و از جمله مسکن است . این موضوع به وظیفۀ مهم انسانبه عنوان خلیفه الله رجوع داده می شود که در جهت حفظ امانت الهی باید اصول حاکم براعمالش را اصولی قرار دهد که در افعال و خلقت الهی مشاهده می شوند.
ـ میانه روی : میانه روی که همان مشی در حد تعادل و اجتناب از افراط و تفریطاست از کیفیاتی است که در به تعادل رساندن جامعه لیفای نقش می نماید . جنبه ای ازمیانه روی عبارت از اجتناب از اسراف و تبذیر است که در مقولاتی همچون انتخاب مصالحو شیوه های ساخت و تنوع فضاهای درونی مسکن و هر آنچه که بتوان آنرا به عنوان خروجاز تعادل ذکر کرد ، بروز می نماید . علاوه بر آنمیانه روی به معنای اجتناب از لغوو بطالت است که این اعراض و دوری به عنوان ویژگی مؤمنین ذکر شده است . جملگی اینهاهوشیاری جامعه را در تقابل با موج ترویج مصرف گرایی و مدگرایی رایج طلب می نماید کهدنیای صنعتی و مادی گرای معاصر به شدت مبلغ و مروج آن است و به صورت اشکال ، مصالح، فضاها و روابطی ظاهر می شود که در تضاد با اقلیم و ارزشهای فرهنگی جامعه و حتیاقتصاد خانواده ها است .
ـ احترام به حقوق دیگران : مرعی داشتن حقوق سایر آحاد جامعه از جمله همسایگانتأثیری بسزا در شکلگیری مسکن مطلوب و ارتباطهای مساکن مطلوب بت یکدیگر خواهد داشت . این به آن معناست که مساکن مطلوب در عین حالی که امکان ارتباط مناسب بین افرادخانواده فراهم می آورند از بروز مزاحمت های بصری ، صوتی ، روانی و امثال آن پیشگیریمی کنند .
ـ وحدت جامعه : طبیعی است که تعبیر مسکن ، منحصر به شکل داخلی بنای سکونتنبوده ، عواملی را نیز که در ارتباط با سکونت هستند ( از جمله امکانات و خدمات شهریو حتی اثرات روانی اشکال ، رنگها و تناسبات عمارت ) در برمی گیرد . بنابراین میتوان یکی ار مظاهر مسکن مطلوب را در فقدان قطب بندی ها و تضاد بین خدمات در دسترسواحدهای مسکونی و حتی محلات همجوار قلمداد کرد . به عبارت دیگر بین محلات شهر ( ودر نتیجه بین اهالی آن ) نباید در دسترسی به امکانات عمومی تبعیضی وجود داشته باشد . وجود تبعیض و بی عدالتی در توزیع امکانات و در دسترس مردم به آنها عاملی مهم درجهت خدشه به وحدت جامعه و بروز تضاد و دو گانگی بین مردم خواهد بود . و بالعکس رفعتبعیض و قطب بندی شهر و گرایش به سمت عدالت ، زمینه را برای تقویت وحدت و همبستگیجامعه فراهم خواهد نمود . مورد دیگری که در تقویت وحدت جامعه مهم است توجه متعادلبه هویت جمعی و هویت فردی جامعه و آحاد آن است که در این زمینه نیز رجحان هویت جمعیبه هویت فردی امری است که مقوّم وحدت و یکپارچگی جامعه خواهد شد . فرد و جامعه بهعنوان دو عنصر اساسی مطرح در زمینه ها و دانش های مختلف بشری ، هر کدام در هر مکتبیتعاریف و اهمیت خاصی دارند . در مقولۀ خاص مسکن مطلوب ، توجه به این نکته ضروری استکه مسکن و به ویژه ظاهر ( سیما و کالبد ) آن به عاملی در جهت خدشه به وحدت جامعهمنتهی نشود . در این راستا ، توجه به مفاهیم و ارزشهایی همچون زیبایی ، سادگی ،تأکید بر هویت ملی و همچنین احتراز از تفاخر فردی ، اجتناب از خود نمایی ، اجتناباز همشکلی با بیگانه و احتراز از اموری که سبب ترویج فردگرایی و خدشه به وحدت جامعهمی گردند ضرورت دارد . توجه به این عوامل خواهد توانست تقویت کنندۀ وحدت و همبستگیجامعه باشد .
ـ احترام به خانواده : خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که ارتباطهایی بااعضاء خود و با جهان خارج دارد . هر یک از این ارتباطها ، نیازمند فضایی مناسب برایفعالیت های فردی و جمعی است که در مسکن رخ می دهد . رابطۀ این فضاها با یکدیگر و بافضای خارج و تناسبات آنها با ویژگی ها و مختصات و اهدافی که برای خانواده مطرح استو همچنین تناسب آن با فعالیتهای مرتبط ، موضوعاتی هستند که توجه طراحان را طلب مینماید . بنابراین مسکن مناسب ، شرایط مناسب رابرای زیست ساکنین خویش به عنوان یکواحد بنیادین اجتماعی ( خانواده ) فراهم می نماید .

 

ـ مبانی طراحی
تجلی ویژگیهای کیفی فوق الذکر در مسکن و محیط مسکونی مناسب زیست ، رعایتاصولی در طراحی و برنامه ریزی مسکن را طلب می کند که از طریق مرعی داشتن آنها امکانتجلی بخشیدن به مسکن مطلوب فراهم می گردد . این اصول در واقع پاسخگوی ویژگیهایمذکور در بحث فوق به شمار می رود . با این توضیح ضروری که هر اصل ، فراهم آورندۀزمینۀ تجلی یک یا چند ویژگی خواهد بود به نحوی که ارتباط های فشرده و در هم تنیدهای بین ویژگی های مسکن مطلوب و این اصول وجود خواهد داشت ، که البته همۀارتباطات از شدت و ارزش یکسانی برخوردار نیستند . در زیر به برخی از آنها اشاره میشود :
ـ مقیاس انسانی : تعیین درجه و مرتبۀ انسانی بودن هر پدیده را در دو قلمرواصلی معنوی ( روحانی ) و مادی ( فیزیکی ) انسان می توان مورد تجزیه و تحلیل قرارداد . در مورد قلمرو مادی ( به ویژه در معماری و شهرسازی معاصر ) بسیار سخن رفتهاست و آنچه که مورد غفلت قرار گرفته توجه به قلمرو حیات معنوی و روحانی است . بااین حال به پیروی از تعالیمی که انسان را متشکل از دو حیات معنوی و مادی معرفی مینماید و از آن فراتر ، برای بعد معنوی وی ارجحیت قائل است . ساخته ها و عناصر محیطینیز باید از این اصل تبعیت نموده ، در خدمت انسان قرار گیرند . در این مقوله تناسبو هماهنگی ابعاد ابنیه و فضاها با توان روانی انسان ، از اهمیت ویژه ای برخورداراست ضمن آن که اطلاعات واصله از محیط به انسان باید وی را در جهت تعالی و رشد ،هدایت و همراهی نماید . به عبارت دیگر توجه توأم به نیازهای مادی و معنوی انسانموضوع بنیادینی است که مرعی داشتن آن بر تفسیری که در مورد غالب مبانی طراحی به عملمی آید تأثیر خواهد داشت . مقیاس انسانی مورد نظر در معماری مسکن را در مقولاتیهمچون تناسب ابعاد فضاها با ویژگیهای روانی و فیزیولوژیکی انسان ، درجۀ نفوذ پذیریاصوات مزاحم در مقایسه با توان تحمل انسان ، درجۀ نفوذ آلودگی هوا در مقایسه باوضعیت مجاز ، چگونگی تنظیم
شرایط محیطی با ویژگی های فیزیولوژیکی انسان ، و در میزان پاسخگویی مسکن به ارزش های فرهنگی ساکنین آن می توان جستجو نمود.
کلیت:
توجه انتزاعی به مسکن بدون توجه به اولا عناصر مکمل آن به عنوان فراهم آورندگان محیط مناسب سکونت و ثانیا بی التفاتی به ارتباط آن با فضاهای مجاورش موضوعی است که در تقابل با نگرش وحدتگرایانه ای است که علیرغم وجود کثرت عناصر و اجزا محیط در پی ایجاد وحدتی معنوی و کالبدی در محیط است.بنابراین در طراحی مسکن توجه به اصل وحدت در کثرت و مد نظر داشتن توأم کلیه موضوعات مرتبط با سکونت،موضوعی است که نباید از آن غفلت شود.مرعی داشتن کلیت در معماری مسکن مستلزم توجه به مباحثی است که از جمله آن عبارتنداز:توجه توأمان به جملگی نیازهای مادی و روانی و معنوی انسان ،ملحوظ داشتن ارتباط وتناسب ویژگی های مسکن مورد نظر با عملکرد واشکال مجاور،مرعی داشتن تأثیر شرایط محیطی بر معماری مسکن ، توجه داشتن به تاریخ و همچنین نگرش به اینده به همراه داشتن نیازهای روز ، و بطور خلاصه توجه همزمان و متوازن به کلیه عناصر و عوامل مرتبط با مسکن و محیط (انسان، محیط طبیعی و محیط مصنوع)و جملگی جزئیات و روابط مربوط به آن ها.
ساسله مراتب:
صل سلسله مراتب که ارتباط قلمروهای مختلف محیط زندگی را از عمومی تا خصوصی(عمومی،نیمه عمومی،نیمه خصوصی و خصوصی)تعریف و تعیین می کند به دلیل ویژگی های مسکن که آنرا "حرم" نامیده اند از اهمیت خاصی برخورداراست.در رابطه با مسکن ، سلسله مراتب را می توان در دو درجه بیرونی و درونی مورد مداقه قرار دارد.
سلسله مراتب بیرونی به ارتباط داخل مسکن با سایر فضاها و عملکرد می پردازد، در حالی که سلسله مراتب درونی بر تعیین ارتباط عناصر داخل مسکن با یکدیگر متمرکز است.در ارتباط فضاهای داخلی نیز اهمیت سلسله مراتب کمتر از ارتباط مسکن با خارج نیست.چنانچه توصیه شده است که از سنینی که خوابگاه دختران و پسران خانواده از یکدیگر جدا شود و همچنین کودکان باید برای ورود به محل استراحت والدین از آنها اجازه بگیرند،تأثیر اصل سلسله مراتب بر معماری مسکن ،به تبیین مراتب بر معماری مسکن ،به تبیین مراتب و نحوه ارتباط قلمروهای مختلف (عمومی ،نیمه عمومی،نیمه خصوصی و خصوصی)می پردازد وحد،وتحریم،فضاها و عناصر ارتباطی هر یک را تعین می نماید.ضمن آنکه در هر قلمرو نیز به جزئیات بیشتری توجه داشته ،ارتباط اجزاء و عناصر آن با یکدیگر و با سایر قلمروها را مورد توجه قرار می دهد.
هماهنگی:
هماهنگی موضوع بنیادی است که رعایت آن در طراحی مسکن،خواهد توانست علاوه بر کمک به ایجاد مسکن مناسب،در ایجاد ونمایش های محیطی ،کالبدی و بصری نیز در خور توجه ایفا نماید.بدون دخول به مبانی و اثرات هماهنگی ،به برخی زمینه هایی که هماهنگی در آنها ضرورت دارد بسنده می شود.
هماهنگی ویژگی های محیط مصنوع با مختصات و روانی و فیزیکی انسان ،هماهنگی عناصر انسان ساخته با طبیعت و اقلیم ،هماهنگی عناصرو عملکردهای مجاور،هماهنگی فرم ها واشکال ، هماهنگی مصالح با یکدیگر که باید بین (نیازها و مختصات) انسان ،محیط طبیعی ،مسکن و شهر برقراردارند.هماهنگی مورد نظر در معماری مسکن به مقولاتی همچون هماهنگی فضاهای همجوار،هماهنگی ابعاد،تناسبات واشکال،هماهنگی عملکردها و اشکال، هماهنگی معماری با اقلیم و با تاریخ ،هماهنگی عمارت با ارزش های فرهنگی ،و بالاخره هماهنگی جملگی آنها با ابعاد مختلف حیات انسان می پردازد.
درونگرائی:
در پاسخ به بعضی معیارهای مطرح شده در مورد مسکن مطلوب همچون محرمیت،خلوت و ارتباط با طبیعت ،یکی از مهمترین اصول ،رعایت درونگرائی است.این اصل فی الواقع بر گرفته ازعناصر تاریخی معماری ایران است که اکثریت قریب به اتفاق عناصر شهری و معماری ،مظهر آن بوده اند.علاوه بر معیارهای مطروحه،توجه به بسیاری از ارزش های اسلامی نیز در درونگرائی نهفته است،همچون:توجه به درون(باطن)بیش ازبیرون(ظاهر)توجه به حیا ،عدم تفاخر،ریا و خود نمایی ،پرهیز از برهنگی و خودآرائی ،و از بین بردن زمینه رشد عجب،تقویت وحدت جامعه ،و نمایش وحدت کالبدی ،ضمن آنکه به تعبیر بوکهارت خانه درونگرائی مسلمین رو به اسمان دارد .این شیوه معماری علاوه بر اینکه بطور نمادین ،توجه انسان به خدا ،و پشت کردن به دنیا را به نمایش می گذارد،نمایشی از پاسخ به سیر در انفس و در درون خویش است که به تبعیت از تعالیم قرآنی ،همواره مورد توجه عرفای مسلمان بوده است.تأثیر درونگرائی مورد نظر،بر معماری مسکن ،دگرگونی در نحوه نگرش به معماری و همچنین تحول در فرم ها ،سبک ها و الگو های رایجی را طلب می نماید که طی دهه های اخیر رشدیافته،سبب طرد وانزوای معماری مسکن علاوه بر نحوه ارتباط داخل عمارت با فضای خارج که عمدتا بر ارتباط داخل عمارت با فضای خارج که عمدتا بر ارتباط مستقیم با حیات خصوصی و یا فضایی نیمه خصوصی استوار است.در زمینه های دیگری نیز می توان مورد پی جویی قرار داد که اهم آنها عبارتنداز:فقدان ارتباط مستقیم دیداری (وحتی حداقل ارتباط صوتی بویایی )بین درون مسکن و فضای عمومی ،ارتباط پیچیده و حداقل فضای کاملا خصوصی با خارج ،تنظیم ار تباط فضاهای داخل مسکن با یکدیگر بسته به استفاده کنندگان آن ها و سادگی نمای بیرونی.
تعادل:
تعادل به عنوان بارزترین ویژگی و اصل حاکم بر عالم وجود که مشتق از عدل می باشد،اصلی است که رعایت آن در هر گونه طرح و بر نامه ای اولا توصیه شده و ثانیا می تواند فراهم آورنده امکان تجلی بسیاری ارزش ها و مفاهیم و معیارهای دیگر باشد.در ارتباط با مسکن رعایت تعادل در زمینه های زیر اهمیت بیشتری دارد:
تعادل در پاسخگویی به نیاز های مختلف(مادی،روانی و معنوی)انسان،حفظ و تقویت تعادل های محیطی،تعادل در پاسخگویی به نیاز های توأم فرد وجامعه،تعادل در مصرف منابع طبیعی ،و تعادل در فرهنگ و الگوی مصرف .مضافا اینکه تعادل (به تبعیت از اصل عدل )در جای خود قرار گرفتن هر چیز و کل مسکن را به نحوی که بهترین بازدهی معنوی و مادی را داشته باشد به طراح یا سازنده القا می نماید.تعادل مورد نظر را در مباحث مختلف معماری مسکن می توان مطرح نمود،از جمله :در توجه متعادل به نیازهای مختاف انسان در استفاده در الگو های آشنا و هندسی متعادل مثل تقارن،در حفظ و تقارن ،در حفظ وتقویت تعادل بین اشکال و معماری مسکن با توجه به زمان و فرهنگ جامعه ،در حفظ تعادل محیط با عنایت به تلفیق مناسب محیط متبوع و طبیعت،و در اجتناب از اعتدالی که بر انسان و محیط ، اثر نا مطلوب و مخرب داشته باشد.
مکانیابی مناسب:
محیط شهری متشکل از بسیاری فعالیت ها و عملکردهایی است که به هر حال لازمه زندگی جمعی و شهری هستند.برخی از این فعالیت ها مزاحمت هایی با یکدیگر دارند که این مزاحمت ها ممکن است دائمی باشد و یا اینکه بسته به زمان و مکان از شدت و ضعف متفاوتی برخوردار باشند.فی المثل مجاورت یک بیمارستان و یک مدرسه در شب با یکدیگر مزاحمتی ندارند،همانگونه که مزاحمت یک بزرگراه با مسکن در طول روز آن شدتی را که شب هنگام دارد به نمایش نمی گذارد.با این حال با توجه به جمیع جهات باید مسکن ورابطه مناسب آن نسبت به سایر عملکردهای عمومی شهر تعریف و مشخص شود.مرعی داشتن مکانیابی مناسب در مقولات متعددی قابل بررسی است مه اهم آنها عبارتنداز:
مکانیابی مناسب مسکن نسبت به سایر عملکردهای شهری،مکانیابی مناسب ساختمان و فضای باز یک واحد مسکونی نسبت به ساختمان و فضای باز سایر ابنیه همجوار و نسبت به معبر.مکانیابی مناسب فضاهای داخلی مسکن نسبت به یکدیگر و نسبت به فضای خارج(اعم از خصوصی وعمومی)،و مکانیابی مناسب اجزاء ساختمان همچون درها وپنجره ها و امثال آن .
در زمینه تبعیین و تدوین مبانی و اصول طراحی مسکن مطلوب،بسیاری از اصول دیگر(مثل توجه به خرده فرهنگ ها ،جدایی از عملکردهای مزاحم،مصالح مناسب واستحکام)نیز قابل معرفی هستند که به جهت احتراز از اطاله کلام از ذکر آنها خودداری می شود.
3-روش های تحصیل ویژگی های کیفی
در جهت تحصیل اهداف مذکور در این نوشتار،علاوه بر ملحوظ داشتن مبانی طراحی (به عنوان گام اول)مرعی داشتن تدابیری نیز ضرورت دارد که در واقع مرحله سوم از فرایند مورد بحث می باشند ذیلا به مواردی از آنها اشاره می شود.
اتخاذ سیاست های مناسب:
این درست است که به دلایلی همچون کمبود مسکن،افزایش جمعیت و مناسب نبودن مساکن موجود ،نیاز به مسکن و ساخت وساز در شهرها افزایش یافته و یا به عبارتی شهرها با بحران کمبود مسکن مواجهند ،و به این ترتیب هدف بر نامه های مر تبط با مسکن ،بر تأمین سر پناهی برای مردم متمرکز است.لکن باید به این امر نیز توجه کرد که استاندارد اندیشیدن و استاندارد کردن مسکن و امور مربوط به آن تنها راه و مناسب ترین راه نیست ،و در حد ملحوظ داشتن بسیاری از جهات کیفی و مهم دیگر شاید بتوان سریعتر و حتی ارزانتر به اهداف نایل آمد.
با مباحثی که در مورد ویژگی های مسکن مطلوب بیان شد می توان گفت که راه تأمین مسکن مناسب و مطلوب برای جامعه ایرانی،یکی از اولین گامها عبارت از معرفی و ترویج ویژگی های مسکن مطلوب می باشد.در این راه که در واقع به تکیه بر ارزش های فرهنگی ،احیاء و ترویج آنها در جامعه استوار بوده و در راستای امحاء از خود بیگانگی و بازگشت به خویش است،فعالیت های فرهنگی ،معرفی هویت ملی و جستجوی روش هایی خاص در قالب سیاست های کیفی و اجرایی ضرورت دارد.
سیاست های کیفی در این جا به آن دسته سیاست هایی اطلاق می شود که به انحاء مختلف به مسائل فرهنگی و دگرگونی در الگوهای زیست و ترویج ارزش های فرهنگ خودی مربوط می شوند .این گونه سیاست ها در واقع تذکر و ترویج هویت فرهنگی جامعه را مد نظر دارند.
عمده ترین عناوین این دسته عبارتنداز:بازگشت به خویش در جنبه های معنوی،دگرگونی آگاهانه و بدون اجبار در الگوی مصرف و سیاست های اجرائی به آن دسته اقداماتی اطلاق می گردد که در کنار سیاست های کیفی بتوانند مروج و مبلغ اصول و مفاهیم و معیارهایی باشند که توسط آنها کیفیات لازم را در انواع مساکن متجلی ساخته،معرف مسکن مطلوب برای طبقات و گروههای مختلف اجتماعی باشند.اهم عناوین این دسته از سیاست هاعبارت از:تنوع مسکن از نظر اندازه و اعمال نظر فرهنگ جمعی است.مراد از تنوع اندازه عبارت است از که کلیه محلات شهری مشتمل بر مساکن با زیربنا و اندازه وفضای متفاوت باشند تا امکان اسکان جملگی خانواده های با درآمد متفاوت وجود داشته باشد.به این ترتیب امکان جابه جایی افراد و خانواده ها در محله فراهم شده ،تمایل به اتقالات محله به محله تقلیل خواهد یافت.مقصود از اعمال نظر فرهنگ جمعی نیز آنست که که اولا ضوابط و مقررات و آئین نامه های معماری به صورت قانون لازم الاجراء در آمده ،در ثانی دستگاههای اجرائی ملزم به نظارت بر اجرای صحیح آنها و جلوگیری از تخلف باشند.این موضوع نباید به ضوابطی صوری وکمی ،مشابه ضوابط فعلی ،منجر شود بلکه باید در موارد مشخص و دقیقی همچون هماهنگی نماهای عمارات ،تناسبات ابعاد و اجزاء،همخوانی رنگ ،شکل و نوع مصالح و خلاصه هر آنچه که بر سیما ،کالبد و هویت شهر و در نتیجه بر فرهنگ و روان مردم اثر خواهد داشت ،دستور العمل روشن و صریح وجود خواهد داشت .واضح است که نهادهای علمی (و نه صرفا نهادهای اجرائی و گروهها و یا تشکیلات با منفعت اقتصادی)در تهیه این ضوابط باید نقش اصلی را ایفا نماید.

 

 

 

مراد از مد نظر داشتن فرهنگ جامعه در تعریف مسکن مطلوب آنست که اگر چه استفاده از تجربیات سایر ملل و تمدن ها (اعم از گذشته و معاصر) تو صیه می شود ،این استفاده باید به گونه ای باشد که اولا با بهره گیری از آنها ،اصول و ارزش های اعتقادی و باورهای جامعه تضعیف نگردند ،ثانیا به هویت ملی خدشه وارد نگردد،ثالثا عامل ترویج افکار و ایده های متضاد ومخالف ارزش های فرهنگی نباشد و رابعا این که با معیارهای برآمده از فرهنگ ایرانی ارزیابی و انتخاب شده باشند.تاریخ نشان می دهد که تکرار و تقلید الگوهای بیگانه به مرور، جوامع مقلد را نسبت به فرهنگ خویش بیگانه نموده ،نهایتا به استحاله جوامع می انجامد.نکته مهم دراتین است که باید توجه داشت که هر یک از مکاتب معماری و شهر سازی بر پایه های اعتقادی و فکری استوار است ،لکن چون بسیاری ،یا به این مبانی توجه ندارند و یا اینکه خود می خواهند که مروج مبانی خاصی باشند ،دست به تقلید یا ترویج الگوهای بیگانه می زنند،تقلید یا ترویجی که خود شکلی از تکرار و در نتیجه بی هویتی و از خود بیگانگی است.به عبارت دیگر این تکرار و تقلید به مرور،هویت جامعه را دگرگون می کند،از خود بیگانگی و احساس حقارت را در مقابل صاحبان اصلی الگوها را رشد می دهد ،به ارزش ها و اصول فرهنگی جامعه اطمه وارد نموده ،در نهایت منجر به استحاله و اضمحلال تمدن و فرهنگی که دست به تقلید و تکرار زده است،می گردد.
پس یکی از مهمترین نیازها،تدوین مبانی نظری معماری و شهر سازی است که اصول بنیادین آن از اعتقادات جامعه سر چشمه گرفته ،به نحوه نگرش جامعه به انسان و حیات او معطوف است.
بهره گیری از مختصات مسکن تاریخی:
یکی از منابع شناخت ویژگی های مسکن مطلوب عبارت از بهره گیری از مختصات مسکن بومی هر فرهنگ و منطقه ای می باشد.لازم به توضیح است که در این مقوله تکرار فرمها و الگوهای مسکن بومی مدنظر نیست،بلکه شناسایی مختصات ارزشی و فرهنگی مرعی داشته شده در انها و جستجوی روش های پاسخگویی به آنها در زمان حاضر و با امکانات در دسترس ،باید هدف اصلی باشد.
آموزش:
اموزش افراد زیربط با امر مسکن یکی از مهمترین ابزار و روش های اساسی و کارآمد شناخت،تدوین و ترویج ویژگی های مسکن مطلوب است.آموزش می تواند از آموزشگاها آغاز شود.بازآموزی کادر تشکیلات و سازمانهای ذیرربط (اعم از عمومی و خصوصی)زمینه بعدی خواهد بود.توجه به آموزش دست اندرکاران دیگر امر مسکن همچون سازندگان و طراحان نیز ضرورت دارد.،مه ایفای این نقش را باید رسانه های عمومی ،اتحادیه ها و مجامع صنفی و حرفه ای عهده دار شوند .مهم این است که قبل از شروع آموزش ،اصول ،معیارها ،مفاهیم ،ارزش ها و ضوابط باید تبعیین و تدوین شده،در دسترس باشند.
اصول گرایی:
عدم توصیه الگوی واحد برای اقالیم مختلف و خرده فرهنگ های متفاوت موردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.به بیان دیگر راجع به مسکن مطلوب(به ویژه در مقیاس کلان)به هیچ وجه نباید استاندارد اندیشید.بلکه باید اصول و مفاهیم ارزشی و بنیادین ثابتی را مدنظر داشته،تنها نحوه تجلی کالبد بخشیدن به آن ها را در اقالیم ،فرهنگ ها،امکانات و خواسته های متفاوت جستجو کرد.
الگوسازی:
در جهت ترویج معیارهای مسکن مطلوب و گسترش آن در جامعه ،ارائه الگوهای مناسب با ویژگی های کمی متفاوت و در اقالیم مختاف موضوعی ضروری است.یکی از زمینه هایی که ارائه الگو های اولیه را فراهم می نماید،همکاری آن دسته از تشکیلات و موسسات دولتی و خصوصی است که به ساخت مساکن سازمانی و یا استیجاری مبادرت می ورزند.شرکت تعاونی،سازندگان و تولید کنندگان مسکن در مقیاس انبوه را نیز می توان گروه بعدی دانست که می تواند در ارائه و ترویج الگو های مسکن مطلوب ایفای نقش نمایند.لازم به ذکر است که الگو سازی باید جنبه عمومی به خود بگیرد،و در صورت منحصر شدن آن به برخی طرحها،وضع موجود تکرار خواهد شد.
جامع اندیشی و وحدت گرائی:
همکاری و هماهنگی تمام دستگاهها و نهادهای اجرائی ،یکی دیگر از مواردی است که امکان ترویج مسکن مطلوب را فراهم آورده،مشروط بر آنکه هیچکدام افق فعالیت و اهداف را به قلمرو سازمان خویش منحصر ومحدود ننموده ،به کل کشور و اهداف بلند مدت ملی بیاندیشد.در این حالت است که می توان به تحقق تجلی معیارهای کیفی و همچنین ترویج الگوهایی جامع اندیشی و وحدت گرائی(در عین کثرت)مسئلین و دست اندر کاران نسبت به کل کشور،و اجتماع نیز موضوع مهمی است که باید به آن توجه شود.همچنین توجه جامع نسبت به همه جنبه ها و وجوه حیات انسان و نیازهای مرتبط با هر وجه ضرورتی است که جامع معصر به شدت از کمبود آن رنج می برد.در واقع ریشه این نیاز را در تمرکز (فعلی)بیش از حد بر جنبه های مادی و اقتصادی می توان جستجو کرد.بدیهی است که تفکر وحدت گرا جامعیت و کلیت و به عبارت دیگر وحدت در کثرت عالم وجود از تبعات آن هستند نمی تواند موضوع مسکن را به طور انتزاعی و بدون توجه به سایر مواردمرتبط با آن مورد بررسی قرار دهد.لزوم این جامع نگری در ایران اسلامی موضوعیت جدی تری می یابد.زیرا تفکر اسلامی موضوعیات بسیار مهمی را مد نظر دارد که توجه به آنها به عنوان اصول و ارزش های بنیادین و اعتقادی که همه امور به انها ارجاع می گردند ضرورت دارد،مضافا اینکه جدیت موضوع در ایران به جهت اتصافش به صفت "اسلامی" است که این صفت بیانگر بار فرهنگی غنی ،سنگین و شناخته شده اسلام در جهان به شمار می رود و در نتیجه جهانیان انتظار دارند که تجلی فرهنگ ،باورها و عقائد اسلامی را در فراورده های فکری و کالبدی این مرزو بوم مشاهده کنند و طبیعی است که یکی از مهمترین این تولیدات و دستاوردها معماری و شهرسازی (محیط زندگی انسان)است.
اصلاح تلقی جامعه نسبت به معماری :
نتیجه گیری این موضوع مهم باید مورد عنایت قرار گیرد که به معماری نباید به عنوان یک صنعت و آن هم ساختمان سازی نگریست،بلکه معماری مجموعه ای است از "حکمت" و " هنر" که بر مبنای اصول و مفاهیم و ارزش های اعتقادی و فرهنگی هر جامعه استوار بوده،فنون،صنایع و مصالح در دسترس در خدمت تجلی کالبدی یافتن مفاهیم و اصول قرار می گیرند.
با عنایت به مراحل سه گانه طرح شده ،ویژگی های کیفی مسکن مطلوب،مبانی طراحی و روش های تحصیل آنها و با توجه به مسائل مبتلا به جامعه،موضوعات زیربه عنوان خلاصه نتایج مستخرجه از نوشتار ،مورد اشاره قرار می گیرند:
از انجایی که به تناسب قلمروهای انسان (قلمروهای مادی،روانی و معنوی)نیازهای او نیز متفاوت هستند،مسکن و عوامل مربوط به انها نیز نباید صرفا به عنوان سرپناه و پاسجگوی نیازهای مادی انسان مطمح نظر قرار گیرند.بلکه توجه به ان دسته از ویژگی های کیفی مسکن نیز که تأمین کننده نیاز های روانی و معنوی انسان باشند ضرورت دارد.
ویژگی های کیفی مرتبط با مسکن را در موضوعاتی چون "صفات "و "امکانات"مسکن،و انتظارات از آن می توان مورد توجه قرار داد ،که اهم عناوین مرتبط با آنها عبارت از ملحوظ داشتن شأن انسان از طریق توجه به قلمرو های متفاوت حیات وی ،آرامش،امنیت و ایمنی ،محرمیت،خلوت،ارتباط با طبیعت ،احترام به حقوق دیگران ،وحدت جامعه و احترام به خانواده به شمار می رود.
با مداقه در صفات و امکانات مرتبط با جنبه های کیفی مسکن و همچنین با انتظاراتی که از تأثیر مسکن بر مقولات اجتماعی می رود،دستیابی به مبانی طراحی امکان پذیر خواهد بود که به نوبه خود مشتمل بر اصولی است .این اصول در هر فرهنگ و جامعه ای تعاریف خاص خود را دارد و در رابطه با قلمروهای مختلف حیات انسان نیز مصادیق و معانی متفاوتی را به نمایش می گذارد.
اهم این اصول را تحت عناوینی چون مقیاس انسانی،کلیت،سلسله مراتب،هماهنگی،درونگرائی،م کانیابی مناسب و تعادل می توان مورد بررسی قرارداد.
در عین مرعی داشتن مبانی طراحی مسکن مطلوب ،اتخاذ تدابیری نیز ضرورت دارد تا به این وسیله ،اولا توجه مجریان امر به ویژگی های مسکن معطوف شده و ثانیا این ویژگی ها به جامعه نیز معرفی شده ،امکان تلقی صحیحی در مورد معماری و مسکن در جامعه فراهم آید.این تدابیر ذیل موضوعاتی چون اتخاذ سیاست های مناسب،توجه به فرهنگ جامعه،بهره گیری از مختصات مسکن تاریخی،آموزش،اصولگرائی،و اصلاح تلقی جامعه نسبت به معماری قابل طبقه بندی هستند.
با توجه به موارد فوق الاشاره،تبیین فرایندی برای طراحی مسکن پیشنهاد می شود که طی آن،قلمروهای مختلف حیات انسان و زمینه های مرتبط و پاسخگو به هر کدام با توجه به ارزش های فرهنگی و کیفی مدنظر قرارگیرند.تدوین مبانی نظری معماری مسکن یکی از مهمترین مراحل این فرایند خواهد بود که می تواند به عنوان منشأ مغایری برای طراحی و همچنین ارزیابی ها مورد استفاده قرار گیرد.این ارزیابی ها اعم از ارزیابی وضع موجود،ارزیابی طرحها و برنامه ها ،و ارزیابی آراء و الگوهای وارداتی از ممالک و فرهنگ های دیگر خواهد بود.در دسترس بودن این مبانی نظری و معیارهای مورد نظر ، علاوه کمک به طراحی و برنامه ریزی،امکان هدایت سیاست های مربوطه در مسیر صحیح را نیز فراهم آورده ،در زمینه های آموزش(به ویژه آموزش جامعه و اصلاح تلقی مردم)نقشی ارزنده ایفاء نماید.

 

 

 

 

 

انقلاب در مسکن 1- خرید پستی خانه


مهاجرت و پشتیبانی
فشار ناشی از رشد انفجار گونه جمعیت بعد از انقلاب صنعتی در سرتاسر دنیا باعث تبدیل سریع سرزمین های بکر و دست نخورده به منطقه مسکونی شد. به واسطه تغییرات پس از انقلاب صنعتی مردم ، در مناطقی که فرهنگ سنتی خانه سازی و مصالح مناسب یا مهارت های فنی لازم وجود نداشت چگونه باید خانه می ساختند. ممکن است کسی مانند رابینسون کورسو که در یک تصادف به جزیره ای در اقیانوس جنوبی کشیده شده، بتواند با اتکا به استعداد خودش و مصالح موجود در جزیره پایگاه زندگی خود را بنا کند. ولی اگر مواردی مانند کورسو که به بر حسب تصادف در مکانی سکنا می گزیند را استثناء کنیم، در مهاجرت های برنامه ریزی شده هرچند اندک ولی خدامات پشتیبانی وجود داشته است. تحقیقات در قطب جنوب بدون ابداع مصالح و فراهم کردن روشی آسان برای سرهم و منتاژ کردن پایگاه غیر ممکن بود، همانگونه که در برنامه ایستگاه آینده در ماه نیز طبیعتا روش بنای تاسیسات و روش انتقال مصالح از مهمترین مواردی هستند که در حال بررسی شدن می باشند.
روش فرستادن افراد به سرزمین های توسعه نیافته، از دوره اداره سرزمین های استعماری در گذشته گرفته تا پایگاه در قطب جنوب یا پایگاه کره ماه، فرق چندانی نمی کنند. روشی که بتوان بدون داشتن تخصصی به سادگی قطعات را منتاژ کرد و به این منظور قطعات از قبل آماده می شوند. به این روش پیش سازی (Prefabrication) گویند.
درمقاله Early American Prefabrication که پیترسون (Charles E.Peterson) در سال 1948 ارائه می دهد، انگیسی های حداقل در سال 1624 خانه های پیش ساخته ای را به آمریکا صادر کرده بودند که با پانل های چوبی که چندین بار قابلیت تجزیه و منتاژ کردن دارند، بنا شده بودند.
همراه با سیاست توسعه سرزمین های استعماری تقاضا برای خانه های پیش ساخته مخصوص در سرزمین های استعماری بیشتر می شود بنابراین هیچ جای تعجب نیست که افرادی نیز ظاهر شوند که خانه های پیش ساخته را به عنوان یک موقعیت تجاری مناسب درک کنند. بر اساس تحقیقات هاربرت (Gilbert Herbert) در سال 1833 شرکت ماننینگ (Manning Inc.) به مرکزیت لندن در زمینه ساخت و فروش خانه های پیش ساخته برای سرزمین های استعماری فعالیت می کرده است. از دهه 1840 خانه های پیش ساخته ای با سازه چدنی (که در زمان خود مصالح جدیدی برای سازه ساختمان بود) نیز به سرزمین های استعماری صادر می شود. گفته می شود: در اواخر دهه 1840 و اوایل دهه 1850 که مصادف می شود با تلاش گسترده برای کشف طلا در سواحل غربی آمریکا و قاره استرالیا، خانه های پیش ساخته چه از نوع چوبی یا آهنی آن نقش بسزایی را ایفا کردند.
ولی با افزایش جمعیت در سرزمین های استعماری دیگر نیاز به پشتیبانی از کشور مادر از بین می رود. به خصوص در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا که دیگر استقلال خود را به دست آورده است. در عمل نیز می بینم که در سال 1830 آمریکا مهد تولد روش ساخت بالون فریم (Balloon Frame) می شود که دارای قابلیت تولید صنعتی بالای بود که بعدها در روش ساخت 2*4 به تکامل می رسد. در بدبینانه ترین حالت تا سال 1860 آمریکا در ساخت خانه به روش منتاژ پانل به حدی توصعه پیدا کرده بود که قابلیت تولید در حد تجاری را می یابد.
عمومیت یافتن کتاب الگو یا پاتان بوک
همانگونه که اشاره شد، واردات خانه پیش ساخته از کشور مادر تنها راه برای استفاده از خانه های پیش ساخته در سرزمین های استعماری نبوده و انتقال دانش ساخت نیز از دیگر اشکال استفاده از این نوع خانه ها در مناطق استعماری بوده است. به خصوص در مناطقی که جمعیت مناسبی اسکان می گرفتند، افرادی پیدا می شوند که ساخت و ساز را شغل خود قرار می دهند و از طرف دیگر خانه های پیش ساخته ای که فقط در حد حفاظت از باد و باران کارایی دارند و در ابتدا از کشورمادر وارد شده بودند دیگر نیاز های بخش بزرگی از مهاجران را برآورده نمی کرد.
همانگونه که وقتی یک آشپز می خواهد با استفاده از مواد غذایی محلی غذایش را درست کند نیاز به کتابی دارد که در آن فنونی که بر اساس تجربیات تاریخی به دست آمده اند در آن جمع شده باشد. برای ساخت مسکن نیز به همچین کتابهایی احتیاج بود.
در ارتباط با معماری چنین کتابی که در آن فنون ساخت جمع شده باشد از قدیم در شرق،غرب و یا برای سرزمین های استعماری وجود داشته است. در ژاپن دستورالعمل مخفی کی واری (kiwari) و یا کتاب هینا کتا بون (hinagatabon) که در آن نقشه جزیات ساختمان کشیده شده است از آن دسته هستند. در اروپا نیز نمونه هایی از انتشار کتاب هایی که در آنها جزئیات ساختمان یا روش ساخت توضیح داده شده است از قرن 17 میلادی به بعد دیده می شود، و در طول قرن 18 تا 19 تعداد آنها بسیار زیاد می شود. اینگونه کتاب هایی که در آنها روش ساخت ساختمان توضیح داده شده است در قرن 18 زمانی که آمریکا مستعمره بود به آمریکا نیز صادر می شود.
در قرن 18 بجز کتاب های راهنمای فنی وارداتی از اروپا کتابهایی را منتشر می کرد، که در آنها طرح های بهتر برای ساخت خانه یا به عبارتی طرح های مدل روز وجود داشت. این کتاب ها در انگستان «ویلا بوک» نامیده می شدند. از این نوع کتاب ها در آمریکا دهه 1830 نیز چاپ می شود که در آنجا با نام های «استایل بوک» و یا « پاتان بوک» شناخته می شدند و برای سازندگان و استفاده کنندگان بسیار با ارزش بود.
این کتاب های پاتان بوک برعکس کتاب های راهنمایی فنی که قبل از آن بود، در باره روش ساخت و یا نقشه جزییات ساختمان توضیحات زیادی نداشتند و بیشتر با نشان دادن نما های مختلف خانه از راه فرهنگی سعی در تحت تاثیر قرار دادن آرزو ها و نیاز های مردمی که در دور دست زندگی می کردند را داشتند. عمومی کردن اطلاعات به روش تان بوک تنها به انتشار کتاب محدود نمی شود. در مجله زنانه Godey’s Lady’s Book که از سال 1830 منتشر می شد نیز از این روش استفاده می شد. در آمریکای نمیه دوم قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم آمریکا از آنجایی که افراد متنوعی اینگونه مجلات زنانه را می خواندند تاثیر اینگونه مجلات بیشتر بوده است. مثلا تیراژ مجله Ladies’ Home Journal که بعدها نقشه مدل خانه هایی را که معماران معروفی مانند فرانک لوید رایت طراحی کرده بودند را نیز چاپ می کند در سال 1891 ششصد هزار شماره بوده که این تیراژ در سال 1903 به سه میلیون نیز می رسد.
خانه های تمام سفارشی
از یک طرف واردات قطعات خانه های پیش ساخته از سرزمین های دور گسترش پیدا می کند و از طرف دیگر رسانه های معرفی استایل های مختلف خانه گسترش می یابد. مورد اول فقط در حد حفاظت از باد و باران بوده و بدون ارتباط با آرزو ها و خواست های ساکنان آن آغاز می شود و مورد دوم هر چند که آرزو ها و خواست های مردم را نشان می داد ولی هیچ راهی را برای اجرای آن پیشنهاد نمی کند. وقتی نقطه ضعف های این دو را مورد بررسی قرار می دهیم. می توان حدس زد که افرادی بوده اند که با ترکیب این دو، روش جدیدی را برای خانه سازی را ابداع کنند. در دنیای واقعیت نیز خیلی سریع افرادی پیدا می شوند که این تفکر را به واقعیت تبدیل کنند. شرکت های « تمام سفارشی » آمریکا که همان شرکت های فروش خانه پستی هستند از اواخر قرن نوزدهم ایجاد شدند و تا سال 1910 بیش از 10شرکت در این زمینه فعالیت می کردند. شرکت های معرف فروش پستی از قبیل سیارز روباک (Sears Roebuck) و مونتگومری وارد (Montgomery Ward) از 100 سال پیش اجناسی حتی مانند خانه را نیز می فروختند.
شرکت های فروش پستی خانه به اطلاعاتی که در کتاب های پاتان بوک وجود داشت، پلان طبقات با اندازه و مقیاس، نقشه نوع روکار قطعات، و تزیینات و حتی در بعضی از مواقع به وسیله نقشه توضیحی درباره معماری داخلی ساختمان پرده ها و مبلمان ساخت شرکت خود را نیز اضافه کرده، درکتابی که « پلان بوک» خوانده می شد چاپ کرده و تلاش برای فروش آن می کردند. اطلاعاتی در این سطح در مجلات زنانه نیز به تدریج چاپ می شود. در این کتاب های پلان بوک نقشه های کوچک ترین خانه های ممکن که دارای 2 اتاق بودند تا ساختمان های نسبتا مجلل با 10 اتاق برای جواب گویی به نیاز اقشار مختلف تهیه شده بود.
مصرف کننده پلان بوک را در دست می گیرد و در آن خانه ای که با بودجه و نیازهایش هماهنگی دارد را انتخاب کرده و با ارسال تمام و یا قسمتی از هزینه خانه به شرکت فروش پستی قرار داد ساخت را می بندد. بلافاصله از طرف شرکت نقشه های دقیق ساخت و روش بنای ساختمان فرستاده می شود. به طوری برنامه ریزی شده بود که در فاصله دو تا سه هفته نیز اولین سری از مصالح ساخت به وسیله راه آهن به دست مصرف کننده برسد. از اجزاء چوبی که در اندازه های مورد نیاز قبلا بریده شده اند تا مابقی اجزایی که برای ساخت ساختمان لازم است را بر اساس ترتیب ساخت در چندین محموله جداگانه ارسال می شده است. شرکت سیارز روباک که بزرگترین شرکت در این زمینه بود در بعضی از مواقع بنابر نیاز خدمات نصب ساختمان را نیز بر عهده می گرفت و در دهه 1920 مشاور معماری داخلی نیز داشته است که بعداز اتمام خانه برای انتخاب پرده و مبلمان خدمات مشاوره ای را ارائه دهد. خدماتی در سطح خدمات شرکت های خانه سازی امروز ژاپن.
بعد از بحران اقتصادی دهه 1930 اکثر این شرکت ها فروش پستی خانه را قطع می کنند ولی تحریک نیاز های مصرف کننده به وسیله رسانه ها، تولید وابسته به توزیع در منطقه بسیار وسیع، بالا بردن سطح توقع مصرف کنندگان به وسیله ارائه انواع مختلف پلان ها ، خدمات متنوع و... همگی از ویژگی ها و نو آوری های فروش پستی هستند که کمک می کنند تا خانه در قرن بیستم وارد فرایندی شود که در نهایت مسکن را تبدیل به یک کالای مصرفی می کند.
(از کتاب تکامل مسکن به سبک قرن بیستم. نوشته شوایچی ماتسو مورا استاد دانشگاه توکیو ترجمه میثم معصومی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انقلاب در مسکن 2- آغاز خانه سازی به سبک آکیهابار


(آکیهابار نام مرکز فروش لوازم الکترونیکی و رایانه در ژاپن است که هر قطعه الکترونیکی را می توان از آنجا تهیه کرد. و بسیاری برای ساخت لوازم اکترونیک مورد نیازشان قطعات آن را از این مرکز تهیه می کنند )
خانه سازی بدون قاعده
امروزه ساخت مسکن آنقدر پیچیده شده است که دیگر کمتر کسی می تواند بر نوع ساخت مسکن خود نظارت داشته باشد. وضعیت مسکنی که با بازار یابی یا مارکتینگی بسیار قویی، این قدرت درک بازار آنقدر بالاست که گویی قدرت خواندن روح انسان را دارند و طراحی قویتری که میل به مصرف را هرچه بیشتر تحریک می کند. این ها عواملی هستند که باعث شک در ادعای بالا بودن سطح توقع مردم می شوند. این احساس مانند احساس دروغ بودن درصد بینندگان برنامه های تلوزیونی است. عددی که بر اساس آن برنامه های تلوزیونی ساخته می شود و محتوای آن تعیین می شود، در حالی که هرگز خود و یا اطرافیان ما جزو سوال شوندگان برای بدست آوردن درصد بینندگان نیستیم.
به کسانی که به این احساس توجه می کنند و دوست دارند که طرز تفکر ساخت مسکن را عوض کنند سازندگان شخصی (Self Biulder) گویند. با شنیدن اصطلاح «سازندگان شخصی» خیلی های صحنه ای را به یاد می آورند که یک نفر با زور و بازوی خودش یک آلونک کوچک در کوه می سازد. ولی امروزه این آکونک ها برای مصرف کنندگان دوست دار پیکنیک بصورت یک بسته لوازم تبدیل به کالایی تجاری شده و قابل خرید است و آنقدر امکانت دارد که در نهایت تفاوت زیادی هم با دیگر خانه های مسکونی نداشته باشد. اینجاست که افرادی پیدا می شوند تا با روشی متفاوت در سیستم خانه سازی امروز تغییری هر چند کوچک را ایجاد کنند.
معماری به نام اوسامو ایشیاما (Osamu Ishiyama)از مطرح ترین این افراد است. او خانه ای را طرحی می کند که سرپناه هایی با استفاده ازلوله های فولادی موج دار بود به مانند کانتینری ()که دارای پنجره های است که رو به بالا باز می شود. مجموعی از این خانه ها ساخته می شود که اولین آن خانه کنجی کاوا آی () است. و بعد از ساخت این مجموعه ایشیاما کتابی را با نام « خانه را به روش آکی هابارا بسازیم» را منتشر می کند. او در این کتاب می نویسد:
«حداقل ساختمانی در حد یک خانه مسکونی را هر فردی می توانند بسازد و من معتقدم که باید اینگونه باشد. اینجوری ارزانتر بهتر، آزادانه و از همه مهمتر ساختمانی جالب تری ساخته می شود........
این موضوع من را به یاد آکی ها بارا می اندازد. وقتی شما به آکی هابارا می روید. هرنوع قطعه الکترونیکی را با ارزان ترین قیمت می توانید تهیه کنید. از آنجا که قیمت اجناس در آنجا بستگی به قدرت چانه زنی خریدار دارد، خریدار باید قدرت معامله و قدرت تجزیه و تحلیل حجم عظیمی از اطلاعات را در ارتباط با قطعات داشته باشد. در آکی هابارا هرکس با خرید به دانش خود می افزاید. به اعتقاد من این فرهنگ حاکم بر آکی هابارا فرهنگی است که باید در آینده برصنعت مسکن ژاپن نیز حاکم شود...... انرژی که در ساخت ساز با قطعاتی که بعد از چانه زدن میان خریدار و فروشنده وجود دارد. آیا نمی شود با این روش که من آن را روش آکی هابارایی می نامم یک تغییر کوچک در بازار مسکن ایجاد کرد؟ »
ایشی یامایی که از «زندگی در جنگل» تورو (Henry David Thoreau) تعریف می کرد، و یا برج های وات (Watts Towers) که سایمون رودیلا() را می ستاید و برای پیدا کردن ساختمان های عجیبی که افراد مختلف ساخته اند پیاده به نقاط مختلف ژاپن سفر می کند، به دنبال روش های خلاقانه منفردی نیست که در نقاط مختلف وجود دارد بلکه به دنبال ارائه روش خانه سازی بومی جدیدی است. غافل از آن که این روش بیش از یک دهه پیشتر به صورت کاملا معقول وجود داشته است.



خانه های بومی از نوع صنعتی
سالیان سال مصالحی که در طبیعت هر منطقه قابل دسترسی بود در بهترین حالت عقلیمی با یکدیگر ترکیب می شدند تا مسکنی ساخته شود. پس طبیعتا به دلیل متفاوت بودن مصالحی در دسترس و اقلیم هر منطقه، مسکنی که آنجا نیز ساخته می شد ویژگی خواست خود را داشت. از این رو خانه های روستایی و قدیمی را ساختمان بومی گویند.
ولی بدون توجه به شرایط منطقه ای به وسیله شبکه وسیع حمل و نقلی که در قرن بیستم ایجاد می شود اجناس صنعتی ساخته می شود که در هر منطقه ای در دسترس بودند. آیا امکان ساختن خانه با انتخاب آزادانه و ترکییب این محصولات صنعتی وجود نداشت؟ در نیمه اول قرن بیستم، در میان معماران جوان افرادی پیدا می شوند که آرزوی اینگونه خانه سازی را در سر می پروراندند.اگر خانه های قبل از آن را خانه های بومی بنامیم این آرزو را خانه های بومی از نوع صنعتی می توان نامید.
اولین جایی که امکان ساخت خانه بومی از نوع صنعتی وجود داشت هیچ جایی به غیر از مهد انبوه سازی یعنی آمریکا نیست. در کشوری که از اوسط قرن نوزدهم در مقابل استفاده از روش معمول تولید قطعات برای یک محصول روش تولید قطعاتی که در محصول های مختلف قابلیت استفاده دارند را ابداع می کند، همانگونه که در صنعت خودروسازی از این روش استفاده کرد حداقل از دهه 1920 کاتلگ قطعات و اجزای ساختمان وجود داشته است. کاتلوگ هایی که معماران می توانستند با انتخاب قطعات مورد نیاز خود از میان آن و سفارش آن را تهیه کرده و استفاده کنند.
و اما اروپا. این دوره با رواج طرز تفکر مدرنیسم در میان معماران جوان اورپایی مصادف است. در اواخر دهه 1920 آلبرت فرای() یکی از معماران جوان اروپایی که با گذشتن از اقیانوس اطلس خود را به آمریکا می رساند. در خاطرات خود می گوید: «وقتی قبل از رفتن به آمریکا در آتلیه کوربوزیه کار می کردم. در همچین جایی هم حتی از روی کاتلگ های قطعات تولید انبوه آمریکایی جزئیات نقشه قطعات دست ساز خود را می کشیدند. » معماران جوانی که به آنطرف اقیانوس اطلس می رفتند نه تنها خواهان بهره گیری از کالاهای صنعتی انبوه سازی شده ساختمانی بودند، بلکه علاقه شدیدی به استفاده از انواع و اقسام محصولات صنعتی غیر ساختمانی نیز در ساخت خانه هایشان نشان می دادند. مثلا ریچارد نویترا() که در اوسط دهه 1920 از وین به آمریکا مهاجرت می کند و در کالیفرنیا می گزیند در اولین اثرش که « خانه سالم دکتر لابل» است، برای چراغ های راه پله از چراغ جلو ماشین سواری استفاده می کند. این یکی از اولین ساخت خانه بومی از نوع صنعتی است.
در سالهای 1920 تا 1930 در آمریکا، پیشرفته ترین کشور صنعتی نیز، ساخت خانه ای کامل با منتاژ کردن قطعات و کالا هایی موجود در بازار هنوز آرزویی دست نیافتنی بود. قدرت صنعتی لازم برای واقعی شدن آرزوی خانه بومی از نوع صنعتی ، نیاز به رشد خارق العاده صنعت نظامی داشت که در جنگ جهانی دوم تحقق می یابد. چهار سال بعد از جنگ جهانی دوم خانه ایمز () برای اولین بار این آرزو را ممکن می سازد.
زوج ریچارد و ری ایمز () ( که بعدها به عنوان طراحان صنعتی شهرت جهانی یافتند) به عنوان طرحی برای خانه های آینده، منزل مسکونی خود را به عنوان یک پروژه آزمایشی طراحی می کنند. سیستم Off-the-Shelf Parts روشی است که با منتاژ قطعات پیش ساخته موجود در بازار، ساختمانی هم ارزان و دارای فضایی متعالی می سازد. این روش ساخت ساختمان، امروزه نیز مورد توجه است. صرف نظر از میزان استفاده از قطعات پیش ساخته در این مدل، در این ساختمان دو طبقه ای با استفاده از ستون های تیر آهن های I شکل ، تیرآهن مشبک برای تیرها (Lattice Beam) و ورقه یک پارچه آهنی سازه ای سبک داشت. در دیوار آن پانلهای سیمانی و چارچوب در و پنجره شبیه به کارهای ماندریان (Pieter Cornelis Mondriaan) کار گذاشته شده است। با دیدن چنین خانه ای به راحتی می توان قدرت معرفی خانه های آینده را در این خانه درک کرد.
در ژاپن هم خانه ایمز وجود داشت.
در ژاپنی هم هر چند با تاخیر، صنعت ساخت اجزاء پیش ساخته ساختمان رواج می یابد، در دهه 1960 خانه ای مانند خانه ایمز و هم ریشه در روش آکیهابارایی ساخته می شود. ره کن موچی (Re Kenmochi) که با خانواده ایمز رفت آمد داشت مانیفست « معماری با مصالح در قطعات و اندازه های استاندارد» را شعار خود قرار می دهد. « معماری با مصالح در قطعات واندازه های استاندارد» ساخت مصالحی است که با رعایت یک استانداردی مشخص توانایی آن را دارند که آزادانه با یک دیگر ترکیب و منتاژ شده و در بازار به صورت اوپن(open) یا باز موجود باشند. ساختمانی که به این روش با انتخاب آزادانه از میان مصالح موجود در بازار ساخته می شود را ساختمان سازی به روش استفاده از مصالح در قطعات و اندازه های استاندارد گویند. از آنجایی که سیستم هایی مانند سیستم ساخت وساز پیش ساخته در ژاپن که قطعات خواص یک شرکت را فقط در خانه های همان شرکت قابل استفاده است را « سیستم بسته» یا سیستم کلوز( close system) می گویند این روش بر اساس « سیستم باز » یا اوپن سیستم (open system ) می نامیم.
خانه هاتا () به عنوان اولین خانه با استفاده از مصالح در قطعات و اندازه های پیش ساخته می باشد که در ساده ترین حالت ممکن طرز تفکر کن مچی را نشان می دهد. این خانه با استفاده از ستون های فولادی استوانه ای شکل که در آن زمان تازه به عنوان مصالح آماده ساختمانی به بازار آمده بود و تیر آهن های H شکل به عنوان تیر های آن ساخته شده بود، می توانست فضایی در ابعاد9 متر در 13 را در دو طبقه بدون ستون در میان آن ایجاد کند. و از پانل های ALC ( پانل های سبک بتنی حباب دار) و چهار چوب های آلومینیمی برای پوشاندن سطح های کف و دیوار استفاده کرد و در داخل ساختمان کمدها و یونیت های تاسیسات ایجاد کرد تا محیطی قابل سکونت را ایجاد کند.
این ساختمان ساده ترین مدلی است که افکار کن موچی در آن دیده می شود. از این رو در جایی که معمولا پشت بام برای ایجاد مسیر حرکت آب باران دارای شیب است. ولی در این ساختمان برای اینکه به تواند از مصالح در ابعاد استادارد آن استفاده کند هیچ شیبی به بام ساختمان نمی دهد.
البته برای اینکه بتوان با تهیه آزادنه قطعات و مصالح از بازار و ترکیب منتاژ آنها با یکدیگر ساختمان ساخت، نیاز به قراردادی فراگیر است که در آن تمام انداز های و روش اتصال آنها به یک دیگر مشخص شده باشد و همه به این قرارداد پایبند باشند। معماری ژاپنی یک سیستم باز است چرا که با به وجود آمدن قرارداد های مشترک میان معماران مختلف در اندازه و روش نصب مانند کی واری و تاتامی واری همه از این استاندار های در ساخت ساختمان خود استفاده می کنند. از طرف دیگر نباید فراموش کرد که در دوره کن موچی بحث هماهنگی مودیولار در میان قطعات صنعتی که قابلیت جابجایی و عوض کردن آنها را تضمین می کرد، بحث روز بوده است. ولی امروز که 30 سال از ساخت اثر او می گذرد حتی در طراحی خانه های ویلایی ژاپن هم ابعاد استاندارد 900 ، 910 ، 950 ، 1000 ، میلیمتر وجود داشته و هیچ حرکتی دیده نمی شود که در جهت ایجاد یک قرارداد اجتماعی برای یکی کردن این ابعاد وجود ندارد. از این رو این آرزو که ساکنان خانه بتوانند قطعات و اجاء مورد نیازی را که می پسندند را از بازار تهیه کرده و خود منتاژ کند هنوز تحقق نیافته است.

روش آکی هابارایی در فروشگاه های ابزار و لوازم DIY
ولی در آمریکایی که مهد خانه ایمز است شرایط متفاوت است. در آمریکا آن هم بدور و بدون ارتباط با اهداف مدرنیسم و یا سیستم متعالی هماهنگی مدیولار سیستمی ایجاد شده است که ساکنان خود می توانند، مصالح و قطعات ساختمان را خریداری کنند و البته سیستم منتاژ و بنای آن نیز ایجاد شده است. فروشگاه های ابزار و لوازم DIY از آن نمونه هستند. فروشگاه های بزرگ ابزار و لوازم که در آمریکای امروز هست می توان تقریبا تمام وسایل و قطعاتی که برای ساخت یک خانه لازم هست را تهیه کرد. نه تنها افراد عادی که می خواهند خانه نو بنا کنند و یا تغییراتی در خانه های خود ایجاد کنند از این فروشگاه ها استفاده می کنند بلکه افراد متخصص و حرفه ای که در زمینه ساخت ساز ساختمان فعالیت می کنند نیز وسایل و مصالح ساختمانی خود را تهیه می کنند. و حتی تفاوت قیمتی برای افراد عادی و حرفه ای وجود ندارد. هرچند که سیستمی مانند آنچه ایمز و کن موچی در سر می پروراندند که بتوان قطعات ساختمانی را فقط منتاژ کرد وجود ندارد ولی می توان گفت که این نکته که مصرف کننده می تواند خودش ترکیب مصالح را آزادانه در بازار انتخاب کند با اهداف آنها یکی است.
ولی وقتی که می خواهیم چگونگی اجرا کردن اینگونه سیستم خانه سازی بومی صنعتی را در ژاپن اجار کنیم باید به شرایط خواص آمریکا که این سیستم در آنجا موفق بوده است را در نظر بگیریم. آن شرایط عبارت است از:
در آمریکا عمر یک خانه طولانی بوده و خریدو فروش خانه قدیمی نیز رایج است. به همین دلیل فرصت های زیادی فراهم می شود که مصرف کننده برای بالا بردن ارزش استفاده از خانه و یا ارزش مالی دست به اضافه کردن به بنای ساختان و ایجاد تغییراتی در آن ایجاد کنند. از این رو در فروشگاه های DIY بیشتر از آنکه مصالح ساختمانی را برای ساخت خانه نوساز بفروشند برای ایجاد تغییرات در ساختمان های موجود می فروشند.
روش ساختمان سازی که در آمریکا در قرن بیستم عمومیت پیدا کرده است روشی به نام پلات فرم است. این روش نیازی به تخصص بالا ندارد از این رو با روش های مختلف ساخت و ساز در ژاپن که هریک نیاز مند تخصص بسیار بالا هستند بسیار متفاوت است.
ورش محاسبه هزینه ساخت خانه در آمریکا این گونه است که قیمت مصالح جدا و دستمزد ساخت مجزا محاسبه می شود، از این رو جدا کردن بازار از تشکیلات ساخت آسان است. و تفاوت آن با ژاپن که قیمت مصالح وساخت یک جا محاسبه می شود خیلی زیاد است.
در آمریکا ساخت و ساز به وسیله افراد عادی آنقدر عادی است که حتی لازم به آوردن مثال جویندگان طلا در غرب نیست. تا حدی که در هر خانه ای یک فضای کوچک کارگاهی وجود دارد. چیزی که در ژاپن کمتر دیده می شود.
حداقل می توان گفت که برای اینکه در ژاپن ساخت و ساز به روش آکی هابارای رواج یابد نیاز به حل مسائل مختلف دارد।

 

 

 

 

 

 

 

انقلاب مسکن 3- مسکنی که راه می رود


در طول تاریخ بشریت نمونه های متنوعی از خانه های متحرک ساخته شده است. این خانه ها همراه با اقوام کوچنشین در حرکت بوده اند. مانند پاو (Pao) چادر اقوام عشایر مغول، که یک نوع خیمه است. امروزه نیز از پاو استفاده می شود و حتی تبدیل به یک خانه آرمانی برای شهرنشینانی شده است که از زندگی و معماری های دنیای صنعتی خسته شده اند. این استقبال تا جایی است که وقتی، چند سال پیش پاوی در مرکز معماری توکیو به نمایش درآمد تعداد زیادی بازدید کننده داشت. سازه پاو از شاخه های بید است. شاخه ها را در قطعات 8/1 متری مانند تور به هم می بافند . با متصل کردن این قطعات به یک دیگر دیواری دایره ای شکل به قطر 3 تا 4.5 متر می سازند. روی آن را با سقفی از همان شاخه ها می پوشانند. این سازه موقع اسکان موقت در هر مکانی امکان بنا شدن داشته برای تکمیل شدن آن، تنها نیاز است که روی آن را با پارچه ای پشمی پوشانده، و بالاو پایین ، چپ و راست آن را با طناب بسته شود. تنها 2 ساعت زمان برای بنا کردن و جمع کردن این خیمه لازم است. این خانه معمولا با شتر و یا جدیدا با ماشین حمل می شود. ولی تمام پاو ها قابلیت جمع شدن و جابجایی را ندارند. بنا بر تحقیقات آقای جیتارو موراتا (Jitaro Morata) امروزه حتی بسیاری از پاو های جمع آوری هم نمی شوند و در همان حالت بنا شده، با ماشین جابه جا می شوند.
اینگونه نیست که خانه های متحرک فقط مختص به کوچ نشینان باشد. بر اساس تحقیقات شوو ایچی هوندا (Shoichi Honda) در ژاپن نیز نمونه هایی از خانه هایی متحرک دیده شده است. این خانه ها قابلیت آن را داشتند که موقع طغیان رودخانه تجزیه شوده و به همراه وسایل خانه جابجا شوند. در بعد از جنگ جهانی دوم نیز زمانی که هنوز بخش های زیاد از ژاپن ویرانه بود، خانه هایی تحت عنوان «خانه های کامیونی» با مساحتی بسیار کوچکی در حد یک تاتامی ( واحد مساحت ژاپنی تقریبا برابر با 90 سانتیمتردر180 سانتیمتر) ساخته و به بازار عرضه می شود. نمونه های بسیاری از خانه ی با قابلیت حمل و نقل بدون نیاز به تجزیه و جمع آوری وجود دارد ، نیازی به جستجو در میان نمونه های ویژه نیست. چرا که از قدیم نمونه های مختلفی از خانه های روی کشتی و یا گاری اسب وجود داشته است. هرچند گاریی که نیروی متحرکه آن از اسب تبدیل به ماشین می شود برای اولین بار در دهه 1920 آمریکا با نام «تریلی مسافرتی» ساخته می شود.
تکامل از وسیله ای تفریحی به وسیله ای لازم برای زندگی
در دهه 1910 با ظهور مدل T فورد، اتومیبل به سرعت جنبه همگانی یافت تا جایی که در اواسط دهه 1920 تبدیل به وسیله نقلیه عموم مردم آمریکا می شود. هم زمان « اتو کمپ » (کمپ رفتن با ماشین) به عنوان روشی جدید برای تفریح و گذران اوقات فراغتتبلیغ می شود. و « تریلی مسافرتی» به عنوان وسیله تزئیناتی این نوع پیک نیک و تفریح، به بازار می آید. هرچند که تریلی مسافرتی با خانه معمولی بسیار متفاوت بود و فقط برای گذراندن اوقات فراقت و زندگی موقت طراحی شده بود، ولی در هر صورت جزئی از خانواده خانه های متحرک به حساب می آید. در سال 1935 برای اولین بار به جای تریلی مسافرتی، «خانه تریلی» یا همان خانه متحرک ساخته می شود. هر چند به زودی خانه تریلی به عنوان مسکن کارگران ساختمانی و یا خانه های اضطراری در زمان جنگ مورد استفاده گسترده ای واقع می شود، ولی مساحت درون آن بسیار کم بود. و به هیچوجه قابل رقابت با خانه های معمولی نبودند.
این نوع مسکن که ابتداء به عنوان یک وسیله تزیناتی برای اتومبیل ابداع شد، از سال 1950 به بعد با بزرگتر شد ابعاد آن ، نام آن نیز به «خانه متحرک»یا موبیل هاوس تغییر یافت و تبدیل به فضایی با ویژگی های یک خانه معمولی می شود. تا دهه 1950 عرض خانه های متحرک 8 فیت ( تقریبا 2.4 متر) بود که در اوایل دهه 1960 با تعدیل قوانین راهنمایی و رانندگی عرض آن به 10 فیت ( تقریبا 3 متر)، می رسد. در اواسط دهه 1960 نیز با تغییرات پیاپی قانون عرض این خانه ها تا 12 فیت (3.6 متر) و 14 فیت ( 4.2 متر) نیز افزایش می یابد. تا خانه های متحرک هر چه بیشتر قابلیت یک خانه معمولی را پیدا کنند. در دهه 1970 نیز انواع مختلفی از خانه های متحرک به بازار می آید، مانند مدل « عرض دو برابر» یا دبل واید که هر واحد مسکونی از کنار هم قرار دادن دو تریلی ایجاد می شد و یا مدل « گسترش یاب » یا اکیسپاند ابل که در هنگام حمل و نقل جمع شده و از عرض کمی بر خوردار است ولی در موقع استفاده می توان آن را باز کرد و از فضای وسیعتری استفاده کرد. بدین ترتیب در این دوره کیفیت خانه های متحرک روز به روز بهتر می شود. رشد خارق العاده خانه های متحرک به اندازه ای بود که 750 هزار دستگاه خانه متحرک در سال 1972 تولید می شود و 37.1 درصد خانه های تازه بنا در سال 1973 را خانه های متحرک تشکیل می دادند.
موفقیت ابن گونه خانه ها در بازار تا به آنجا رسید که دیگر دولت فدرال نمی توانست نسبت به آنها باشد. دولت سیاست سابق خود مبنی بر به رسمیت نشناختن خانه های متحرک را به عنوان یک خانه را عوض کرده و در سال 1976 مقررات یکسانی برای ساخت خانه های متحرک در سرتاسر آمریکا وضع می کند. از آنجایی که در خانه های متحرکی که تا آن تاریخ ساخته شده بود دارای ویژگی هایی بودند که باعث کم شدن هزینه این خانه ها می شد. از جمله استفاده از شلنگهایی جدید بجای لوله فاضلاب که در خانه های معمولی استفاده نمی شد و یا استفاده از ستون هایی با ابعاد 2 اینچ ( که کیفیت لازم را نداشتند) و یا از مصالح جدیدی که کیفیت و امنیت آنها تا آن موقع ثابت نشده بود مانندچسب های سریع و قویی در این خانه ها بکار می رفت،. ولی بعد از به رسمیت شناخته شدن خانه های متحرک توسط دولت ، سازندگان مجبور به رعایت رعایت کلیه استاندارد های خانه های معمولی شدند که به تبع آن قیمت تمام شده این خانه ها را نیز بالا می برد ولی در مقابل این سخت گیری ها، مقررات منع کننده ای که تا قبل از آن برای مکان نصب این خانه ها وجود داشت برداشته شد و خانه های متحرک نیز تحت پوشش وام های بلند مدت مسکن قرار گرفتند. با توجه به تغییراتی که پس از تصویب این مقررات به وجود آمد نام خانه های متحرک نیز به « خانه های کارخانه ای »(Manufactured home) تغییر یافته از بعد عایق حرارتی و مقاومت در برابر آتش سوزی کیفیت آن بسیار بالا می رود. از این تاریخ به بعد بود که برای اولین بار خانه متحرک هم در اسم و هم در رسم تبدیل به یک خانه واقعی شود.
خانه متحرک هایی که حرکت نمی کنند
یکی از بزرگترین دلایل استقبال زیاد از خانه های متحرک ارزانی آنها بود. در آماری که موسسه خانه های کارخانه ای ( Manufactured Housing Institute ) در سال 1988 ارائه می کند، قیمت متوسط خانه های معمولی آمریکا بدونه در نظر گرفتن قیمت زمین در آن سال ها حدود 100هزار دلار بوده است. در حالی که قیمت خانه متحرک ها چیز در حدود یک چهارم این قیمت یعنی 25 هزار دلار بوده است. امروزه خانه متحرک ها به دو نوع کلی تقسیم می شوند، خانه هایی «تک قسمتی» یا سینگل سکشن که تماما در کارخانه تولید می شوند و به مجرد حمل به محل نصب قابل استفاده اند. و خانه های« چند قطعه ای» یا مالتی سکشن که در بیش از دو قطعه یا قسمت تولید می شوند که در محل نصب با هم منتاژ می شوند. حتی میانگین قیمت خانه متحرک های چند قطعه ای که به نسبت گران قیمت تر هستند نیز یک سوم قیمت خانه های معمولی و فقط 33000 دلار بوده است. البته مساحت خانه متحرک ها از مساحت خانه های معمولی کمتر است ولی قیمت واحد مساحت این خانه ها نیز نصف قیمت واحد مساحت خانه های معمولی بود.
مزیت قیمت پایین باعث شد که در سال 1973 بیش از 50 هزار واحد یعنی چیزی در حدود 37 درصد از واحدهای مسکونی جدید ساز را خانه متحرک ها تشکیل دهند. در سال 1970 سیصدو شصت شرکت و در ششصد کارخانه خانه متحرک تولید می کردند که اکثر آنها شرکت های کوچک بودند. ولی در سال 1985 تعداد شرکت ها به صدوچهل و تعداد کارخانه ها به چهارصد واحد کاهش می یابد در حالی که خانه های پیش ساخته هنوز در طول سال های 1980 تا 1990 بیش از 20 درصد بازار در در اختیار داشتند.
اگر فقط به مزیت قیمتی نگاه کنیم خانه متحرک ها از یک برتری مطلق نسبت به سایر خانه ها بر خوردار بودند و قابلیت این را داشتند که سهم بیشتری از بازار را در اختیار بگیرند ولی به دلیل اینکه این خانه ها دارای محدودیت فرمی بودند این امر میسور نشد. براساس تحیقیقاتی که موسسه خانه های کارخانه ای در سال 1984 میان 10000 خانوار ساکن در خانه متحرک ها اجرا کرد. متوسط سن ساکنان این خانه ها چهل و هفت سال بوده و متوسط درآمد آنها 16000 دلار در سال بوده است. متوسط دوره زندگی در این خانه ها 9 سال بوده ولی وقتی به ساختار سنی ساکنان توجه می کنیم متوجه می شویم که 48 درصد از ساکنان بالای 60 سال سن دارند. بنابر این ساکنان این خانه ها را دو گروه افراد بسیار جوان و افراد مسن تشکیل می دهند. این نتیجه از این جهت دارای اهمیت است که بنا بر تحقیقات سال 1967 ساختار خانواده متوسطی که برای این خانه ها در نظر گرفته شده بود افرادی بودند که دیپلم دارند، کمتر از 35 سال سن و ازدواج کرده اند. که با نتیجه تحقیقات سال 1984 بسیار متفاوت بوده و نشان می دهد که خانه متحرکی که به عنوان خانه ارزان قیمت برای خانوار های کم جمعیت طراحی شده بود مورد استفاده اقشار مختلف اجتماع قرار گرفته است.
با این توضیحات روشن نیاز به بیان این موضوع نیست که خانه متحرک های امروز دیگر مانند پاو یا کالاسکه خانه هایی نیستند که حرکت کنند. هرچند که از کارخانه با چرخهایی که در زیرشان است حمل می شوند ولی ساکنانی که بعد از نشستن در این خانه ها از چرخهایی که در زیر این ساختمان ها استفاده کنند و مکان سکونت خود را از جایی به جای دیگر عوض نمایند فقط در حدود 3 درصد کل ساکنان خانه متحرک ها می باشند. در بیشتر موارد ساکنان در این خانه های تغییراتی ایجاد کنند تا هرچه بیشتر شبیه خانه های معمولی شوند و در محله هایی که این خانه ها بنا شده اند به مانند محله هایی که در آن خانه های ثابت وجود دارد، روابط اجتماعی میان افراد ایجاد می شود. حتی بعضی ها به بنای این خانه ها افزوده و روی آن و یا در اطراف آن اتاق هایی را اضافه کرده اند. این تغییرات همگی از تنوع و جذابیت خاصی برخوردار بوده و بسیار جالب توجه هستند.
خانه متحرک نه به خاطر خاصیت متحرک بودنش که بلکه به دلیل دو ویژگی مهم ارزان قیمتی و سریع النصب بودن در جامعه آمریکا جایگاه خود را باز کرد. نوسسنده Wheel Estate آقای آلان والیس (Allan D. Wallis) کمبود زمین مناسب برای نصب اینگونه خانه ها را از مشکلاتی که این خانه متحرک های ارزان قیمت امروزه دارند بر می شمارد।در ابتدا پارکهایی مخصوص برای خانه متحرک ها در نظرگرفته می شد. ولی با گران شدن قیمت زمین صاحبان زمین های این پارک ها که معمولا در اطراف شهرهای قرار داشتند، به فکر تغییر کاربری ویا فروش این زمین ها می افتند. به همین دلیل نود هزار نفر از افرادی که در سال 1973 در خانه متحرک زندگی می کردند مجبور می شوند که مکان زندگی خود را عوض کنند.
(از کتاب تکامل مسکن به سبک قرن بیستم. نوشته شوایچی ماتسو مورا استاد دانشگاه توکیو ترجمه میثم معصومی

 

 

انقلاب مسکن 4- خانه های جعبه ای ژاپن


خانه های جعبه ای ژاپن:
خانه متحرک، جعبه ای برای زندگی است، که در کارخانه تولید می شود. در سال های اخیر و در اوج واردات خانه، شرکتهایی نیز شروع به واردات خانه متحرک آمریکای کردند.اما روش درست کردن فضای زندگی در جعبه های تولیدی در کارخانه از سال ها قبل در ژاپن وجود داشته است.
از قدیمی ترین مثالهای آن سه کی سوی کابین است که از سال 1962 توسط شرکت سه کی سوی هاوس ساخته می شود. هر خانه با استفاده از پلاستیک مقاوم که یک مصالح ساختمانی بسیار جدید بود، در چند یونیت، تولید کارخانه ای می شد. و در مکان بنای خانه، با اتصال یونیت ها به یکدیگر خانه بنا می شد. از حدود سال 1970 که در آمریکا خانه متحرک رواج می یابد در ژاپن نیز این خانه ها مورد توجه قرار می گیرند و افراد مختلفی تلاش می کنند تا خانه های جعبه ای مختلف را طراحی، تولید کرده و به مرحله فروش رسانند. خانه های جعبه ای آن دوران را می توان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد. اول خانه هایی که تحت تاثیر روش خانه سازی خانه متحرک هادر آمریکا ساخته می شوند. و دیگری خانه هایی است که در راستای فلسفه مکتب جدید و ژاپنی معماری متابولیسم خلق می شوند.
می توان محصولات مختلفی را در شرکت های مختلف دید، که از خانه متحرک هاتاثیر پذیرفته اند. یک سری از این محصولات که بیشتر شبیه به تریلی مسافرتی یا خانه تریلی بودند مانند کراول ایری (caravelair) به نام تخت فرانسه و یا کابینت یاجیما موبووار قابلیت نقل انتقال بیشتری داشتند و یا محصولاتی شبیه به خانه متحرک های گسترش یاب که قابلیت دراز شدن و کوتا شدن یا پهن شدن را داشتند، که هولد هاوس (hold house) یا اکیسپاند هاوس(Expand house) از آن جمله اند. این خانه ها بیشتر از آن که به عنوان خانه معمولی به بازار عرضه شوند بیشتر به عنوان خانه ویلایی و با توجه به قابلیت های بازار خانه های تفریحی طراحی و ساخته می شدند. هر چند که خانه هایی از قبیل خانهمتحرک هایچند مقطعی که با ترکیب چند جعبه تلاش می کردند تا به خانه های معمولی نزدیکتر شوند مانند خانه مودولار دایئه جوتاکو(modular house of Daie Jutaku) و یا خانه هایی که با ترکیب جعبه و پارتیشن قابلیت بالایی برای پذیرش پلان های مختلف داشتند از قبیل کوبورکونپوسP71 و یا کوبوتا SPHنیز در این دوره به بازار می آیند.
از طرفی دیگر معروف ترین اثر خانه جعبه ای که مبتنی برمکتب متابولیسم ساخته شده، برج کپسولی ناکاگین اثر کیشو کوروکاوا (Kisho Kurokawa) ( سال 1972) است. همانطور که از لغت متابولیسم (metabolism)( به معنای تحولات بدن موجودات زنده برای حفظ حیات)، روشن است این مکتب تلاش می کند تا رابطه جدیدیمیان عناصر شهری و معماری ایجاد کند. این مکتب در دهه 1970 توسط متابولیست ها (جمعی از معماران جوان به محوریت نوبورو کاوازوئه (Noboru Kawazoe) ، کیونوری کیکوتاکه ( Kionori Kikutake) و کیشو کوروکاوا (Kisho Kurokawa) ) تاسیس شد. برج کپسولی ناکاگین ساختمانی است که به بهترین صورت ممکن مفهوم متابولیسم را نشان داده است و بهترین نماینده معماری متابولیسم به حساب می آید. این ساختمان از دو عنصر کور (core) و کپسول (capsule) تشکیل شده است. کور در نقش یک سازه فنا ناپذیر شهری است و فضاهای کپسولی به عنوان سلول های زنده ای هستند که به این سازه وصل بوده مدام در حال تجدید بنا شدن هستند. ساختمان می ساوا هوم هریکو نیز که قبل از هتل نکاگین در اکسپو سال 1970 اوزاکا بنا شده بود با فرمی متفاوت، از این سیستم تبعیت می کند. ساختمان YNSU نیز هرچند توسط متابولیست ها بنا نشده است ولی از آنجایی که روی یک نوع زمین مصنوعی که یک شرکت فولاد سازی بنا کرده، یونیت های واحد های مسکونی تولیدی شرکت خانه سازی ناشیونال جای گرفته بود، تجربه جدیدی از مجتمع مسکونی سازی بوده. از این جهت که این بنا نیز از دو عنصر یعنی سازه پایدار تقریبا فنا ناپذیر و در مقیاس های شهری و جعبه هایی که هر آن امکان نصب، حذف و یا تغییر آنها وجود دارد ساخته شده است با طرز تفکر متابولیست ها اشتراکات زیادی داشت. هرچند قبل و بعد از سال 1970 تلاش های زیادی برای ساخت خانه های مسکونی جعبه ای شد، به جز خانه ای با نام تجاری سه کو سوی های مو M1 ( سال 1970 شرکت سه کو سوی کاگاکو کوگیو) که توانست در جلب توجه بازار موفق باشد، هیچ یک از آنها عمومیت پیدا نکرد .
تفکر ساخت جعبه های بدون هدف:
در سری خانه های سه کو سوی های مو M1از پیچ و مهره ای برای اتصال مجموعه ای از مکعب مستطیل ها استفاده شده است.(enshaye in jomle ro natonestroost konam) این روش را اصطلاحا روش یونیتی می نامند. بزرگترین اختلاف این روش با دیگر روش های مورد استفاده در ساخت خانه های جعبه ای در این است که جعبه ها حاصل تقسیم فضا های خانه مسکونی به چند جعبه نیستند، بلکه در این روش فضا ها نقش یک عضو از فضای شهر یا محله را دارند. تعریف این جعبه ها به عنوان یک عضو از محیط شهری بر پایه بینش معمار اصلی این پروژه، کاتا هیرو اونو ( Katahiro Ono ) استوار است. از دیگر تفاوت های این سیستم این است که برعکس مفهوم کپسول، جعبه با انواع اقسام امکانات و تاسیسات اشباع نمی شود. در مقابل اونو ویژگی های روش یونیتی را اینگونه بیان می کند. [ برعکس مفهوم کپسول که تلاش می کند حداکثر امکانات و تاسیسات را در کپسول قرار دهد. تلاش کردیم که فضارا به عنوان مهمترین عنصر در محیط مسکونی به صورت کالا در در آوریم. بنابراین به جعبه یونیت های پیش ساخته و بدون عملکرد توجه کردیم. ] که این روش، بسیار با فلسفه متابولیسم متفاوت است.
این خانه جعبه ای همانطور که از ظاهرش کاملا معلوم است، از ترکیب چند جعبه تولیدی در کارخانه ساخته شده است.ابتدا دوازده تیرسبک آهنی که فریم بدنه مکعب مستطیل را تشکیل می دهندجوش کاری می شوند. این همان جعبه بدون عملکردی است که اونو می گوید. سپس در خط مونتاژ عناصر داخلی، خارجی، تاسیسات و سقف که اونو به آنها ساب سیستم یا سیستم های جانبی می گوید نصب می شود. ولی بسته به این که این جعبه در کجای خانه قرار می گیرد ترتیب نصب آن متفاوت است. بنابراین مراحل مونتاژ ساب سیستم ها بسته به نوع کاربرد جعبه متفاوت است. این مراحل مطابق با نقشه متفاوت هر خانه اجرا می شد. یعنی خط تولید برعکس خط تولیدهای مخصوص تولید انبوه یکسان اجناس ، که در آن دوره مرسوم بود، بر اساس سفارش، هر واحد مسکونی را جداگانه تولید می کرد. از آنجایی که 90 درصد از سه کوسوی M1در کارخانه مونتاژ می شد و به تبع آن کیفیت مصالح حفظ و ارزان شده و زمان ساخت نیز بسیار کم شده بود این محصول با شعار « انقلاب در خانه سازی» فروخته شد و توانست بازار را در اختیار بگیرد. یکی از کسانی که در اجرای این پروژه دخالت داشته، در گزارشی که به شرکت می نویسد:
"افرادی که از نمای مجلل خانه به عنوان نشانه شخصیت خود استفاده کنند بسیار کم بوده و بیشتر مردم به دنبال خانه ای هستند که در آن بتوانند راحت زندگی کنند و از مقاومت و طول عمر بالایی بر خوردار باشد. آنها منتظر ظهور مسکن ارزان قیمت هستند. تفاوت قیمت پنجاه هزار ینی در هر تسوبو ( مترجم : تقریبا 3 متر مربع) میان صدوهشتادهزار ین ( نویسنده : قیمت متوسط خانه های پیش ساخته در آن زمان) و صدو سی هزار ین ( نویسنده: در آن دوره سه کوسوی M1 تسوبو صدوسی پنج هزار ین فروخته می شد.) آنقدر با ارزش است که نقطه ضعف سادگی نمای ساختمان را برطرف کند. این نظر کارمندی است که هر روز در نمایشگاه با مشتریان در ارتباط بوده است. "
توانایی های خانه های جعبه ای :
از آن دوره 30 سال می گذرد. امروزه شرکت هایی از قبیل اتومبیل سازی تویوتا یا می ساواهوم هم محصولاتی را مانند سه کوسوی M1 به روش یونیتی تولید می کنند. تا جایی که امروزه سالانه بیش از سی هزار واحد مسکونی با این روش تولید می شود. ولی دیگر خانه ای مانند سه کوسوی M1 دیده نمی شود که نمای بیرونی آن گواه جعبه ای بودن آن خانه باشد . به دلیل اینکه نصب بام و روکار ساختمان درسایت ساختمان انجام می شود دیگر نمی توان درصد بالای پیش ساختگی سه کوسوی M1 را انتظار داشت. حقیقت این است که [افرادی که از نمای مجلل خانه به عنوان نشانه شخصیت خود استفاده کنند بسیار کم ] نبوده. و برای اینکه روش یونیتی توانایی پاسخگویی به این بازار را داشته باشد، مجبور بود که کالاهای چشم گیرتر و متنوع تری را تولید کند. البته هنوز هم سیستم مونتاژ ساب سیستم به یک جعبه بدون عملکرد تغییر نکرده است.(natonestam injomlaro dorost konam) هرچند درصد آن کاهش یافته، ولی هنوز هم درصد تولید در کارخانه این روش قابل مقایسه با دیگر روش ها نیست و سرعت ساخت آن نیز هنوز یکی از امتیازات بزرگ این نوع محصول است. اما سیستمی که بر اساس استفاده از جعبه های بدون عملکرد شکل گرفته قابلیت های بیشتری دارد که به آنها توجه لازم نشده است.
اول آنکه از آنجا که جعبه قابلیت آن را دارد که به راحتی با اضافه کردن و کم کردن تعداد جعبه وسعت خانه را تغییر دهد، بعد از سکونت در خانه می توان بر اساس نیازها، یکی دو جعبه به بنا اضافه کرد یا از آن کم کرد. و در مواردی نیز می توان جعبه ها را به خانه ای که حتی با سازه ای متفاوت ساخته شده، اضافه کرد. از آنجایی که تغییرات زیاد در منزل معمولا بعد از سکونت در آن انجام می شود، بنابراین سرعت عمل در این کارها نقش مهمی ایفا می کند. اضافه کردن به بنا های موجود با استفاده از مزایای روش یونیتی، در کشورهایی مثل فرانسه و سنگاپور که خانه های جعبه ای عمومیت پیدا نکرده است دیده می شود. انتظار می رود در ژاپن نیز در آیندهای نزدیک تلاش های در این جهت دیده شود.
دومین مورد، قابلیت باز استفادگی جعبه است. امروزه در ژاپن معمولا خانه های قدیمی را به یک باره تخریب می کنند و جای افسوس است که خانه های جعبه ای را که قابلیت تجزیه جعبه ها را دارند نیز با این روش غیر عقلانی تخریب می کنند. می توان بعد از تجزیه جعبه ها، آنها را بصورت اولیه جعبه های بدون عملکرد در آورد و با تجهیز کردن آن به یک ساب سیستم جدید مورد استفاده قرار داد و یا حتی فقط ساب سیستم هایی که دیگر کارایی ندارند را عوض کرد و از جعبه استفاده کرد.
سومین مورد، قابلیت تجهیز کردن جعبه های به ساب سیستم در خارج از کارخانه است. چندی قبل یک زوج معمار سه کوسوی M1 را که با حداقل ساب سیستم تجهیز شده بود را می خرد. این خانه بسیاری از ساب سیستم هایی را که در محصول های معمولی سه کوسوی M1 وجود داشت، را به همراه نداشت. این زوج قسمت های خالی این سیستم را با تاسیساتی که خود طراحی کرده بودند تکمیل کرده و هنوز هم در آن خانه زندگی می کنند. اینکه ساکنین خانه بتوانند جعبه های بدون عملکرد را آنگونه که دوست دارند دیزاین کرده و محیط زندگی خود را طراحی کنند. این وِیژگی ظرفیت آن را دارد که ارزشی را متفاوت با ارزشهای تولید صنعتی خلق کند. خانه این زوج یک مثال بسیار مناسب دراثبات این موضوع است.
(از کتاب تکامل مسکن به سبک قرن بیستم. نوشته شوایچی ماتسو مورا استاد دانشگاه توکیو ترجمه میثم معصومی)

 

 

انقلاب مسکن -5 خانه پیش رفته ای که پرواز می کرد


لک لکی که خانه حمل می کند
یکی از مهمترین تصاویری که پروفسور یوشی چی کا اوچی دا (Yoshichika Uchida)در زمان دانشجویی به من نشان داد، نقاشی بود از یک لک لکی که در حال حمل خانه ای در هوا اسد. این نقاشی برگرفته از مجله انگلیسی پانچ ( Punch) چاپ سال 1944 بود. پروفسور اوچی دا که هم در تئوری و هم در میدان عمل ، پدر صنعتی کردن ساخت و ساز ژاپن بود، علاقه خواستی به این نقاشی داشت. هر وقت که می خواست درباره مهمترین روش صنعتی کردن ساخت و ساز یعنی prefabrication یا پیش سازی صحبت کند، حتما از این نقاشی استفاده می کرد. او هنگامی که نتجه تحقیقاتش را در کتابی به نام « پیش ساختگی قهرمان معماری معاصر» چاپ می کند، از این نقاشی در اول کتابش استفاده می کند. 25 سال بعد نیز هنگامی که محتوای آخرین کلاس درسش در دانشگاه توکیو را تحت کتاب « سیستم های ساخت معماری» تدوین می کند نیز باز از این نقاشی کمک می گیرد. دلیل اهمیت این تصویر را پروفسور اینگونه بیان می کند:
معانی زیادی در نقاشی لک لک در حال حمل خانه نهفته است. اولا خانه این تصور خیلی سریع ساخته می شود. دوما خانواده ای که در پایین دیده می شوند تداعی کننده شعار هر خانواده یک خانه می باشد. ولی مهمترین ویژگی آن قرار دادن خانه ای پیش ساخته بر روی تپه ای است که در اطراف آن انسان دیگری دیده نمی شود و نشان دادن خانه پیش ساخته به مانند هدیه ای از آسمان، نیز مزید بر علت می شود تا من مجذوب این نقاشی شوم.
چند سالی از آن زمانی که از فراگیری معنای این نقاشی از پروفسور اوچی می گذشت که یک روز وقتی داشتم کتاب های کتاب خانه آزمایشگاه را نگاه می کردم به عکسی از یک کتاب آمریکایی برخوردم که بسیار شبیه به این نقاشی بود. اسم آن کتاب The Dymaxion World of Buckminster Fuller ( جهان دایمکسیون باکمینستر فولر) بود. آن عکس تصویر جی او دی سیک دوم (Geodesic dome ) یا گنبد فولر بود، گنبدی که از چوب و پلاستیک توسط باکمینستر فولر ساخته شده بود. در عکس باکمینستر فولر را در حالی نشان می دهد که نظارگر حمل این گنبد با هلیکوپر است. باکمنستر فولر که یکی از نوابغ قرن بیستم آمریکا است، به عنوان متفکری که با اختراع« سینرجتیکس(synergetics)» سعی کرد تا سیستم وجودی فضا را با یک حجم چندین وجهی درک کند و یا نویسنده کتاب« روش هدایت سفینه فضایی زمین(Operating Manual For Spaceship Earth)» از اولین دانشمندانی است که روی مسائل انرژی و مسکن، در مقیاس جهانی فکر کرده است و در معماری نیز با طراحی« دوم یا گنبد فولر Geodesic dome» که در نقاط مختلف دنیا از روی آن ساخته اند معروف است.
کشتی هوایی زپلین و برج D4
گنبد فولر از تقسیم سطح کره با پاره خط ( Geodesic Line ) که یک حجم چندین وجهی را درون کره محاط می کند به وجود آمده است. که این پاره خط ها نقش سازه را در این گنبد دارند. این گنبد به دلیل اینکه با یک سازه بسیار سبک حجم زیادی را تحت پوشش خود قرار می دهد یک طرح انقلابی به حساب آمده و از آن در بنای کوچکی مانند خانه مسکونی گرفته تا سال نمایشگاهی به قطر بیشتر از 100 متر در سرتاسر دنیا استفاده شده است. و مواردی زیادی از این گنبد ها مانند عکس فولر در آسمان حمل شده اند. ولی فولر خیلی پیشتر از این گنبد به فکر حمل ساختمان در آسمان بوده است.
اولین باری که فولر به فکر حمل خانه در آسمان افتاد به سال های 1927 و 28 و طرحی به نام برج D4 بر می گردد. برج D4 که بعدا در سال 1929 ماکت آن ساخته می شود به عنوان خانه ای برای آینده، مانند خانه «دای ماکسیون» که به عنوان خانه ای متعلق به آینده بسیار مورد توجه واقع شد باید سازه و کف آن از مواد سبکی مانند آلومینیوم یا جورالومین (duralumin) ساخته می شد، تا بتوان از دکلی که در مرکز خانه است آویزان شوند. این برج مجتمع مسکومی10 طبقه بود. در طرحی از فولر D4در 6 صحنه کارتنی به صورتی که با کشتی هوایی زپلین حمل و در تمام دنیا به نمایش گذاشته می شود به تصویر درآمده است. داستان این کارتن درباره سفری است که زپلین در آن به دشتی که هیچ کس در آن زندگی نمی کند رفته، با انفجار بمب گودالی در زمین برای قرار دادن پی برج D4 ایجاد می شود و سپس پیر یا ستون مرکزی برج D4 در آن قرار گرفته و با عناصر کششی (مانند کابل) سازه ای تیر را تثبیت کرده، زپلین بر می گردد. فولر در همان سال طرحی با نام شهر یکپارچه جهانی در اقیانوس هوا (The Air Ocean World Town Plan) را ارائه می دهد که در قطب شمال ،گرینلند، قاره آفریقا و یا هر نقطه ای دیگر از دنیا برج های مسکونی را بنا کرده است. و درتصویر دیگر نشان داده است که این برج ها به وسیله هواپیما یا زپلین حمل می شوند.
نقشه واحد های مسکونی داخل برج D4 کشیده نشده است ولی جزتیات خانه دایماکسین که آن نیز در همان سال ها طراحی شده و در آن نیز از سازه کششی استفاده شده به خوبی تشریح شده است. این خانه انباشته است از وسایل و تاسیسات صنعتی، که فولر با قدرت تخیل بالای خود تصور کرده، در آینده ساخته خواهند شد. از قبیل در اتومایتک، پلاستیک شفاف، دستگاه تصویه آب، دستگاه تصویه هوا، ماشین لباس شویی برقی، ماشین ظرف شویی برقی و غیره وسایلی که هیچ ارتباطی با خانه های هم اثر خود نداشت و سنبول یک خانه هایتک بود. آرزوی فولر این بود که با استفاده از تکنولوژی آمریکا این خانه ها را به تولید انبوه رسانده و با استفاده از هواپیما آنها را تا اقصاء نقاط دنیا گسترش دهد. روبرت دابلیو مارکس هدف ثابت در زندگی فولر را اینگونه وصف می کند:
«باید از تمام تکنولوژیها حداکثر استفاده را با بیشترین سرعت ممکن برای (خدمت به)تمام بشریت کرد.»
بدون شک این جمله کوتاه ترین جمله ای است که با آن می توان اعتقاد به توزیع دستاوردهای علمی از طریق راه هوایی را بیان کرد. حتی فولر در سال 1928 که برج D4 را طراحی می کند ماشین پرنده ای را نیز طراحی می کند که با استفاده از هوای فشرده قابلیت حرکت بر روی زمین و هوا هر دو را داشت. او در سال 1940 اطلاعات موجود بر روی زمین را بر روی حجمی 8 وجهی پیاده می کند و « نقشه دایماکسین» که در آن مساحت ها نزدیک به واقعیت می باشد را اختراع می کند. روی این نقشه دستاورد هایی را که به واسطه پیشرفت علم و دانش ایجاد شده است را در سرتا سر جهان پیاده کرده نام آن را «نقشه انرژی» جهان می گذارد.
دستگاه مسکونی دایماکسیون به نام « اویچی تا (Wichita)»
طرح برج D4 فولر که خانه ای با تکنولوژی بالا و قابلیت جابجایی در آسمان بود، هرگز با همان مشخصات تحقق نیافت. ولی فولر درکار های بعدیش آثاری را عرضه می کند، که از ایده های D4 در آنها استفاده شده و قابلیت اجرایی بیشتری داشتند. یکی از آنها طرح « بال مکانیکی است» که در سال 1940 به سفارش مجله آرکیتکچرال فورام (Architectural Forum) ساخته می شود. این یونیت جدید شامل آشپز خانه و ژنراتور به واحد سرویس بهداشتی است که برای خانه دایماکسیون طراحی کرده بود و در سال 1936 به سفارش شرکت فلیپ داچ ( Phelps Doghe Corp) ساخته بود. این یونیت که برروی گاری سوار بوده و قابلیت حمل و نقل داشت، وسیله ای بود که با آن امکان انجام حداقل زندگی بهداشتی در منطقه ای بی برق را فراهم می کرد. بدین گونه با ترکیب بال مکانیکی و با اختراع « گنبد فولر» یا روش ساخت شلتر( سرپناه) و تولید انبوه آن در سال 1950 آرزوی بلندپروازانه فولر تا مرز تحقق پیش رفت.
پروژه دیگری که براساس طرح خانه دایماکسیون در سال 1947 ساخته شد، دستگاه مسکونی ماکسیون « اوی چی تا (Wichita)» بود. فولر این خانه را در شرایط بعد از جنگ جهانی دوم که از یک طرف صاحبان صنایع جنگی به دنبال راهی برای استفاده صلح آمیز از این صنایع بودند و از طرف دیگر بازار مسکن پاسخ گوی نیازهای سربازان بازگشته از جنگ و خانوادگانشان نبود به سفارش یک شرکت هواپیما سازی ساخت. در این پروژه فولر ایده های مختلفی که در طول سالیان سال از برج D4 و خانه دایماکسیون جمع کرده بود را برای اولین بار در یک پروژه با قابلیت اجرایی استفاده می کند.
دستگاه مسکونی دایماکسیون به مانند خانه دایماکسیون پلانی دایره ای شکل دارد که سقف یا کف هایی آلومنیومی یا جورالومینی آن از ستون مرکزی با استفاده از سیستم سازه کششی متصل شده بود. به جزء اتاق سرویس بهداشتی در این خانه تاسیسات نو آورانه دیگری از قبیل قفسه های که با نیروی برق حرکت می کنند یا سقفی که برای تهویه هوا با حرکتی دورانی بالا رونده تعبیه شده بود. در ضمن فولر تلاش بسیاری می کند تا قطعات ساختمان را سبکتر کرده و سیستم انتقال این خانه ها را طراحی کند. او موفق می شود که تمام قطعات را به وزنی کمتر از 45 کیلوگرم در اَورد و وزن کل یک خانه با 100 متر مربع مساحت را با تمام وسایل آن از قبیل مبلمان و فرش را زیر سه و نیم تن نگاه دارد. و برای تسهیل حمل و نقل قطعات ساختمان را طوری طراحی کرده بود، تا امکان قرارا دادن تمام آنها در یک استوانه بزرگ وجود داشته باشد. فولر حساب کرده بود که اگر این خانه را در مقیاس صنعتی تولید کند می تواند هر واحد مسکونی را با نصف هزینه خانه هایی که به روش های معمول ساخته می شوند بسازد.
از اکتبر سال 1945 که این طرح را منتشر می کند، تا آوریل سال بعد از آن بیش از 37000 هزار واحد سفارش برای این ساختمان در یافت می کند. ولی متاسفانه فولر با مشکلات تجاری از قبیل عدم توانایی تهیه سرمایه مواجه می شود و تنها 2 واحد از این خانه ساخته شده و به تاریخ می پیوندد. شخصی که هر دو این واحدها را می خرد، یک واحد را در سال 1972 برای سکونت خود بنا می کند و دیگری را بدون آنکه حتی یک بار سرهم و منتاژ کند نگهداری می کند. تا در سال 1992 هر دو خانه را به موزه هنری فورد در اطراف شهر دترویت اهدا می کند. این خانه ها در حال حاضر برای اینکه در یکی از سال های ده اول قرن بیست یکم به نمایش در آید توسط باستان شناسان صنعتی در دست بررسی است. شاید این موزه که محل نگاه داری هواپیما یا اتومبیل های تاریخی است بهترین مکان برای نگهداری از محصول آرزو های فولر باشد.
(از کتاب تکامل مسکن به سبک قرن بیستم. نوشته شوایچی ماتسو مورا استاد دانشگاه توکیو ترجمه میثم معصومی(

 

 

 

 

 

 

مسکن و مفاهیم مربوطه


مسکن و مفاهیم مربوطه

سکونت

 

فلسفه سکونت
سکونت پیش شرط لازم در تبدیل یک فضا به خانه است. هر مکانی که انسان بتواند در آن سکونت کند به نوعی خانه وی محسوب می‌گردد، از مکان‌های عمومی و مشترک گرفته تا خصوصی و منفرد. لذا برای اینکه بتوان از ترکیب مصالح خشک و زمین بی‌جان کالبدی خلق نمود که مأمن انسان و شایسته سکونت وی باشد، پیش از هر چیز نیازمند شناخت و بررسی چیستی و ماهیتی مفهوم سکونت هستیم. مفهومی که از چادرهای عشایر تا خانه‌های کاخ مانند، از غارهای عصر حجر تا خانه‌های صنعتی امروز به خانه معنا و شأنی خاص بخشیده و آن را محفلی پذیرای خانواده نموده است.
ارزشهای سکونت به معنای پناه جستن آنقدر ساده و عمیق در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت و ضبط شده‌اند که بهتر و بیشتر از هر تعریف و تعبیر وصفی می‌توان آن را با یک یادآوری و تأویل بازیافت.
هایدگر فیلسوف آلمانی از اینکه واژه آلمانی Buven (امروزه به معنای بنا‌کردن و ساختن) دیگر به معنای عمیق «سکونت کردن» دلالت ندارد، گلایه می‌کند. از نظر هایدگر، Buven در معنای سکونت‌کردن، «ویژگی اصلی وضعیت بشری» را نشان می‌دهد. از نظر او طرز و طریق بودن انسانها بر روی زمین، سکونت کردنشان است. هایدگر طی سخنرانیش در اکتبر 1951، اصطلاح سکونت شاعرانه را به کار می‌گیرد. او معتقد است که سکونت به شیوه امروزی فقط نمود یک رفتار آدمی در میان مجموعه‌ای از رفتارهای دیگر او و امری جنبی است. سکونت امروزین «تصاحب یک خانه» ‌است.
او به شعر زیر از هولدرلین اشاره می‌کند:
«با شاسیتگی‌های بسیار، اما به گونه ای شاعرانه است که انسان بر روی زمین سکنی می‌گزیند.»
و در تفسیر آن جوهر اصلی «سکونت» را وجه شاعرانه آن می‌داند.
بشلار، فیلسوف فرانسوی، خانه را کانونی که نقطه تمرکز افکار و رؤیاها و خاطرات ما و رهاننده ما از وجودی گسسته و نابسامان می‌داند و این تصویر خیالی از خانه بیش از هرچیز جوهره اصلی واژه «سکونت» را نشان می‌دهد.

 

مسکن
تعاریف
مسکن به معنای مأوا ، منزل، محل سکونت و خانه می‌باشد. ‌در فرهنگ فارسی معین شرح این واژه چنین آمده است:
مسکن: محل سکونت، جای باش، مقام، منزل
حافظ؛ «چو شد باغ روحانیون مسکنم، در آنجا چرا تخته بند تنم؟»
این واژه امروزه با کمی تفاوت نسبت به کلمه خانه و بیشتر در معنای واحد مسکونی به کار می‌رود که می‌توان آن را اینگونه تعریف نمود:
«مکانی است که یک یا چند خانوار در آن سکونت دارند. منظور از مکان تمام یا قسمتی از هر ساختمان است که یک ورودی مستقل به معبر عمومی (کوچه، خیابان، بازار، میدان و ...) یا معبر اختصاصی (راهروی مشترک، راه‌پله مشترک و ...) داشته باشد.»
در مورد واژه خانه، استاد پیرنیا این چنین می‌گوید:
«واژه خانه که امروز مصطلح است درگذشته به اتاق اتلاق می‌شده است. از واژه سرا به جای کلمه خانه در معنای امروز آن استفاده می‌شده است. در جنوب ایران اصطلاح خانه‌سرا به معنای سرایی با اتاق است.»

 

مفاهیم مسکن
از زمانی که انسان غارنشین از غارها و شکاف کوه‌ها به پناهگاه‌های امن ساخته دست خویش پا نهاد، مفهوم مسکن آفریده شد. از قضا در این خصوص ابتکار انسان بسیار مؤخر بر پرندگان و حشرات بود و ای‌بسا که آدمی در ساخت مسکن، از پرندگان الهام گرفته باشد. گرچه شکل و عملکرد مسکن دست ساخت انسان از دوران تمدن‌های نخستین تا امروز تحول بسیار یافته اما یک مفهوم درهمه این دوران‌ها ثابت مانده که حتی پرندگان و حشرات نیز در آن مشترک‌اند و آن مفهوم «امنیت» است.
برابر نهادن واژه پارسی «‌خانه» با کلمه عربی «‌مسکن» تسامحی است که موجب برداشت محدود از واژه وسیع مسکن شده است. درواقع، خانه به معنای «بیت» تازی است و آن جایگاه هر چیز یا انجام کاری است. درحالیکه مسکن مفهومی فراتر از آن دارد و عبارتست از خانه‌ای که استقرار و زیست انسان در آن همراه با سکینه (آرامش و امنیت) باشد. با این توصیف «پناهگاه» ‌مفهوم «‌مسکن» ‌را بهتر می‌رساند تا خانه. به این ترتیب برای تعریف مسکن باید به «‌خانه»‌یک قید کیفی افزود و آن «آرامش و امنیت» ‌است.
بشلار ـ فیلسوف فرانسوی ـ مهمترین حسن خانه را در این می‌داند که رؤیا را در خود می‌پروراند و محافظ رؤیا پرداز است: «خانه به ما این امکان را می‌دهد که در آرامش در خیالات خود غرق شویم.»
بنابراین طبق این دیدگاه، فضایی را می‌توان خانه نامید که علاوه بر اینکه حفاظی است برای جسم انسان، کانونی برای افکار و خاطرات و رؤیاهای او باشد؛ بدون آن انسان موجودی پراکنده است. در پناه «خانه» صندوقچه خاطراتمان را می‌گشائیم و خاطره، رؤیا و تخیل را به هم می‌آویزیم و همانگونه که هولدرلین در شعر خود می‌گوید: «شاعرانه سکونت می‌کنیم».
واژه «کلبه» این مفهوم خانه را به خوبی در ذهن متداعی می‌نماید، آنچنانکه حتی در نقاشی‌های ساده کودکانه نیز خانه «کلبه» را به صورت کانونی منفرد در فضایی گسترده می‌بینیم.کانونی که نقطه تمرکز افکار و رؤیاها وخاطرات ما و رهاننده ما از وجودی گسسته و نابسامان است.
انسان با ساختن خانه، از فراخنای بی‌انتهای پیرامون خود، در یک نقطه گرد می‌آید؛ از پراکندگی و گریزندگی طبیعت به جمع‌شدن و تمرکزیافتن روی می‌آورد. او در طبعیتی که بدون حضور انسان رها شده و پراکنده و فاقد معنی است، با حضور خود، تمرکز و تجمع و معنی پدید می‌آورد؛ و با بنا کردن خانه به این تمرکز و تجمع واقعیت می‌بخشد. با این کار، او نه تنها درون، بلکه بیرون را نیز به وجود می‌آورد. قبل از حضور انسان و سکنی گزیدن او بر روی زمین، نه درون وجود دارد و‌ نه بیرون.
بنابراین، پدیدآوردن درون در خانه امری مستقل و جدا از پدید آوردن خود خانه نیست، بلکه خانه، خود درون است، ‌اما درون بدون حضور انسانی که در جایی گرد می‌آید و می‌نشیند و ساکن می‌شود تحقق پیدا نمی‌کند.
مسکن نمایشگر وضع «‌درون» ‌برای ما است. بدین ترتیب، اصل خانه در مفهوم معماری، فضای اندرونی است. در شهر، اگر چه منظره آزاد را بوجود آورده‌ایم، ولی باز خودمان را در «بیرون» حس می‌کنیم.‌ به طور کلی ما در خانه خودمان تنها بوده و خلوت گزیده‌ایم. موقعی که در خانه خودمان را بروی سایرین باز کنیم، در اینصورت آن جزء اراده آزاد شخصی ما می‌گردد، مردم را می‌پذیریم، بهتر از آنکه این کار را در بیرون انجام دهیم.
تعالیم امروزی خانه‌سازی که بر بینش بهره‌وری مبتنی است، این تصور را ایجاد کرده است که گویا هدف از ساختن خانه یا هر بنای دیگری محافظت کردن بدن انسان در مقابل باد و باران و سرما و گرما و دشمن بوده است و در این تبیین به توفیق معماری سنتی در سازگاری با اقلیم نیز استشهاد می‌شود. اما فراموش می‌کنند که این امور همگی الزامات خانه‌سازی و سازگاری آن با نیروهای طبیعی است، نه خود خانه. خود خانه چیزی است که به نیاز انسان، یعنی نیاز سکنی گزیدن پاسخ می‌دهد؛ و چون انسان به ساختن آن دست زده است، ‌این الزامات بروز کرده‌اند. حقیقت خانه که سکنی بخشیدن است و شکل خانه که از رابطه عمدتاً‌ بصری میان انسان و واقعیت خارجی ناشی می‌شود، ماهیت اساسی خانه، وکیفیت بنا کردن آن و الزامات مصالح و ترکیب آنها امور تبعی به شمار می‌روند.

 

دیدگاه‌ها
مقوله مسکن گسترده و پیچیده است؛ ابعاد متنوعــی دارد و نمی‌توان تعریف واحدی از آن ارائه کرد. در این زمینه تعاریف و دیدگاه‌های متعددی در میان اندیشمندان گذشته و حال یافت می‌شود که به ذکر گزیده‌هایی از آن در زیر می‌پردازیم:
تعریف اول؛
«خانه جایی است که ساکنان آن، احساس ناراحتی نکنند و اندرون خانه یا جایی که زن و بچه زندگی می‌کنند، بایستی تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود.» (پیرنیا)
تعریف دوم؛
«خانه پوششی است که در تطابق با برخی از شرایط، رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیده‌های زیستی انسان برقرار می‌سازد. در خانه باید یک فرد یا یک خانواده زندگی کند، یعنی اینکه بخوابد، راه برود، دراز بکشد، ببیند و فکر کند.» (لوکوربوزیه)
تعریف سوم؛
«خانه مرکز جهان است برای ساکنانش و برای محله‌اش شاخص‌ترین بنا در تحکیم مکان.» (مور)
تعریف چهارم؛
«خانه در درجه اول یک نهاد است و نه یک سازه و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیده‌ای بوجود آمده است. از آنجا که احداث یک خانه پدیده‌ای فرهنگی است، شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تأثیر فرهنگی است که بدان تعلق دارد. حتی در آن زمان نیز که خانه برای بشر اولیه به عنوان سرپناه مطرح بود مفهوم عملکرد تنها در فایده صرف یا فضای عملکردی محض خلاصه نمی‌شد. وجه سرپناهی خانه به عنوان وظیفه ضمنی، ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه واحد اجتماعی بود» (راپاپورت ـ خلاصه شده از کتاب شکل خانه و فرهنگ)
مسکن نیازی است که در محیط‌های متفاوت طبیعی و انسان‌ساخت، معانی متفاوتی یافته است و هر جامعه به فراخور نیازها و استعداد و امکانات و محدودیت‌های اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی خویش بدان شکلی خاص بخشیده است. از روزگاران کهن تا به امروز مسکن مکانی بوده است که با تأمین آن انسان به«‌بودن»‌ دست یافته است و در این بودن، هستی و زندگی را تجربه کرده است و چون هستی در حال شدن است و از آن ره انسان نیز، نحوه نگرش به هستی، نوع بودن و شکل سکونت را رقم می‌زند. از پذیرش جبری هستی به نیستی (در جوامع اولیه که این روزگاران نیز کم نیستند) تا این باور که از هستی به نیستی آنی از شدن است و هستی جاودانی است، شکل‌های متفاوتی از مسکن را تجربه کرده ایم.
تعریف پنجم؛
«از میان فضاهای پیرامونی، خانه بلافصل‌ترین فضای مرتبط با آدمی است. به طور روزمره از او تأثیر می‌گیرد و بر او تأثیر می‌گذارد. اولین فضایی است که آدمی احساس تعلق فضایی را در آن تجربه می‌کند و مجموع حواس پنجگانه دائماً سرتاسر آن را طی می‌کند و درمدت کوتاهی بدان خو می‌گیرند. خانه تنها مکانی است که اولین تجربه‌های بی‌واسطه با فضا در انزوا و جمع در آن صورت می‌گیرد و خلوت با خود، با همسر و فرزندان، با دوست و دیگران همه و همه بی تعرض غیر در آن ممکن می‌گردد.» (استخراج شده از گزارش تحقیقاتی «کاربرد اصول معماری خانه‌های ایرانی در طراحی مسکن معاصر»)
تعریف ششم؛
در دومین اجلاس اسکان بشر (1996) که در استانبول برگزار شد، مسکن مناسب چنین تعـریف شـده است: سرپناه مناسب تنها به معنای وجود یک سقف بالای سر هر شخص نیست، سرپنـاه منـاسب یعنی آسایش مناسب، فضای مناسب، دسترسی فیزیکی و امنیت مناسب، امنیت مالکیت، پــایــداری و دوام سازه‌ای، روشنایی، تهویه و سیستم گرمایی مناسب، زیرساخت‌های اولیه مناسب از قبیـل آبرسانـــی، بهداشت و آموزش، دفع زباله، کیفیت مناسب زیست محیطی، عوامل بهداشتی مناسب، مکان مناسب و قابل دسترسی از نظر کار و تسهیلات اولیـه است، که همه این موارد باید با توجه به استطاعت مردم تأمین شود.


ساکنین مسکن

هر خانواده معمولاً مجموعه‌ای از تمایزهای سنی، جنسی، دانشی، تخصصی، عاطفی، اجتماعی، درآمدی و از این قبیل است. در نیم قرن گذشته در ایران تمایزات درون خانواده به شدت افزایش یافته و تجانس درونی آن دگرگون شده است. از طرف دیگر رشد شهرنشینی و افزایش طبقه متوسط به افزایش مشابهت بیرونی خانواده‌ها منجر شده است. عباراتی چون «طبقه متوسط»، «گروه کم درآمد» و از این قبیل نشانه‌هایی از دیدگاه «متشابه نگر» ‌است.
در غرب، خانواده را نهادی می‌دانند که از طریق آن مشروع‌ترین روابط عاطفی و جسمی و انتقال ثروت برقرار و میسر می‌شود و اعضاء آن عمدتاً شامل پدر و مادر و یک یا دو خانواده است. هر فرزند حداکثر تا سن بیست سالگی فرزند خانواده است و پس از آن بالاجبار مستقل می‌شود. پدر و مادر معمولاً هر دو کار می‌کنند و عصرها به خانه می‌آیند و خانه درحال تبدیل شدن به خوابگاه است.
در ایران خانواده هم از لحاظ کیفی و هم کمی متنوع‌تر و متعددتر است. امکان حضور فرزندان بیش از بیست سال و بستگان کهنسال (پدربزرگ و مادربزرگ و ...) در یک خانه ایرانی بسیار زیاد است. خانواده مرکز روابط اجتماعی است. هنوز نهادهای دیگری مانند انجمن‌ها و کلوپ‌ها و از این قبیل جایگزین ویژگی‌ها و مرکزیت اجتماعی خانواده نشده‌اند و سهم خانواده در تعلیم و تربیت و انتقال آداب و سنن و اعتقادات بسیار زیاد است. خانه معمولاً صبح‌ها خالی نیست و در طول روز بیش از یک وعده غذا در آن صرف می‌شود و تنها محلی برای خوابیدن نیست.
پس ضرورتاً، فضاهای سکونتی و کارکردهای محدود خانوار باید با شرایط و امکانات قابل دسترسی در جامعه انطباق یابد و به عبارت دیگر تأمین نیازها از امکانات تبعیت می‌کند. درنتیجه نیازهای مسکن باید بصورت نیازهای واقعی و عملی و قابل حصول مطرح شده و پاسخگوی نیاز خانوار، متناسب با ابعاد و کارکردهای آن و بصورت سنجیده برنامه‌ریزی شده و سامان یابد

 

 

 

 

***معماری و فرهنگ***


گفتار اول


فرهنگ
ریشه واژه فرهنگ در زبان فارسی:
صورت باستانی فرهنگ در متن بازمانده از اوستا و نوشته های فارسی باستان یافت نشده است. صورت پهلوی آن «فرهنگ» (Fra- hang) است که از پیشوند «فر»، به معنی پیش و ریشه باستانی ثنگ (thang) به معنی کشیدن می باشد. هنگ در واژه‌های فارسی به معنی قصدو آهنگ است و آهختن و آهیختن به معنای کشیدن و برآوردن از همین ریشه است که با افزودن فر به آن فرهیختن یا فرهختن به معنی تربیت کردن و ادب آموختن می‌باشد.

پیشینة واژه فرهنگ در زبان فارسی:
در بسیاری از متن‌های کهن شعر و نثر فارسی، تا سده هفتم هجری این کلمه دیده می‌شود. از سده هفتم به بعد، به ویژه وقتی واژه‌های برابر عربی، جای آن را می‌گیرند از متون ادبی یا غیر ادبی حذف می‌شود. تا آنکه میرمجال الدین حسین بن فخرالدین حسن انجوی شیرازی، در سال 1017 هجری قمری درهند کتاب لغتی به نام جهانگیر گورکانی پادشاه هند به زبان فارسی می‌نویسد و آن را فرهنگ جهانگیری می‌نامند. از این پس این کلمه به معنای کتاب لغت یا لغت نامه به کار می‌رود. مانند فرهنگ برهان قاطع، فرهنگ رشیدی، فرهنگ معین و ... گشایش فرهنگستان ایران در سال 1314 شمسی، کاربرد تازه ای از واژه فرهنگ بوجود آورد و در مقابل کلمه «آکادمی» در زبان فرانسه جای گرفت، به معنای انجمنی رسمی از اهل علم و ادب و هنر برای پذیرش واژه‌ها و آرایش و پیرایش زبان.
فرهنگستان نام وزارت معارف را به وزارت فرهنگ تبدیل کرد و معنای واژه کهن آن به معنی (education) را زنده کرد. و هنگامی که در دوران مدرن فرهنگ از معنی علم و ادب و اخلاق و آموزش به واژه (culture) به معنی مدرن آن یعنی پیشرفت جوامع بشری تغییری یافت، نام وزارت فرهنگ به آموزش و پرورش تغییر یافت.

ریشه واژه فرهنگ (culrure) :
این واژه از زبان کلاسیک و شاید پیش کلاسیک لاتین ریشه می گیرد و به معنی کشت و کار و آئین (cult, cultus) و کشاورزی(horticulture) به کار می‌رود. و به معنای جامعه‌های بشری اولین بار در حدود سال 1750 میلادی در زبان آلمانی به کار رفته است. زبان‌های رومیک (زبان‌هایی که از لاتین جدا شده‌اند مثل پرتقالی، فرانسه، ایتالیایی، اسپانیایی و رومانیایی) و انگلیسی از آغاز جنب وجوش خود تا دیر زمانی تمدن یا شهر آئینی (civilization) را به جای culture به کار می‌بردند و مرادشان از آن پرورش، بهسازی، بهبود بخشی یا پیشرفت اجتماعی است.
ریشه بار معنایی کلمه (culture):
با دست آوردهای تازه علوم طبیعی و فیزیک، جهت فکری تازه‌ای در انسان پدیدار می‌شود و بینش دینی و اساطیری او جای خودش را به حوزه روابط انسانی می دهد. در بینش جدید انسان را همچون موجودی طبیعی ، که به اختیار و اراده طبیعت را رها می کند و پا به قلمرو زندگی مدنی و سیاسی می گذارد نشان می دهد. و اندیشه قرون وسطایی را که انسان را موجودی روحانی می داند و اسیر دام طبیعت، رها می کند. انسان در بینش جدید موجودی است طبیعی که از راه فرهنگ بر طبیعت چیره گشته و با بیرون آمدن از آن گام به گام مرحله تکاملی فرهنگی را پشت سر می گذارد و ازمرحله وحش و بربریت، سرانجام به جامعه عقلانی متمدن مدرن رسیده است.
از نیمه دوم قرن نوزدهم واژه فرهنگ گاه همراه با واژه تمدن، معنای علمی تازه‌ای به خود گرفت، زیرا پیشرفتهای جدید در علوم و تکنولوژی آغاز شده بود. این معنا به دسته‌ای از ویژگیهای جامعه های انسانی و دستاوردهای آن و در نتیجه تمامی بشریت، اشاره دارد که با ساز و کارهایی جز سازوکارهای وراثتی زیستی (biglogcal) انتقال می‌پذیرند. ویژگی نوع بشر، همانا انباشتگی اجتماعی این ویژگیها است، همچنان که در موجودات فرو بشری (subhuman) کمتر نشانی از چنین ویژگیهایی می توان یافت]
تعریف کلی از فرهنگ: «ارتباط بین دو پدیده عاقل (انسان) قوانینی بوجود می آورد که به آن فرهنگ می‌گویند.»


تمدن و فرهنگ:
تمدن به نظامهای بزرگ سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اشاره دارد که از نظر جغرافیایی واحد کلانی را در یک قلمرو پنهاور ، معمولاً یک امپراطوری دربر می گیرد. مانند تمدن آریایی‌ها، رومی‌ها و ...
فرهنگ به تنهایی می تواند متعلق به مردمی باشد که در یک قبیله به صورت ابتدایی زندگی می‌کنند. البته سادگی فن آوری (به طور مثال معماری یا ساخت و سازهای دیگر آن قوم) به معنای سادگی همه جنبه‌های زندگی و فرهنگ آنها نیست. چه بسا زبانهای هند و اروپایی آغازین از نظر دستوری ، ساختار پیچیده تری نسبت به بسیاری از زبانهای امروزین از همان خانواده زبانی داشته‌اند
فرهنگ مادی و معنوی:
فرهنگ مادی: شامل همه وسایل و ابزارهای مادی و آنچه به دست بشر از ماده طبیعی ساخته می‌شود و همچنین شیوه ها و فرآیندهای ساخت و ساز آن می دانند می‌شود.
فرهنگ معنوی: شامل ارزشها، دیدها، باورها، اندیشه ها، دانشها و فن‌ها، آداب و سنت‌ها، علوم و فلسفه و ادبیات و هنر وهمه فراورده‌های ذهنی انسان می‌شود.
اهمیت و برتری دو مورد ذکر شده بر دیگری باعث پدید آمدن دو مکتب ایده باوری و ماده باوری شد. اما همانطور که می‌دانیم سازمایه های فرهنگی ، از راه ژنها که ویژگیهای فردی و نژادی را از یک موجود زنده به موجود زنده دیگر باز می‌برند، کاملاً قابل انتقال نیستند و از راه زندگی اجتماعی و آموزش بدست می آیند. از این رو فرهنگ شامل همه ساز مایه‌های مادی و معنوی زندگی اجتماعی است که انسان درون آن زاده و پرورده می شود. انسان از این راه دارای چیزی می‌شود که به اصطلاح به آن شخصیت می‌گوئیم و از این راه به انسان چیزی به نام هویت فرهنگی داده می‌شود. این هویت کل گرایشهای رفتاری انسان را به او می‌بخشد و بدین سان انسان باورها ، اختراع‌ها و ... و همه دستاوردهای مادی و معنوی از نسل پیشین به انسان امروز انتقال می‌یابند و به او ارث می‌رسد و انسان میرای طبیعی به انسان مانای تاریخی – فرهنگی بدل می‌شود و فرآوردهای فرهنگی او می‌تواند نسل اندر نسل بماند و چه بسا زنده‌تر و اثرمندتر شود.

انتقال فرهنگ:
هر جامعه با توجه به محدوده مکانی خاص خودش دارای ویژگی جداگانه‌ای از محدوده متفاوت از آن می‌شود و سازمایه‌های هر جامعه به جامعه دیگر راه می یابند که به آن پراکنش فرهنگی (cultural diffusion) می‌گویند.
هر جامعه سازمایه‌های اصلی بشری را به تمامی در خود دارد، یعنی سازمایه های فنی (تکنولوژیک) ، اجتماعی و اندیشه‌ای (ایدئولوژیک). اما از نظر ساخت و سازمان بسیار گوناگون هستند و این گوناگونی وابسته به عوامل متعددی است : از جمله ناهمسانی زیستگاههای طبیعی، منابعی که هر گروه بشری در اطراف خود در دستری دارد یا ندارد،
سلسله امکان هایی را که در ذات هر یک از سازمایه‌های فرهنگی ، مانند زبان و جز آن وجود دارد و همچنین میزان توسعه یافتگی آنها. برای تحلیل سیستم های اجتماعی- فرهنگی سازه (factor) زیستی، وجود انسان را باید ثابت گرفت. اگر چه تفاوت های نژادی هر چقدر هم باشد در قیاس با نقش سازه‌های فرهنگی چندان عامل موثری نیست. بدلیل همین تمایز فرهنگی است که جوامع با فرهنگهای گوناگون از یکدیگر تاثیر می پذیرند.

قوم مداری (ethnocentrism) :
قوم مداری نامی است برای تفسیر فرهنگهای دیگر بر اساس فرهنگ خود. در قدیم مردم یک کشور بزرگ کمتر از سایر ملل خبر داشتند و یا قبیله های کوچک تنها محدوده قبایل نزدیک خود را می شناختند ولی وقتی با ملل دیگر آشنا شدند این تفکر در بین آنها پدیدار شد که ملتهای دیگر که دارای عملکرد متفاوت با آنها هستند، کارشان و رفتارشان نادرست است.
کسانی که سواد نداشتند به نظر عموم اروپائیان بی اخلاق، بی منطق، عجیب یا خلاف قاعده می آمدند.در حالیکه در فرهنگهای گوناگون ممکن است یک مسئله مشخص دارای قوانین عکس هم باشد. موردی که در یک فرهنگ اخلاقی است در فرهنگ دیگر غیر اخلاقی یا خنثی در نظر گرفته شود.

 

زندگی و مرگ فرهنگها:
فرهنگ از آنجا که بر پایه زندگی رشد می کند و از درون زندگی جمعی موجودی به نام انسان سر بر می آورد، خود موجودی است زنده و زایش و زندگی و مرگ دارد. فرهنگ‌ها از سادگی و حالت ابتدایی قبیله‌ای بیرون می آیند، با اقتصاد و پیشه وری و صنعت پیشرفت می‌کنند و با خط و نوشته و علوم و حکمت و ادبیات و هنر کاملتر وارد سیر تاریخ می‌شوند.
در سیر تاریخی هر فرهنگی همانگونه که زاده می شود، سیری به طرف اوج و کمال و سپس به طرف پیری و مرگ دارد و همچنین فرهنگ در طول حیات خویش سالمی و ناسالمی دارد. فرهنگ سالم فرهنگی است که نظامی از ارزش‌ها و هنجارهای رفتاری و اندیشه به مردم خود می دهد، و مردم با پذیرش درونی از آن پیروی می‌کنند، در نتیجه زندگی اجتماعی با هماهنگی پیش می‌رود و فرد با پیروی از ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی در خود احساس خرسندی می‌کند. ولی اگر ترس از عقوبت مانع پیروی درونی شود و فقط ظاهراً شخص از فرهنگ تبعیت کند، آن فرهنگ بیمار تلقی می‌شود. جامعه آی که در آن ریا باشد، جامعه‌ای است ناسالم و در حال از هم پاشیدگی . از آنجایی که فرهنگ ها دارای یک ساختار زنده هستند و دارای تناسبات در ترکیب سازه‌ها برای ماندگاری خود هستند اگر توسط سازه ذهنی یا مادی تازه‌ای بهم بریزند (مثل امروزه که ارزش‌ها و جهان بینی و مسائل مادی و تکنیکهای جهان مدرن به فضای زندگی و فرهنگی سنتی وارد شده است) چون فضاها در طول چند قرن رشد کرده‌اند و آمادگی جذب آنها را ندارند، آشوب و بحران در درونشان پدید می‌آید. برای سازگاری باید بافت‌های ارزشی و بسیاری از عوامل فرهنگی و ذهنی ناسازگار با ارزشهای دنیای مدرن و بسیاری از نهادهای اجتماعی در آنها دگرگون شود.
نتیجه گیری:
1- فرهنگ از تعامل انسانها سرچشمه می گیرد.
2- تعابیری که از فرهنگ می‌شود در طول زمان و در پی پیشرفت فکری و اقتصادی بشر تغییر نموده است.
3- فرهنگ عامل اصلی ایجاد هویت فردی و اجتماعی بوده به زندگی میرای انسان جنبه تاریخی می‌دهد. آنچه که موجب زوال یا بالندگی یک فرهنگ در طول تاریخ می‌گردد در توانائی آن در ایجاد هویت خلاصه می‌شود.
4- فرهنگها به علت وابستگی به جوامع بشری خاص ممکن است با یکدیگر در حالت تضاد یا توافق قرار گیرند. اما در هر صورت بر یکدیگر اثر گذارند. حال هر چه ارتباط جوامع با یکدیگر گسترده‌تر باشد، این اثر گذاری بیشتر است.

 

 

گفتار دوم



رابطه فرهنگ و معماری:

انسان موجودی چند بعدی است و در هر یک از ابعاد وجودی خود نیز دارای نیازها و تمایلاتی است که حرکت و پویایی دائمی را برای او رقم می‌زند. تحولاتی که از ابتدای تاریخ تاکنون در زندگی بشر روی داده حاکی از عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. هریک از ابعاد روحی و جسمی انسان، امکانات و نیز خواسته هایی دراختیار او می گذارند که بعضاً در سایر ابعاد نیز تاثیر گذاشته و از آنان تاثیر می پذیرند، و در نهایت از انسان موجودی منسجم می سازند که در عین دارا بودن اجزاء و ابعاد متنوع (کثرت) واجد کلیتی یکپارچه (وحدت) به شمار می‌اید.
فرهنگ را در تعریفی کلی می توان محصول تلاشهای متفاوت انسان در راه خلق و آفرینش دانست که از آزادی عمل واراده او سرچشمه می‌گیرد. مجموعه آداب، عقاید، باورها و سنن یک جامعه که عمدتاً از دورن منبعث شده و در بدو امر نیز درون را تحت تاثیر قرار می دهند، فرهنگ را به وجود می آورند. گرایش اساسی کمال طلبی پایه ریز شالوده فرهنگ‌هاست. کمال طلبی زیر بنای جهان بینی فرهنگی را ساخته و مبانی فکری و نظری آن را تنظیم می‌کند. و این مبانی به نوبه خود اقدام به ارایه کالبدها و قوالبی در عرصه جوامع می نمایند که نمودی از آن زیر ساختها به شمار می آیند. ادبیات، هنر، مذاهب، عرف ، سنت و ... از جمله مجاری تبلور یافتن روح فرهنگ یک جامعه می‌باشد و از این میان روی صحبت ما هنر و در میان ارکان هفت گانه آن تکیه برمعماری به عنوان یکی از عمده ترین محورهایی که درعین بر آوردن نیاز انسان به سر پناه و محیط مصنوع ، رابطه ای تنگاتنگ با فرهنگ برقرار می‌سازد، می‌باشد.
معماری به عنوان یک پدیده اجتماعی از فرهنگ نشأت گرفته و بر آن تاثیر می‌گذارد و آینه‌ای است از اندیشه‌های انسان در رابطه با فضا، زیبایی شناسی، و فرهنگ. به همین سبب سبک معماری هر دوره انعکاسی از فرهنگ و هنر آن محسوب می‌شود و با دگرگونیهائی که در سایر عرصه های زندگی و هنر به وقوع می‌پیوندد، متناسب است و هر سبک جدید معماری بر اصول، روشها و سنتهای سبک پیشین استوار است، به همین خاطر بین سبکهای گوناگون معماری رابطه‌ای استوار وجود دارد و مرزبندی بین آنها دشوار به نظر می‌رسد.
نقاط عطف در مسیر فرهنگ و خلاقیت از مهمترین عوامل پیدایش و مکاتب متفاوت معماری می‌باشند. هر تمدن و فرهنگ جدیدی از نقطه‌ای شروع می‌شود که تمدن و فرهنگ قبلی به بن بست رسیده و یا با بحران مواجه شده باشد، ولی مسیر آن در ادامه و تکامل مسیر قبلی و تاریخی خود می باشد و صرفاً در مقاطعی به بازسازی ساختار خود می پردازد. بنابراین با توجه به تاثیر مستقیم فرهنگ در معماری، طبیعی است که تغییرات فرهنگ باعث دگرگونی در مبانی و مفاهیم موثر در پیدایش معماری می‌شود و در نتیجه آن، اندیشه‌های متفاوت معماری به وجود می آید که تعیین کننده شیوه‌های تعامل بین مفاهیم نظری و فرهنگی به طور عام و مفاهیم نظری و فضای معماری به طور خاص می‌شود.
جهت گیری فرهنگ‌ها، همواره بر مبنای فطرت بشری و اندیشه او انجام می‌شود و همین مسیر در شکل‌دهی به فضای زیست و پیدایش معماری موثر است. چرا که این فضا به عنوان یک نیاز بشری مطرح است و اینگونه نیازها همواره در مسیر عقل و فطرت الهی پاسخ داده می‌شوند. بنابراین معماری را قبل از اینکه یک تخصص فنی بدانیم یا از نظر هنری به آن بنگریم، باید به جنبه فرهنگی آن توجه کنیم. فضای معماری بر مبنای مفاهیم فرهنگی در عرصه زمان به رشد و تعالی می‌رسد و در بعد مکان تجلی می یابد. هنر به عنوان یک سیستم ارتباطی با زبان و فرهنگ در ارتباط می‌باشد و برای دریافت پیام موجود در آن، باید زمینه فرهنگی ‌ای که هنر در مسیر آن بوجود آمده، مورد شناخت و مطالعه قرار گیرد، در غیر این صورت مفاهیم آن به خوبی قابل درک نخواهد بود. یکی از وظایف هنرمند در این میان آن است که افراد عادی را در جهت نظم بخشیدن به جهان فرهنگی شان یاری دهد. و در حقیقت هنرمند باید نشانه‌های طبیعت را با بیانی قوی‌تر و خواناتر برای مردم عادی به منصه ظهور برساند و موانع را برای آنان رفعه کند.
مردم هر دوره به زبان خاص آن دوره صبحت می‌کنند و معماری را نیز به همان زبان می‌فهمند. زبان عصری زبان زنده‌ای است که از زندگی، مسائل روز جامعه و تکنولوژی و علم روز تغذیه می‌کند. اگر حضور معماری در زندگی و مسائل یک عصر کمرنگ شود، این فقر حضور به زبان و فرهنگ هم منتقل می‌شود و اگر زبان و فرهنگ از حضور معماری تهی شود، نه تنها راه ورود به معماری آینده، بلکه حتی راه ادراک معماری گذشته مسدود می‌گردد. برای رجوع به معماری گذشته و برای ورود به معماری آینده باید از درون معماری حال گذر کرد.
هر اندیشه معماری را در ادامه بر پایه مسیر گذشته آن باید شناخت و هیچگاه نباید با تفکیک این اندیشه ها زمینه فراموشی مفاهیم گذشته را فراهم کنیم. هر الگویی با توجه به نیاز آن دوره و برای پاسخگویی به آن بوجود می‌آید. الگوهای گذشته مطرود نیستند و الگوهای حال هم اگر پاسخگوی نیاز حال باشند طرد نخواهند شد.
به هر سوالی باید پاسخی مناسب داد. یک صورت مسئله فارسی دری را با فارسی باستان یا با زبان انگلیسی جواب نمی‌دهند. هر الگویی که مطابق نیازها و فرهنگ ما باشد می‌تواند با انعطاف و تغییرات مناسب جایگزین مسائل معماری و فرهنگی باشد.
خصوصیات فرهنگی هر عصری را می توان در معماری آن شناخت، زیرا وقتی معماری تحت تاثیر شرایط متفاوت یک دوره بوجود آید مثل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و ... به محض به وجود آمدن می تواند مستقل و زنده شناخته شود و صفاتی مخصوص را به خود بگیرد. وقتی اثرات بوجود آورنده یک اثر (معماری) از بین بروند آن معماری ممکن است به حیات خود ادامه دهد. حال اگر عوامل بوجود آورنده مطابق با خواستارهای فرهنگی باشد آن معماری ریشه‌ای عمیق می‌گیرد و اگر آن عوامل ناپایدار باشند معماری فاقد حیات می‌شود و عوامل جدید آن را از میان بر می دارند.
تحولات قرن حاضر موجب دگرگونی و تغییراتی در بین برخی جلوه‌های زندگی و فرهنگ جامعه شد. حرکت و روند معماری سنتی بازایستاد و از طرفی به علت سرعت وقوع تحولات فرصت تطابق با فرهنگ را پیدا نکرد. در حالیکه تحولات در کشورهای اروپایی گام به گام صورت گرفته بود و آنها تا حد زیادی تغییرات را به راحتی جایگزین کردند. حال اگر برای دوباره جان گرفتن فرهنگ و معماری کشورمان عوامل اساسی آن شناخته شوند و جان بگیرند، به حیات خود ادامه خواهند داد. معماری فقط مجموعه‌ای از سبک‌ها و فرم‌ها نیست و حتی کاملاً با شرایط اجتماعی و اقتصادی خود را مشخص نمی‌کند، بلکه مجموعه‌ای از اینهاست.

برخی از عوامل موثر در شکل گیری صورت فضاهای معماری:
1- عوامل مادی:
- ماده - دانش و فن ساختمان - اقتصاد
2- عوامل محیطی:
- اقلیم - محیط طبیعی - محیط مصنوعی
3- عوامل کارکردی :
- الگوهای رفتاری و ویژگی‌های فضایی فعالیت‌ها
- تکنولوژی و ابزارهای زیست
4- عوامل فرهنگی:
- فرهنگ و الگوهای پایدار - زیبایی، مد وسلیقه - ابداع و خلاقیت
از میان عوامل بالا عوامل تاریخی- زمانی و محیطی- فرهنگی نقش مهمی ایفاء می‌کنند.

 

 

 

تاثیر عوامل فرهنگی بر فرم معماری:
الف- اهمیت مفهوم شکل یا فرم در فرهنگ معماری :
شکل معماری به دو دلیل می‌تواند بسیار مهم تلقی شود، اول آنکه هر تصور و تخیلی درباره معماری نمی‌تواند بی استناد به شکل تحقق پذیرد، دوم اینکه شکل ظاهری یا قابل رویت هر چیز، مهمترین و بی واسطه ترین برداشتی است که از فضای ساخته شده می‌توان داشت. شکل می تواند کلید راه یابی به فرهنگی باشد که از طریق فضای ساخته شده متظاهر می شود. موضوع شکل در رابطه با فرهنگ معماری را می توان در دو حالت مختلف بررسی کرد، اول آنگاه که با معماری موجود و ساخته به دست دیگران روبرو شویم و دوم، آنگاه که خود به معماری، به عنوان چیزی که قصد آفرینشش را داریم، می نگریم.
در مورد اول، فضای معماری، بی شناخت فرهنگ سازنده آن فهم نمی‌شود و هر آنچه از این فرهنگ بر می خیزد ، پس از گذر داده شدن از تدبیرها و شگردها و فن‌ها و ابداع‌ها، پدیده‌ای است که سخنی جز از راه شکل خود، نمی‌گوید. شکل بنایی که دیگران ساخته‌اند، سخن آنان در زمینه آنان بناست و این سخن از فرهنگ آنان در باب معماری سرچشمه می‌گیرد و یا بیانگر فرهنگ معماری آنان به شمار می‌اید. در مورد دوم، آنگاه که می خواهیم ، معماری تازه‌ای بیافرینیم، اگر لازم باشد که ترسیم و توصیفش کنیم، جز آنکه از شکل آن بگوئیم راهی نداریم.
فرهنگ ما، مجموعه‌ای نامشخص و پویا از اندوخته ها و آموخته‌های ما در رابطه با بنائی مشخص، نقش سازی اصلی و اساسی است . آنچه در تصور و درخیال خود می پروارنیم و به بیانش از راه توسل به شکل آن می پردازیم، فرهنگ معماری ماست، که البته نمی‌تواند به امر چگونه ساختن آن بی توجه بماند. معماری به مثابه دیدگاه یا خواستگاهی که در طول زمان دگرگونی و تحول یا فرود می پذیرد، ریشه در فرهنگ دارد که آن نیز هرگز شکلی ثابت را نمی پذیرد. بر این اساس چگونه معماری ای را خواستن و چگونه آن را آراستن، به عنوان دو لحظه جدا از یک پدیده واحدند . اولی به عنوان لحظه فرهنگی و دومی به عنوان لحظه تکنولوژیک ، بیانگر فرهنگ معماری، گروهها و جوامع به شمار می‌آیند.
در واقع همانطور که در فصل قبل به آن اشاره شد درک انسان از فضا ایستا نیست. این احساس پویاست، به این دلیل که به عمل مربوط می‌شود. یعنی آنچه که می‌توان در یک فضای معین انجام داد، نه آنچه که با دید غیر فعال دیده می شود.
آنچه که باعث می‌شود در پی پویایی جهان، آثاری که بشر خلق می‌کند جاودان بماند و حدتی است که در مفاهیم اوست. این مفاهیم در هر دوره به شکل متفاوتی بیان شده‌اند و منجر به تنوع و خلاقیت می‌شوند. همان گونه که انرژی در کل جهان ثابت است و فقط به طور گوناگونی پدیدار می شود و از بین نمی‌رود. به طور مثال انرژی گرمایی ثابت و پایدار است ، فقط کاربردهای متفاوتی می یابد و سیستم های پیشرفته جایگزین سیستم های قبلی شده و از هدر رفتن آن جلوگیری می کند و ممکن است چند سال بعد سیستمی با بهره‌وری بهتر بوجود آید.

روند طراحی و پیدایش فرم:
مرحله اول که مربوط به دوران اولیه حیات بشر است و نمودهای آن در زندگی قبایل بدوی مشاهده شده است. فضای مصنوع تحت تاثیر عوامل ارگانیک و کاملاً مشخص محلی و اقلیمی شکل می پذیرد. مرحله دوم، طبق قواعد معین و از پیش تعیین شده فرم به وجود می‌آید. قالب‌ها و الگوهای فضایی صوری و رسمی حاکم‌اند. مرحله سوم که از دوران مدرن به بعد به آن وارد شده‌ایم ، اکثر مرزها و قالبها از میان رفته‌اند و اندیشه آزاد در طراحی جایگزین آن شده است.
در دوران قبل از مدرن به دلیل اینکه سبک ها دارای روند تدریجی در تغییرات بوده و الگو داشتند به ندرت سبکهای متفاوتی در یک زمان پدید آمد، اما در دوران بعد از مدرن که وارد اندیشه آزاد طراحی شدیم سبکهای متفاوتی در هنر و معماری بوجودآمد که خود باعث پیدایش اشکال متفاوت شد و همچنین عملکرد و نوع بنا هم تاثیر غیر قابل انکاری در روند طراحی و چگونگی پیدایش فرم ایجاد کرد.
پدیده‌های معماری نه تنها در متن و زمینه‌های فرهنگی خودشان، بلکه به زمینه‌های تاریخی نیز تعمیم پیدا می‌کنند، بر این اساس اشکال معماری در هر دوره سبک مربوط به آن زمان را به وجود می‌آورند و فرمها برخاسته از مفاهیم محتوایی آن دوره می باشند. به بیان دیگر سبک فرم، شیوه تعامل بین مبانی نظری و محتوایی طرح وفضای معماری می‌باشد.
فرم معماری به عنوان بستری برای انتقال پیامهای فرهنگی مطرح است، در گذشته وقتی معماری‌ای ساخته می‌شد، فرهنگ خود را به همراه می آورد، بنابراین بخشی از فرهنگ در معماری گذشته نهفته است. امروزه هم نمی توان فرهنگ و معماری را از هم جدا کرد زیرا پیام معماری توسط ناظر یا بیننده اثر شکل می گیرد.
معماری یک هنرناب است و هنرهای انتزاعی به بیان خود می پردازند. به عنوان مثال یک اثر معماری پس از زاده شدن به یک شیء معمارانه تبدیل می‌شود که طراح آن از صحنه خارج شده است و ناظر اثر با مفاهیم ذهنی و دیدگاه خود به آن اثر می‌نگرد و پیام مورد نظر خود را از آن دریافت می‌کند و شاید این پیام همان پیامی نباشد که هنگام زاده شدن اثر با آن همراه بوده است. تلقی معمار از رابطه متقابل انسان و جهان منوط به تعریف او از نقطه اتصال توده و فضاست که فرم معماری از پیوند این دو عامل بوجود می‌آید. تا رابطه فلسفی این دو با هم روشن نشود فرم معماری مبهم خواهد ماند. به طور مثال هرم مصری بیان کاملی از فرمی است که از زمین سر بر می آورد و تجسم مطلقهای ازلی و ابدی است. در معماری چینی، نوع هماهنگی با طبیعت دیده می شود نه سلطه بر آن. تعقر بامها بیان فروتنی انسان و سازه‌های اوست که به سوی فضای کیهانی آغوش گشوده است. در معماری اسلامی با کاربرد متفاوت دیگری از فرم و فضا مواجه می شویم. گنبدهای با شکوه گویی فضای داخلی را باز می تاباند که برای بیان خود تا حد امکان پوسته را به بیرون می‌راند تا فرم را ایجاد کند، این ویژگی با گنبد کلیساهای مسیحی در اروپای غربی که سازه و توده تلقی می‌شود در تضاد است. بنابراین در تمام فرهنگهای جهان فرم معماری بیان فلسفی نیروهای توده و فضا در یکدیگر است که به نوبه خود بازتاب رابطه انسان با طبیعت و رابطه‌ او با جهان است. جانداری و وضوح در تحقق توده و فضا تعیین کننده میزان تعالی اثر معماری در هر دوره از تکامل فرهنگی است.

ب: عوامل فرهنگی موثر در شکل گیری فضای معماری :
انسان در آفرینش هر فضای زیستی وحتی ابزارآلات سعی دارد درمرحله نخست به سودمندی‌های مادی، ملموس و کارکردی آن بپردازد. اما در صورت امکان به جنبه‌های هنری و فرهنگی فضا یا پدیده‌ای که خلق می‌کند توجه دارد و سعی می کند که اثر یا فضا زیبا باشد. خواسته و معیارهای زیبایی شناختی انسان ثابت نیست و به همین علت آفرینش آثار و صورتهای بدیع نیز در همه هنرها همواره ادامه خواهد یافت و در این میان برخی الگوها پایدارتر از سایرین است. سطوح و لایه‌‌های گوناگون ارزشهای زیبایی شناختی را می توان به سه گروه طبقه بندی کرد :
1) صورتها و ارزشهای پایدار و کهن
2) ارزشها و صورتهای نیمه پایدار و سبک
3) ارزشها و صورتهای زودگذر یا مد
در معماری مانند سایر هنرها می‌توان تاثیر برخی از پدیده ها و جلوه‌های عمیق فرهنگ ملی و دینی را به شکل الگو و صورتهایی پایدار مشاهده کرد. برخی از این طرحها و الگوها در معماری ایرانی مثل چهارصفه و چهارباغ که از عوامل و پدیده‌های اصلی فرهنگ و تمدن یک قوم یا ملت هستند بسیار طولانی و پایدار هستند. البته پایداری آنها به معنای فقدان پویایی آنها نیست.
در تاریخ هنر یک ملت ممکن است سبکهای متعددی در هر یک از هنرها پدید آید یا حتی گاهی چند سبک در چند حوزه جغرافیایی در یک دوره شکل می گیرد برخی ارزشها و صورت‌ها در همه هنرها و برخی صنایع در گستره زمانی کوتاهی مورد توجه هستند. اینگونه ارزشها تاثیر اساسی و ساختاری ندارند و در پی انواع دگرگونیها و تبادلات فرهنگی و هنری بین گروهها، قومها و ملتهای گوناگون پدید می آیند و در مدتی کوتاه مورد توجه هستند . مد که بیشتر در پی تاثیر دگرگونیها و تبادلات فرهنگی واجتماعی حاصل می‌شود و در دوره معاصر به شکل گسترده شاهد آن هستیم، از صورتهای ناپایدار و زودگذر به شمار می‌آید.
در کنار عوامل ذکر شده در بالا نمی‌توان نقش ابداع و خلاقیت هنرمند را در شکل دادن به هر گونه اثر هنری و از جمله آثار معماری نادیده گرفت. ابداع و خلاقیت هنرمند از یک سو به تاریخ و فرهنگ طراحی در یک جامعه و از سوی دیگر به توانایی های فردی و ابداع مشخص هنرمند بستگی دارد. این عامل به نحوی به آگاهی‌های هنری و غنای فرهنگ طراحی و تبادلات فرهنگی و هنری یک جامعه با جامعه های دیگر ارتباط دارد. به عبارت دیگر ابداع و خلاقیت هنرمند در خلاء صورت نمی پذیرد، بلکه در بستری اجتماعی- تاریخی تحقق می‌پذیرد که بر محتوا و شکل اثر هنری تاثیر می گذارد.

 

 

 

ج: بازتاب فرهنگ در صورت فضای معماری:
عوامل متعددی بر آثار هنری و فضاهای معماری تاثیر می گذارند که زیر مجموعه فرهنگ هستند. این تاثیر گاهی روشن و گاهی ظریف و غیر آشکار است. مانند تاثیر نقش صلیب در طراحی کلیساهای تاریخی به صورت آشکار و سلسله مراتب بین انواع فضاها از جمله عناصر فضای ورودی مسجد جامع ایرانی و مفهوم و محتوای فرهنگی آن که در مرحله نخست از دید مشاهده کننده پنهان می‌ماند.
برخی از خصیصه‌های فرهنگ در صورت فضای معماری یکسان اثر نمی‌گذارند، برخی به سادگی و برخی به دشواری قابل شناسایی هستند. یکی از جلوه‌های فرهنگ در هنرها را می‌توان به صورت اهمیت یافتن برخی اعداد و اشکال دانست. یکی از علل توجه به اعداد مربوط به درک انسان از نظم جهان در گذشته بوده که آنرا به ملموس ترین شکل یعنی نظم عددی دریافت می‌کرد. بسیاری از این شکل‌ها و اعداد در فعالیتها و مراسم آئینی ، هنرها، مکتب‌های فکری و غیره به صورت ویژه‌ای کاربرد یافتند. کاربرد هر عدد یا شکل در هر یک از انواع فعالیتها یا هنرها از یک سو با ویژگیهای بصری و شمارشی آن فعالیت و از سوی دیگر با خصوصیات و مشخصه‌های آن شکل یا عدد بستگی داشته است. بنابراین شکلها و عددهائی در هنر معماری مورد توجه و استفاده قرار می‌گرفت که با ویژگیهای ریاضی، هندسی، کمی و ملموس این هنر و همچنین با فرهنگ عمومی این سرزمین سازگار باشد. مانند عدد چهار ، خصوصیات مربع و دایره ، ویژگیهای مشترک دایره ومربع ، مکعب، حجم‌های کروی شکل و چهار طاق و …

 

مبانی فرهنگ ایران و تاثیر آن بر معماری:
فرهنگها مظاهر گوناگونی دارند. به رغم تفاوت‌های ظاهری، مظاهر هرفرهنگ دارای شباهتهایی انکارناپذیرند. به طور مثال شباهت ادبیات و معماری و طرز لباس پوشیدن و آداب و رسوم ژاپنیان قرن هفدهم آشکار است. این شباهتها ناشی از ارتزاق هر یک از مظاهر فرهنگی از اصول و مبانی مشترک در فرهنگ است . در فرهنگ ایران در ادبیات فارسی کلمات گنجایش معانی بلند و عمیق را ندارد و به همین منظور شعرا و نویسندگان از استعاره، ایهام، کنایه و سایر صنایع ادبی برای رساندن مفهوم کلام و مقصود خود استفاده می‌کردند. پس الفاظ یک شعر دارای ماهیتی مادی هستند که برای بیان مفاهیم غیر مادی وضع شده‌اند.
پس در سایر مظاهر این فرهنگ نیز معانی عمیقی نهفته است و معماری در این فرهنگ حاوی معانی باطنی است. به خصوص اینکه در ایران خرده فرهنگهای بسیاری وجود دارد و مردم از مواریث تاریخی متکثر و متنوعی برخوردارند. اما این تنوع و تفاوتهای آن دارای محتوای درونی مشترکی است که همه آنها را تحت یک مجموعه کلی ساماندهی می‌کند.
در پشت هر فرم یک مفهوم و محتوای درونی نهفته است. از این دیدگاه انسان به مثابه ذی حیاتی دیده می‌شود که برای بیان محتواهای درونی خویش به اشکال و کالبدهایی بیرونی روی می آورد و از آنها برای به تصویر کشیدن آنچه که در باطن دارد، مدد می جوید. این مفاهیم دچار تحول‌های زودگذر نمی‌گردند اما هر تمدن انسانی در هر زمان و مکان جهت اصلاح و تکامل دیدگاهایش، خط مشی تازه‌ای همسو با اهداف و چشم اندازهای بنیادین جامعه از خویش ارائه می‌دهد.
به طور مثال دکتر پیرنیا شیوه‌های معماری ایرانی را به دو دوره قبل از اسلام و چهار دوره بعد از اسلام تقسیم می‌کند و علیرغم تفاوتهایی که در فرم و محتوای هر یک از شیوه‌ها با دیگری مشاهده می‌شود، همگی آنها را تحت پنج عامل مشترک (خودبسندگی، مردم داری، پرهیز از بیهودگی، درونگرایی و نیارش) قلمداد می‌کند. به عنوان مثال اگر بناها و فرمهای عظیم الجثه معماری پارگی را با حجم‌های ساده معماری خراسانی مقایسه کنیم شباهتی بین آنها دیده نمی‌شود، اما هر دو در پی بیان جایگاه برتر انسان بر زمین بوده‌اند. اما هر کدام روایت خاص خود را داشتند. هر دو در پی آن بودند که بگویند انسان مقامی فراتر از موجودات و پدیده‌های اطراف خویش دارد. در معماری پارتی این تفکر باعظمت گرایی بیرونی و در معماری خراسانی با عظمت گرایی درونی بیان شده است. حجم های سنگین با تناسبات غول آسا نظیر ایوان مدائن تبلور عینی و کالبدی از تسلط و سیطره انسان به اطرافش به شمار می‌آمده و همین ایده در قرون اولیه اسلامی با کاستن از جرم و ماده و افزودن به غنا و فضای یک معماری بیان گردیده است. خلق فضاهای سبک ، کم جرم، متنوع، غنی و سرشار از جلوه‌های فضایی از ویژگیهای بارز معماری دوران اسلامی ایران به شمار می آید.

می‌توان از این مطالب چنین نتیجه گرفت که علاوه بر جلوه‌های خارجی، مفاهیم و مضامینی مستتر در پس این کالبدها وجود دارد. اما دو عامل در انکار این حقیقت آشکار موثر بوده است: نخست نهضت مدرنیسم که اصولاً هر چیز فاقد فایده ظاهری برای شان مادی و دنیوی زندگی را زاید می‌شمرد و به اصطلاح «تزئینی» آن را رد می کرد، و کسانی که برای علمی جلوه دادن دین به تفسیر متکلفانه متون دینی پرداختند و آنها را با یافته‌های علوم تجربی تفسیر کردند و سعی کردند به همه عناصر، کاربردی مادی بدهند و آن را از شائبه تزئین دور کنند.
عامل دوم فقدان درک صحیح از نسبت و رابطه صورت و معنا یا ظاهر و باطن در معماری است. بسیاری ظاهر و باطن را دو ساخت منفک انگاشته‌اند.
آنان که معماری را برآوردنده احتیاجات مادی بشر فرض می‌کنند، معنا داشتن عناصر معماری را به منزله انکار فواید مادی آن می‌دانند و بالعکس. به طور مثال آنان که مناره را برای راه حل سازه‌ای رانش طاق می‌دانند، نماد معنوی بودن آن را انکار می‌کنند. و به نظر آنان این دو فرض جمع نشدنی است که یک مناره هم مقصود سازه‌ای را بر آورده سازد و هم متضمن معنا باشد . آیا فرهنگی که این معماری را پدید آورده نیز چنین رابطه ای را میان ظاهر وباطن معماری قائل است؟ برای فهم این مطلب به سراغ جهان شناسی این فرهنگ از دیدگاه قرآن کریم می‌رویم.
خداوند در آیه 82 از سوره یس می‌فرماید: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» . (همانا امر او همین است که چون چیزی را اراده کرد بدان می‌گوید بشو، پس می‌شود)، گفتن خداوند عین فعل و ایجاد است. پس حقیقت وجود اشیاء منتسب به این «امر » است که به حق تعالی دارند . هر خلق در حقیقت امر الهی است. پس هر مخلوقی چیزی جز این نیست که از جوار مقدس الهی به مراتب پائین نزول می‌کند، پس پائین ترین مرتبه آن مرتبه مادی است. در آیه 83 سوره یس می فرماید: «فسبحان الذی بیده ملکوت کلی شیء» (پس منزه است آنکه ملکوت همه چیز به دست اوست). و از مقایسه این دو آیه بر می‌اید که مراد از ملکوت هر چیز جنبه انتساب آن به خداوند است. و لذا در آیه 75 سوره انعام می‌فرماید: «ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمودیم»، منظور این است که چشم دل ابراهیم را به باطن حجابها را بر می دارند و دیدگان تیز می‌شود. (این مراتب که ذکر شد در وجود انسان هم هست) . هرانسان دارای سه مرحله است: اول بدن که عالم طبع و ماده است و همه ما آنرا می بینیم و حس می‌کنیم، دوم قوای فکر و تخیل است که از ان به عالم مثال و صورت تعبیر می شود. و این عالم مجرد بوده وعالم ملکوت پائین انسان است . سوم روح و نفس است که از آن به عالم نفس تعبیر می‌گردد، تجردش بیشتر است و عالم ملکوت بالای انسان است. این سه مرحله از یکدیگر جدا نبوده، بلکه داخل یکدیگرند. مانند یک دانه بادام که جسم آن حکم بدن، روغن که خارج از جسم نیست و در تمام اجزای آن است حکم جان و عالم مثال و صورت انسان است و عصاره آن که در تمام ذرات روغن منتشر است و حکم روح را دارد و عالم نفس. در مورد قرآن، در حدیث نبوی آمده است که ظاهر و باطنی دارد و در روایت دیگر آمده که هر بطن آن تا هفت (یا هفتاد) بطن دارد و چنان که می دانیم تفسیر و تاویل قرآن کریم از نظر عموم مفسران به شرطی صحیح است که با ظاهر قرآن و معنای ظاهری آن منافات نداشته باشد. بنابراین مفسران ابتدا به معنی ظاهری آیات پرداخته و ترجمه می‌کنند، سپس آن را تفسیر کرده و در مرتبه‌ای دیگر آن را تاویل می‌کنند. بدین ترتیب می‌توان از ظاهر و باطن آیه معانی و تفاسیری بدست داد که در عین اختلاف ، در آن واحد صحیح، بلکه موید هم باشند.
پس از منظر این فرهنگ هر چیز ظاهر و باطنی دارد که گرچه متفاوتند اما منفک نیستند. ظاهر بدون باطن وجود ندارد و باطن بدون ظاهر ، ظهور ندارد. در نتیجه هر باطن نسبت به مرتبه ما فوق خود ظاهر و نسبت به مرتبه مادون خود باطن است.
مومن وقتی به عالم می نگرد پیوسته از ظاهر آن به باطن سیر می‌کند و این سیر عبادت است. و بالطبع چنین منشی در کار هنری او هم دیده می‌شود. این سیر از ظاهر به باطن هم در عمل و هم در اثر هنری او متجلی می‌شود. هنرمند در حین کار با ماده و تغییر شکل مادی آن سعی می‌کند، آن را به صورت باطنی اش نزدیک کند. به همین علت این کیفیت در مخاطب او هم اثر می گذارد. چنین سیری در معماری به علت اینکه وجود مادی منحصر به ماده‌ای که اثر هنری با آن پدید می آید نیست دشوارتر است. از بنا انتظار می‌رود در درجه اول عملکرد مناسبی داشته باشد. این کارکردد با مواد و مصالح محدوده و معینی با توجه به محدودیتهای فنی و اقتضائات محیطی برآورده می‌شود. پس این سیر با تعدد قیود مادی مشکل تر می شود. ولی نتیجه آن رضایت بخش و شیرین تر از سایر هنرهاست.

 

مفهوم سیر از ظاهر به باطن در معماری اسلامی ایران:
سیر از ظاهر به باطن در معماری به این معناست که بنا باید علاوه بر نیازهایی که از شان جسمانی و دنیوی انسان بر می‌آورد، نیازهای شان اخروی و روحانی او را نیز برآورده سازد. به طور مثال اگر جسم به غذا محتاج است، روح هم غذای مناسب خود (علم و حکمت) را می‌خواهد . معمار این سیر را ظاهر به باطن را در معماری خود تسری می‌داد، حمامی که می‌ساخت هم حمام جسم بود و هم حمام روح. ماده را چنان می ساخت که از صورت مادی خود و لوازم و صفات آن فاصله بگیرد و به صورت باطنی و مثالی خود نزدیک گردد. به طور مثال اگر جسم به غذا محتاج است، روح هم غذای مناسب خود (علم و حکمت) را می خواهد. معماری این سیر از ظاهر به باطن را در معماری خود تسری می داد، حمامی که می ساخت هم حمام جسم بود و هم حمام روح. ماده را چنان می ساخت که از صورت مادی خود و لوازم و صفات آن فاصله بگیرد و به صورت باطنی و مثالی خود نزدیک گردد. به طور مثال سنگ را که دارای کدورت و خشونت است، چنان شفاف و لطیف جلوه می داد که کدورت مادیت آن فراموش شود و گاهی این صیقلی شدن باعث می‌شد تا نور را از خود عبور دهد، (مانند سنگ مرمر)، در فلزات از طلا استفاده می کرد تا با صیقل پذیری، شکل پذیری، فساد ناپذیری، درخشندگی و رنگ آفتابیش به اشرف موادتبدیل شود. آینه و شیشه هم به علت شفافیت ذاتی خود جسم بنا را سبک و لطیف و شفاف جلوه می‌دهند. طاق‌ها علاوه بر آنکه نقش پوشش را داشتند ، به مرتبه بالاتر هستی خود، یعنی طاق عالم یا سماوات و گنبد فلک تقرب می‌جستند. به این منظور با آجر، کاشی و گچ، رسمی و یزدی بندی و مقرنس ایجاد می‌کردند و آنها را پرچین و شکنج و پرستاره می کردند . نور را با روزنه هایی که به ظرافت تعبیر کرده بودند به درون بنا می پاشیدند و به فضا صورتی اثیری می بخشیدند. حتی گاهی آن را از صافی شیشه‌های الوان و منقوش که یادآور صور خیالی و مثالی است، عبور می دادند. آب علاوه بر برطرف کردن نیاز شستشو ، روح را نیز مطهر می‌کند چه با تصویری که از اجسام و انعکاس آنها و آسمان در آن پدید می آمد و چه با صدای گوشنوازش.
نیل به چنین کار‌ آزمودگی و مهارتی نیازمند تجربه در مدتی بس مدید بود که در محدوده عمر یک معمار نمی گنجید، لذا از تجربه گذشتگانی که در همین مسیر گام زده بودند استفاده می‌کرد. کار معمار ساختن مکانی برای زیستن انسان است و به تناسب تعریفی که این فرهنگ از انسان دارد، او را منحصر به ظاهر نمی‌داند و برایش مراتب مختلف تودرتوئی قائل است، مکان زیستن او نیز واجد مراتب متعددی می شود که هر مرتبه از نیازها ، یکی از مراتب وجودی انسان را برآورده می سازد، که این مراتب در انسان در طول هم هستند، در بنا هم در طول یکدیگر قرار می‌گیرند و هر مرتبه ، ظاهر رتبه قبل از خود و قائم به آن می گردد. بنابراین کشف قواعد سازه‌ای و اقلیمی و کارکردی بنا به معنای نفی فواید باطنی و معنای نهفته برای مراتب عالیتر نیست و نه اثبات معنا به منزله از اعتبار انداختن فواید ظاهری. بنابراین اختلاف ظاهر و باطن از بین رفته و این دو موید یکدیگر می‌شوند.

 

عوامل بنیادی معماری در ایران:
با توجه به مطالبی که در اثبات سیر از ظاهر به باطن در معماری ایران ارائه شد به پاره‌ای از عوامل بنیادی معماری ایران در گذشته پرداخته می شود:
1- درونگرایی: خصوصیات درونگرایانه ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی- فلسفی این سرزمین دارد زیرا همان طور که ذکر شد در فرهنگ معماری ما ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده می شود. درونگرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه خاطر و آرامش اصیل در درون، به نظمی موزون و متعالی رسیده است، توجه به مسائل درونی بر اساس فرهنگ، نوع زندگی، آداب و رسوم و جهان بینی‌ای شکل گرفته است که همراه با سایر عوامل محیطی و جغرافیایی خود آن بدست آورده است.
2- مرکزیت: ویژگی موازی با درونگرایی است. سیر تحول عناصر پراکنده (کثرتها) به وحدت مرکزی در اغلب فضاهای معماری دنیای اسلام به چشم می خورد. فضای مرکزی تنظیم کننده تمام فعالیتها بوده و اصل و مرکز فضا را در قسمتی قائل است که نقطه عطف و عروجی استثنایی در آن رخ می‌دهد.


- انعکاس: در اغلب فضاهای معماری ایران منظره کلی حاصل از شکل گیری عناصر کالبدی، بوجود آورنده کلیتی بصری است که اجزای آن در قالب محوربندهای حساب شده و منظم، چهارچوبی را تشکیل می‌دهند که در آن موضوع شکل و تصویر به کمال می‌رسد.

4- پیوند معماری با طبیعت: در معماری سنتی ایران همزیستی مسالمت آمیزی میان انسان، معماری و طبیعت وجود دارد. اشارات فراوان در قرآن درباره گیاه، نور و اجزاء طبیعت و در نهایت تمثیل بهشتی آن موجب شده تا طبیعت در معماری ایران حضور همه جانبه‌ای داشته باشد و فضاها در کنار هم طی یک سلسله مراتب خاص قرار گیرند، گویی همیشه انگیزه احترام و حفظ نعمت‌های الهی را پاس می دارند که در قلب طبیعت و اجزاء عناصر آن تجلی کرده است. فعالیتهای اجتماعی ، فرهنگ و احکام دینی همواره در آهنگی موزون با طبیعت حرکت کرده‌اند و همجواری و همدلی انسان با طبیعت موجب شده که عناصر طبیعت به گونه‌های مختلف در معماری های اصیل حضور داشته و انسان را از فواید تصفیه کننده آن بهره مند گرداند .

5- هندسه: زبان بیان معماری‌های جهان بر هندسه استوار است و از طریق آن روابط می‌توان کلیت را آشکار کرد. در معماری و هنر اسلامی هندسه اهمیت ویژه‌ای دارد و تجلیگاه افکار الهی و عقلائی و ادراک جهان هستی است. در هندسه این سرزمین بحث علم و ریشه ریاضی اعداد و ترکیبات پیچیده، همراه با حس شهودی بوده است و این دو که تکمیل کننده آثار هنری محسوب می‌شوند جدایی ناپذیری هنر (حس) و علم (عقل) را در تمدن‌های غنی و در تمدن اسلامی نشان می‌دهند.
هندسه‌ای که بر پایه این نگرش به وجود آمده است از پیچیدگی و ترکیباتی بهره‌مند است که بسیاری از اشکال و اعداد مورداستفاده در آن هنرها و مکتب‌های فکری بیانگر مفهوم ویژه‌ای هستند. طراحی هندسی ایران فقط از عملکردهای مادی و بوم شناختی تبعیت نمی‌کند و اشارات والای دیگری نیز دارد که برای رویت و دریافت این مفاهیم باید موقعیت ذهنی و فرهنگی لازم برای درک آنها رافراهم کنیم.

6- شفافیت و تداوم: نقطه مقابل فضای بسته و تمام شده تداوم و شفافیت قرار دارد، در چنین فضایی مسیر حرکت انسان و یا نگاه او در تداومی پیوسته صورت می گیرد ، به طوریکه گشایش‌های فضائی در خطوط افقی و عمودی موجب شفافیت (transparncy) در لابه لای دیوارها و ستونها می‌گردد که درونها و منظر نهایی در افقی لایتناهی، مجدداً جان و جلوه تازه‌ای به خود می گیرد. مفهوم سلسله مراتب (hierarchy) ومفهوم تداوم (contiontiy) برای تشریع مفهوم اصل معماری ایران تلقی صحیحی محسوب می‌شود. تداوم به بزرگی و کوچکی فضا ارتباطی ندارد. با استفاده از هندسه کثرت گرا که همانند طبیعت از مجموعه‌ای سطوح و نقاط در هم کشیده تشکیل شده است، ادامه و تداوم فضایی، پیوند خود در ارتباط با مرکز ثقل خود همچنان حفظ می نماید.

7- رازو ابهام : احساس عظمت معنوی در کمال سادگی وخلوص در تشکیل و ترکیب ابنیه مد نظر قرار داشته و سادگی ترکیبات این هندسه پایه ولی غنی موجب پیدایش ساختمانهایی شده است که پیام آن با درک ویژه حسی قابل دریافت است و توام با کلیتی است که کمال خود را در منظر و تصویری کامل القاء می نماید.
8- تعادل موزون- توازن حساس: در معماری تعادلی موزون بین ساختمان و محیط طبیعی آشکار است . حس و دانش عمیق به وجود آورندگان آثار معماری آن دوران موجب می‌شد که عناصر کالبدی در مکان و جای خود حضور خویش را مشخص نمایند و کاربرد هر کدام پاسخی باشد به محیط.

9- چشم دل: برای درک مفاهیم معماری این سرزمین باید دیدگاه خاص فرهنگی‌ای را که این مفاهیم در درون آن بوجود آمده‌اند شناخت

نتیجه گیری :
1- فرهنگ حلقه واسط است بین هدف (کمال طلبی) و برنامه (هنر، علم، مذهب).
2- شکل معماری با تبعیت از ویژگیهای محیطی و فلسفی بوجود می آید و عامل زمان به علت ماهیت دگرگونی سازی ساختار زندگی انسان به عنوان رکن اصلی، فضاهای جدید را شکل می‌بخشد. فرم معماری بارزترین شاخصه تاثیرپذیری معماری از فرهنگ است.
3- باتوجه به اصل پایداری مفاهیم جوهری مستقیم در هر پدیده، می توان اصول انسانی مذکور را در سیر زمان حفظ نموده و از آنها به عنوان مفاهیم بنیادی اساسی استفاده کرد.
4- در وفاداری به فرهنگ و هنر یک سرزمین حفظ و تکرار اشکال گذشته مورد نظر نبوده و در طراحی و هنر، نگاه پویا و خلاق از ضرورتهای اولیه متقدم به شمار می‌اید.
5- معماری انتقال دهنده معنی است نه شکل
6- معماری دارای دو رکن اصلی فرهنگی و علمی است و هر گاه در مسیر زمان یکی از ارکان سست و ضعیف گردد، نتیجه حاصله ناکافی و نا تمام رشد می نماید.
7- محلوظ داشتن عوامل بنیادی، فرهنگی و هنری در بنا، یک اثر ساختمانی معمولی و بی روح را به سوی یک معماری کامل و شاخص سوق می‌دهد. اثری که آرمانها، تاریخ و فرهنگ، ذوق و اندیشه و هنر یک جامعه در آن نهفته است به موازات این بینش توجه به واقعیتها و ضرورتهای ساختمان و عملکرد نیز موجب نوعی تعالی در بیان معمار گردیده و پیام معماری در این مرحله آشکار خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

موج سوم...

 

در این کتاب اول از همه بشما تعریفی از موجهای اول ودوم ارائه میگردد سپس به بررسی موج سوم میپردازد.

موج اول:

 افراد در محدوده خود ( خانه، مدرسه، کلیسا، مزرعه،… ) اطلاعات محدود و هماهنگ از محیط خود دریافت می کردند. موج دوم این جنبه ها را گسترش داد و با کمک رسانه های  جمعی حجم اطلاعات بیشتر، و تنوع و گسستگی آنها بیشتر شد و اطلاعات زود گذر شدند و هر روز باید به روز شویم وگرنه از اجتماع عقب می افتیم.

 در نسل جدید رسانه های غیر توده ای ( رسانه هایی که برنامه آنها برای عموم مردم نیست و برای عده ای خاص است ) باعث کاهش استفاده از رسانه های توده ای شده.

 سپهر اطلاعاتی : افراد به میل خود به اطلاعات مورد نظر خود، در زمان مورد نظر خود به اطلاعات دسترسی پیدا می کنند و دیگر در محدودیت زمان و مکان قرار ندارند.

افراد و سازمانها برای شناخت یکدیگر احتیاج به اطلاعات دارند تا بتوانند باهم کار کنند و در مقابل هم عکس العمل مناسب انجام دهند و رقابت کنند. در نتیجه احتیاج به اطلاعات بیشتری می باشد.

موج دوم:

 در واقع قدرت عضلانی ما را افزایش داد و موج سوم قدرت مغز و تفکر و تصمیم گیری ما را افزایش داد.

انواع حافظه : 1- فردی که فنا پذیر است  2- اجتماعی که راز تکامل بشر بوده است.

عوامل 1- سواد  2- سپهر اجتماعی جدید باعث تحول در حافظه اجتماعی امروز گشته اند.

موج دوم حافظه را گسترش داد ولی آن را ایستا و فرسوده و منجمد و جامد کرد.- با انتقال از مغز روی کاغذ- ولی موج سوم هم آن را گسترش داد و هم دوباره جان داد (کامپیوتر نیروی محرک تمدن)

در کشورهای پیشرفته حجم کارگران کمتر می شود زیرا اوّلا صنایع معمولی به کشورهای درحال توسعه منتقل می شوند، ثانیا  تکنولوژی باعث کاهش استفاده از کارگر و افزایش تولید می شود.

دوره تولید در موج دوم طولانی مدّت بود ولی در موج سوم کوتاه مدّت است و کالاها عموما سفارشی خواهند بود.

در کشورهای پیشرفته، تولید کالاهای کلیدی با حجم کم ولی تخصصی همراه با هزینه پژوهش سنگین انجام می پذیرد ( مانند IC ها )

پیشرفت انبوه زدایی باعث تولید کالاها برای هر شخص و به میل وی علت وجود دستگاههای سریعتر و ارزانقیمت تر می گردد. در حقیقت دوباره به کار انداختن نظام تولیدی موج اوّل با ابزارهای موجود در موج سوم.

موج سوم:

  یکی از بارزترین نشانه های موج سوم حذف منشیها در ادارات،بدلیل مکانیزه شدن کارها.

موج سوم باعث دگرگونی ماهیت کار گردید یعنی دیگر کارها به مکان وابسته نیستند و در هر مکانی شخص می تواند کارهای خود را انجام دهد ( تکنولوژی ارتباطات و کنترل از راه دور ) بنابراین، کارها دوباره به محیط خانواده بر می گردند.

عوامل بیکاری عبارتند از: 1- عوامل درونی مانند تنبلی و بی عرضگی  2- عوامل بیرونی از سوی کارفرمایان مانند توزیع نابرابر ثروت، سرمایه گذاری کوته بینانه، حدسیات عجولانه و حکومت نالایق.

کارمندان بیش از کارگران به سنت و خانواده پایبندند ولی از نظر فکری و روانی تحرک بیشتری دارند.

فرهنگ خانواده های موج سوم: 1- افزایش مجردها  2- فرهنگ بدون بچه  3- خانواده های چند والدی

در موج سوم انتقال کارها به خانه باعث اشتراک بیشتر زن و مرد در کارهای یکدیگر و درنتیجه ایجاد صمیمیت بیشتر می شود و باعث ادغام و تفکیک ناپذیری زندگی خصوصی و شغلی می گردد.

معیارهای جدید خانواده : عشق بعلاوه آگاهی، مسئولیت، انضباط و خصوصیات دیگری که شخص باید درمحیط کار داشته باشد.

کودکان موج دوم، به واسطه مدرسه خود و کار والدین از کار جداً بودند ولی کودکان موج سوم از بچگی در جریان کارها خواهند بود و می توانند در کارها پیشرفت کنند.

موج سوم : تسریع در امر تصمیم گیری برای رقابت و انتقال اطلاعات.

تنوع و تغییر سریع محصولات در حقیقت، تلاش شرکتها برای دست آموز کردن مشتریها، و ایجاد نیازهای کاذب در وی و درنتیجه سود بیشتر از طریق عرضه کالاهای گرانقیمت و اختصاصی می باشد.

 در حقیقت کارها درحال متنوع شدن ( تخصصی تر شدن )‌ می باشند و افراد فردیت بیشتری پیدا می کنند و دیگر به راحتی نمیتوان کسی را جایگزین کسی ساخت.

تحول محصولات در حقیقت باعث انبوه زدایی می شود.

در موج سوم شرکت نیز دوباره تعریف می شود و شرکتها علاوه بر سود آفرینی ( تنها وظیفه شرکتهای موج دومی ) وظیفه دارند خود را در مقابل محیط زیست، مسائل اخلاقی، سیاسی، نژادی و اجتماعی مسئول بدانند.

درحقیقت فشارهای موجود از قبیل 1- تحول در محیط فیزیکی  2- در تجهیز نیروهای اجتماعی  3- در نقش اطلاعات  4- در تشکیلات دولتی  5- دراخلاق   باعث تعریف مجدد شرکت می شوند.

مدیر مؤفق و خوب کسی است که اهداف چندگانه را تشخیص دهد و با وزن دادن به آنها بین آنها ایجاد ارتباط نماید.

هدف جدید هر شرکت : شرکتها بایدبتوانندعلاوه برارائه یک گزارش مالی در انتهای هر دوره، یک گزارش اجتماعی نیز ارائه دهند. بنابراین نیاز به معیارها و ابزار جدید برای تهیه یک گزارش اجتماعی میباشند.

   کتاب قوانین امروز برپایه نظام اقتصادی انبوه زدایی شده، رسانه های غیر توده ای، خانه های جدید و موسسات اقتصادی با ساختاری نو تدوین می شود ( ضد قوانین موج دوم ).

در موج سوم ساعت کاری شناوروانعطاف پذیرخواهد بود تا کارمندان بتوانند برای زندگی خود بهتر برنامه ریزی نمایند درنتیجه کارآیی افزایش خواهد یافت و غیبتها کم می شوند.

در موج سوم افزایش کار به صورت نیمه وقت و شبانه خواهد بود. در حقیقت زمان در موج سوم انبوه زدایی و تخصص می گردد.

البته انبوه زدایی زمان باعث تشدید تنهایی و انزوای اجتماعی می گردد و شخص باید برای دیدار دوستان خود برنامه ریزی کند.

در موج سوم افراد بیشتر مایل به حفظ شخصیت فردیشان می باشند و تکنولوژی نیز در این راستا می باشد مانند لوازم صوتی و تصویری که می توان توسط آنها برنامه های مورد علاقه را انتخاب کرد.

کامپیوترایجادامکان ارتباطات همزمان وغیرهمزمان ودسترسی به اطلاعات را انجام میدهد.

در موج دوم ماشینها همزمان بودند و انسان به قابلیتهای ماشین وابسته بود ولی در موج سوم شاهد جداسازی زمانی ماشین ها هستیم.

کامپیوتر یک زمان سنج دقیق می باشد بنابراین واژه های جدیدی مانند وقت  واقعی برای تنظیم سرعت جامعه تعریف می شوند.

درموج سوم ذهن (تولید ومصرف) فراتر از استاندارد است وتولید ومصرف بصورت سفارشی در می آیند.

 

 

 

 

دسترسیها و ساختار شبکه های ارتباطی

ساختار شبکه های ارتباطی به سه نوع تقسیم می شود:

الف) نوع شعاعی :در این نوع ،تمرکز در نقطه مرکزی قرار دارد و تمام خیابان ها به این مرکز ختم می شود و باعث می شود که خیابانها به صورت شعاع هایی در حول آن نقطه مرکزی افزایش یابند.

ب) نوع قطاعی :ساختار خیابان ها با در نظر گرفتن مساحتی از همه جهات بدون هیچ گونه محدودیتی قابلیت توسعه دارد .اغلب به منظور کوتاه کردن مسیر شکل توسعه به صورت مورب می باشد .برای مسافت های طولانی امکانات زیادی در رابطه با نحوه کاربری آن وجود دارد.

ج) نوع دایره ای : ساختار متمرکز شده بر روی دایره ،فقط در زمان ارتباط به صورت شعاعی یا جهت کوتاه کردن مسیر قطاعی عمل می نماید.

معابر(مسیرها):

مجموعه مسکونی  مجموعه ای است از ساختمان ها و فضاها با مسیر های عبوری ما بین آنها.

در طراحی مسیر ها باید توجه داشت که همجواری بی واسطه پیاده و سواره, امکان حرکت سریع خودرو ها و باز شدن مستقیم درب منازل به این فضا ها همگی موجب عدم امنیت پیاده و سواره می شود .

 

برای هر بلوک یا ساختمان   فضایی  به عنوان واحد همسایگی  در نظر گرفته شود.این فضا, فضایی خصوصی برای ساکنین آن ساختمان بوده و محلی برای بازی کودکان یا حضور سالمندان...می باشد.

 

ایجاد یک محور شاخص:ایجاد یک محور اصلی در محله به عنوان متصل کننده همه فضاهای مجموعه به یکدیگر الزامی میباشد.

 

 

همان طور که گفته شد ارتباط بین شهرکها و نقاط اصلی یک مجموعه (شهر)توسط خیابان ها صورت می گیرد که به طور کلی به دو نوع تبدیل می شوند :

الف) ارتباط از طریق خیابان های کمربندی :

نکات مثبت :

- جهت ارتباط دادن به یک محیط مسکونی مانند شهرک بزرگ قابل استفاده است.

- جهت بازیابی بسیار خوب است و راه های ورودی و خروجی با مسدود بودن یک بلوک توسط اتوبوس نیز قابل استفاده می باشد.

نکات منفی:

- قطع کردن راه های پیاده و ماشین رو؛

- بار زیاد بر روی قسمتی از ترافیک خارجی

- نا امنی در ترافیک به علت سرعت زیاد.



ب) ارتباط توسط خیابان های مستقیم:

نکات مثبت این خیابانها :

- جدا شدن دقیق راه های پیاده و اتوموبیل رو و ترافیک خارجی از محیط دور نگه داشته می شود .

- در زمانی که طراحی قسمتی از فضا مورد نظر باشد امکان کنترل و کاهش سرعت به منظور افزایش ضریب ایمنی وجود دارد.

نکات منفی:

- میزان ارتباطات محدود است (حداکثر طول خیابان های مستقیم 300 متر می باشد )به سختی جهت یابی می شود

- راه های ورودی و خروجی در زمانی که قسمتی از بلوکها مسدود می شوند ،مشکل می گردد و استفاده از خط اتوبوس ممکن نیست.

برش خیابان ها :

راه ها بر حسب ترافیکی به 6 دسته تقسیم می گردند که عبارتند از :

- راه های مستقل پیاده رو و عبور دوچرخه :

در طراحی این راه ها باید به موارد مختلفی توجه کرد که در زیر به تعدادی از آن ها اشاره شده است:

باید حداکثر فاصله راه پیاده بین پارکینگ و درب ورودی منزل 100 متر باشد.

 
طراحی راه ها برای فضاهای مسکونی تاثیر بسیاری بر روی افراد محیط مسکونی مورد نظر دارد.

- راه های ماشین رو در فضای مسکونی :

خیابان ها و راه های ماشین رو در محیط مسکونی ،معمولا از سنگ فرشهای مناسب ،قطعات بتنی یا موزایک ،مخلوطی از آسفالت یا آجر یا قطعات بتنی و سنگ های طبیعی ساخته می شود .این نوع راهها خود به سه نوع تبدیل می شوند :

- راه های ماشین رو در محیط مسکونی تک واحدی

- راه های ماشین رو در محیط منازل زنجیره ای

- راه های ماشین رو در محیط مسکونی در طبقات

راه های اتومبیل رو در محیط مسکونی دارای این خاصیت است که به علت اندازه های کوچکتر و تاسیسات ارتباطی محدودتر ،مخارج را کاهش می دهد و خواسته های مردم ساکن محیط را نیز برآورده می سازد.به پیاده ها و کودکان توجه خاصی مبذول می گردد و کلیه افراد به راحتی می توانند به مقاصد و منازل خود دسترسی داشته باشند.



خیابان های پخش کننده :

این خیابانها ،راه حلی برای مقابله با رفت و آمد ها با سرعت بسیار بالا و بروز نا امنی در ترافیک ،ارائه می دهند. وجود انحنا در طراحی این خیابانها و عقب نشینی و تعیین محل توقف اتومبیل ها موجب می شود که اتومبیل ها سرعت زیادی نداشته باشند .بنابراین ایمنی بیشتری در ترافیک و فضای بیشتری برای افراد پیاده به وجود آمده است .

خیابانهای پخش کننده اگرچه از نظر طراحی ،عرض پروفیل مساوی دارند اما از نظر رفت آمد یا قوسها و جرییات تفاوت زیادی ندارند ،زیرا در درجه اول به رفت آمد روان توجه شده است .توسعه ترافیک در درجه اول ،می تواند نه تنها برای اتومبیل ها در خیابانهای منتهی به محیط های مسکونی ،بلکه برای افراد پیاده نیز اشکالات زیادی را به وجود آورد که در زیر به چند نمونه آن اشره شده است :

1- درصد بالای خطر تصادف برای پیاده ها و کودکان به دلیل سرعت زیاد اتومبیلها

2- اشغال فضای زیاد خیابانها و پارکینگ ها

3- با آن که در طول روز ترافیک تراکم کمتری دارد ،استفاده از فضای خیابان برای بازی یا توقف به علت ناامنی امکان پذیر نیست

4- تکنیک های ترافیک و طراحی و نحوه کاربری و همچنین فضای مسکونی محدود گردیده است .

نسبت غلط به معنای واقعی عملکرد ترافیک و فضایی که به آن تعلق دارد ،از یک طرف و خواستهای مختلف فضاهای مسکونی و دیگر فضاها از طرف دیگر ،خطر های رفت آمد و غیر اقتصادی بودن طراحی خیابان ها را موجب می شود که برای این نواحی باید طراحی دیگری را نیز در نظر گرفت .



در تعیین آلترنتیو های مختلف برای انواع خیابانها و راه های ماشین رو در محیط مسکونی باید مشخصات زیر را در نظر گرفت :

الف ) خیابانها با کاربری برای افراد پیاده و دوچرخه سوارها (ترافیک آرام )در مقابل خیابانهای اتومبیل رو شانس مساوی دارند و حتی در اولویت قرار می گیرند.

ب) به منظور تامین ایمنی ترافیک و کاهش آلودگی محیط زیست ،رفت آمد در چنین خیابانهایی که صرفا به خیابانهای پخش کننده محیط مسکونی محدود می گردد مقدار سرعت پایین می باشد و حتی در موقعی سرعت به صورت گام به گام و بسیار آهسته انجام می گیرد.

ج) به منظور جدا نمودن فضاهای ترافیک و کاربری های مختلف توسط پروفیل های عرضی ، می توان از کاربری  کل مجموعه استفاده کرد.

د) طراحی و بخش مسکن در محدوده خیابانها باید با تزئیناتی همراه باشد و از خطوط و قطعات جداکننده جهت بهبود جزییات ترکیب فضا صرف نظر گردد. راه های محلی در محیط های مسکونی که اتومبیل رو هستند برای ارتباط فضای مسکونی کوچک با حداکثر 50 واحد مسکونی قابل اجراست. خیابان های مراکز مسکونی نیز جهت ارتباط دادن فضای مسکونی بزرگتر با بار ترافیک برای حداکثر 100 اتومبیل ایجاد می گردد.

 

 

طراحی پیاده رو با تاکید بر محدودیت های حرکتی معلولان و جانبازان

 

مناسب نبودن معابر شهری معضلی است که سال‌هاست در جامعه ما وجود دارد. در بیشتر شهرها طراحی و ساخت هندسی معابر برای جامعه سالم و معلول اشتباه بوده و اصول و قوانین جهانی معابر رعایت نشده است. باید توجه داشت که هر انسانی در هر مقطع سنی همواره در معرض آسیب‌ها و اتفاقات ناگهانی است و از طرفی، سن پیری و کهولت یک واقعیت در زندگی تمام انسان‌هاست،به همین دلیل باید به موضوع مناسب‌سازی معابر شهری، به عنوان یک نیاز عمومی در جامعه توجه شود.

در این میان جانبازان مشکلات دوچندانی دارندکه اتخاذ تدابیر مناسب در این زمینه ضرورت غیرقابل انکاری دارد.

 

 تاثیرات فضای سبز و محوطه سازی برمجتمع مسکونی :

۱) جذب پرتوها
 
احساس آرامشی را که انسان در سایه، به ویژه در سایه یک درخت احساس می کند تا حدی مربوط می شود به جذب پرتوهای مادون قرمز خورشید توسط درخت(نا گفته نماند که که پرتوهای مادون قرمز با طول موج بلند خود خاصیت گرمازایی دارند) و مقداری نیز به دلیل جذب پرتوهای ماوراء بنفش صورت می گیرد .
۲) جذب گرد و غبار
درختان به سبب پراکندگی شاخ و برگ خود بر تمام زوایا و سطوح، همچون یک گردگیر عمل می کنند. اگر درخت را به دقت نظاره کنیم می توانیم تنه آن را به جای دسته و شاخ و برگ آن را به جای پرهای روی یک گردگیر معمولی که در خانه بکار گرفته می شود ، تصور کنیم.
با این ویژگی ، درختانی که در خاک ثابت مانده اند به منزله یک گردگیر کاشته شده در زمین نقش خود را ایفا می کنند.
۳) تولید اکسیژن
هوای مورد نیاز انسان در روز حدود۱۵ کیلوگرم است. هوای سالم که به بدن انسان وارد می شود ۷۸ درصد آن را نیتروژن و ۲۱ درصد آن را اکسیژن تشکیل می دهد.. مقدار زیادی از اکسیژن آزاد شده در طبیعت از طریق فضای سبز تولید می گردد. حال اگر درخت و فضای سبزی وجود نداشته باشد مشکل انسان در رابطه با وجود گازکربنیک در هوا و کمبود اکسیژن به خوبی نمایان می شود.


۴) تولید فیتونسید:
بررسیهای دانشمندان علم محیط زیست نشان می دهد که درختان از خود ماده ای به نام فیتونسید در فضا رها می سازند که برای بسیاری از باکتریها و قارچهای تک سلولی و برخی از حشرات ریز اثر کشندگی دارد.در عین حال تولید چنین موادی توسط درختان برروی انسان اثر فرح بخشی دارد
۵) تعدیل آب و هوا:
درختان با تعریق و تعرق خود نقش حساسی در کاهش دمای  و افزایش رطوبت نسبی هوا اطراف ایفا می کنند.
۶) موثر در کاهش آلودگی صدا:
درختان در معابر و محوطه ساختمان مانند دیواری آلودگی صوتی را کاهش میدهند.

طراحی کاشت در محوطه سازی

محوطه یک ساختمان به عنوان اولین فضایی که بازدید کننده درآن قدم می نهد از اهمیت بسزایی برخوردار است . خواه این ساختمان یک مدرسه باشد یا یک بیمارستان یا حتی فضای یک منزل مسکونی .فردی که برای اولین بار وارد مکان مسکونی یا شهرک می شود با هر نگاه درباره محیط اطراف خود قضاوت میکند .

گیاهان درمحوطه جایگاه ویژه ای دارند ومهمترین عنصر بکار رفته در محیط می باشند. بنابرین کاشت و جانمایی گیاهان در محیط عملی  است که طراح باید با دقت و تخصص انجام دهد .

تعریف طراحی کاشت و فضای سبز معابر

عبارت است از یک فرایند، یک هنر و در نهایت یک علم . فرایند کاشت گیاهان در محیط از یک مفهوم انتزاعی در ذهن طراح شروع شده و پس از ترکیب با نیازهای محیطی و موقعیت مکانی در نهایت به یک طرح کشت مناسب می انجامد. از آنجا که در طراحی کاشت گیاهان سه اصل زیبایی ، عملکرد و اجرا و نگهداری مناسبی باید مد نظر قرار گیرد، می توان آنرا ترکیبی از علم و هنر طراح نیز دانست.

اصول طراحی کاشت

برای کاشت گیاهان از متد های مختلفی می توان تبعیت کرد . طراح محیط از یک سو باید باخصوصیات اقلیمی و محیط زیستی منطقه از قبیل خاک و هیدرولژی و دما و بارش آشنا باشد و از سوی دیگر با خصوصیات فیزیولژیکی گیاهان مختلف تا بتواند بهترین گیاهان مناسب آن منطقه را بیابد .

از سوی دیگر طراح کاشت باید با بکار بردن اصول زیبایی شناسی و قواعد فرم و بافت ورنگ ترکیب مناسبی ایجاد نماید که علاوه بر گیاهشناسی صحیح زیبا و دلپذیر باشد .

بطور کلی می توان اصول زیر را برای طراحی کاشت در محوطه سازی درنظر گرفت:

1-     اصل گزینش و نوع فضای سبز

اولین گام برای جهت دادن تفکر یک طراح برای ایجاد یک محوطه کاربری آن محیط است . اینکه طراح بداند از کدام سبک و نوع باغسازی تبعیت خواهد کرد و این سبک را نیز باید بر اساس یک دلیل منطقی که می تواند عملکرد محوطه ، اقلیم منطقه، فرهنگ و... باشد ؛ انتخاب نماید . به عنوان مثال طراح برای محوطه یک ساختمان اداری سبک رسمی formal و برای یک مهد کودک سبک  informalرا انتخاب کرده و بر اساس آن نوع باغسازی را انتخاب می نماید.

2-     اصل انتخاب بهترین مقیاس گیاهان 

گیاهان را از لحاظ حداکثر رشد به چند دسته تقسیم می کنند . درختان بلند ، درختان متوسط ، درختان کوتاه ، درختچه ها ،پیچ ها ، گلها و گیاهان پوششی . اینکه با درنظر گرفتن سن بلوغ گیاه ، چقدر از سطح زمین فاصله خواهد گرفت ارتفاع نهایی رشد گیاه مشخص می شود. با شیوه هایی مانند هرس و کنترل ابیاری و کود دهی می توان این حداکثر رشد را تغییر داد. با درنظر گرفتن اینکه نهال 1 متری کاشته شده در سالهای آینده درختی تنومند خواهد شد باید گیاهان را انتخاب و جا گذاری نمود .

3-اصل بزرگنمایی فضا با بهره گیری از فنون طراحی کاشت

بزرگنمایی فضا را از طرق مختلفی می توان انجام داد .

- از طریق قرار دادن درختان بلند در پس زمینه ، درختان متوسط قامت در میان زمینه و درختچه ها و گلها وگیاهان پوششی در پیش زمینه

- از طریق قراردادن درختان با بافت نرم در پس زمینه و درختان متوسط بافت در میان زمینه و درختان بابافت خشن در پیش زمینه 

- قرار دادن رنگهای گرم در پیش زمینه و رنگهای سرد در پس زمینه

7- تعریف ارتفاع گیاهان و محل یابی کاشت آنان بر اساس نوع محیط

مثلا درختان بلند مزاحم سیمهای برق نشوند و یا جلوی پنجره ها را نپوشانند و مانع وود نور نشوند . یا بر درخت دیگر سایه نیاندازند .ومانع رشد درختان کوتاهتر نشوند.

 

 

نقش نمای ساختمانها در مسیر حرکتی (خیابانها و کوچه ها)

تدوین معیارها و ضوابط ساماندهی نماها در شهرک

نما عنصری است که امروزه جزء جدائی ناپذیر از بدنه شهری محسوب می گردد.
طبیعی است که نما به مفهوم عام خود در طراحی معماری که تصویر علمی ساختمان در یکی از جهات چهارگانه می باشد مورد نظر ما نیست منظور از نما ضلعی از ساختمان است که در معرض دید عموم و در تماس با فضاهای عمومی شهر قرار می گیرد ، نقش نما تفکیک زندگی خصوصی از زندگی شهر است ، سیما و زیبائی شناسی نمای ابنیه انحصاری و انفرادی نیست ، نماها تعریف کننده فضای خیابان و یا میدان هستند و به همین دلایل است که نما از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار است .
با توجه به مصوبه سال ۱۳۶۹ شورای عالی شهرسازی و معماری ، وزارت مسکن و شهرسازی ، وزارت کشور موظف به تهیه و ابلاغ ضوابط و مقررات نمای شهری ظرف ۱ ماه بوده که این کار ظرف ۱۸ سال گذشته صورت نگرفته است و این کار باعث آزاد گذاشتن دست مالکان در اعمال سلیقه های شخصی و هنرنمایی اغراق آمیز طراحان شده است تا دست به دست یکدیگر نمای شهرها را به زشت ترین و بی هویت ترین نماها تبدیل کنند .

مواردی که باعث اغتشاش و ناهماهنگی در بدنه یک مجموعه مانند شهر یا شهرک می شوند به شرح زیر می باشند :

الف) اعمال سلیقه و دخالتهای غیرکارشناسانه شامل :

۱- حکمیت فرهنگ ساخت و ساز غیرحرفه ای (بساز بفروشی)
۲- اعمال سلیقه مالک یا کارفرما
۳- عدم استفاده از نظریات کارشناسان معمار در طراحی و اجرا
۴- هنرنمایی اغراق آمیز برخی از طراحان

ب) ناهنجاریهای مربوط به عدم رعایت اصول طراحی بنا

۱- عدم همخوانی فرم و کاربری
۲- الحاقات زائد و غیراصولی
۳- استفاده از گرایش های معماری بی ارزش و بی هویت

 

ضرورت موضوع


در آستانه جامعه مدنی نیاز به ساماندهی نما شدیداً احساس می گردد و این مهم فقط با هماهنگی دست اندرکاران ساخت و نگهداری شهر و بناهای آن میسر می گردد .

ضوابط و مقررات نمای شهری:

۱- کلیه سطوح نمایان ساختمانهای واقع در محدوده و حریم شهرها و شهرکها که از داخل معابر قابل مشاهده است ، اعم از نمای اصلی و نماهای جانبی ، نمای شهری محسوب می شود ، لازم است با مصالح مرغوب به طرز مناسب، زیبا و هماهنگ نماسازی شود .
۲- صدور گواهی پایانکار ساختمان مشروط به انجام نماسازی نماهای اصلی و جانبی است

                به منظور دستیابی به یک نمای مطلوب، جنس و رنگ سنگ مصرفی از اهمیت بسزایی برخوردار است و موارد زیر در طرح نما لحاظ گردد .

۱- عکس‌ازساختمان‌ومجاورین از کلیه نماها ‌(درصورت‌احداث)
۲- در طرح ارائه شده جنس و رنگ کلیه مصالح مشخص گردد و درصورت نیاز نمونه مصالح ارائه شود (رنگ کلیه پروفیل ها و رنگ شیشه ها نیز مشحص گردد)
۳- حداقل دو نوع مصالح (رنگ ـ جنس) برای نماها در نظر گرفته شود
۴- مصالح نما باید اتصال کافی و مناسب با بدنه و سازه داشته باشد تا از خطر ریزش جلوگیری به عمل اید.
۵- کلیه سطوح خارجی ساختمان ، به لحاظ ایمنی و زیباسازی منظر شهری ، باید در شرایط مناسب نگهداری شوند.

 

علت ایجاد مجتمع های مسکونی:

1)
با توجه به نیاز بشر به حفظ امنیت و توانایی بیشتر برقراری امنیت توسط نیروهای جمعی به نسبت نیروهای فردی، انسانها زندگی به صورت گروهی را تا آنجا که به حریم خصوصی شان لطمه وارد نکند دوست دارند.


2)
وجود مجتمع های مسکونی این امکان را به مخاطبان می دهد تا از امکانات بیشتر و بهتری بهره گیرند.(مثل فضاهای خدماتی و تفریحی و...)


3)
کمتر شدن هزینه ها با توجه به تقسیم آنها بین تعداد خانوار بیشتر.


4)
امکان لذت بردن از زندگی جمعی در کنار حریم خصوصی.

در طراحی مجموعه مسکونی باید  در نظر داشت که محیط مسکونی به محل تردد اتومبیل مبدل نشود.

 

در رابطه با پارکینگ باید نکات زیر را مد نظر قرار داد:

الف) در مجموعه های مسکونی  باید به ازای هر واحد مسکونی یک پارکینگ در نظر گرفته شود و همچنین محل کافی برای پارک اتومبیل مهمانان و مراجعین وجود داشته باشد.بدین معنی که علاوه بر پیش بینی فضای پارکینگ برای کلیه00 1 درصد  واحد های مسکونی  فضاهای اضافی نیز برای پارکینگ اتومبیل متظور گردد.

 

ب)ارتباط محل پارکینگ با فضای ساختمان برای معلولین راحت باشد .

 

ج)پیش بینی دسترسی ساکنین از  مجموعه  به شریان های درون شهری و یا بالعکس.

د) پارکینگ مجموعه مسکونی باید در دسترسی کامل با ساختمان ها باشد.

 

 

در نتیجه اینکه در هر نوع الگوی طراحی رعایت اصول طراحی شهری  مانند ایجاد فضاهای محصور .متباین.متناسب و با مقیاس انسانی کاملا ضروری است.

 

فضای پارکینگ:

حد اقل اندازه فضای پارکینگ 5/2 *5 متر است.اگر این فضا در محلی به صورت باز در جلو واحد مسکونی پیش بینی شده که پشت آن در (برای مثال گاراژ)قرار دارد لازم است فضایی پشت پارکینگ و جلو  در نظر گرفته شود.

 

اگر پارکینگ به صورت فضایی تو رفته پشت پیاده رو و داخل بخش ساخته شده واحد مسکونی پیش بینی شود و یا دیواری بلندتر از 60 سانتیمتر دو طرف طول آنرا محصور کند برای اینکه راننده بتواند موقع خروج از پارکینگ بیرون را ببیند 1/2 متر* 1/2 متر پخی  دید باید بر بدنه مدخل پارکینگ در نظر گرفته شود.

 

اگر فضای پارکینگ در محلی است که در آن آمد و شد کم است باشد پیش بینی  پخی  ضرورتی ندارد .

 

سر پیچ ها نیز دهانه فضای پارکینگ باید طولانی تر در نظر گرفته شود.

حوزه بندی پارکینگ:

تعیین پارکینگ لازم جهت ساختمانهای مسکونی و خدماتی به سه حوزه 1-2-3 تقسیم بندی شده که ضوابط تامین پارکینگ در این حوزه ها به شرح ذیل است:

الف)   اگر ملک کلاً به صورت یک واحد مسکونی باشد          ( در هر سه حوزه پارکینگ)  :     

 

اگر  سطح نا خالص کل ساختمان  ( طبقات با  زیر زمین )  کمتر از  150مترمربع باشد   نیازی به احداث پارکینگ  نیست .

اگر  سطح نا خالص کل ساختمان  ( طبقات با  زیر زمین )  بیشتر از  150مترمربع تا ۲۰۰ متر مربع باشد   یک واحد پارکینگ مورد نیاز است .

اگر  سطح نا خالص کل ساختمان  ( طبقات با  زیر زمین )  بیشتر از  ۲۰۰مترمربع  باشد دو واحد پارکینگ مورد نیاز است .

ب) اگر ملک دارای بیش از یک واحد مسکونی باشد :

                مساحت خالص آپارتمانm2

حوزه

S<100

100≤S<200

S≥200

حوزه یک

یک واحد

یک واحد

یک و نیم واحد

حوزه 2 و 3

1-   بنا در حد تراکم مجاز باشد:نیم واحد

2-   بنا مازاد تراکم مجاز باشد:یک واحد

یک واحد

یک و نیم واحد

  پارکینگ مورد نیاز سایر ساختمانها :

 

فضاهای پارکینگ (به واحد)

درصد سطح طبقات

نوع استفاده

ردیف

حوزه سه

حوزه دو

حوزه یک

3

3

3

برای هر صد متر مربع سطح طبقات

تجاری*

1

2

2

2

برای هر صد متر مربع سطح طبقات

اداری**

2

یک چهارم

2

3

برای هر صد متر مربع سطح طبقات

مرکز اجتماعات

3

یک بیستم

یک دهم

یک پنجم

برای هر اتاق

هتـــل

4

یک دوازدهم

یک هشتم

یک چهارم

برای هر تختخواب

بیمارستان

5

2

2

2

برای هر صد متر مربع ازسطح دفتر

 

کارخانجات صنعتی وانبارها وکارگاهها

6

یک دوم

یک دوم

یک دوم

برای هر صد متر مربع ازسطح کارخانه

 

کارخانجات صنعتی وانبارها وکارگاهها

7

یک دهم

یک چهارم

یک دوم

برای هرمعلم وناظم ومدیر

مدارس

8

یک چهلم

یک دهم

یک دهم

برای هر صندلی

سینما وتاَتر

9

1

1

1

برای هرمعلم وناظم ومدیر

مدارس عالی وهنرستان

10

1

1

1

برای هراستاد

دانشگاهها

11

یک صدم

یک صدم

یک صدم

برای هرشاگرد

دانشگاهها

12

یک چهارم

یک دوم

1

برای هر صد متر مربع سطح طبقات

تاَسسیسات تفریحی

13

یک دهم

یک ششم

یک سوم

به ازاء هر نمره خصوصی

گرمابه ها

14

یک دهم

یک دهم

یک دهم

برای هر اتاق خواب(15مترمربع)

خوابگاههای دانشجویی و پانسیونها

15

یک چهارم

یک دوم

1

برای هر صد متر مربع سطح طبقات

ورزشی وتاَسیسات تفریحی

16

یک دوم

یک دوم

یک دوم

هرواحد آپارتمان با مساحت خالص تا متراژ یکصد مترمربع

هتل آپارتمان***

17

1

1

1

هرواحد آپارتمان با مساحت خالص100مترمربع وبیشتر

هتل آپارتمان**** 

18

یک دوم

1

2

برای هر صد متر مربع سطح طبقات

درمانگاه

19

5

5

5

برای هر صد متر مربع سطح طبقات

رستوران- تالاز – اغذیه فروشی و . . .

20

-

-

-

-

مساجد ومعابدرسمی

21

 

مسافت پیاده روی:

بسیار به ندرت امکان دارد که راننده ای بتواند وسیله نقلیه خود را درست در کنار مقصد خود در یک ناحیه شهرک پارک نماید.معمولا ناگزیر از مقداری پیاده روی از محل پارک...وسیله نقلیه خود می باشد و گاهی نیز تعمدا چنین پیاده روی را انجام میدهد  .با این حال برای مسافتی که اکثر مردم  برای  رسیدن به مقصد از محل پارک اتومبیل  پیاده طی می کنند حدی وجود دارد که میتوان میانگین  18 متر را برای آن در شهرک در نظرگرفت.

       

ضوابط     پارکینگ

اصل موضوع  پارکینگ به مکان   پارک   خودرو   و   خارج شدن  از آن    بر میگردد . ضوابط  ملاک   عمل  موجود  برای این مهم به شرح زیر است :

فضای سر پوشیده  لازم برای پارکینگ یک خودرو  در یک خانه ویلایی  به  ابعاد  3 × 5  متر  الزامیست    .

زمانیکه   تأمین  چند  واحد  پارکینگ  مد  نظر  باشد   :

در اینصورت ستون گذاری ساختمان بایستی تابع ضوابطی باشد تا امکان  پارک بیشترین تعداد خودرو مهیا شود.

برای تأمین یک واحد پارکینگ آکس به آکس دو ستون عرضی 3  متر (سه متر)  و آکس به آکس دو ستون طولی آن 5  متر(  پنج  متر  )   الزامیست  . در هر صورت عرض محل پارک کمتر از 50/2 متر  نباشد .

برای تأمین دو واحد پارکینگ به صورت مزاحم آکس به آکس دو ستون عرضی 3  متر  ( سه متر ) و طول آن 10 متر (  ده  متر  )   الزامیست  . در هر صورت  عرض  محل پارک  کمتر از 50/2  متر  نباشد  .

دو واحد پارکینگ به صورت مزاحم  یعنی برای خروج خودروی عقب،خودروی  جلویی  مزاحم  اوست  و  بایستی  اول خودروی  جلویی  مزاحم خارج  شود   .

برای تأمین دو  واحد پارکینگ آکس به آکس دو ستون عرضی 5  متر (پنج متر ) و آکس به آکس دو ستون طولی آن نیز 5 متر(  پنج  متر  )   الزامیست  . در هر صورت  عرض  محل پارک  کمتر از 50/4  متر  نباشد

در اینصورت  راه ورود و خروج به عرض  5  متر  (  پنج متر  )  الزامیست یا به  عبارتی  آکس به آکس  دو ستون عرضی محل  عبور  5  متر   (  پنج متر  )    . در هر صورت  عرض  محل عبور  کمتر از 50/4  متر  نباشد.

برای تأمین سه واحد پارکینگ آکس به آکس دو ستون عرضی 50/7  متر   ( هفت و نیم  متر  )  و آکس به آکس  دو ستون طولی   آن نیز  5  متر (پنج متر) الزامیست . در هر صورت عرض محل پارک کمتر از  7 متر  نباشد .